چه کسانی زرتشتیان را آتش پرست نامیدند ؟

  • 1392/12/05 - 22:59
منابع فراوان دینی و تاریخی گویای این هستند که زرتشتیان به معنی واقعی، آتش را پرستش می کردند. همین امر سبب شد که ایرانیانِ مسلمان شده، زرتشتیان را «آتش پرست» بنامند. حتی بزرگان و فرهیختگان ایران زمین، از جمله ابن سینا، عطار نیشابوری، سعدی، نظامی گنجوی، فخرالدین رازی، سهروردی و حتی فردوسی و ...، زرتشتیان را این گونه خطاب نمودند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ با نگاهی به اوستا و متون پهلوی در می‌یابیم که در دین زرتشتی، آتش صاحبِ اراده و مظهر اهورامزدا است، یعنی: به عنوان پسر اهورامزدا و تمثیل وی پرستش می‌شود، نیایش شده و نماز گزارده می‌شود.[1] لیکن موبدان زردشتی در دوره‌ی اسلامی هنگامی كه با مسلمانان مواجه شدند در صدد دفاع از خود بر آمدند، و چون ناکام شدند در اقدامی شگفت انگیز بخش عظیمی از منابع دینی خود را از بین بردند.[2] به هر روی منابع فراوان تاریخی گویای این هستند که زرتشتیان به معنی واقعی، آتش را پرستش می‌کردند. همین امر سبب شد که ایرانیانِ مسلمان شده، زرتشتیان را «آتش پرست» بنامند. حتی بزرگان و فرهیختگان ایران زمین، از جمله ابن سینا، عطار نیشابوری، سعدی، نظامی گنجوی، فخرالدین رازی، سهروردی و حتی فردوسی و ...، زرتشتیان را این گونه خطاب نمودند. برای مثال بوعلی سينا (متوفای 428 قمری) از بزرگترین دانشمندان ایرانی، در فصل هفتم از فنّ دوم طبيعيات شفا می‏‌گويد:فطبقات‏ من القدماء المائلين إلى القول بالأضداد، و بأن الضدين مبدءان للكل، الواقفين من ذلك‏ إلى جنبة القول بالخير و الشر، و النور و الظلمة، أفرطوا فى تمجيد النار، و تعظيم شأنها، و أهلوها للتقديس و التسبيح‏.  یعنی: طبقاتی از پيشينيان كه به فلسفه‌ی اضداد تمايل داشتند و معتقد بودند كه‏ همه چيز از ضدّين به وجود می‌آيد و در اين جهت در مسئله‌ی خير و شر، نور و ظلمت به عنوان دو ضد، واقع شده بودند. آنان در تمجيد و تعظيم آتش راه‏ مبالغه پيش گرفتند و آتش را شايسته تقديس و تسبيح (پرستش) دانستند، بدين جهت كه آتش عنصر نورانی است.[3]

فردوسی نيز در تعبيرات خود زرتشتیان را با لقب «آتش پرست» نامید. برای مثال در داستان ازدواج شاهپور با دختر مهرک چنین می‌ گوید:

بدو گفت كين دخترِ خوب چهر       *         بمن ده برِ من گوا كن سپهر
       بدو داد مهـتــر بفــرمـان اوى       *     بر آيين «آتش پرستــان» اوى‏ [4] 

فردوسی در داستان «سخن گفتن بهرام به سرداران» هم می‌گوید که هیچ کس حق ندارد به آب و آتش دست بزند، مگر موبدانِ «آتش پرست».

بآب و بآتـش ميازيد دســت   *   مگر هيـــربد مردِ «آتش پرست»‏ [5]

همچنین پس از شكست سنگين خاقانيان (و دیگر مردمان شرق ایران) از بهرام پنجم (بهرام گور)، بسیاری از چغانیان و ختلى‌ها و بلخى‌ ها و بخارایی‌ها و رهبران غرچه، زرتشتی (آتش‏ پرست) گشتند.

چغانى و چگلى و بلخـى ردان   *   بخـارى و از غـرجــــگان مـوبـــدان‏
برفتنـد با باژ و بَرسَم بدست    *   نيايش كنان پيشِ «آتش پرست‏»
كه ما شاه را يك سره بنده ‏ايم   *   همان باژ را گـردن افگنده ‏ايم‏ [6]

و نیز پس از این که اسفندیار به تحریک زرتشت، مردم ترکستان را به جرم زرتشتی نشدن قتل عام کرد،[7] بازماندگان ترکستان و شرق ایران از ترس جانشان مجبور شدند «آتش پرست» شوند.

بزاريـــش گفتنــــد گـــر شـــهريـــــار   *   دهـد بنــدگان را بـــجــان زينهــار
بدين اندر آييتم و خواهش كنيم           *  همه «آذران» را «نيايش» كنيم‏
از يشــان چو بشـــــنيد اســـفنــديار  *    بِجان و بِتَـن دادشان زينـهـار [8]

