نادیده گرفتن وندیداد، خیانت به تاریخ

  • 1392/02/27 - 12:45
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ سران جامعه زرتشتی تلاش می‌کنند تا انتساب وندیداد به خود را رد کنند. در حالیکه وندیداد یکی از اصلی‌ترین بخش‌های اوستا است. در زمان بازنویسی اوستا در عصر ساسانیان، بزرگانی چون موبد تنسر و آذربد مهراسپندان و... (که در تألیف و مکتوب نمودن اوستا نقشی اساسی داشتند) بند بند وندیداد اوستا را سخنان اهورامزدا و زرتشت...

وندیداد یکی از اصلی‌ترین بخش‌های اوستا است که همواره پژوهشگران برای درک عقائد و باورهای دین زرتشتی بدان مراجعه می‌کردند. یان ریپکا می‌گوید: «ویدودات (وندیداد) شامل بسیاری جزئیات تاریخی و فرهنگی است که به وسیله آن می‌توان زندگی جامعه مزدیسنا و اخلاق و اعتقادات و خرافات غالباً شگفت آن را عمیقاً بررسی کرد.»[1] گرانتوسکی می‌گوید: «منبع اصلی بررسی وضع ایران باستان اوستاست.» ایشان می‌افزایند: «آنچه از اوستای باستانی حفظ شده به بخش‌های مهمی تقسیم گردیده است. مهم‌ترین آنها یسنا (قربانی، دعا)، یشت‌ها (نیایش و سرودهای خدائی)، وندیداد (قانون ضد دیوها) است.»[2]

استاد پورداود از بزرگ‌ترین اوستا پژوهان تاریخ ایران درباره ی وندیداد می‌گوید: « وندیداد که الحال جزوی از اوستا است، بنا به دینکرد، نسک نوزدهم اوستای ساسانیان بود. بنا به شرحی که دینکرد از وندیداد می‌دهد این نسک تماماً به ما رسیده است» ایشان می‌افزاید: «آن قسمتی از اوستا که مخصوصاً مقدس شمرده می‌شد و در جـــزو ادعیه و نماز و ستایش بود و محل احتیاج روزانه مردم بود و موبدان، محفــــوظ تر ماند تا از قسمت‌هایی که کمتـــر طرف احتیاج بوده است.»[3] سرپرسی سایکس در کتاب «تاریخ ایران» می‌گوید که کتاب وندیداد یگانه قسمتی از اوستا است که به صورت کامل باقی مانده است. «قسمتهای موجوده اوستا فقط شامل یک کتاب تمام از کتب اوستا می‌باشد و آن موسوم به وندیداد، به‌طور اصح ویدوات یا شریعت بر ضد دیوان است.»[4]

شادروان حسن پیرنیا (از بزرگ‌ترین پژوهشگران عرصه تاریخ ایران) در کتاب «تاریخ ایران باستان» می‌نویسد: وندیداد کتابی است که چیزی از آن مفقود نشده است.[5] این نشان می‌دهد پیشوایان دین زرتشتی؛ هیربدان و موبدان، همان کسانی که گات‌ها و ... را به عصر حاضر رساندند برای وندیداد ارزشی فوق العاده و قداستی فراوان قائل بودند که آن را کامل به عصر حاضر رساندند. وندیداد به صورت کلی گفتگوهای میان اهورامزدا و زرتشت است که نوشته ی موبدان است. که از دو کانال به عصر کنونی رسید. یک، از طریق رهبران زرتشتی (هیربدان، موبدان و...) که نگارش این متن‌ها در اختیار آنان بود. و در ثانی به صورت شفاهی (و سینه به سینه). و این دو کانال دقیقاً همان دو کانالی است که گاتها و... امروز به دست ما رسیده است و هرگونه زیر سؤال بردن وندیداد، مستقیماً به گات‌ها و دیگر بخش‌های اوستا، از لحاظ سند و اعتبار آسیب می‌رساند.

