آیا ریکی عرفان است؟

  • 1392/07/30 - 20:25
در حوزه عرفان واره ها و معنویت های وارداتی ، و در زیر مجموعه شبه معنویت های های متافیزیکی ، بحث چالش برانگیزی تحت عنوان کلی " انرژی درمانی ، شفابخشی و آرامش بخشی " می باشد که موافقان زیادی و البته مخالفان قابل توجهی هم دارد. هر چند از لحاظ علمی درصددد رد کردن آن بر نیامده اند و اثبات شده که نیروهای طبیعی ِ جسم و روان آدمی قابلیت آزاد کردن و اعمال انرژی های بسیاری را دارد . و همچنین از لحاظ شرعی و معرفتی دین هم ، اشکال عمده ای به این مبحث یعنی نیروها و انرژهای انسانی وارد نیست و تقریباً انرژی درمانی پذیرفته شده علم و شرع می باشد ؛ اما ... ....اما آنچه که ما را وادار به اشکال به اینگونه مباحث متافیزیکی می نماید ادعای دین بودن ، معنویت بودن و عرفان جازدن این مبحث است ، که ما در این مقاله به عنوان نمونه به یکی از مصادیقی آن یعنی " ری کی " می پردازیم .

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_در حوزه عرفان واره ها و معنویت های وارداتی ، و در زیر مجموعه عرفان های متافیزیکی ، بحث چالش برانگیزی تحت عنوان کلی " انرژی درمانی ، شفابخشی و آرامش بخشی " می باشد که موافقان زیادی و البته مخالفان قابل توجهی هم دارد . هر چند از لحاظ علمی درصدد رد کردن آن بر نیامده اند و اثبات شده که نیروهای طبیعی ِ جسم و روان آدمی قابلیت آزاد کردن و اعمال انرژی های بسیاری را دارد . و همچنین از لحاظ شرعی و معرفتی دین هم ، اشکال عمده ای به این مبحث یعنی نیروها و انرژهای انسانی وارد نیست و تقریباً انرژی درمانی پذیرفته شده علم و شرع می باشد ؛ اما ... .

اما آنچه که ما را وادار به اشکال به اینگونه مباحث متافیزیکی می نماید ادعای دین بودن ، معنویت بودن و عرفان جازدن این مبحث است ، که ما در این مقاله به عنوان نمونه به یکی از مصادیقی آن یعنی " ری کی " می پردازیم .

ابتدا چند سوال ...

ریکی از کجا آمده است ؟ خواستگاه ریکی در کجاست ؟

طرفداران و مروجین ریکی آن را انرژیِ درمانگری که ریشه های اصلی اش در هند می باشند ، بعنوان پاسخ ارائه می دهند که البته پس از گذشتن از تبت و چین به ژاپن رسیده است . و در قرون معاصر توسط دکتر اوسویی با مطالعه متن    " سوتراهای بودایی "  کشف مجدد و شناسایی شد . ولی آن را دارای خواستگاه خاصی نمی دانند بلکه مدعی اند ریکی حقیقت و ماهیت درونی همه چیز است[1].

 

مطلبی که هست ؛ آیا ریکی صرفاً انرژیِ درمانگر است یا آیین و نوعی دین هم – با مسامحه در معنا و گستره دین – محسوب می شود؟

" ون گو پالان " ریکی را خالص ترین شکل عشق به خدایان ، معرفی می کند. و می نویسد : ریکی نیاز به اعتقاد خاصی ندارد و آن را دانش معنوی می داند که برای دنیا یک " دیوا " [2] می شود .

او ادامه می دهد که : ریکی دانش معنوی شفابخشی است که بیش از 3000 سال قبل ، راهبان تبتی برای درمان جسم ، هاله ، روح و رشد معنوی – به این آخری دقت شود – استفاده می کردند .