حتی سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی در قرن ششم هجری، در مجموعه‌ی دوم مصنفات خود می گويد: «اولين كسى كه آتشكده بنا كرد هوشنگ و بعد جمشيد و كيخسرو بود. سپس زردشت عمل آنها را تأييد كرد. آنان عقيده داشتند كه همان طور كه آتش ابراهيم خليل را نسوزانيد، كسانى كه آن را عبادت و پرستش كنند از عذاب آن مصون می‌باشند.»[9] بلعمی، متوفای 329 هجری، تاریخ نگار ایرانی و وزیر دربار سامانیان، در تاریخ نامه ی مشهور خود از زرتشتیان با عنوان «آتش پرست» یاد می‌کند: «پس چون پادشاهى به گشتاسپ رسيد اندر مملكت داد كرد و جهان از مشرق تا مغرب آبادان كرد و دين آتش‏ پرستى‏ را هيچ كس چندان نصرت نكرد كه او كرد. مغان را يكى پيغمبر است او را زردشت گويند كه اين دين مغى او نهاد ايشان را، و دعوى كرد كه من پيغمبرم و آتش ‏پرستى‏ ايشان را صواب نمود، و كتابى آورد كه آن را زند و استا خوانند، و خواهر و مادر را به زنى كردن او آورد.» [10] نظامی گنجوی نیز در بخشِ «شرف نامه» از منظومه ی «اسکندرنامه» که یکی از پنج میراث گرانبهای «پنج گنج» و از بزرگترین مفاخر ادبی تاریخ ایران است، زرتشتیان را «آتش پرست» می خواند و چنین می‌گوید:

چو بشكـســت بر هيـربد پشـت را  * برانداخــت آييــن زردتشـــت را
ز گيــلان برون شــد، درآمـد بـرِی  *  به افگنــدن دشمـــــن افگـنـــد پي
بر «آتش پرستان» سياسـت نمود  *  برآورد ازآن دوده يكبـاره دود [11]

و نیز می‌گوید که اسکندر:

به هـر تختگاهـــی كه بنهــــــاد پی  *  نگــه داشــت آييـــن شاهـــان كِی
بجُز رسمِ زردشتِ «آتش پرست»  *  ندادآن دگر رسمها را ز دست [12]

نظامي گنجوي در منظومه ی «خسرو و شيرين»، در داستان «نشستن خسرو به آتشخانه» می‌گوید :

   چنان افتاد ازآن پس رای خسرو  *  كه آتشـخانه باشــد جــای خســــرو
نســازد با همــالان همنشــســتی  *  كند چون موبدان آتش پرستی [13]

عطار نيشابوري نیز در الهي نامه، در حکایت مسلمان شدنِ یک زرتشتی به دست یک عارفِ مسلمان، زرتشتیان را به عنوان گبر و آتش پرست نامیده؛ چنین می‌گوید:

حسن در بصره استاد جهان بود  *  يكي همسايه گبرش ناتوان بود
          مگر هفتاد سال آتش پرستی  *  گرفته بود پيشه جهل و مستی ... [14]

ناصر خسرو، دانشمند و ادیب فرهیخته ی ایرانی در قرن پنجم هجری، در قصائد خود زرتشتیان را «آتش پرست» می‌نامد:

در معده ت آتش آمد مشغول شد بدو دِل    *     تا دين بدين بهانه از پيش برنوشتی
          فتنه شدی و بی دين بر آتش غريزی  *   آتش پرست گشتی چون مرد زردهشتی [15]

همچنین حکیم زجاجی، تاریخ دان و ادیب ایرانی در قرن هفتم هجری نیز در «همايون‏ نامه» [16] و ابى سعيد گرديزى‏، ادیب ایرانی متوفای 433 هجری، در «زين الاخبار» زرتشتیان و رهبران آنان را «آتش پرست» می‌نامد: «و چون وى بيامد كتاب اوستا آورد و آتش ‏پرستى فرمود، و نكاح اهل حرمت جائز كرد، و گشتاسپ دين او بپذيرفت... و اسفنديار بجد بايستاد اندر كار زردشتى، و او را نصرت كرد هر چه تمام‌تر. هر كه نپذيرفت مُكرَه (به اجبار) اندر كردن او كرد، و هر كه فرمان نبرد آن كس را بكشت، و آتشخانه ها بنا افگند.»[17] فخرالدین رازی (قرن هفتم هجری) نیز در «مفاتیح الغیب» در تعریف مجوسیان آنان را به «کسانی که آتش را می پرستند» ترجمه کرده است.[18] زمخشری نیز به عنوان یک ادیب و دانشمند ایرانی (قرن پنجم و ششم) در «مقدمة الأدب» در ترجمه‌ی مغان از واژگانی چون گبر و آتش پرست استفاده کرده است.[19] ابن فقیه همدانی، دانشمند ایرانی قرن سوم و چهارم هجری در کتاب «البلدان» که یک دانشنامه‌ی عظیم جغرافیایی و یک شاهکار منحصر به فرد است، زرتشت و زرتشتیان را با لقبِ «آتش پرست» و «کسانی که آتش را می‌پرستند» یاد کرده است.[20] دقيقی طوسی، ادیب ایرانی در قرن چهارم هجری (که خود نیز زرتشتی بود) در «گشتاسپ نامه» زرتشتیان را «آذر پرست» می‌نامد:

چو پيروزي شاهِتان بشنويد  *  گزيتي به آذر پرستان دهيد
چو آگاه شد قيصر آن شاه روم  *  كه فرخ شد آن شاه و ارجاسپِ شوم [21]

روشن است که به اعتراف موبدان از جمله موبد جهانگیر اوشیدری، رئیس سابق انجمن موبدان تهران، منظور از آذر همان آتش است.[22] در نتیجه «آذر پرست» یعنی آتش پرست! سعدي شيرازي، ادیب ایرانی قرن هفتم هجری، که بی‌تردید یکی از بزرگ‌ترین مفاخر ادبی تاریخ ایران است، همانند ابومنصور دقیقی، زرتشتیان را بل لقب «آذر پرست» خطاب می‌کند:

نه شرطست وقتيكه روزی خوري  *  كه نام خداوند روزی بري؟
بگفتا نگيرم طريقی بدست  *  كه نشنيدم از پير آذرپرست [23]

ابن بلخی نیز در «فارسنامه» [24]، و منهاج الدّین عثمان بن ابراهیم (مشهور به منهاج سراج) دانشمند ایرانی در قرن هفتم هجری در «طبقات ناصری» زرتشتیان را «آتش پرست» خواندند.[25] به هر صورت این موارد تنها اندکی از بیشمار نمونه‌هایی است که دانشمندان و فرهیختگان ایرانی زرتشتیان را این گونه خطاب کرده‌اند...

