3- شمعونيّه
پيروان شمعون مجوسى ، او را پدر بدعت ها خوانده اند. شمعون ابتدا مجوسى بود و به دست فيليپس ايمان آورد.
گفته شده كه او جادوگرى مى دانست و از مردم سامره بود. مى خواست روح القدس را از رسولان مسيحى بخرد. شمعون در يهوديه فلسطين مظهر خداى پسر و در سامره مظهر خداى پدر و در جاهاى ديگر مظهر روح القدس خوانده مى شد. هدفش از اين تبليغات و ادعاها اين بود كه جهان را از زنجير فرشتگانى كه بر آن حكومت دارند، آزاد سازد.
شمعون عقيده داشت كه خداى واجب الوجود، از عالم ماده بسيار دور است . او در عقيده خود به فرقه گنوسى دو سيته مربوط بود. اين گروه مركب از سى مرد و يك زن بودند كه آن سى مرد مظهر روزهاى ماه و زن مظهر خداى ماه بود.
فرقه دو سيته معتقد بود كه عيسى داراى جسم مادى نيست . او را روحانى مى دانستند و مصلوب شدن و عروج وى را نيز خيالى مى دانستند.
شمعون مى گفت : خدايان يا چندين خدا وجود دارند كه برترين آنها خداوند اكبر و اعظم است و جوهر خداى خدايان نيكى است . پايه نيكى خدا، ((عيسى )) است ، ولى موسى و عيسى خدا را چنانكه بايد، نشناخته اند. ((يهوه )) تورات خداى نيكوكارى نيست ، به خداى دادگرى است . اين خداى نامهربان است و جهان مخلوق او سراسر از نقص و عيب و شر است .
((شمعون )) معتقد بود كه مخلوقات را آتش آفريده است .
شمعون خود را مانند ((عيسى ))، طبيب همه دردها مى دانست و مظهر خداى آسمان و حق مطلق مى ناميد. او به وجود يك نيروى بى پايان قائل بود و مى گفت : نوشته هاى من از انديشه نيروى اعظم سرچشمه مى گيرند.(580)