آنها ریکی را ، انرژی غیر قابل رؤیت در سراسر بدن می دانند که اساس زنده بودن و مردن ماست . ریکی همان " چی " در چینی ، "پرانا" در سانسکریت ، " یِسود " در عرفان یهود-کابالا- ، و " مانا " در باورهای کاهنان است[3] . ریکی در حقیقت     " انرژی حیات کیهانی " است . [4]

**********

حال ما در مواجه با سوالات و جواب های فوق ، به ذکر چند نکته برای مخاطبانِ فهیم و عزیز" سایت ادیان نت " می پردازیم که دقت و تأمل در این نکات ، إن شاءالله راهگشای جویندگان معنویت و عرفان اصیل خواهد بود .

... همانطور که مطلع این مقاله آوردیم با اصل بحث انرژی درمانی و وجود انرژی های فوق العاده درون ، مشکلی نداریم و در صدد انکار آن هم برنمی آییم . اما مشکل آنجاست که آیا مخاطبین ریکی : صرفاً بیماران و دردمندان طالب شفای جسم هستند ؟ که اگر جواب مثبت باشد ، طبیعتاً مانند علم طب مدرن و یا طب سنتی و دیگر روشهای درمانی مورد پذیرش  و استفاده قرار می گیرد .

اما نکاتی چند :

وقتی  مروجین ریکی ،به صراحت آنرا نوعی آیین برای عشق ورزیدن به خدایان و رشد معنوی روح و میراث 3000 ساله راهبان و روحانیون هندی می دانند و از متون سوتراهای بودایی استخراج شده ، چگونه می توان صرفاً بعنوان درمان آنرا پذیرفت و ترویج کرد .

می گویند : " عشق به خدایان " در حالی که عرفان اصیل یعنی رسیدن شهودی به حقیقت ودرک قلبی خدای واحد و توحید خالص . وقتی صحبت از عرفان می شود مخصوصاً سالکین مسلمان ؛ چگون قابل پذیرش است که ریکی با عشق خدایان ؛ عرفان باشد؟!

صرف درمانگری متعلق به مذهب خاصی نیست اما نمی توان خواستگاه عرفان را بدون تعلق به مذهب دانست چون آنگاه این مشکل پیش خواهد آمد که ادیانی که مشترکاتی ندارند و حتی فرقه ها که هرکدام بر حق بودن خود اصرار دارند با ریکیِ بعنوان آیین اما بدون خواستگاه آیینی ! دچار تقابل شوند. راستی ریکی چگونه آیین است بدون خواستگاه آیینی؟

چگونه ریکی برای رشد معنویِ روح است در حالی که ریشه و قوام اساسی حیات آدمی را " انرژی " می داند؟ آیا انرژی را مترادف و مساوی روح می دانند؟ اگر اینگونه باشد که نوعی قرائت جدید از مفهوم روح ارائه داده که ادیان باستانی هند هم به آن ملتزم نیستند؟ و در مرحله بعد ، با توجه به عقیده تناسخ ، آیا انرژی – با توجه با نابودی این بدن و فنای انرژی - به بدن دیگری منتقل می شود ؟ و نیز آیا  با توجه به عقیده ادیان باستانی هند -که ریشه اصلی ریکی است- به چرخه " کارما " این انرژی اساسی حیات بدنی انسان ، انرژی منفی است برای رنج فعلی که تبعاً دیگر درمانگر نیست یا انرژی مثبت که باز هم عده کمی از مردم – مرفهین – از آن برخوردارند؟ آیا انرژی ریکی اگر مترادف روح باشد، متعلق به مرفهین و سرمایه داران است ؟ اگر آنرا مترادف روح نمی دانید ، چگونه اساس زنده بودن به آن است ؟- در حالی که هر فرقه چه رسد دین ، هم ملتزم به این است که قوام جسم به روح است .

آیا نامیدن انرژی درون در ریکی به "چی" در چینی ، " پرانا" ی هندی ، " یسود" یهود و " مانا" ی کاهنین ؛ همان بحث اشتراکات بین الادیانی ،و در نتیجه دین واحد جهانی نیست؟ البته با قرائت مروجین ریکی ، که انرژی را اساس حیات و قوام حیات   می دانند . وگرنه به صرف نامهای مختلف یک پدیده علمی مشکلی به وجود نمی آید.