تأیید ماهیت وندیداد توسط گاتها (قدیمی‌ترین بخش اوستا)

در گات‌ها بسیاری موارد از دستورالعمل‌ها و قوانین جزئی به صورت کلی و گذرا اسم برده شده است. برای مثال در گات‌ها، هات 34 بند 12: «ای مزدا؛ داد تو چیست؟ خواستار چیستی؟ کدامین ستایش و کدامین نیایش را سزاوار می‌شناسی ؟»  ترجمه ی دکتر دوستخواه. و در متن گزارش دکتر آبتین ساسان فر آمده است که بارتولومه و کانگا و دیگر محققین و پژوهشگران در ترجمه ی عبارت « razare» که در متن گات‌ها آمده است از کلماتی همچون اصول، ضوابط، فرمان، دستور، دستورالعمل و... استفاده کردند.[6] درحالیکه ما در متن گات‌ها از ضوابط یا دستورالعمل‌ها و... (مخصوصاً در زمینه ی عملی: یا همان کردار) اثری خاص و قابل ملاحظه نمی‌بینیم. و تنها بخش اوستا که به بیان این دستورالعمل‌ها و ضوابط  (آن هم از سوی اهورامزدا) می‌پردازد همان بخش وندیداد است. و البته ده‌ها بار دیگر در متن گات‌ها به صورت گذرا از قوانین جزئی و کیفی سخن به میان آمده، اشاراتی شده است که نشان می‌دهد دین زرتشتی شریعت عملی داشته است و امروزه نیز از این شریعت فقط نسک ِ وندیداد مانده است. در متن یسنا نیز به صراحت داد دیو ستیز (داتام وی دئو) یا همان "ویدیودات" مورد ستایش قرار گرفته است. نگاه کنید به یسنا، هات 71 بند 5. امروزه نیز زرتشتیان هندوستان (پارسیان) برای وندیداد ارزشی فراوان قائل اند و حتی زرتشتیان ایران نیز تا دهه‌های گذشته به بسیاری از آموزه‌های داتیک اوستا (که مهم‌ترین آنها وندیداد است) به صورت نسبی پایبند بوده‌اند. دیگر دلیل بر ارزش و اعتبار وندیداد در دین زرتشتی، گواهیِ بزرگ‌ترین پیشوایان و احیاگران دین زرتشتی بر اعتبار و حتی حجیّت وندیداد است. آنچنانکه در زمان بازنویسی اوستا در عصر ساسانیان، بزرگانی چون موبد تنسر و آذربد مهراسپندان و... (که در تألیف و مکتوب نمودن اوستا نقشی اساسی داشتند) بند بند وندیداد اوستا را سخنان اهورامزدا و زرتشت معرفی نمودند. و این امر تا امروز همچنان در متن وندیداد اوستا به روشنی موجود و قابل رؤیت است.

پی‌نوشت:

[1]. یان ریپکا؛ تاریخ ادبیات ایران از دوران به اتان تا قاجاریه، مترجم: عیسی شهابی؛ انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول، صفحه 30
[2]. ادوین گرانتوسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ترجمه: کیخسرو کشاورزی، انتشارات پویش، تهران، چاپ اول، صفحه 63-64
[3]. ابراهیم پورداود؛ گات‌ها کهن‌ترین بخش اوستا، انتشارات اساطیر، تهران، چاپ اول، صفحه 75
[4]. سرپرسی سایکس، تاریخ ایران، ترجمه سید محمد تقی فخر داعی گیلانی، انتشارات افسون، تهران، چاپ هفتم، جلد 1 صفحه 138
[5]. حسن پیرنیا؛ تاریخ ایران باستان، ناشر: دنیای کتاب، تهران، چاپ اول، جلد 4 صفحه 2885
[6]. آبتین ساسان فر؛ گات‌ها سروده های آسمانی زرتشت، انتشارات بهجت، تهران، چاپ اول، صفحه 498.

مقاله مرتبط : مويد اردشير خورشيديان، رئيس انجمن موبدان تهران: ونديداد برای ما مقدس است.