پی نوشت :

[1]. نگاه کنید به مقاله «جایگاه آتش در دین زرتشتی»
[2]. نگاه کنید به مقاله «رهبران زرتشتی و تحریف عمدی اوستا»
[3]. ابوعلی سينا، الشفاء( الطبيعيات) ، ناشر : مکتبة علامه مرعشی، قم 1404 هـجری قمری، ص 53  
[4]. حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، بر اساس نسخه ی مسکو ، ناشر : مؤسسه نور، تهران، ص 881 ، بيت 31967 و 31966 
[5]. همان ، ص 994 ، بيت 36036 
[6]. همان ، ص 987 بيت 35780 
[7]. نگاه کنید به مقاله «جنایات اشَوَنان زرتشتی در تازش به ترکستان»
[8]. همان ، ص 667  بيت 24263 به بعد
[9]. سيد جعفر سجادى‏، فرهنگ معارف اسلامى‏، انتشارات دانشگاه تهران‏، چاپ سوم 1373، ج 3 ص 1982
[10]. تاریخ بلعمی، انتشارات سروش، تهران 1378 ، ج 1 ص 469
[11]. نظامي گنجوي، پنج گنج، منظومه ی اسكندرنامه، بخشِ شرفنامه
[12]. همان
[13]. نظامی گنجوی، پنج گنج، منظومه ی خسرو و شیرین
[14]. عطار نیشابوری، منظومه الهی نامه
[15]. بنگرید به قصائد ناصر خسرو قبادیانی
[16]. حکیم زجاجی، همايون‏نامه، مصحح: على پير نيا، نشر آثار، تهران‏ 1383، ج‏1، ص 616
[17]. ابى سعيد گرديزى‏، زين الاخبار، ناشر: دنياى كتاب‏، تهران‏ 1363، ص 51 
[18]. فخرالدین رازی، مفاتيح الغيب، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت 1421/ 2000، ج 1 ص 198 ؛ ج 3 ص 98 
[19]. محمود بن عمر زمخشرى، مقدمة الأدب‏، ناشر: موسسه مطالعات اسلامي دانشگاه تهران ‏1386،ص 51 
[20]. ابن الفقيه، البلدان، ناشر: عالم الكتب‏، بيروت‏، چاپ اول 1416 ق‏مری، ص 505 و 627 
[21]. ابومنصور دقیقی طوسی ، گشتاسپ نامه ؛ و نیز بنگرید به حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، بر اساس نسخه ی مسکو ، ناشر : مؤسسه نور، تهران، ص 668، بيت 24320
[22]. موبد جهانگیر اوشیدری، دانشنامه ی مزدیسنا، نشر مرکز، تهران، چاپ پنجم ۱۳۸۹، ص 60
[23]. بوستان سعدی ، باب دوم؛ در احسان 
[24]. فارسنامه ابن بلخى، ناشر: بنياد فارس شناسى‏ ، شيراز 1374، ص 53
[25]. منهاج الدّین عثمان بن ابراهیم‏، طبقات ناصرى‏، تحقيق عبد الحى حبيبى، اتشارات دنياى كتاب، تهران 1363، ج‏1 ، ص 131 

تولیدی

دیدگاه‌ها

پرستش یعنی پرستاری کردن ، از قرار معلوم پرستار در بیمارستان بیماران را خدای خود میداند ؟ بله ؟ در قران هم خدا «نور» نامیده شده که یک لغت اوستا با منشا «اتش» است !

سلام marko گرامی؛ پرستش هم به معنی مراقبت است و هم به معنی عبودیت و طاعت. http://www.vajehyab.com/?q=%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%B4 اما باید دانست که خداپرستی به معنی پرستش و عبودیت است. چون پرستاری از خدا معنا ندارد. و میدانیم که در اوستا، آتش پسر خدا و همذات اوست. پس مراقبت از آتش ملاک واقعی نیست. بلک همان پرستش و عبودیت آتش در آیین زرتشتی ملاک است (چون آتش ذات خدایی دارد). به هر حال اگر اصرار دارید که صفت «آتش پرستی» برای زرتشتیان به معنی مراقب از آتش است، ایرادی ندارد. ما هم ایشان را به همین معنا «آتش پرست» مینامیم. هرچند روشن است زرتشتیان، آتش را نه فقط مراقبت، بلکه پرستش به معنی عبودیت و عبادت مینمودند. بنگرید به: http://www.adyannet.com/news/7707 با تشکر

معلومه دیگه آتیش پرست یه کلمه فارسیه ایرانی ها خودشون به مجوسی ها میگفتن آتیش پرست . مثل کلمه گبر که اونم فارسیه . نمی دونم چرا بعضی از این پان ایرانیستای راسیست - نژادپرست مغزشون رو به کار نمیندازن ؟

ما زرتشتیان پروردگار جهانیان را پرستش میکنیم و تنها بر او نماز گذاریم آتش برای ما مفهوم پایداری دارد و نمادی از جاودانگی است .