مطلب مهم و جمع بندی ما این است که : اگرچه انرژی بعنوان روشی برای درمان قابل قبول است اما به عنوان دین و آیین آنگونه که ریکی مدعی است و این که اساس حیات انسان است – البته با بحث ماده که اساس جسم است نه حیات ، و نیز انرژی ماده ؛ خلط نشود که ریکی مدعی است این انرژی حیات کیهانی است و اساس زنده بودن یا مرگ است – هرگز نمی تواند جای عرفان را ، حداقل با آن معنای مصطلحی که دارد و با آن بار معنایی خاصی که شهود قلبی حقیقت و خدای حقیقت است ، را بگیرد .

و البته بر مبلغین و مروجین دین عزیز اسلام و مکتب غنی شیعه فرض است ، شناخت عرفان حقیقی و ترویج کاربردی و ملموس عرفان ارزشمند شیعی به خیل مشتاقانِ راه تا به چاه نیفتند و در نمکزار سراب ، آب را فراموش نکنند .

 

منابع :

[1] ری کی ، دانش راستین زندگی / ون گو پالان ، رضا رامز/ تهران،اندیشه عالم. در مقدمه اذعان کرده اند.

[2] فرشته نجات

[3] ری کی ، دانش راستین زندگی / ون گو پالان ، رضا رامز/ تهران،اندیشه عالم

[4] ریکی و آموزش جادوگری

دیدگاه‌ها

ﻧﻆﺮ. ﻣﻦ ﺩاﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﻠﻤﻪ اﺧﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﻳﮕﻲ اﻣﻮﺯﺵ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ. اﮔﺮ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ﭼﻴﺰﻱ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻳﺎ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻲ ﺳﻌﻲ ﻧﻜﻮﻥ ﻏﻴﺮ اﺯ ﺣﻘﻴﻘﺖ. ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ. ﺩﻳﮕﻪ ﺑﮕﻲ ﺑﺮاﺩﺭ ﻋﺰﻳﺰ

پس چرا در pdf www.adyannet.com/sites/.../erfanhaye_kazeb.pdf نوشتی ریکی یه نوع منحرفه؟؟ پس اشتباه نوشتی نمی دونم چرا کسی نمی گه گونگ فو یا تا چی یه عرفا کاذبه؟ باید بگیم که گونگ فو یا تاچی یه سبک هنرهای رزمی است ریکی و یا چی ،مانا و... هم یه سبک انرژِی است

از نقطه نظر علمی ریکی یک تکنیک است و نه عرفان یا مکتب و... اساتید واقعی و برجسته ریکی چه در ایران، چه در سراسر جهان ریکی را یک تکنیک موثر برای رفع تنش ، استرس و پیشگیری از بیماری ها عنوان نموده و در مرتبه دوم از درمان بیماری ها سخن می گوند. فقط متاسفانه برخورد سلیقه ای و برداشت های غیر واقعی در ایران که عمدتا توسط افراد کاملا غیر مرتبط صورت پذیرفته باعث شده تا شناخت و درک درستی از ریکی در کشور عزیزمان شکل نگرفته باشد. این در حالی است که تنها هدف از فراگیری و بکارگیری تکنیک ریکی دست یابی به آرامش در سایه داشتن صداقت و احترام متقابل و شکرگذاری به درگاه خداوند یکتاست، همچنین در تکنیک ریکی توصیه میشود تا فرد خویشتن را از خشم ، ترس و نگرانی، دروغ و ناسپاسی محفوظ بدارد در آخر باید خاطرنشان کنم همانگونه که در هر صنف، هنر یا شغلی امکان اشتباه و یا تقلب وجود دارد و افراد سودجو امروزه در هر موقعیتی هستند پس باید در انتخاب استاد برای فراگیری تکنیک ریکی، دقت و شناخت کافی را مبذول داشت باتشکر

