روايات تاريخى پيرامون تولد و نشو و نماى عيسى (ع )
در قرآن كريم داستان عيسى بسيار مفصل و روشن آمده است : قرآن داستان خلقت عيسى را به قضيه خلقت دم تشبيه كرده است . مادر عيسى ، مريم به اراده پروردگار حامله مى شود و عيسى متولد مى گردد. و اين همان نكته اى است كه در اديان يهوه و مسيح بحران ساز شده است .
قرآن به نبوت و رسالت عيسى از همان لحظه ولادت تصريح مى كند و نشان مى دهد كه ولادت او بر حسب معمول نيست و او مولودى خارق العادق با رسالت جهانى نجات بشريت است .
قرآن ساحت مقدس مريم مادر عيسى را از هر گونه آلودگى و تهمت پاك مى سازد و چگونگى حامله شدن وى را بيان مى كند.(389)
در روايات اسلامى به داستان ولادت و رسالت عيسى در پرتو رهنمودهاى قرآن و پيامبر اسلام ، پرداخته شده است .
بنا به روايات تاريخى موجود، عيسى بن مريم در روستاى ناصره به دنيا آمد. در منابع يهود از اين مكان ذكرى نشده است . عيسى در همان روستا خواندن و نوشتن را فرا گرفت . زبان او عبرى ممزوج به سريانى بود. مردم فلسطين در آن زمان به اين زبان سخن مى گفتند. عيسى احتمالا زبان يونانى را فرا گرفته بود. يهوديان در آن زمان زبان يونانى را تحريم كرده بودند.(390) اما قرآن صريحا به علم لدنى عيسى تصريح كرده و تاءكيد مى كند كه او هرگز به مكتب نرفت و خط ننوشت .(391)
محققان مى گويند كه عيسى از نسل داود نبى (از طرف مادر) است . عيسى در زمان هرود پادشاه اسرائيل در بيت لحم در جنوب اورشليم به دنيا آمده است . مادر او مريم و پدر خوانده اش يوسف مى باشد. آنان به بيت لحم آمده بودند و در همين سفر بود كه عيسى متولد شد. در همان موقع سه نفر از مغان ايرانى كه ستاره عيسى را در مشرق ديده بودند، به دنبال آن به فلسطين آمده بودند.
آن مولود مقدس را زيارت كرده و بر وى نياز بردند و هداياى خود را به او تقديم داشتند. از كودكى عيسى اطلاعى در دست نيست . همين قدر گفته شده كه پدر خوانده اش يوسف در شهر ناصره كار نجارى داشت و عيسى در نزد او اين صنعت را آموخت . برخى گفته اند كه اگر پدر واقعى اى يوسف نجار نيست ، پس چرا در انجيل او را پدر عيسى گفته اند؟! بديهى است كه اين از تحريفات انجيل است و عدم درك چگونگى ولادت عيسى . عيسى در سن سى سالگى به دست يحيى بن زكريا تعميد يافت . مدتى در نزد او شاگردى نمود. كم كم او به مانند يحيى به موعظه مردم آغاز كرد و در كنيسه هاى يهود يا در كشتزارها و بازارها براى مردم سخن مى گفت . به آنان پند و اندرز مى داد و چون روحى قوى داشت ، به قوت ايمان خويش و با نيروى تلقين خود بيماران را شفا مى داد و مى گفت : بسلامت برو و ديگر گناه مكن ؛ ايمان تو، ترا شفا خواهد داد.(392) در روايات اسلامى آمده است كه مريم و عيسى و يوسف به مصر مهاجرت كردند و دوازده سال در آنجا اقامت نمودند. پس از بازگشت به شام در ناصره سكنى گزيدند و حضرت عيسى تا سى سالگى در آنجا زندگى مى كرد.(393) منابع ديگر اشاره دارند كه ((مسيح و مادرش و يوسف )) درودگر به مصر كردند. علت مهاجرت ترس از سفاك حاكم بر فلسطين ((هرويس )) بود.(394)
