1- عيسى پسر خدا
در آئين تحريف شده مسيح باور عامه بر اين است كه : خداى پدر، خداى قادر و توانا استكه آفريدگار آسمان و زمين و موجودات است . خداى پسر يعنى ((عيسى )) در دست راست((پدر)) و در بين اين پدر و پسر، روح القدس قرار دارد. يعنى : ((اب + ابن + روح القدس تثليث )).
خداى پسر از آسمان به زمين آمد تا انسان را نجات دهد و خود را قربانى اين كار كرد. روح القدس در اعتقادات يهوديان نفحه اى از ((يهوه )) بود. مسيحيان اين اعتقاد از يهوديان به ارث برده اند. در باور آن روح القدس گروهى از انسانهاى برگزيده را رهبرى مى كند. برخى اعتقاد داشتند كه روح القدس ساخته خداى پدر و پسر است . اين باور كار را به اختلاف بين مسيحيان كشاند.(475)
طبق تصويب شوراى واتيكان هر كس غير از اين فكر كند كافر است . هر چند در اين باب عقايد مختلفى وجود دارد:(476) از ديدگاه يهوديان باستان : عيسى پيامبر و منجى يهوديان است .
فرقه مارسيون عيسى را خدائى مى داند كه از آسمان براى نجات انسان به زمين آمده است .
رواقيون عيسى را فعل خدا مى دانند يعنى همان : كلمة الله . سن ژوستين مى گويد: فعل از ذات پدر صادر مى گردد كه عين ذات او است و مانند پدر ازلى است . در كنار پدر و پسر، روح القدس قرار دارد. روح القدس روح و دم خدا است و موجود بزرگى به صورت انسان است . او است كه اشياء را در آب به حركت در مى آورد، و زمين را پس از طوفان نوح خشك كرده است .(477)
برخى مسيحيان معتقدند كه روح القدس لقب فعل است و در قرن چهارم ميلادى به صورت شخص شناخته شده اى درآمد. ولى با وجود اين هم ذات با پسر گرديد، پدر نه مخلوق است و نه زائيده شده است ، پسر از خدا زائيده شده است ، و روح القدس از پدر و پسر حاصل گرديده است .
پدر و پسر و روح القدس سه شخصيت در يك وجود مجرد است كه در ازليت متساوى و برابراند و تشكيل تثليث دين عيسى را مى دهند.(478)
در انجيل لوقا آمده است :
شمعون مرد صالح و پرهيزكارى بود كه در اورشليم زندگى مى كرد. روح القدس بر وى نازل گرديد و بشارت داد كه تا حضور عيسى خداوند را نبينى نخواهى مرد. و به راهنمائى روح القدس ، خدا به هيكل درآمد و چون والدينش آن كودك را آوردند تا مراسم مذهبى را انجام دهند، او را شمعون مشاهده مى كنند.(479)
عقايد تثليث در هندوستان سابقه چندين هزار ساله دارد، مردم آن سامان به عبادت خدايان سه گانه يا اقانيم ثلاثه مشغول بوده اند. تثليث مسيحيت ريشه هاى هندى - يونانى نيز دارد. يك محقق غربى مى گويد: همان گونه كه هنود خدايان سه گانه دارند و بودائيان نيز خدائى سه گانه يا سه چهره دارند، عيسويان نيز چنين باورى يافته اند. در عقايد بودائى ((بودا)) خداست و انان براى بودا اقانيم ثلاثه قائل اند: بودى + جنيت + جيفا؛ يعنى : پدر + پسر + روح .
عقايد عامه مردم چين و ژاپن مبتنى بر ((تثليث )) بودائى است . در عقايد بدويان مصر نيز ((تثليث )) ديده مى شود. مصريان باستان به ((لاهوت الكلمه )) معتقد بوده اند. كلمه پديده اى است كه از خداوند بوجود آمده است . اصل كلمه خدا است . اين عقايد سالها پيش از ميلاد مسيح در ميان مصريان رواج كامل داشته است و بدون شك تثليث مسيحى يادگار بدويت باستان است . برخى مناطق ديگر باستان عقايد تثليث گونه اى داشته اند: روميان نيز چنين عقايدى داشته اند، مردم جزاير اسكانديناوى به تثليث باور داشته اند. افسانه ((كريشنا)) در هند مساوى است با افسانه ولادت عيسى در اصطبل . در عقايد اساطيرى هند ((كريشنا)) در آغل گوسفندان متولد مى شود.(480)
در اناجيل عقايد تثليث مختلف است . فقط در انجيل يوحنا سخن از تثليث است . ((ويل دورانت )) علت اين اختلاف را ناشى از تاءثير پذيرى ((يوحنا)) از افكار فلسفى يونان مى داند. فلاسفه رواقى يونان بر اين باور بودند كه چون خداوند خواست مخلوقات را پديد آورد، موجودى روحانى شبيه خودش يعنى ((عقل اول )) را آفريد و عقل موجودات را خلق كرد. پيروان يوحنا ((كلمه )) را عقل اول دانسته اند كه در پيكر عيسى آشكار شد و همان ((كلمه )) جهان را پديد آورده است . در تلقى بدويان و عقايد بدوى خداوند مانند انسان داراى جسم و خصوصيات مادى بود. عقايد تجسيد مسيحيت از اينجا ناشى است . آنان يك نتيجه اخلاقى گرفتند و لذا گفتند كه خدا در جسد عيسى ظاهر شده و خود را فدا كرد تا همه گناهان انسان را پاك كند.
جان ناس در اين رابطه مى گويد: ((ايمان استوار به تجسم خداوند، عقيده حيات در شخصى عيسى كه به عصر و زمان حاضر به وسيله مقدسان سبعه و ديگر عبادات منتقل شده و به ما رسيده است و انجام مناسك دينى در كليسا از روى خلوص نيت .)) اين اصل عام و قاعده كليه اى است كه يحياى دمشقى وضع كرد و صفت خاص كليساهاى ارتودوكس است . در نظر يحياى دمشقى ، مؤ سسات كليسا اهميت خاصى دارد؛ يعنى عبادتگاه ها محسوس حيات و لطف الهى است كه در روى زمين جلوه گر شده اند.(481)
شهرستانى مولف ملل و نحل مى گويد: چون عيسى به آسمان رفت ، حواريون و ديگران دربارها و اختلاف كردند: يك دسته مى گفتند عيسى فرو آمده و تجسيد كلمه شده است . دسته ديگر مى گفتند: به آسمان رفته و به فرشتگان پيوسته است و موجد كلمه شده است .
دسته اول معتقدند كه : حلول عيسى در جسد مانند پرتو نور بر جسم شفاف است . برخى گويند: در جسد جا گرفت مانند نقش مهر در موم . گروهى گويند: در جسم آشكار شد مانند ظهور روحانى به جسمانى . بعضى گويند: لاهوت در ناسوت متدرج شد. عده اى گويند: كلمه با جسد ممزوج شد چون شير با آب و...(482)