باسلام خدمت همه انسانهاي پاک جهان هستی من یک شیعه هستم اما در مورد ریکی معتقد هستم که واقعاً وجود داره اما به عنوان یک انرژی نه یک دین یا آیین من خودم ریکی رو تجربه کردمه واقعا آدم رو لطیف میکنه حس رو نسبت به محیط تغییر میده اما اگر نماز نخونی وبخای اعمال دینی رو انجام ندي به مشکل بر میخوری من اينجوري بودم ریکی خوبه اما نه به تنهایی

به نظر من این مقاله اشکالات خوبی رو به ریکی وارد کرده و دفاعی که دوستان از ریکی میکنن صرفا از روی تعصبه و کاملا بی اساسه توصیه میکنم دوباره و چند باره این مقاله رو بخونن

سلام بنده به شخصه چندین ساله که هر از گاهی مجموعه مقاله های تولیدی شما رو که در جاهای مختلف عرضه می کنید، یک جا یک نگاهی می اندازم. اما متاسفانه باید عرض کنم حرفهاتون در حد دستی از دور بر آتش داشتن هست. اگر عرفانی در رابطه با واقعیت خودش کتاب مشخصی داشته که کنه خودش رو برملا کرده باشه، شما می تونید نقدش کنید، اما برای نقد برخی عرفان های مرموز مثل کابالا و حلقه و ریکی که هیچ بیگانه ای رو در درونی ترین جمع های خودشون راه نمیدهند و آدمها صرفا میتونند مصرف کننده تولیدات این جمع ها باشند، هیچ استدلال قوی ای ارائه نمیدید و روش برخوردتون مثل بررسی فیل در تاریکی هست... بنده این مطلب رو به خانم میرزایی در ارتباط با عرفان حلقه عرض کردم ولی ایشون به جای شنیدن حرف، به تهمت این که تو مستر هستی و بعد بلاک، بسنده کردند و خوب از این نوع برخورد میشد متوجه شد که ایشون هم چیزی دندون گیر در دست نداشتند. در حالی که بنده فقط یک محقق بدون قضاوت و پیشداوری در ارتباط با این عرفان ها هستم و هم دانشگاه و هم حوزه و هم بسیاری از اساتید در این زمینه ها رو از نزدیک ملاقات کردم و منابع بسیار اصیلی از علوم غریبه در ایران رو در اختیار دارم و به کمک همین منابع اغلب هر کس هر حرفی در این باب بزنه، تا حدی این توانایی رو دارم که بفهمم در ذهنش داره به کدوم منبع و کدوم صفحه و کدوم خط استناد می کنه و چقدر از خودش حرف جدید برای گفتن داره.... اما گذشته از این بحث! به فرض که کلیت مطالبی که حضرات در رابطه با این عرفان ها و این علوم و این گونه اساتید می فرمایید درست باشه... اما شما هیچ وقت پاسخی برای سوال اصلی ندارید و یا اگر هم دارید جواب های کلیشه ای میدید. و سوال اصلی این هست: با توجه به نیاز واقعی انسان در رابطه با عرفان به خصوص در این روزگار ماشینی، و تمایل شدیدش به درک ماورا اون هم نه به صورت تئوری و کلیشه که به صورت عملی و شهود عینی، حضرات چه راهکاری برای این مسئله ارائه میدید؟ جز احتکار درونی ترین علومی که در اختیار دارید و حواله دادن انسانها به ان شا الله و ما شا الله؟؟؟ چرا هر وقت به آقایون حوزوی گفته میشه استادی به بنده معرفی کنید، بهانه هایی از قبیل باید خداوند بخواهد، باید ظرفیت درونی کامل شود، باید خود استاد بطلبد و امثالهم رو عنوان می کنند! بدتر از اون این مطلب که شما زن هستید و این گونه اساتید شاگرد زن قبول نمی کنند!! کانّه که راه شناخت خدا و عرفان در دین شما (به این سبب عرض می کنم دین شما که حضرات امثال بنده رو مسلمان نمی دونید!!!) فقط برای آقایون هست! یا این که چرا حوزه با این همه کبکبه و دبدبه و این همه عرض و طول و این همه ادعایی که داره، یک برنامه مدون در باب عرفان مثل عرفان حلقه نمی تونه ارائه بده که یک فرد مثلا از ابتدای اون شروع کنه و بعد از فرضا ده دوازده دوره، به فراخور استعداد خودش به مراتبی هر چند پایین دست پیدا کنه و مقداری از معرفت و بینش و شهود به دست بیاره؟؟ چرا راهکارها و تمرین ها و اذکار ارائه شده از سوی افراد فعال در دین هیچ راهگشایی معنوی ای برای افراد نداره، اما کمترین تمرین در این فرق نتایج قابل توجهی به دست میده که آدم رو مشتاق ادامه دادن میکنه؟ در این رابطه بنده دلیلی جز این نمی بینم که اون فرق تمام آنچه که در چنته دارند رو ارائه میدهند و مدعیان اسلام در این زمان، همه افراد رو پی نخود سیاه می فرستند و هیچ کدوم از دستورات واقعی و اصیل و راهگشا و جوابگو رو بر افراد برملا نمی کنند. بلکه به جهت علاقه به حفظ قدرت و حکومت و تسلط بر مردم اونها رو برای خودشون نگه میدارند و در این مورد شباهت بی بدلیلی به کاهنان یهودی دارند که البته پیامبرهم اذعان داشته اند که قدمی از قدمهای یهود نخواهد ماند جز این که امت من پا در اون جای پا خواهد گذاشت! آیا شما حضرات محتکر و مانع و سد کنندگان راه خدا، در همون کتابتون نخوندید که «ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بینّاه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون»؟ عرض می کنم کتابتون به این دلیل که شما امثال ما رو مسلمان و متدین و خداپرست و دین پذیر و محقق و دارای فکر و شعور نمی دونید و فکر می کنید کتاب خدا و قران هم فقط برای شماست و فقط شما هستید که اون رو میفهمید و فقط شما هستید که حق استفاده ازش رو دارید و بقیه باید دریافت ها و فهم شما حضرات از کتاب خدا رو بلغور کنند! آیا دلیل این که با این همه هزینه ای که شما می کنید از پول نفت و بیت المال و خمس و زکات مردم، برای این سایتها و نیروهایی که استخدام می کنید تا با این به اصطلاح فرق مبارزه کنند، ولی پیشروی این فرقه ها در میان مردم بیشتر از شماست، اون هم با هزینه های خود مردم که با طیب خاطر پرداخت می کنند نه بر اساس تکلیف و اکراه و اجبار، این نیست که حضرات ملعونینی هستید که واقعیت رو کتمان می کنید و تنها به تشنه و گرسنه نگه داشتن انسان ها اکتفا می کنید؟؟؟؟؟؟؟ وقتی این نوع برخوردها از جانب شما و امثال شما هست، آیا در همون کتابتون نخوندید که «فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا جناح علیه»؟؟؟ انسان تشنه و گرسنه ی رو به موت، چه درگاه دیگه ای جز این به زعم شما خوکدانی ها دارد؟؟؟؟؟؟ بله می فرمایید خداوند و دعا.... اما همین شما در نوشته هاتون فرموده اید برخی مسائل نیازمند به استاد با تقوا هست! ... شما کاری به جز تحویل دادن مشتی کلیشه به آدمها نمی کنید..................... به هر جهت طبق توصیه استاد بزرگوار علامه حسن زاده آملی که درارتباط با عرفان حلقه اون رو رد نکردند بلکه فرمودند شما عرفان اصیل اهل بیت رو ارائه بدید و مردم خودشون راه درست رو انتخاب خواهند کرد، یا یک بار به درگاه خداوند توبه کنید و معارف واقعی رو با نظم و انسجام درستی که در موعد مقرر به نتیجه ملموس برای افراد برسه به مردم ارائه بدید، یا دست کم دست از این اتلاف بیت المال به اسم جهاد بردارید و بگذارید مردم کج دار مریز و لنگ لنگان پیش برند، باشد که همون لطف الهی به نیت پاک اونها پرتو افکن بشه و خود خداوند راه درست رو به اونها نشون بده. و البته که و من الله توفیق و البته که والسلام علی من اتبع الهدی.