 

تولیدی

دیدگاه‌ها

اصولا بحث کردن با گروه های ایران ستیز بی فایده است ! اینکه وندیداد به صورت کامل از دوران ساسانی تا حال حاضر در دسترس ماست دلیل بر این نمیشود که وندیداد از سخنان زرتشت باشد ، برداشت های شما واقعا توهین به شعور خوانندگان است ! اول اینکه مغان میترایی(اذربد مهراسپندان) اوستا را کتابت کرده اند (به نام مهر دقت کنید )، مغان زرتشتی نبودند بلکه ایزدان متعدد پیش از زرتشت را میپرستیدند که پس از شورش زرتشت بر علیه انان یگانه پرستی اغاز شد ،زرتشت در گاهان هیچ یک از ایزدان میترایی را ستایش نکرده است بلکه فقط و فقط مزدا را شایسته ستایش میدانست :...تو ﺭﺍ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﯾﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ(خدایان میترایی) ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺑﯿﺰﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﻢ .(34بند5) . در حالیکه در یشت ها اردویسر اناهیت راهم ستایش میکند که تحت تاثیر کرتیر و در دوران شاپور ساسانی افزوده شده ! در گاهان زرتشت هیچگاه به انصورت که در یشت ها و وندیداد میبینم اهورا سخنی انچنانی نگفته است در حالی که خود میگوید: ﺍﯼ ﻣﺰﺩﺍ ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ ،ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ...ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺩﻝ ﺩﯾﺪﻡ ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﺭﺍﺳﺘﯽ ...(31بند 8) دیگه همه میدونیم که یگانه پرستی از ایران به قوم بیسواد یهود و قوم اسلام رفت در حالی که تاثیر لغات اوستایی شدیدا مشهود است ،از لغت (ادام=حضرت ادم) تا (اوریست=ابلیس) ... در اینکه تنها گاهان سروده زرتشت هستند شک و تردیدی در بین اوستاشناسان وجود ندارد ،در حالی که شما با سفسطه و اباطیل و فلسفه ای که تنها به درد خود شما میخورد و برهان های بی ربط سعی میکنید وندیداد یشتها... را به گاهان بچسبانید .فراموش نکنید در ادیان ابراهیمی هم شما هیچ برهانی برای تحریف تورات ندارید و تنها برهان شما مغایرت اندک با قران است ولی ما چون به شعور شما احترام میگذاریم از تورات سندی بر علیه شما نمی اوریم . در ادامه فکر نکنید چون منکر وندیداد هستیم پس نسبت به مسلمانان ضعف داریم، به جرات قسم میخورم هیچ کتابی خرافی تر از قران نیست که سلیمان با باد و مورچه صحبت میکرد یا برده داری و تجاوز به بردگان مرد و زن ،تبعیض نژادی،جنسی،قومی...کشتار غیر مسلمانان،قطع دست و پا و سر بریدن ، و صدها اعمال غیر اخلاقی دیگر هست که هیچ گاه به گرد پای وندیداد نخواهد رسید .