سلام گرامی ؛ در گذشته اینگونه نبود. قبل از ورود اسلام به ایران، آتش برای زرتشتیان، ذات خدا شمرده میشد. بنگرید به : http://www.adyannet.com/news/7707

زرتشیتان خدا را بر کوه مانند آدم نقش میکردند یا اینکه آتش میپرستیدند؟آخر این خدا روی سنگ مثل آدم بود یا آتش در آتشکده ها بود؟چرا به هر چیزی بیخود و مغرضانه ای استناد میکنید.گفتی آتش ذات خدا بود پس اینکه میگویند الله نور سماوات و ارض است یعنی چه؟شما بدو اینکه بخواهید دین زرتشت را اثبات میکنید.عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

در نقش رستم بروید ببینید که اهورامزدا چگونه در شکل و شمایل یک پیرمرد بر کوه نقش شده است. اینکه الله نور السماوات و الارض یعنی خداوند مایه روشنایی معنوی آسمان و زمین است. اما زرتشتیان معتقد بودند که آتش، ذات خداست. هم اسناد اوستایی و هم اسناد سریانی (مناظره گیورگیس) این رال ثابت میکند. موفق باشید

بنده هم همین بحث را قبول دارم متاسفانه هروقت از چیز خوب استفاده نادرست می شود به بدترین وسیله تبدیل می گردد، برای نماز دین اسلام گفته ریا نکنید وای بر نمازگزاران که ریا می کنند . مسلمانان صدر اسلام با دولت ایران جنگ کردند چون دولت ایران با موبدان و مغان درباری دین رادر خدمت امیال و فساد خود گرفته بودند. هیچ هم بعید نیست برای استثمار و شیره مالیدن بر سر زرتشتیان آن روزگار آتشکده ها را مقدس جلوه نکنند . این موضوع تحریف و انحراف بحث مفصلی است که قصد دارم مطلب جامعی برای در وبلاگم بیاورم. همان طور که با دولت روم جنگ کردند مخالفت آنها با آتشکده به خاطر تحریفاتی بود که عوام آن دوره در دین زرتشت ایجاد کرده بودند ایرانیان فرهیخته آن دوران برای رهایی از ظلم و نظام شدید طبقاتی شاهان ساسانی

پرستش در فارسی کهن به معنی نگهداری و مواظبت و مراقبت است.نیایش هم به معنی دعا خواندن است.اینکه آتش همان اهورامزدا است در هیچ جای اوستا نیامده است.در هیچ جا هم نیامده که آتشکده به معنی خانه خدا یا بیت الله میباشد.پس اگر دین ندارید پس آزاد مرد باشید.

پرستش به معنی نگهداری و مراقبت است؟ پس خداپرستی یعنی مراقبت از خدا؟ کسی نگفت که آتش همان اهورامزدا است. بلکه بنا بر متن اوستا آتش پسر اهورامزدا و همذات با او است.

پرستش هم به معنی مراقبت است و هم به معنی عبودیت و طاعت. http://www.vajehyab.com/?q=%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%B4 اما باید دانست که خداپرستی به معنی پرستش به جهت طاعت و عبودیت است. ما مزداپرستی داریم، اما مزدیسناپرستی (به معنی عبودیت) نداریم. اگر اصرار دارید که صفت «آتش پرستی» برای زرتشتیان به معنی مراقب از آتش است، ایرادی ندارد. ما هم ایشان را به همین معنا «آتش پرست» مینامیم. هرچند روشن است زرتشتیان، آتش را نه فقط مراقبت، بلکه پرستش به معنی عبودیت و عبادت مینمودند. بنگرید به: http://www.adyannet.com/news/7707

در هیچ کجا نیامده که این نقوش نقش اهورامزدا است.اگر این نقش اهورا مزدا بود حتما مسلمانان به بهانه بت پرستی آن را خراب میکردند.مسلمانان به زرتشتیان تهمت آتش پرستی میزدند و نه تهمت بت پرستی.این مدعیان علم آیا فرق بین سنگ و آتش را نمیدانند؟آیا کسی به زرتشتیان تا بحال گفته بت پرست هستید؟اگر چنین نقشی نقش اهورا مزدا باشد پس آنوقت عرب ها و مسلمانان میگفتند که ایرانیان خدای خود را بر سنگ نقش میکردند و بت پرست بودند.شماها فقط قصد تخریب دارید و هدفتان تخریب تاریخ ایران است.