لذت بردم کانلا موافق فرمایشات شما هستم من خودم وارد ریکی شدم خیلی وقت نیس اما جز خیر ندیدم و تمام اساتیدی هم که میشناسی همه در نیکویی و تعالی روحی در حال حرکت اند حقیقتا من به گمشده هام را در اینجایی که اکنون هستم می یاب پ ارامش دارم منتها حرفهای ضد و نقیض دلم را چرک میکنه و شک و شبهه برام بوجود میاد

سلام انوشه گرامی. در کل برای نوشته شما 4 سوال در نظرم هست؛ 1_ آیا در مقابل فرقه‌های مختلف سری باید سکوت کرد و به ترویج عرفان اسلامی پرداخت؟ خیر. شما در سیره‌ی اهلبیت می‌بینید که در مقابله با فرقه‌های مختلف دلایل و ردیه‌های زیادی میزدند مثلا برخورد امام باقر و امام صادق و امام کاظم و اما رضا با فرقه‌های زیدیه، فتحیه، اسماعلیه و واقفیه. در تاریخ اسلام موجود است مطالعه بفرمایید. سیره ی علمای ما نیز چنین بوده که به نقد تفکرات فرق انحرافی می پرداختند. مانند کتاب‌های شیخ حر عاملی «اثنی عشریه فی الرد علی الصوفیه) در نقد تصوف، کتاب «کریشنا مورتی و سفسطه‌هایش» علامه محمد تقی جعفری در نقد کریشنا مورتی، کتاب «رد علی الاصحاب الحلاج» نوشته ی شیخ مفید، حتی در بین اصحاب بزرگ امامان هم نقد فرقه‌ها بوده «الرد علی الباطنیة» فضل بن شاذان و ده‌ها کتاب دیگر که بنده اطلاع دارم. پس نگویید فقط عرفان اسلامی را بیان کنید و کاری نداشته باشید به دیگر نحله‌ها. اما بیان علامه حسن زاده هم درست است و اثبات شیء که نفی ما عدا نمی کند. بله بیان عرفان اسلامی باید تزریق شود.// سوال دوم: این‌که کتبی از عرفان اسلامی وجود ندارد؟ و علما همه چیز را سیاسی کردند و همه چیز را برای خودشان می خواهند؟؟ دوست گرامی ما از علمای زیادی کتاب عرفانی داریم. که انسان هر کدام از این‌ها را سرلوحه خودش قرار دهد طبق بیان علما رستگار خواهد شد. اساسا آیا کتابی مثل صحیفه سجادیه غیر از عرفان ناب اسلامی است؟ اصلا عرفان اسلامی آیا غیر از شناخت خدا و معرفت به صفات و شناخت حجت‌های او و عمل به سیره‌ی آن‌هاست؟ پس تک تک روایات حتی فقهی نوعی شناخت حقیقی اوست. و اینجور هم نیست که کتابی در باب عرفان نوشته نشده باشد، کتاب عرفانی موجوده و همه طبق آیات و روایات معصومین علیهم السلام هستند. مانند چهل حدیث و شرح دعای سحر و سرالصلاة امام، معراج السعاده مرحوم نراقی، عرفان اسلامی شیخ حسین انصاریان، کتاب‌های عرفانی علامه حسن زاده و جوادی آملی، رسائل (رسالة العشق) بوعلي سينا، اسفار صدرالمتألهين و ده ها کتاب دیگر که عرفان ناب در آن‌ها بیان شده است.// سوال سوم؛ چرا فرقه‌های عرفانی جذب دارند و مردم خواهان آنان هستند؟ بله این را بنده هم قبول دارم ولی دلایل آن چیست به نظر شما؟ جز شریعت گریزی فرقه‌هاست؟ جز سهل الوصول بودن است؟ (اما وصل به چه خدا یا شیطان؟) جز راحت بودن است؟ و... که دلایل زیادی می توان ذکر کرد. بله شیطان راحت انسان پیرو راهش را به مقصودش که همان کار خارق العاده باشد و ... میرساند چون نون شیطان در این است. اما آیا هدف در عرفان اسلامی رسیدن به امور خارق العاده است؟ نه خیر هدف بندگی است. این را بدانید عرفان اسلامی سخت است، کسی که فیل خواهد جور هندوستان کشد. // سوال چهارم : آیا عرفان اسلامی برای مردان است؟ نه خیر اینجور نیست که عرفان برای زنان نباشد. چه عرفانی بالاتر از عرفان حضرت فاطمه و حضرت زینب و حضرت معصومه سلام الله علیهم؟ اساسا مگر عشق در زنان وجود ندارد؟ در تاریخ هم شاهد این چنین زنان بودیم مادر سيد رضى و سيد مرتضى علم الهدى ، دختر شيخ طوسى و نيز آمنه بيگم دختر ملا محمدتقى مجلسى و یا مادر مرحوم امام خمینی و... که زنانی با معرفت نفس و خالی از هرگونه پلیدی بوده و به نیکی از آن‌ها یاد می‌کنند.

