نقش دربار هخامنشی در حادثۀ پوریم و جنایت علیه مردم ایران

  • 1396/12/09 - 11:58
خشایارشا پادشاه هخامنشی بر سرزمین پهناوری حکومت می‌کرد که بخشی گسترده از جهان آن روز را در بر می‌گرفت و شامل یکصد و بیست و هفت استان بود. او در سال سوم سلطنت خود در کاخ سلطنتی شوش جشن بزرگی برپا نمود و تمام بزرگان و مقامات را دعوت کرد. فرماندهان لشکر پارس و ماد همراه با امیران و...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ خشایارشا پادشاه هخامنشی بر سرزمین پهناوری حکومت می‌کرد. در عهد قدیم (که به صورت عمومی، تورات خوانده می‌شود) پیرامون او حکایتی بیان شده است از این قرار: خشایارشا در سال سوم سلطنت خود در کاخ سلطنتی شوش جشن بزرگی برپا نمود و تمام بزرگان و مقامات را دعوت کرد. فرماندهان لشکر پارس و ماد همراه با امیران و استانداران در این جشن حضور داشتند. در این جشن که شش ماه طول کشید، خشایارشا تمام ثروت و شکوه و عظمت سلطنت خود را به نمایش گذاشت.[1] در آخرین روز جشن، پادشاه که از باده نوشی سرمست شده بود، هفت خواجه‌ی حرم سرا که خادمان مخصوص او بودند را احضار کرد و به آنان دستور داد تا همسرش ملکه وَشتی را با تاج ملوکانه به حضورش بیاورند تا زیبایی او را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. اما وقتی خادمان فرمان پادشاه را به ملکه وشتی رساندند، او از آمدن امتناع نمود و حاضر نشد که در مقابل چشمان بیگانگان حضور یابد. خشایارشا از این موضوع بسیار خشمگین شد. پس وزیران و مشاوران را گرد آورد تا درباره‌ی سرپیچی ملکه وشتی و مجازات وی نظر دهند. وزیران و مشاوران، این رفتار ملکه را توهین به پادشاه پارسی قلمداد کردند و گفتند که این سرپیچی ملکه باعث می‌شود که همه‌ی زنان ایران در برابر شوهران خود سرپیچی کنند و از اطاعت شوهران خارج شوند. پس مشاوران گفتند که خشایارشا ملکه وشتی را رها کند و زنی بهتر برگزیند.[2] آنجا بود که در اثر نفوذ یهودیان حاضر در دربار هخامنشی، یک زن یهودی به نام اِستِر (Esther) ملکه شد. استر دخترعموی مُردخای یهودی بود که در حمله نبوکدنصر به یهودیان، به بابِل آورده شد.[3]

نکته اینجا است که پس از حمله‌ی نبوکدنصر به قوم نفرین شده‌ی یهود، آنان تقریباً رو به نابودی می‌رفتند. لیکن با حمله کورش هخامنشی به بابل، یهودیان زندگی دوباره‌ای یافتند و توانستند در حکومت ایران نفوذ یابند. طبق متن عهد قدیم، خشایارشا هامان را به عنوان وزیر خود انتخاب کرد. مردخای در مجلسی به هامان تعظیم نکرد. وی علت این رفتار خویش را برتری یهود بر غیر یهود اعلام کرد و گفت چون من یک یهودی هستم در مقابل هامان تعظیم نمی‌کنم. هامان نیز خشمگین شد و تصمیم گرفت مردخای و همه‌ی یهودیان را از بین ببرد. او قُرعه انداخت (پوریم یعنی قرعه) و تاریخی برای کشتن یهودیان انتخاب کرد تا دیگر خطری متوجه قدرت وی نباشد. روز سیزدهم از ماه ادار (ماه دوازدهم) به عنوان روز موعود انتخاب شد. پس هامان نزد خشایارشا از یهودیان بدگویی کرد و خشایارشا نیز اختیار یهودیان را به هامان واگذار کرد تا آنان را از بین ببرد. هامــان این فرمان را به همه‌ی نواحــی تحت سلطه‌ی هخامنــشیان ابلاغ کرد و اعلام کرد که باید همه‌ی یهــودیان در روز سیــزدهم از ماه ادار (ماه دوازدهم) کشته شوند. مردخای این خبر را می‌شنود و برای جلوگیری از این اتفاق دست به اعتراض می زند. یهودیان در غم و گریه و زاری فرو رفتند و این خبر در همه جا گسترش یافت و خبر به استر (همسر خشایارشا و دختر عموی مردخای) رسید. مردخای از دخترعموی خود که دیگر شهبانوی ایران زمین شده بود درخواست کرد تا خشایارشا را پشیمان کند. استر پاسخ داد که از سی روز پیش تا به حال نزد پادشاه فراخوانده نشده‌ام. و اجازه ورود به اندرونی را هم ندارم مگر به اذن خشایارشا و هر کس بی اذن خشایارشا وارد شود کشته می‌شود. مردخای به استر گفت که تو هم مشمول این حکم علیه یهــودیان هستی و چه بسا تو را نیز به قتــل برسانند. پس فـــکری به حال ما و خودت کن. اسـتر پاسخ داد که به همه‌ی یهودیان بگویید که روزه بگیرند. من نیز روزه می‌گیرم تا خداوند قلب پادشاه را به سوی ما نرم کند. آنگاه نزد خشایارشا می‌روم.[4]