سلام ایرانی گرامی ؛ آنچه در نقس رستم آمده است، عیناً تصویر اهورامزدا است. نوشتاری ارائه نمودیم که نشان میدهد در اوستا و متون پهلوی و کتیبه های باستانی، اهورامزدا همواره به صورت یک مرد توصیف شده است. درباره کتیبه نقس رستم، به این تصویر بنگرید: [http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/4012/4011624-0ff8e6e5fc9e27fcd0b37bb0ce91ff04-l.jpg] باستانشناسان تردیدی ندارند که عکس سمت راست، مربوط به اهورامزدا است که ریش و سبیل و اندام مردانه دارد. مری بویس (Mary Boyce) پژوهشگر انگلیسی که بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف پژوهش و تحقیق درباره زرتشتیان نمود. وی درباره نقشِ کتیبه اردشیر بابکان در نقش رستم می‌نویسد: «این نقش اردشیر را بر پشت اسب نشان می‌دهد که اهرمزد در مقابل او به همان‌سان سواره ایستاده تاج بر سر و شاخه‌های برسم به دست دارد و تاج پادشاهی را به او می‌دهد. خدا و شاه با کتیبه‌های کنده شده در پهلوی اسبانشان معرفی می‌شوند. این کتیبه‌ها به سه زبان فارسی میانه، پهلوی اشکانی و یونانی‌اند؛ و در حالیکه اسب هرمزدف مخلوقی با موهای مارفَش (احتمالاً اهریمن) را زیر سم‌هایش لگدکوب می‌کند، سم‌های اسب اردشیر روی شخصی به سجود افتاده هستند که بی‌گمان اردوان پنجم است که بدین سان در حال شکست‌خوردگی با نیروهای بدی همسان انگاشته شده است». سند: مری بویس، زرتشتیان، باورها و آداب دینی آن‌ها، ترجمه ع. بهرامی، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱. ص ۱۳۷

ایرانی عزیز ؛ مسیحیان نیز خدای خود عیسای مسیح (که بنابر عقیده ی مسیحیان، یکی از اقنومهای سه گانه خداست و در ذات خدای کامل است) را بر روی سنگ و چوب نقش میکردند، مسلمانان به مسیحیان نیز بت پرست نمیگفتند. از آنجاییکه تقدیس آتش نزد زرتشتیان واضح و فراگیر بود، مسلمانان آنان را آتش پرست مینامیدند، که چنین هم بود، و زرتشتیان امروزی با مواجهه با مسلمین، از این رفتار خود دست کشیدند. هدف ما نیز بیان حقایقی است که بسیاری آن را مخفی میدارند. هدف ما تنها مبارزه با جعلیات و دروغهایی است که موبدان و سران باستانگرایی به خورد جوانان میدهند. سپاس از شما گرامی

سلام زحمت کشیدید مقاله ای سرشار از ایراد و اشکال رو نوشتید لطفا دفعه ی بعد که خواستید مقاله ای بنویسید اندکی مطالعه کنید و بعد اینجا مقاله بنویسید تا مردم منحرف نشوند آخه شما که میگی فردوسی زرتشتیان رو آتش پرست خطاب کرده اصلا تا حالا شاهنامه رو مطالعه کردی؟ اتفاقا فردوسی زرتشتیان رو یگانه پرست خطاب کرده در شاهنامه چنین آمده است: نیا را همی بود آیین و کیش پرستیدن ایزدی بود پیش نگویی که آتش پرستان بدند پرستنده پاک یزدان بدند بدان گه بدی آتشی خوبرنگ چو مر تازیان راست محراب سنگ زرتشتیان آتش پرست نبودند بلکه یگانه پرست بودند

اولا فردوسی در این ماجرا، فقط نقل قول کرده است ثانیا همانگونه که سندش در متن آمده، خود فردوسی هم زرتشتیان را آتش پرست و آذرپرست نامیده است. هر چه در این نوشتار آمده با سند است. اینکه میگویید این مقاله سرشار از ایراد و اشکال است، به این خاطر است که گویا میخواهید با جو دادن و هوچی‌گری و مغلطه، مستندات موجود در این نوشتار را از دیده‌ها پنهان کنید. پیشنهاد میکنم که برای یک بار، این نوشتار را با دقت مطالعه کنید.

در زمان ما روی تابلو بسیاری از مؤسسات زردشتی نقش اهورا مزدا با همان ریش و عصا ویال و کوپال به عنوان یک آرم ملی به چشم می خورد و این خیلی عجیب است زردشتیان از یک طرف خود را موحد قلمداد می کنند و اهورا مزدا را همان الله مسلمانان که به تعبیر قرآن «لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر؛ او را هیچ چشمی درک نمی کند و حال این که او بینندگان را مشاهده می کند و او نامرئی و به همه آگاه است.» (انعام/ 103) معرفی می کند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یک بت نمایش می دهند. به قول استاد شهید مطهری: «حقیقتا مایه شرمساری ایران و ایرانیان است که با این که چهارده قرن است به عالی ترین مفاهیم توحیدی نایل شده اند و نغزترین گفتارها را به نثر و نظم در این زمینه انشا کرده اند، خدای مجسم و شاخ و بالدار برایش بکشند و بعد هم اصرار کنند که این را به عنوان یک آرم ملی بپذیر. اگر این بت پرستی نیست پس بت پرستی در دنیا معنی ندارد.»

زرتشتان خدایان متعددی رو قبول داشتن همانند بت اهورا مزدا که نقش آن به صورت یک مرد همه جا هست. وماهای سال رو به نام ایزدان (خدایانشون)نام گذاری کرده بودند مثلاآذر خدای آتش که اونو نعوذ بالله پسر اهورا مزدا میدونستند در حالی که لم یلد ولم یولد از اساس توحید است وپرستش آنش همان پرتش آذره