متاسفانه اين فرقه هم مثل فرقه شعور كيهاني يا عرفان حلقه روز به روز گسترش پيدا ميكنه، افراد كم مطالعه بجاي استفاده از تعاليم ديني خودمان به سراغ اين فرقه ميروند ، كلاسهاي مختلط زن و مرد با پوششهاي وحشتناك و نيمه عريان، رقصهاي دسته جمعي ، جايگزين كردن خداوند با نيروي هستي و كائنات ، سبك دعا به روش بودائيان ، تلقين آرامش كاذب و ارتباطات نامشروع ، از هم پاشاندن خانواده ها و راضي كردن افراد كه تا الان هم به خاطر وجود همسرت به آرامش نميرسيدي، جا انداختن هر اتفاق ساده اي در ذهن فرد به نام معجزه نعوذ بالله كه اين اتفاق معجزه ريكي و هستي است بدون اينكه كوچكترين نامي از خداوند متعال ببرند، تعريف و تمجيدهاي بي اساس و ... مواردي است كهدر اين كلاسها جزء لاينفك ميباشد حالا سوال اينجاست ، حتما بايد عده اي از افراد جامعه نادانسته در منجلاب بيفتند تا با اين فرقه برخورد شود؟ آيا وقت آن نيست كه جلوي انحراف افراد و سودجويي يك عده قليل را بگيريم؟

چه جالب شما این شواهد را از کجا دریافت کردید ؟ توهمات ذهنی خودتان را ارایه ندید گیریم جایی هم چنین اقدامی شوود این جزو انحرافات هست وگرنه بنده چنین چیزی مشاهده نکردم