سلام shirin گرامی، [1].ما ایرانی هستیم نه ایران ستیز. لیکن خود را فریب نمی‌دهیم. سرمست از دروغ‌هایی که باستانگرایان تحویل جامعه می‌دهند نیز نیستیم. حقایقی است که باید به نسل اینده رسانده شود. راه گفتگو و نظردهی را نیز باز گذاشته ایم. تا هرکس از ما و سخنان ما انتقادی دارد بیان کند. همین که راه را برای ارائۀ دیدگاه‌ها باز گذاشته ایم نشان میدهد به نظر و شعور مخاطبین احترام میگذاریم. [2].اینکه وندیداد کامل به عصر حاضر رسیده -در حالیکه گاتاها کامل به عصر ما نرسیده- نشان میدهد که بزرگترین موبدان زرتشتی و محافظین اوستا، بر وندیداد تأکید ویژه ای داشته و دارند، حتی بیش از گاتها. [3].تنها دلیل اعتبار وندیداد آنچه نقل قول کردید نیست. مسائلی دیگر نیز بیان کردیم که به نظر علاقه ای به بررسی آنان ندارید. [4] عجیب است که از طرفی آذرباد مهراسپندان که در زمان ساسانیان زندگی میکرد را مغ میترایی می نامید و از طرفی برای نوشته های او تحت عنوان گاتها و... اعتبار و حجیت قائل هستید . اگر دقت کنید متوجه می شوید که خود گاتها را نیز آذرباد مهراسپندان و موبد تنسر مکتوب کردند. اگر آنان چنین نمی کردند امروزه اثری از این کتاب نبود. [5].در گاتها امشاسپندان ستایش می‌شوند. [6].در اوستا و حتی گاتها هیچ اثری از توحید - یگانه باوری - نیست . گذشته از اینکه زرتشت 1000 سال پس از موسای کلیم زندگی میکرد . چگونه ممکن است چیزی از دین زرتشتی به دین واقعی یهود راه یابد؟ [7] برای واژگان اوستایی آدام و ... سند ارائه کنید. [8].گاتها ارتباطی با زرتشت ندارد. حداقل جامعه زرتشتی و باستان گرا دلیلی برای انتساب گاتها به زرتشت ندارند. بسسیاری از پژوهشگران امروزی انتساب گاتها به زرتشت را رد می کنند از جمله پروفسور پرادز اکتور شروو، ژان کلنز و حتی شادروان پروفسور پرویز رجبی و بسیاری دیگر. در ادامه نیز برای جبران ضعف‌های خود به قرآن تهمت زدید. البته عادی است کسی که در حال سقوط است به هرچیزی دست اندازی میکند. قرآن به صراحت تبعیض نژادی را نفی میکند (13 حجرات) در حالیکه گاتها تبعیض نژادی و قومی و طبقاتی را به رسمیت می شناسد. لواط و ارتباط جنسی مرد با مرد در اسلام حرام است و حکمش هم اعدام ! چگونه میگویید این مسئله در اسلام جایز است ؟؟؟؟ سخن گفتن پیامبر با حیوانات هم خرافی نیست. امروزه در محیط آزمایشگاهی دانشمندان توانسته اند صدای نهنگها را رمزیابی (کدیابی) کنند و حتی صداهایی از همان جنس ایجاد کنند. پس انسان میتواند با حیوانات سخن بگوبد. منتهی امری دشوار است اما غیرعقلی نیست (معجزه از همین جنس است). اسلام در بعد عقیدتی به مراتب کاملتر و قوی تر از دین زرتشتی است. مقالات فروانی در همین سایت به این مسئله پرداخته است. سپاس