با سلام با توجه به منابع عمومی موجود به طور قطع نمیتوان در مورد چگونگی زرتشت و آیینش و پیامبر بودن یا نبودش و آتش پرست بودن یا آتش پرست نبودنش نظر داد. انشالله که زرتشت و پیروانش خدا پرست بوده و آتش پرست نبوده باشند. طبقه آیه شریفه قرآن در سوره الاعراف: (خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»(7:12) شیطان رجیم از جنس آتش است لذا پرستش آتش معادل پرستش شیطان است. اگر همانطور که در اکثر منابع موجود ذکر شده زرتشت هم آتش پرست بوده چون زرتشتیان آتشکده را به منظور حفظ و پرستش آتش بنا و آتش را مقدس و بر پا نگه میداشته اند لذا زرتشت و زرتشتیان همه جزو کفارند. عین بت پرستان که بت ها را میساختند و بجای خداوند تبارک و تعالی آنها را میپرستیدند. پرستش ربطی به پرستاری ندارد و بر همه روشن است که زرتشتیان پرستار آتش نبودند! در آیه شریفه سوره النور قرآن کریم میفرماید: خداوند نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می‌شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود؛ نوری است بر فراز نوری؛ و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند، و خداوند به هر چیزی داناست.(24:35) طبق این آیه شریفه خداوند نور آسمانها و زمین است اما نور خداوند تبارک و تعالی را به هیچ وجه نمیتوان با انور خورشید و ماه و آتش مقایسه و تفسیر نمود. ضمنا بنده که تنها افتخارم مسلمان شیعه اثنی عشری و پیروی ازچهارده معصوم و از منتظران قائم آل محمد حضرت امام مهدی (عج) می باشد طبق آیه شریفه قرآن کریم: لا اکراه فی الدین برای همه ادیان و نظرات صادقانه احترام قائل می باشم مدتی قبل در تهران ضمن خروج از مترو با فردی زرتشتی آشنا شدم. وقتی فهمیدم ایشان زرتشتی است به او بسیار دوستانه گفتم که سه شعار زرتشت: کردار نیک - گفتار نیک و پندار نیک را میتوان در اصل در یک جمله خلاصه کرد. ایشان که آدم بسیار خوب و صادقی بود گفت به چه صورت؟ گفتم بنده در دبیرستان رشته طبیعی خواندم و چون ما قبل از عمل کردن و صحبت (فکر میکنیم که آن کار یا مطلب را بگوییم) و بعد از مغز فرمان به صورت الکتریسته به اعصاب و سپس به ماهیچه ها فرستاده میشود و بعد دست و پا و زبان و غیره به حرکت در میآیند لذا چون کردار و گفتار ما اول باید از کانال فکرمان دستور بگیرند لذا این سه جمله زرتشت را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: (پندار نیک) چون پندارکه نیک باشد خود به خود گفتار و کردار هم نیک خواهد بود. (البته با احترام به زرتشت). دوست زرتشتی مان بسیار متعجب شد و فهمید و پذیرفت. البته بجز گروهی خاص همه متوجه این ارتباط نمیشوند لذا لازم بوده که برای درک عموم مردم به همین صورت بسط داده شده: (کردار نیک - گفتار نیک و پندار نیک) بیان شود. تا از این طریق همه مواظب باشیم. علائم آخرالزمان یکی یکی در حال ضاهر شدن هستند و بزودی در آن ساعت موعد حقایق بر کل نسل بشر روشن میشود و همه حقایق منجمله حقیقت زرتشت و دین زرتشتیان نیز در آن زمان بر همه ما معلوم خواهد شد. لذا تا آن زمان با اینکه شیطان و ایادی اش مدت ها است که شروع کردند به زیر سوال بردن خدا و همه ادیان منجمله اسلام. متاسفانه امروز مد کردند که عده ای به بهانه ایرانی بودن سنگ کورش و زرتشت و ایران باستان را به سینه بزنند. در صورتی که عده ای از اینها از طغیانگران و گمراهان غیر مسلمان و برخی دیگر کسانی هستند که بعد مسلمان زاده بودن و ( یا ایمان به اسلام) کافر شدند. چون اینها نه واقعا طرفدار زرتشتند ونه اسلام و نه هر دین دیگر! در نتیجه باید به این قبیل افراد کاری نداشته باشیم و آنها را در مکر و گمراهی شان رها کنیم. و از طرف دیگر خوب است بقیه همه به هم احترام بگذاریم و با یکدیگر مهربان باشیم. امری که در همه ادیان مردم به آن دعوت شدند. پناه به خدا از شر شیطان رجیم! با آرزوی هدایت خدا به راه راست! چون میفرماید: هدایت خدا آن است هدایت!

