زرتشت و باستانگرایی
یکی از باستانگرایان که در راستای خدمت به میهن آریایی، گروهی از ایرانیان را در قالب یک تور گردشگری به ترکیه بُرد. آنجا در یک محوطه باستانی مسیحی، توضیحاتی درباره یکی از خدایان زرتشتی داد.
این شخص که خود را بابک معرفی میکند، از افراد فعال در تخت جمشید است. برای گردشگران توضیح میدهد و البته در میان سخنانش، به فراوانی سخنان نادرست وجود دارد. او از جمله کسانی است که بسیاری از تفاسیر شاعرانه و خیال انگیز را به عنوان تاریخ برای دیگران بازگو میکند.
جریان باستانگرا آن جریانی است که هویتش بر جعلیات و دروغ بنا شده و رفتارهایش مبتنی بر بیخردی، احساسات خام، جَوزَدگی، هوسبازی و لذتجوییهای زودگذر است.
چرا حکومت زرتشتی ساسانی از مسلمانان شکست خورد؟ داستان شنیدنی را به روایت یک باستانگرا بشنوید.
گفته میشود: زرتشتیان مردگان خود را در خاک دفن نمیکردند، تا خاک آلوده نشود. بلکه مردگان خود را درون دخمهها میگذاشتند تا لاشهخواران و جانداران وحشی، اجساد مردگان را بخورند.
در موزههای مختلف، خمرههایی باستانی وجود دارد که در آن استخوان انسان، به همراه ظرف و قاشق و... مشاهده میشود که این نشانگر اعتقاد ایشان به معاد بوده است.
دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره کتیبه شاپور ساسانی در نقشرستم - داستان تسلیم شدن حاکمان رومی در برابر ایران ....
عدهای در مراسم تشییع پیکر هنرمند زرتشتی، فردوس کاویانی، کف زدند. در حالی که طبق سنت اسلام و زرتشتی، برای روان تازه درگذشته، دعا خوانده میشود.
پاسخ به حسین کلانی، پیشکسوت باشگاه پرسپولیس؛ سلام بهتر است؟ یا درود؟
نکته شگفت انگیز:
میگوید: در زمان قاجار، خوانین و مردم عشایر، آثار باستانی را نابود میکردند، اما رضاشاه این آثار را از نابودی نجات داد.
حال آنکه واقعیت این است:
پرده اول: در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی آمده: «دل پارسی باوفا کِی بود، چو آری کند رای او نِی بود»!
پرده دوم: کسی گفت: فردوسی نژادپرست بود! چون در شاهنامه اشعاری ضد ترکی و ضد عربی دارد!
روشن است که هخامنشیان قلمرو خود را به ضرب شمشیر و با ریختن خونها گسترش دادند. حال آیا میتوان به گستردگی قلمرو آنان افتخار کرد؟ همین پرسش درباره قلمرو تُرکان عثمانی هم پیش میآید و البته درباره تاریخ عرب.