اینکه گاتاها اسیب دیده است مشخص میکند قدمت بیشتری داشته است ، قانون نامه وندیداد هم به سبب اهمیت قانونی اسیبی ندیده است ،پس وندیداد قانون نامه دوران ساسانی بود و باید هم اهمیت داشته باشد ،جالب اینکه خود مغان و موبدان تمایز دیوپرست و زرتشتی را در خواندن گاتاها میدانستند ، مغان میترایی پیرو میترا پیامبر بودند و زرتشت هم به اصطلاح دین میترا را بروز کرد . قضیه این بوده که میترا خردمند برای باروری زمین های کشاورزی گاو را قربانی میکرد و اصلا ریشه قربانی کردن و اهمیت دینی گاو در تمام ملت ها جهت برکت از دوران میتراست، پس ازو زرتشت برای توسعه کشاورزی مانع از کشتار گاوها شد (شخم زدن...) همین. زرتشت از خدایان میترایی بیزار بود و تنها اهورا را ستایش میکرد ولی پس ازو مغان چون کرتیر در دوران شاپور ایزدان میترایی خود را هم به دین زرتشتی افزودند . شش امشاسپندان وزیران اهورا هستند چون ،اندیشه نیک ،رسایی و کمال،پاکی و راستی... منظورم وجود خدایان میترایی در گاهان بود که خود زرتشت انان را دروغین خطاب کرد. زرتشت اولین پیامبر یگانه پرست جهان بود و حدود 3750سال پیش میزیست در حالی که موسی خیالی شما که فقط در منابع یهودی دیده میشود 13 قرن پیش از میلاد ! اگر منابع یهودی را هم در نظر بگیریم موسی مردی به نام یهوه را میپرستید ،با او کشتی میگرفت ... یاوه گویی و بیسوادی در تورات موج میزند که اغاز جهان را از چند هزار سال پیش از خود میدانست. و به وضوح مشخص است که تنها ادعای پیامبری کرده بود .البته در قران هم خداوند جسیم است و خود توانایی ندارد و فرشتگان به اموراتش میپردازند به همین دلیل است که همیشه از ضمیر (نحن)یعنی ما استفاده میکند . ادم از اوو به معنی نخستین و دمنه به معنی افریده به وجود امده و در نهایت تبدیل به ادام و ادم شده و گمان نمیکنم نیازی به سند باشه ولی میتونید ایودامن رو در دهخدا سرچ کنید ،ابلیس رو هم همینطور ، دوزخ شما همان دروج ماست یا رب نام خدا هم در فارسی به معنی سرور است ...در گاتاها بارها نام زرتشت امده است !حجرات 13 هم به جهت شناسایی یکدیگر فرمودن و نه رد نژادپرستی ! 33 ال عمران را بخونید که قوم عمران و ابراهیم را به مردم جهان برتری داده است.تبعیض نژادی و طبقاتی رو در گاتاها نشون بدید !در رابطه با لواط جایی دیگر توضیح دادم .به فرض محال فرض کنیم سخن گفتن با حیوانات ممکن باشد سخن گفتن با باد یا جابه جایی هوا هم ممکن است ؟ اسلام در حال مرگ است و خود شما در نابودی ان نقش به سزایی دارید !

درباره ی سخنان شما (shirin)، زرتشت اولین پیامبر نبود. دلیلی برای پیامبری او وجود ندارد. اگر دلیلی دارید چیست؟ تاریخ 3750 سال پیش هم هیچ پایه و اساس علمی و تاریخی ندارد . قرآن جسمانیت خداوند را نفی میکند. برای اینکه بحث منحرف نشود می توانید از سایتهای پاسخ به شبهات مطالعه کنید. ضمیر نحن نیز برای تعظیم است. در گاتها نیز برای خداوند از ضمیر جمع استفاده شده است. در آیه 13 سوره حجرات قرآن میگوید که ما شما را نژآدهای گوناگون قرار دادیم تا شناخته شوید. اما برترین شما باتقواترین شما است نه نژاد (یعنی نفی برتری نژادی). قوم عمران و ابراهیم و... برتری دادن شدند چون باتقواتر بودند. بنی اسرائیل هم برتر بودند - در پاره ای از تاریخ - چون ایمان به پیامبران آوردند . اما وقتی ازراه به در شدند این برتری نیز از آنها گرفته شد (61 بقره) . در گاتها از 4 طبقه اجتماعی سخن به میان آمده است. به زودی این مسئله در مقاله ای جدا بیان می گردد. درباره ی هوا هم علم بشر ثابت کرده هر مولکولی در جهان هستی از خود انرژی ساطع کرده و انرژی جذب میکند. چه بسا ارتباط با مولکولهای هوا - تأثیر گذاشتن و تأثیر پذیرفتن - از آنها ممکن است. قرآن میگوید باد تحت تسخیر سلیمان بود. چه عیبی دارد که انسان بتواند باد و حرکت هوا را تحت کنترل خود در بیاورد؟ درباره ی اسلام ؛ منطق اسلام قوی ترین منطق است. چه بسا شما نیز در آینده مسلمان باشید. مرگ برای آن مکتبی رح می‌دهد که هیچ توان دفاع منطقی از خود ندارد. و هرگونه پرسشی را با فرار به جلو یا غوغاگری پاسخ میدهد.

چندهزار سال به این کتاب عمل می شدو هنوز هم تا جایی که میی دونم زرتشتیای هند بشش عمل می کنن . بخشهایی از این کتاب رو خوندم خیلی مزخرفه

راستی این مقاله رو تو وبلاگم میذرام تا دوستاممم بخونن .