استر پس از سه روز دعا و روزه داری، بدون اجازه خشایارشا نزد او رفت. خشایارشا او را دید و به حضور طلبید، گرچه از قبل به او اجازه‌ی ورود نداده بود. خشایارشا نیز از وی درباره‌ی درخواستش پرسید. استر پاسخ داد که می‌خواهم شما و هامان را در مجلسی با هم ببینم. خشایارشا دستور داد تا هامان را احضار کنند. در آن نشست، استر از خشایارشا درخواست کرد تا از کشتن یهودیان صرف نظر کند. سپس به هامان اشاره کرد و گفت که او مایه‌ی آزار من و دیگر یهودیان شده است. خشایارشا هم خواسته‌ی استر را پذیرفت و بر هامان به شدت خشم گرفت. آنگاه خشایارشا برای جلب نظر استر، دستور داد هامان را به صلیب بکشند. پس استر و مردخای به حضور خشایارشا رسیدند و درخواست کردند که یهودیان آزادی کامل یابند. خشایارشا هم به آنان اجازه داد تا هر درخواستی دارند را برای کاتبان بگویند و کاتبان هم بنویسند و مهر رسمی خشایارشا هم در نامه ثبت گردید. پس استر و مردخای گفتند که آزادی و امنیت کامل یهودیان در تمام سرزمین های تحت نفوذ حکومت ایران حکم شود. و یهودیان مجاز شدند تا هرکسی که به آنان بی احترامی می‌کند، یا هر کسی با آنان دشمنی و اختلاف دارد را بکشند و برای این امر روز سیزدهم ماه ادار انتخاب شد. یعنی همان روزی که قرار بود یهودیان قتل عام شوند؛ تبدیل شد به روزی که قرار است یهودیان مخالفین خود را قتل عام کنند.[5] تورات چنین تعریف می‌کند: «به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، کشتند. آنها در شهر شوش که پایتخت بود، پانصد نفر را کشتند.»

در ادامه چنین آمده است: پس روز بعد، باز یهودیان پایتخت جمع شدند و سیصد نفر دیگر را کشتند، ولی به مال کسی دست درازی نکردند. بقیه یهودیان در سایر استان‌ها نیز جمع شدند و هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند، ولی اموالشان را غارت نکردند. این کار در روز سیزدهم ماه ادار انجام گرفت و آن‌ها روز بعد، یعنی چهاردهم ادار پیروزی خود را با شادی فراوان جشن گرفتند.[6]