در انجيل متى ، فصل دوم ، آمده است كه :
((يوسف نجار در خواب ديد كه فرشته ها به او گفتند عيسى و مادرش را بردارد و به مصر مهاجرت كند و در آنجا مقيم باشد كه ((هروديس )) از دنيا برود.. و يوسف هم به مصر مهاجرت كرد))(395)
اما در انجيل برنا با اين مهاجرت نيامده است . در اين انجيل در فصل سوم و ششم آن ، سخن از مهاجرت عيسى بن مريم و يوسف به يكى از روستاهاى بيت لحم و بازگشت آنان پس از مرگ هروديس به اورشليم ، مى باشد. در فصل ششم تا يازدهم همين انجيل آمده است كه : ((عيسى در يكى از قراء تابع بيت لحم متولد شده است )).(396)
((ارنست رنان )) مى گويد: ((مريم و عيسى پس از مرگ يوسف نجار به قانا محل و زادگاه مريم رفتند. عيسى در آنجا نجارى مى كرد و هر سال يكبار به زيارت حج يعنى اورشليم مى رفت )).(397)
در منابع مسيحى آمده است كه يوسف نجار با ((مريم عذرا)) از ((ناصره )) به ((بيت لحم )) آمدند تا در سرشمارى ساليانه امپراطورى روم شركت كنند. آنان چون جائى براى اقامت نيافتند، در كاروانسرائى شب را بسر بردند. در نيمه همين شب بود كه عيسى متولد شد. مريم كودك را در ((آخور)) خوابانيد و چند روز بعد با نوزاد به اقامتگاه خود شهر ((ناصره )) يكى از شهرهاى ناحيه ((جليل )) بازگشتند. چون شهر ناصره وطن اصلى عيسى است لذا او را ((عيسى ناصرى )) و پيروانش را نصرانى و به صيغه جمع ((نصارى )) مى خوانند. ولادت عيسى در كاروان سراء و مكان او در آخور از نظر علماء اسلام نادرست است بلكه ولادت او در بيت الحم مى باشد.
برخى منكر وجود تاريخى عيسى شده اند. اين انكار انگيزه روانى دارد. اصولا شخصيت هاى برجسته و بزرگ تاريخ كه تحولات و اصلاحاتى بنيادى داشته اند، مورد شك و ترديد قرار مى گرفته اند. عيسى نيز به دليل شيوه پيدايش و رسالت ، مورد ترديد برخى قرار گرفته است . حال آن كه صرف نظر از تصريحات قرآن كريم مبنى بر وجود، حضور، رسالت و سرانجام حضرت عيسى بن مريم (عليه و على نبينا و آله السلام )، منابع و شواهد و قرائن تاريخى بسيارى بر وجود تاريخى اين پيامبر بزرگ الهى دلالت دارند.
مورّخان يهودى و رومى بر وجود عيسى شهادت داده اند. از جمله : ((يوسف )) نويسنده يهودى كه تا سال 90 ميلادى مى زيسته ، ولادت و ظهور مسيح را تاءييد و تصريح كرده است . ((تامسيت )) مورخ رومى كه در سالهاى 55 تا 120 ميلادى زندگى مى كرده ، ظهور عيسى را ثبت كرده است . ((سوئتون )) يكى ديگر از مورخان رومى در كتاب ((سرگذشت قيصر)) شمه اى از احوال مسيح را آورده است . واژه ((مسيح )) در زبان اروپائى ((كريست )) و به يونانى ((كريستوس )) ترجمه شده است .
اصل عبرى اين كلمه ((مشيه )) و ضبط آرامى آن ((مشيها)) به معناى ((تدهين شده )) مى باشد. عمل ((تدهين )) به انسان نيروى خارق العاده اى مى بخشد. ((عيسى )) ملقب به ((مسيح )) با روغن مقدس ، تدهين گرديد. او از نژاد سامى از افراد خانواده اى يهودى بود.(398)