آقای عبدالله این متن شما :{دوست زرتشتی مان بسیار متعجب شد و فهمید و پذیرفت. البته بجز گروهی خاص همه متوجه این ارتباط نمیشوند لذا لازم بوده که برای درک عموم مردم به همین صورت بسط داده شده: (کردار نیک - گفتار نیک و پندار نیک) بیان شود.} من رو یاد داستان ها و موعظه های حکیمان و... انداختی شما (که مرد با شنیدن یا دیدن فلان مطلب یا ... ناگهان ازجا برخاست و نعره ها کشید و جامه درید ... ) کارت به جایی رسیده که فلسفه زرتشت رو می بری زیر سوال و میگی ببخشید پندار همون گفتارو کرداره ؟؟؟ و گروهی خاص متوجه نمیشن بعد شما بعد از 3 هزارسال فهمیدی !! عجباااا شما چرا اینجایی پس عزیزم ؟؟ برای خودت شما فرهنگ و دین و لغت و همه چی رو تعبیرمیکنی و با افتخار میگی من این رو کشف کردم؟؟ "هومت و هوخت و هوورشت" یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک از خصوصیات دین زرتشت است. شما میخوای بگی فقط اسلام و مسلمونا یکتاپرست هستن و بقیه دین ها تحریف شده و کلا ازچندمیلیارد انسانی که مسلمون نیستن همه اشتباه میکنن و دنیا خلق شده برای مسلمونا وقتی یه زرتشتی میره جلوی آتش و دورش میگرده و یا رازو نیاز میکنه یعنی بت پرستی به عبارتی ؟؟؟ بعد اونوقت مسلمونا پیرن دورکعبه و جایی که یه با خشت و گل درست شده میچرخن و رازونیازمیکنن نمیشه بت یا بت پرستی ؟؟؟ یا زمانی که با دوتا دست و 10 انگشت چنگ به ضریح اماما و امامزاده ها میزنین آیا اون فلز و فولاد بت شما نیست ؟؟ خواهش میکنم مغرضانه و داعشی وار نظرندید. همچنین تو مقاله سراسرمغرضانه از شعرفردوسی نصفه و نیمه گذاشتین و اونایی که به سود حرف های خودتون باشه رو عنوان کردین بنابراین ازین نوشتارهای گوناگون می توان دریافت که زرتشتیان خدای یگانه را با نام اهورامزدا ستایش و پرستش می کنند و آفرینش جهان را از او می دانند . اما همانگونه که در آیین های دیگر مقدساتی وجود دارد در دین زرتشت هم آتش مقدس شمرده می شود . اما از آنجا که زرتشت جزو پیامبران الهی بوده و پیامبران الهی وظیفه ای جز آگاهی مردم از وجود خدای یگانه نداشته اند اگر بپنداریم که زرتشتیان خدا پرست نبوده و آتش را ستایش می کرده اند با خرد و نوشته های تاریخی مذهبی جور در نمی آید . در شاهنامه چنین آمده است: نیا را همی بود آیین و کیش پرستیدن ایزدی بود پیش نگویی که آتش پرستان بدند پرستنده پاک یزدان بدند بدان گه بدی آتشی خوبرنگ چو مر تازیان راست محراب سنگ

بسمه رب شهدا و صدیقین پناه بر خدا از شر شیطان رانده شده همان دشمن آشکار انسان. آقای یه ایرانی عزیز، دوست عزیز شما اگر فکرت اجازه نمیداد این مطالب را نمی گفتی و دست شما نمی توانست تایپ کند! پس کردار و گفتار چون باید از کانال فکر (پندار) بگذرند در نتیجه: برای عقلا گفتن ( پندار نیک) خود به خود ( کردار و گفتار نیک را نیز شامل میشود!) در نتیجه دوست عزیز چون انجام کردار و گفتار بدون پندار غیر ممکن هستند لذا جمله (پندار نیک – گفتارنیک – و کردارنیک) را میتوان در( پندار نیک) خلاصه کرد. بعد هم آیا غیر این است که اگر کسی مغزش از کار بیافتد نه میتواند حرف بزند و نه میتواند کرداری داشته باشد! پس سلطان بدن عقل و مغز است و پندار. که بی شک باید نیک باشد تا فرد رستگار شود. امیدوارم متوجه این حقیقت منطقی شده باشید. آن برادر ذرتشتی انشالله خدا پدر و مادرش را رحمت کند و بیامرزد منطقی و با انصاف بود و حرف بنده را پذیرفت اگر شما قادر نیستید متوجه شوید هیچ اشگالی ندار! دوست عزیز به فرموده قرآن کریم و امام راحل رحمت الله علیه همه ما در محضر خداییم. جوش آوردن و فورا نوشتن و استفاده از برچسب های بی انصافانه کهنه و تکراری برای انتقاد از اسلام و مسلمین در کلام صاحب نظران منصف و صادق راهی ندار. و گوینده هرکه باشد در درگاه خدا مدیون و مسول است. چون فرشته راست و فرشته چپ همه اعمال ما را ثبت میکنند. طبق آیات شریفه قرآن از پیدایش این عالم تا پایان کار این دنیایی که مزرعه آخرت است دین در نزد خدا اسلام است و و بس. (سوره آل عمران – آیه 85) و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است. به هر تقدیر هیچ اشگالی ندارد چون (کمتر از بر هم زدن چشم) بنده شما و امثال شما را در روز قیامت در صحرای محشر صدا میزنم و همه خواهیم دید که حق کدام و ناحق کدام و قوم مظلومین کدام و قوم ضالمین کدامند. روزی که به امر خداوند تبارک و تعالی اصحاب آتش از اصحاب بهشت جدا و هر نفسی برای اعمالی که کسب نموده پاداش داده شود. (البقره - آیه 285) پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست. راست گفت خدای بلند مرتبه بزرگ

در آیین زرتشتیان افراد به سمت آتش سجده می کنند.این درست نیست.فقط باید پیش درگاه خدا سجده کرد

اگر قبله‌شان به سوی آتش باشد (طبق شریعتشان) ایراد ندارد. اما حرف در این است که در منابع زرتشتی، آتش پسر اهورامزدا و همذات او شمرده شده است.