سلام علیکم و رحمه الله ممنون بابت مطالب سایت و نظرات دوستان. ببینید به نظر حقیر، این خیلی مهم هست که به علوم جدید چطور نگاه بشه. در ایران عزیز ما، به دلیل ضعف مطالعاتی عامه ی مردم، انرژی درمانی معمولا با خرافات ترکیب میشه و ازش یه مسلک (!!!) انحرافی به وجود میاد که افراد به شخصی نامربوط مراجعه میکنند تا شفا رو ازش بگیرن.در حالیکه شفا از جانب خداست و لاغیر!. اما ایتکه "اصل " ریکی رو بخوایم جدای از الله تبارک و تعالی بدونیم هم، خلاف واقع هست! به قول سخن معصوم که : آدمی به نیت هایش هست که شناخته میشود ، و نه به اعمال و رفتارش! اگر نیت از ریکی رو بر این اساس بذاریم که یه انرژی ای بر ما جاری میشه و ما رو شفا میده که دقیقا عین کذب و شرک به خداست. اما اگر با این درک ادامه بدیم که انرژی هایی در جهان هستند که همه از فضل و رحمت "عام" خداست،و برای هرکسی که طالب اون باشه، "به واسطه ی رحمت عام خداوند" نازل میشه، فکر نکنم شرک و یا کفر باشه.. اینکه ریکی رو از چه کسی یاد میگیرد و دقیقا اون استاد چه پایه های فکری ای در مورد ریکی در ذهن شما ایجاد میکنه مهمه.... گاهی استاد میگه هر لحظه و هر زمان که انرژی درمانی میکنی؛حواست باشه که این از فضل و رحمت خداست و از جانب اون هست که داره بر تو این رحمت،جاری میشه، / گاهی هم استادی هست که شریکی برای خدا میگیره و در کنار خداوند، نیروی عظیمی تحت عنوان شعور کیهانی متصور میشه که این شعور کیهانی، هم شفا رو برای انسان به ارمغان میاره! که این حقیقتا همان شرک به ذات الله تبارک و تعالی هست. اما در هر دوحالت هر دو شخص که انرژی رو از جانب خدا میدونند و یا شخصی که انرژی رو از جانب شعور کیهانی (منبعی در کنارِ خدا!!!) میدونه، باز هم شفا رو دریافت میکنند! که این به عقیده بنده و صحبت های زیبای حجت الاسلام پناهیان (در باب چگونه مهربانی خدا را باور کنیم) مربوط به رحمانیت خدا میشه! خداوند رحمان و رحیم هست. صفت رحمان اشاره به مهربانی "عام" خداوند داره.همینطور که به مسلمان روزی میده،به نامسلمان و شیطان پرست هم روزی میده (گه البته جزای سختی در پیش دارند) / و صفت رحمیت خدا که همان مهربانی "خاص " خداست که اصطلاحا به مسلمانان به درگاهش،محصور میشه / و انرژی های کیهانی که از جناب الله تبارک و تعالی بر اشخاص (جدای از هر دین و مسلکی) جاری میشه، همان بعد رحمانیت خداست. تمام این عرائضم در باب ریکی بود که تا به امروز، مطالبی که از استادم یاد گرفتم رو سعی کردم با دین مبینن اسلام شیعی تطبیق بدم که خدایی نکرده به ظلمت وارد نشم (البته اگر درست بررسی کرده باشم با توجه به سواد کمم). در صورت تمایل به آشنایی با ریکی ، میتونید "فقط" و "،فقط" از یک سایت ایرانی استفاده کنید که مطالبش با خرافات آمیخته نشده و قابل اعتماد هست و ف ی ل ت ر هم نیست(که "شاید" همین ف ی ل ت ر نبودن دلیلی بر داشتن موازین اسلامی و رعایت اسلام در مطالب سایت باشه) اسم سایت ایرانی: جیوتی مارگا و اما در مورد عرفان حلقه : این عرفان با وجود اینکه از ریکی گرفته شده، اما درش کفر مطلق و اعتقاد به تقدس شیطان،قویا به چشم میخوره ! حتی ممکنه شفا از راه تقدس به شیطان(!!!) به شخص داده بشه چرا که خداوند رحمان و رحیم هست اما شکی درش نیست که شرک به خدا و تقدس به شیطان،گناه نابخشودنی ای هست که تاوان سختی داره (آیه ی معروفی که خدا میفرماید : به کافران مهلت دادیم که در زمین به فساد و کفر خویش ادامه دهند اما همانا که جایگاه بسیار بدی،در قیامت برای آنان مهیاست). همواره منتظر نظرات سایر بزرگواران هستم... التماس دعای خیر یا علی مدد

زیبا و گویا. و تو این جمله اشکم در اومد به قول سخن معصوم که : آدمی به نیت هایش هست که شناخته میشود ، و نه به اعمال و رفتارش

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.