شگفتی در آن است که آذربد پسر مارسپند ، بزرگ رهبر زرتشتیان در گدار ساسانی، با آزمایش ور آتش یا همان آرمایش مس گداخته راستینگی نسک اوستا را اثبات نمود. همان اوستایی که وندیداد نیز بخشی از آن بود. پس اینک چگونه است که موبدان زرتشتی وندیداد را نادیده می گیرند؟ و اکنون نیز موبد خورشیدیان فرنشین انجمن موبدان بر قداست وندیداد مهر راستینگی زد. همین در نادرستی ژاژ خاییدن های برخی زرتشتیان بس است.

سلام و تشکر از بابت مطالب خوب شما ***

به قول آقای آباد که آذرباد مهراسپندان با یک معجزه !!! به اسم ور آتش (روی سینه ش فلز مذاب ریختن ) برای اینکه ببینن اوستایی که نوشته درسته یا نه !!! بعدهم زنده موند ! یعنی اوستاش کاملاً حق هست !!! وندیداد هم جزو همون اوستا بود !!! نوشته ی دیروز یکی از دوستان تو پیجم :::::: آذرباد مهراسپندان در زمان شاهپور دوم روی کار آمد. در این زمان اختلاف سیاسی میان مسیحیان و زرتشتیان روی داد. مسیحیان ایران بسیار تحت فشار بودند. آذرباد مارسپندان نسخه های اوستا را یکسان کرد. آن هم از طریق ور آتش (فلز گداخته). دقت کنیم که کتاب خرده اوستا منسوب به آذرباد مارسپندان است. درستی وندیداد که تنها بخش سالم و کاملاً باقی مانده از اوستا ساسانی است هم جزو همان اوستای آذرباد بود. :))))))))))) البته ونديداد طبق منطق زرتشتيها برا خودشون بايد معتبر باشه. از ديد ما كه فقط مزخرفات و چرت و پرت هست . دين واقعی زرتشتی رو از ونديداد بشناسيد ! دين خرافی

مرتاض های هندی و جادوگرای آفریقا و چین و ... هم از این کارها زیاد می کنند، آیا میتوان به حقانیت آنها حمل کرد

استاد پورداود از بزرگترین اوستا پژوهان تاریخ ایران درباره ی وندیداد میگوید : « وندیداد که الحال جزوی از اوستا است ، بنا به دینکرد نسک نوزدهم اوستای ساسانیان بود . بنا به شرحی که دینکرد از وندیداد می دهد این نسک تماماً به ما رسیده است » ایشان می افزاید : « آن قسمتی از اوستا که مخصوصاً مقدس شمرده می شد و در جـــزو ادعیه و نماز و ستایش بود و محل احتیاج روزانه مردم بود و موبدان ، محفــــوظ تر ماند تا از قسمت هایی که کمتـــر طرف احتیاج بوده است.»

پیشوایان دین زرتشتی ؛ هیربدان و موبدان ، همان کسانی که گاتها و ... را به عصر حاضر رساندند برای وندیداد ارزشی فوق العاده و قداستی فراوان قائل بودند که آن را کامل به عصر حاضر رساندند . وندیداد به صورت کلی گفتگوهای میان اهورامزدا و زرتشت است که نوشته ی موبدان است . که از دو کانال به عصر کنونی رسید . یک ، از طریق رهبران زرتشتی ( هیربدان ، موبدان و ... ) که نگارش این متنها در اختیار آنان بود . و در ثانی به صورت شفاهی ( و سینه به سینه ) . و این دو کانال دقیقاً همان دو کانالی است که گاتها و ... امروز به دست ما رسیده است و هرگونه زیر سؤال بردن وندیداد ، مستقیماً به گاتها و دیگر بخشهای اوستا ، از لحاظ سند و اعتبار آسیب می رساند . >>> حرف خوبی بود !

تشكر مقاله خوب بود

گل کاشتی استاد !!!!!!!

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.