کانال تلگرامی نقد و بررسی زرتشت و باستانگرایی، مربوط به تیمِ ادیان‌‌نت: @n_bastan

نمیدونستم ابن سینا هم منتقد دین زرتشتی بوده. جالب

ابن سینا منتقد زرتشت نبوده، منتقد آتش پرستی بوده که قبل از ظهور زرتشت در بخشهائی از ایران و هند رواج داشته و در این مقاله تلاش شده زرتشتیان رو همان آتش پرستان بدانند

سلام. ابن سینا منتقد اصل زرتشتیگری بود. او در کتاب الاضحویه درباره دین زرتشت میگوید: «... فسادها و خلوها عن التایید السماوی...» یعنی دینی فاسد و خالی از تایید آسمانی است

خاک توسرشون به جای خدای واحد آتش پرست هستندپس این اخوندها کجاندکه بهشون بگن

شما بیجا می‌کنید درمورد چیزی که خبر ندارید اظهار نظر کردید. بنده خود زرتشتی هستم و خدای پاک، تنها و یگانه خدای زرتشتیان، اهورا مزدا را می‌پرستم و بس. جهت اطلاع مسلمانان عرض کنم که خورشید هدیه خداوند است که موجب زندگی بر روی زمین شده است و بدون آن همه خواهیم مُرد. بنابراین خاصیت خورشید که آتش است هم مقدس می‌باشد. از خدای خود بگویید که مذکر است (نر است) ولی جفتی ندارد. پس چرا نر است؟! شاید نویسنده کتابشان نر بود و خدایشان هم نر شد. در مقابل اهورا مزدا جنسیتی ندارد. در دین زرتشتی زن و مرد برابر هستند و زنان کالا محسوب نمی‌شوند که خدا از جنسیت برتر باشد. با این روشها توانایی خراب کردن دین ما را ندارید. که صد من از ادیان سامی سنگین‌تر است.

آنچه در این مقاله آمده مستند است. سند و مدرک هم ارائه شده. اما بعد... اینکه شما آتش را خدا نمیدانید خیلی خوب است. اما این عقیده شما مربوط به امروز و تحت تاثیر اندیشه های اسلامی است. .گرنه در عصر ساسانیان، زرتشتیان آتش را پسر خدا میدانستند. حتی در اوستا هم آتش پسر خدا و همذات خدا دانسته شده است. یعنی زرتشتیان در عصر ساسانی به معنی واقعی کلمه آتش پرست بودند. هرچند بسیاری از آنها امروز آتش پرست نیستند.

طبق تعالیم اسلام، الله فراتر از جنسیت است. برای او جنسیت (مذکر و مؤنث بودن) معنی ندارد. اما طبق متن اوستا و متون پهلوی، اهورامزدا مذکر است. حتی در کتیبه های زرتشتی هم اهورامزدا جنسیت مذکر دارد (نر است). بنگرید: [https://www.adyannet.com/fa/news/13327]

در دین زرتشتی، زن از نسل اهریمن شمرده میشود. زن نه تنها با مرد برابر نیست بلکه در مقابل او هیچ هم شمرده نمیشود. در همین سایت مقالات متعدد وجود دارد که میتوانید سرچ کنید و اسناد به همراه اسکن ها را ببینید.

کانال تاریخ حقیقی ایران (نقد زرتشت و باستانگرایی) در تلگرام، ایتا و سروش مربوط به تیمِ ادیان‌‌نت: @n_bastan

اگه بخایم از دید شما بگیم زرتشتی ها اتش پرست بودن پس میشه گفت مسلمونا هم بت پرست هستن چون به سنگ و خشت سجده میکنند چون کعبه چیزی جز یه بنا مکعبی که از سنگ و خشت ساخته شده نیست. و اگه بخاییم از دید منطق نگاه کنیم. یکی از نشانه های خداوند روشنایی است طبق جمله بسم الله النور و اتش باعث به وجود امدن نور و روشنایی و یکی از موفقیت های بشره و همین دلیل اتش در دین زرتشت نماد خداونده و اگه دقت کرده باشید وقتی یک جای تاریک روشن میشه همه خوشحال میشن و صلوات و درود میفرستن که این ریشه به ایین و اعتقادات باستان ما داره. و کعبه چیزی جز خشت و سنگ نبود مگر اینکه به دست ادم ابوالبشر ساخته شد و به نام خانه خدا تقدس یافت سپس نسل به نسل گشت تا به محمد مصطفی رسید.

سلام بر شما جناب منطق. ممنون که نظر خودتون رو بیان کردید. همونطور که میدونیم در اسلام، کعبه فقط یک نماد هست. البته یک نماد متبرک. یک نشان که خدا بهش برکت داد. همین. اما در دین زرتشتی آتش پسر اهورامزدا و دارای ذات الهی شمرده شده.

اصل مشکلتون و تمامی مستنداتتون اینجاست که نمی دانید بخشی از ایرانیان در "قبل از زرتشت" آتش پرست بودند. این بخش از ایرانیان آتش پرست هنوز هم در هند وجود دارند. اشاره تمام مستندات شما هم به این بخش هست. پس از ظهور زرتشت، این پرستش از بین رفت و آتش به عنوان نور و روشنائی جلوه ای از خداوند معرفی شد. یعنی تصحیحی که شما میگید در ورد اسلام انجام گرفت، توسط خود زرتشت انجام گرفت و قبل از ورود مسلمانان به ایران بود. ولی همچنان که عده ای از مردم ایران به دین زرتشتی گرویدند، عده ای هم به همان آتش پرستی ادامه دادند. البته من از انگیزه شما آگاهم و میدانم که همه اینها رو میدونید

منظور این فرهیختگان ایرانی از آتش پرست، دقیقا زرتشتیان است. چون در زمان اینها، اثری از ادیان ماقبل زرتشتی در ایران نمانده بود

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.