در ادامه: «مردخای تمام این وقایع را نوشت و برای یهودیان سراسر مملکت پارس چه دور و چه نزدیک فرستاد و از آنها خواست تا همه ساله روزهای چهاردهم و پانزدهم ادار را به مناسبت نجات یهود از چنگ دشمنانشان، جشن بگیرند و شادی نمایند، به یکدیگر هدیه بدهند و به فقیران کمک کنند، زیرا درچنین روزی بود که غمشان به شادی، و ماتمشان به شادکامی تبدیل شد. قوم یهود پیشنهاد مردخای را پذیرفتند و از آن پس، همه ساله این روز را جشن گرفتند.» در ادامه آمده است: «بنابراین، قرار بر این شد که یهودیان سراسر استان‌ها و شهرها ایام پوریم را نسل اندر نسل همیشه به یاد آورند و آن را جشن بگیرند. در ضمن، ملکه استر با تمام اقتداری که داشت نامه مردخای را درباره برگزاری دائمی مراسم پوریم تأیید کرد. علاوه بر این، نامه‌های تشویق آمیز دیگری به تمام یهودیان یکصد و بیست و هفت استان مملکت پارس نوشته شد تا به موجب فرمان مردخای یهودی و ملکه استر، یهودیان و نسل‌های آینده‌شان ایام پوریم را همه ساله نگه دارند. به این ترتیب، مراسم ایام پوریم به فرمان استر تأیید شد و در تاریخ یهود ثبت گردید.»[7]

و این جشن همان است که امروزه عید پوریم خوانده می‌شود. و هر ساله یهودیان سراسر جهان این روز را با یاد و نام کورش هخامنشی و خشایارشا گرامی می‌دارند. با توجه به اینکه خشایارشا به یهودیان اختیار تام داده بود که هر چه خواستند انجام دهند، اگر یهودیان مرتکب جنایاتی شدیدتر نیز می‌شدند باز هم با سکوت دربار هخامنشیان مواجه می‌گردیدند. این در حالی است که هم کورش هخامنشی و هم خشایارشا به خوبی از تاریخ یهودیان آگاه بودند. آنان بهتر از هر کسی می‌دانستند که یهودیان بر اساس آیین تحریف شده‌ی خود، نسبت به غیر یهودیان تا چه حد خشن برخورد کرده و هیچ احترامی برای جان و مال و ناموس دیگران قائل نیستند. خشایارشا به خوبی آگاه بود که یهودیان در حمله به سرزمین مدیانیان همه‌ی مردان به همراه 32 هزار زن را کشته و دختران را به اسارت گرفتند و شهر را به آتش کشیدند.[8] آنان به خوبی آگاه بودند که یهودیان در حمله به سرزمین های اطراف نه تنها همه‌ی مردان را قتل عام می‌کردند بلکه از کشتن زنان و کودکان و حتی هلاک کردن حیوانات و خراب کردن خانه های انسان های بی گناه هیچ ابایی نداشتند و گزارش این اتفاقات در کتاب مقدس یهودیان فراوان است.[9] و یهودیان نیز در جهان باستان به این امر مشهور بودند. با همه‌ی این تفاصیل خشایارشا سرنوشت یک ملت را به دست آنها داد و نامه‌ی سفیدی را امضا نموده و اختیار تام به آنها داد تا هرچه می‌خواهند بر سر ملت ایران فرود آورند...

رشید الدین فضل الله همدانی، تاریخ نگار بزرگ ایرانی، متوفای ۷۱۸ قمری در کتاب جامع التواریخ، همین اتفاق را ذکر کرده، با این تفاوت که وی این حادثه‌ی تلخ را مربوط به عصر اردشیر می‌داند نه خشایارشا.[10]

پاسخ به اشکالاتی که برخی به این قضیه وارد می‌کنند:

امروزه برخی می‌کوشند که با نادیده گرفتن اعتراف بزرگ‌ترین رهبران یهود در طول تاریخ، حادثه‌ی تلخ پوریم را انکار کنند. هرچند با بررسی سخنان این افراد در می‌یابیم که اشکالات مطرح شده از حد احتمال فراتر نمی‌رود و یقیناً ضرری به صحت رخداد این اتفاق تاریخی وارد نمی‌کند. مخصوصاً وقتی که حسن پیرنیا، متوفای ۱۳۱۴ هجری خورشیدی که خود از لیدرهای اصلیِ باستانگرایی در عصر قاجار و پهلوی بود، در کتاب تاریخ ایران باستان اعتراف می‌کند:

«این است مضمون حکایت استر و مردخای، اگر از شاخ و برگ‌های داستانی آن صرف نظر کنیم، اطّلاعاتی که می‌دهد، همان است که مورّخین یونانی هم داده‌اند: وسعت مملکت از هند تا حبشه موافق تاریخ است. هفت نفر مشاور مخصوص همان کسانند که هرودوت هفت نفر قضات شاهی نامیده. این‌ها رؤساء هفت خانواده درجه اوّل پارس و ماد بودند. در این حکایت به سالنامه‌ها اشاره شده. کتزیاس هم در این باب ذکری کرده، این سالنامه‌ها را دیفترای بازیلیکای، یعنی دفاتر شاهی نامیده و هرودوت چنانکه گذشت می‌گوید در جنگ سالامین دبیران شاه اسامی اشخاصی را که خوب می‌جنگیدند، ثبت می‌کردند. در باب بستری که بر آن نشسته غذا صرف می‌کردند، نیز در سه جای کتاب هرودوت، چنان که گذشت ذکری شده. چابک سواران نیز همان‌اند که از منابع یونانی میدانیم. خود اخشورش (خشایارشا) هم از حیث صفات شبیه همان خشیارشا است که یونانی‌ها توصیف کرده‌اند، یعنی شخصی است بزرگ‌منش و بلند نظر، که دوازده هزار وزنه نقره را رد می‌کند، چنانکه موافق نوشته‌های هرودوت، تقدیمی چندین میلیونی پاثیوس لیدی را رد کرد. از طرف دیگر بوالهوس، کم عقل و ضعیف النفس است، چه اختیار امور مملکت را به آسانی به این و آن می‌دهد. تجملات دربار و غیره هم همان است، که از منبع یونانی معلوم است. در خاتمه باید گفت، که این ضیافت، قبل از عزیمت خشیارشا یا اخشورش تورات، به جنگ یونان بوده و هرودوت هم اشاره به گرد آمدن بزرگان مرکز و ایالات در شوش کرده، منتها مورّخ مذکور گوید که برای مشورتی راجع به جنگ یونان این مجلس بزرگ منعقد شده بود. راجع به اسم ملکه، که تورات او را وشتی نامیده ظن قوی این است که اسم مذکور مصحّف وهشتیه است، که به زبان کنونی بهشت یا بهترین باید گفت. از اینجا باید حدس زد، که این اسم در واقع لقب بوده است. هرودوت اسم ملکه را آمس‌تریس نوشته که ممکن است یونانی شده‌ی هماشتر یعنی همای مملکت باشد».[11]

دلیلی دیگر بر صحت تاریخی این حادثه تلخ، وجود مقبره استر و مردخای[12] در همدان است. این مقبره همچنان باقی است. لیکن جای سخن در این است که به گفته‌ی عین السلطنة، ادیب و مورّخ عصر قاجاریه، متوفای ۱۳۲۴ هجری شمسی، در خاطرات خود، مقبره استر و مردخای در همدان، پر بود از گنجینه‌ها و حتی تاج سلطنتی ملکه استر که البته بخشی از این گنجینه‌ها مورد سرقت قرار گرفت.[13] لیکن اصل وجود این گنجینه‌ها و مقبره امری ثابت شده است. سرجان ملکم متوفای ۱۸۴۳ میلادی در تاریخ کامل ایران نیز بیان می‌کند که در گنبد مقبره‌ی استر و مردخای در همدان، لوحی یافته شده که به خط عبرانی نشان می‌دهد بنای اصلی مقبره این دو نفر است.[14] و این بنا همچنان در شهر همدان برپا و یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های یهودیان در ایران است. در اسناد تاریخی، مانند مکتوبه بنیامین تودلا (که مربوط به قرن 10-11 میلادی یعنی هزار سال پیش است) نیز به این مقبره اشاره شده است.[15] تصاویری از این مقبره در همدان:

درب ورودی آرامگاه استر و مردخای در شهر همدان


نمای درونی مقبره استر و مردخای در همدان که زیارتگاه یهودیان است


نمای بیرونی آرامگاه استر و مردخای

جالب اینکه طبق منابع یهود، این مقبره به دست کورش پسر استر ساخته شد! به عبارتی، اِستِر پسری به نام کورش داشت[16] (هرچند متفاوت از آن کورش هخامنشی است).


آرامگاه استر و مردخای در همدان، میدان امام خمینی، خیابان دکتر شریعتی.

