جایگاه زنان در زمان ساسانیان

  • 1394/03/31 - 19:56
جایگاه زنان در دوره ساسانیان به موقعیت طبقاتی آنان بستگی داشت. زنان طبقه بالا نظیر ملکه و مادر شاه در فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های خود آزادتر بودند. مُهرهای برجا مانده از آن‌ها اهمیت ایشان را نشان می‌دهد چنان که در نقش برجسته‌ها نیز حضور ایشان در بزم‌های شاهانه به چشم می‌خورد. این زنان در شکار، باده‌گساری و بزم‌ها در کنار مردان شرکت می‌کردند...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ جایگاه زنان در دوره ساسانیان به موقعیت طبقاتی آنان بستگی داشت. زنان طبقه بالا نظیر ملکه و مادر شاه در فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های خود آزادتر بودند. مُهرهای برجا مانده از آن‌ها اهمیت ایشان را نشان می‌دهد چنان که در نقش برجسته‌ها نیز حضور ایشان در بزم‌های شاهانه به چشم می‌خورد. این زنان در شکار، باده‌گساری و بزم‌ها در کنار مردان شرکت می‌کردند، جامه‌های فاخر می‌پوشیدند و دو زن در سده هفتم توانستند به مقام پادشاهی برسند. گرچه بنا به همه گزارش‌ها ملکه پوران و ملکه آذرمیدخت یگانه بازماندگان مشروع خاندان ساسانی در سده هفتم بودند، اما پذیرش پادشاهی آن‌ها و این که منابع ساسانی از آنان به نیکی یاد می‌کنند نشان می‌دهد که روحانیون نیز آن‌ها را پذیرفته بودند. زنان عادی جزو اموال مرد محسوب می‌شدند و بهای معینی داشتند. بسیاری از احکام دینی علیه زنان، مربوط به زنان عادی و غیر اشرافی است. گویی روحانیون هنگام توصیف جزییات مربوط به هر یک از جنبه‌های زندگی زنان و آداب و آیین‌ها و حقوق مربوط به آنان دچار زحمت زیادی بوده اند. بنابراین بحث مشروحی درباره جایگاه زنان در جامعه ساسانی نمی‌توان کرد، مگر بررسی موضوع‌های گوناگونی که شاید تا حدی در اینجا مسئله را روشن سازد.[1]
زنان به منزله مخلوقاتی نگریسته می‌شدند که می‌توانستند نظیر همتای خود در اسطوره زرتشتی که دیو زنی به نام «جه» است، جامعه را ویران کنند. بندهش اشاره جالبی دارد مبنی بر اینکه اورمزد ناتوان بود از این که مخلوق دیگری غیر از زن برای فرزندآوری بیافریند، و اگر می‌توانست جز این کند، همان می‌کرد. این نشان می‌دهد که در ذهن روحانیون یا مردان، زنان در قلمرو اهورایی قرار ندارند.[2]
در متون پهلوی زرتشتی آمده است که زنان باید ساده و پوشیده لباس بپوشند. بنابراین پوشاندن سر و پاها در مورد زنان بسیار اهمیت داشت. احتمالا آرایش و استفاده از کلاه گیس برای زنان عادی ممنوع بود، چون در جایی از ارداویراف‌نامه گفته می‌شود «زنانی که چهره خود را رنگ می‌کنند و از گیسوی دیگران برای آراستن خود استفاده می‌کنند و باعث می‌شوند مردان گمراه شوند، به دوزخ می‌روند.» قوانینی که زنان را هنگام قاعدگی از فعالیت‌های روزانه نظیر آشپزی، رفت و روب و تماس با آتش ممنوع می‌کنند بسیار مشروح و فراوان هستند. زنانی که در دوره قاعدگی به آمیزش جنسی بپردازند سزاوار مرگ هستند. مردان باید در طول دوره قاعدگی زنان از آمیزش جنسی با آنان بپرهیزند زیرا در این دوره زنان از هر موجود دیگری آلوده‌تر و خطرناک ترند.[3] اگر نوشته کتاب وندیداد را باور کنیم، می‌بایست زنان را در این دوره در محوطه محصوری نگه دارند که دیده نشوند تا دوره قاعدگی‌شان به پایان برسد. در مورد این که در این دوره چه نوع ظروفی باید در اختیار زنان قرار گیرد و این که آنان پس از سپری شدن این دوره چگونه خود را پاک کنند بحث‌های مفصل و مشروحی وجود دارد. همچنین بنا به نوشته این متون، دوره باروری زن نیز مشخص شده و گفته می‌شود که زنان ده روز پس از پایان قاعدگی می‌توانند حامله شوند. این احکام قانونی و اسطوره‌ای عمدتا از بیم آلودگی که ظاهرا منشأ آن دیده شدن خون بوده، سرچشمه گرفته‌اند. سقط جنین نیز گناه تلقی می‌شده و زنی که به این کار اقدام می‌کرده سزاوار مرگ بوده است.[4]
قانونا زنان را برابر با کودکان و بردگان می‌دانسته اند و میزان مهریه زنان حدود دو هزار درهم یعنی برابر با قیمت یک برده بوده است. اعتقاد داشتند که دختر با رسیدن به نه سالگی و پسر با رسیدن به پانزده سالگی می‌تواند ازدواج کند. این سن برای ازدواج دختران و پسران کمال مطلوب تلقی می‌شد و در پایان جهان انسان‌ها در همین سن در بهشت اقامت می‌کردند. از زنان انتظار می‌رفت سه بار در روز در پیشگاه شوهران خود زانو بزنند و از ایشان بپرسند چه آرزویی دارند و او چگونه می‌تواند شوهر را شاد کند. بنا به آیین زرتشت شکل‌های متعددی برای زناشویی وجود داشت.
اگر زنی نازا بود یا مرتکب زنا می‌شد، یا به جادوگری می‌پرداخت، یا از انجام کامل وظایف خود غافل می‌ماند یا از تسلیم خود به شوهر خودداری می‌ورزید، یا نمی‌توانست دوره حصر زمان قاعدگی را تشخیص دهد، مرد می‌توانست او را طلاق دهد. اگر زنی تازه به سن بلوغ رسیده و شوهر خود را ترک می‌کرد سزاوار مرگ بود. اگر می‌خواست با کسی ازدواج کند که سرپرست خانواده یعنی پدرش موافق نبود، فرزند ناصالح دانسته می‌شد. فکر اینکه دختری به سادگی خانه را ترک گوید تا ازدواج کند نیز ناپذیرفتنی بود. راه‌هایی برای حمایت از زن نیز وجود داشت. مثلا اگر مردی به طور غیرقانونی و برخلاف احکام شرع همسرش را طلاق می‌داد، می‌بایست به او خسارت بپردازد. رییس یا بزرگ خانواده از قدرت کامل برخوردار بود و حتی می‌توانست در صورت ناتوانی از تامین معاش خانواده یا به علت مرگ یا مشکلات زندگی زن و فرزندان خود را بفروشد. اگر زن شوهرداری مورد تجاوز جنسی قرار می‌گرفت یا ربوده می‌شد، می‌بایست به ترتیب سیصد و پانصد استر پرداخت شود و اگر پیش از سن بلوغ مورد تجاوز قرار می‌گرفت 1200 درهم دریافت می‌کرد. آمیزش جنسی بدون زناشویی دزدی تلقی می‌شد. طبق کتاب بندهش زنان از تبار دیو‌های شرور هستند. زنان عامل موثری در انحراف مرد از وظایف و تکالیف دینی او به خصوص از لحاظ امیال جنسی می‌دانستند. زن یا دختر جوانی که نمی‌خواست ازدواج کند سزاوار مرگ دانسته می‌شد.[5]

