كلدانيهاى ايران
((كلده )) در لغت به معناى ((زمين سخت )) است و نام منطقه اى است كه سى قرن قبل از ميلاد به دو ناحيه ((سومر)) و ((آكد)) تقسيم مى شد. مردم اين نواحى را ((كلدانى )) گويند. كلدانى ها از نژاد سامى اند آنان شهر بابل را تجديد بنا كردند. ((بخت نصر)) يا ((نبوكدنسر)) مشهورترين كلدانى است . در سال 538 ق .م . ايرانيان كشور كلدانى ها را مورد هجوم قرار دادند و تصرف كردند.
كلدانى ها ستاره پرست بودند. زبان كلدانى ها به سريانى نزديك است . مسيحيان كلدانى از كليساى روم شرقى جدا شدند و در قرن چهارم ميلادى كليساى مستقلى را تشكيل دادند. آنان اندكى بعد به تعاليم نسطوريها توجه كردند. در قرن 16 ميلادى تجزيه شدند و دو كليساى مستقل تشكيل دادند: كليساى كاتوليك كه در حدود هشتاد هزار نفر پيرو دارد و كليساى كلدانى كه امروز به آسورى معروف است و آن نيز حدود هشتاد هزار پيرو دارد. كلدانيها در تهران و ديگر شهرهاى ايران هفت باب كليسا دارند. دو كليسا در تهران است . كلدانيها داراى زبان خاصى هستند.(550)
تاريخ مسيحيت در ايران از فراز و نشيب هاى بسيارى برخوردار است . سرنوشت اديان عموما در ايران تابع شرايط سياسى حاكم بر اين سرزمين بوده و مى باشد. دين عيسى در ايران هر از چند گاهى مورد مهر و بى مهرى قرار گرفته است . در صفحات گذشته به سابقه و زمان حضور دين عيسى در ايران اشاره شد. در ادوار اسلامى و حكومت هاى تازى و ترك و تاتار و... مسيحيت ظهور و افول هائى داشته است .
آنچه در ادوار گذشته براى كليه اديان و مذاهب ، از جمله دين عيسى مساءله ساز بود، دوران صفويه است : سياست مذهبى صفويه متغير و گوناگون بود. صفويان كه مذهب را وسيله سياست و قدرت ساخته بودندن نمى توانستند عقايد مذهبى را تحمل كنند. صرف نظر از منابع مسيحى دوره صفوى ، اسناد و مدارك اسلامى و بى طرف نشان مى دهد كه مسيحيان ايران تحت فشار و اذيت و آزار بسيار بوده اند. اموال و نواميس مسيحيان ايران هرگز از تعرض سلاطين صفوى مصون نبوده است . تاريخ نشان مى دهد كه سلاطين صفوى مخصوصا شاه عباس اول و شاه صفى و... كه در فساد و زن بارگى بى نظير بوده اند، دختران و زنان ارمنى را به زور به حرمسراها برده ، مورد تجاوز قرار مى دادند.
سياست منافقانه و مزورانه مذهبى سلاطين صفويه در رابطه با فرقه او اقليت هاى مذهبى بر اين قرار داشت كه آنان با رعاياى مسيحى و كليمى و... مانند رعاياى مسلمان برخورد مى كردند و در جور و ستم و زورگوئى و غارتگرى و گرفتن مالياتهاى سنگين يكسان عمل مى كردند. اما با دولت هاى مسيحى غرب روابط سياسى - استعمارى شگفتى داشته اند. سلاطين صفويه براى تحريف اسلام و تشيع خرافات و شعائر مسيحيان كاتوليك اروپاى غربى را در عقايد شيعى جاسازى كردند. وزير مذهبى شاه عباس اول در سفر ويژه به اروپا بسيارى از مراسم كاتوليك ها را با خود به ايران آورد. از جمله داستان پيراهن خون آلود امام حسين عليه السلام است كه به پيروى از پيراهن خون آلود عيسى ، در اصفهان به نمايش گذاشتند. سلاطين صفوى ، اين اقدام را كه دقيقا به توصيه مشاوران مسيحى اروپائى شان بود، براى تحريك احساسات در مواقع كشورگشائى و غارت اجتماعى ، به كار مى گرفتند. آنان براى همين منظور و لوث كردن عقايد متعالى تشيع و اسلام ، به پيروى از پدران كاتوليك كليسا دو اسب زين كرده را در اصطبل ويژه اى داشتند و به مردم عوام و حتى علماء مذهبى وانمود كردند كه حكومت ما زمينه ساز ظهور امام زمان عليه السلام است و لذا اين اسبها آماده است كه آقا در اصفهان ظهور خواهند فرمود و پس از ظهور سوار آنها مى شوند!! اين بازى با عقايد پاك و اصيل تشيع و تحريك عوام براى سوء استفاده بوده است . جنايات شاه عباس اول در حمله به گرجستان و بى خانمان كردن هزاران هزار مسيحى و غيره نمونه اى از اين دوره تاريك سرنوشت عموم عقايد و مذاهب و اديان و صاحبان اين عقايد است . وجود هزاران كنيز و غلام اخنه مسيحى و ديگر اقليت ها در حرمسراهاى سلاطين ريز و درشت صفوى و عوامل درجه يك تا پنجم ايشان مبين رفتار و سياست اين سلسله با مسيحيان است . نابودى صدها هزار ارمنى گرجى در زمستان 1024 ق كه به خاطر كوچ اجبارى و اسارت آنان توسط شاه عباس اتفاق افتاد، هرگز از حافظه تاريخ محو نخواهد شد. گرفتن مالياتهاى كمرشكن به نام جزيه از رعاياى گرسنه و بدبخت مسيحى ايرانى از سياست هاى مذهبى اين سلسله ستمكار بشمار مى رود.(551)