پی‌نوشت:

[1]. تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه تورج دریایی، تهران، انتشارات ققنوس، سال 1383، صفحه 170
[2]. فرنبغ دادگی، بندهش، ترجمه مهرداد بهار، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس، ۱۳۸۰، بخش نهم
[3]. تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه تورج دریایی، تهران، انتشارات ققنوس، سال 1383، صفحه 171
[4]. مجموعه قوانین زردشت یا وندیداد اوستا، ترجمه جیمس دارمستتر، ترجمه موسی جوان، تهران، نشر دنیای کتاب، سال 1380 ، فرگرد 12
[5]. تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، انتشارات ققنوس، سال 1383، صفحه 172

تولیدی

دیدگاه‌ها

ایشان این کتا را با ذهنیت غربی و ضد دینی و لائیسیته نوشته است

ایشان این کتا را با ذهنیت غربی و ضد دینی و لائیسیته نوشته است

همه ی کتاب هایی که شما منبع قرار دادید کتاب های اصلی زرتشتیان نبوده وخود زرتشتیان اینها را قبول ندارند کتاب هایی بودند که در طول تاریخ تحت تاثیر فرهنگ بیگانه قرار گرفتند شما چرا برای دریافت اهمیت جایگاه زن به گات ها سرود خود اشوزرتشت یا اوستا یا حتی کتیبه های هخامنشی توجه نمی کنید

از کتاب اوستا که مطلب آورده شده است، وندیداد یکی از پنج کتاب اوستا هست. شما اگر به عنوان دقت می کردین، توقع نداشتین که از کتیبه های هخامنشی مطلب آورده شود، آخه مطلب در مورد جایگاه زن در زمان ساسانیان هست!

موضوع درباره ی زمان ساسانیانه نه دین زرتشت با اینکه زرتشتی های الان این کتاب ها رو تحریف شده میدونند و قبول ندارند ولی در اون زمان مردم این کتاب ها رو قبول داشتند پس به احتمال زیاد به دستوراتش هم عمل می کردند.

در زمان ساسانیان مردم عادی باید به کتاب و محتوای ان عمل می کردند و عمل نکردن هم موجبات خاص خود را داشت. حتی خانم مری بویس که یک سال در بین زرتشتیان یزد زندگی کرده، بیان می کند به بند بند کتاب وندیداد عمل می شده است.

واقعا دین اسلام عالیست چه دین تحریف شده ی ظالمی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.