در اینجا برخی افراد با وجود این اسناد و حتی وجود اثر تاریخی، مدعی می‌شوند که کتاب اِستِر در طومارهای بحرالمیّت وجود ندارد! پس این کتاب واقعی نیست! در پاسخ می‌گوییم که این سخن، بَس سخنی نابخردانه و ناجوانمردانه است. توضیح اینکه بین سال‌های 1948 الی 1956، در شمال غربی بحر المیّت[17] طومارهایی یافت شده است (یا بهتر است بگوییم ادعا شده که طومارهایی پیدا شده) که دربردارنده نسخه‌ای غیر رسمی از عهد عتیق است. این طومارها (اصطلاحاً Dead sea scrolls) اساساً مکتوباتی محرمانه قلمداد شدند و تنها بخش اندکی از آن در چند موزه‌ی دنیا به نمایش گذاشته شد (که آن هم مبهم و متن آن نامعیّن است) و از سویی آکسفورد سال‌ها پیش اعلام کرد ک در حال رایزنی برای انتشار این طومارهاست! ولی هم اکنون تنها حدود 5 درصد (تقریباً هیچ) از آن را تحت عنوان Discoveries in the Judaean Desert در دست چاپ دارد که همان هم غالباً بدون ارائه اسکن از متن اصلی طومارهاست. اساساً بر اصلِ این طومارها نیز نقدهای جدی وارد است. جالب اینکه زمان یافته شدنِ این طومارها، دقیقا همان دورانی بود که اسرائیل تقریبا اکثر خاک فلسطیبن را به اشغال خود درآورده بود! به راستی چه رابطه‌ای میان شدت گرفتن اشغالگری‌های اسرائیل و یافته شدن این طومارها وجود دارد؟! آیا ممکن است این طومارها از اساس جعلی باشند؟ چرا نهادهای آکادمیک غربی حاضر نیستند این طومارها را ارائه کنند؟ آیا این نهادها، خود، این طومارها را در اختیار دارند؟! به فرض هم که این طومارها اصالت داشته باشند، همه پژوهشگران این طومارها را نسخه‌ی غیر رسمی به شمار می‌آورند. باستانگرایان (و نیز ایرانی‌نمایانِ یهودپرست) چرا و به چه دلیل، نسخه رسمی تورات (که حکایت پوریم در آن ذکر شده) را رها می‌کنند؟ و به نسخه غیر رسمی استناد می‌کنند؟ کسانی که مدعی هستند در طومارهای بحرالمیّت، کتاب استر وجود ندارد، مگر خودشان به طور کامل این طومارهای محرمانه را دیده‌اند که مدعی هستند این کتاب در آن‌ها وجود ندارد؟! دیگر اینکه یهودیان جهان (حتی یهودیان ایران) این روز (پوریم) را هرساله جشن می‌گیرند. وقتی یهودیان خود بر این امر تأکید و اصرار دارند، چه معنا دارد که عده‌ای در ایران، به انکار این قضیه بپردازند؟ این افراد چه نسبتی با یهود دارند که برای تطهیر چهره یهود، خود را به آب و آتش می‌زنند؟


موقعیت بحر المیّت در نقشه

از نکات قابل توجه اینکه ابوریحان بیرونی هم این رخداد تاریخی (پوریم) را تأیید کرده است و در کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة پیرامون آن سخن گفته است.[18]

پی‌نوشت:

[1]. عهد قدیم، استر، باب ۱، آیه ۱ – ۴
[2]. همان، باب 1، آیه ۱۰ – ۱۲
[3]. همان، باب ۲
[4]. همان، باب ۳ و ۴
[5]. همان، باب ۵ – ۶ – ۷ - ۸
[6]. همان، باب ۹ آیه ۵ و ۶ و ۱۵ و ۱۷
[7]. همان، باب ۹ آیه ۲۰ – ۲۳ و ۲۸ - ۳۲
[8]. عهد قدیم، سفر اعداد، باب ۳۱
[9]. عهد قدیم، کتاب یوشع، باب ۱۰
[10]. رشید الدین فضل الله همدانی، جامع التواریخ، تهران: میراث مکتوب، صفحه ۱۴۲ - ۱۴۳
[11]. حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ اول ۱۳۷۵، ج۱، ص ۸۹۷ – ۹۰۳
[12]. Esther and Mordechai
[13]. ایرج افشار، روزنامه خاطرات میرزا سالور عین‌السلطنة، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۷۴ خورشیدی، ج۸، ص ۶۵۵۶
[14]. سر جان ملکم، تاریخ کامل ایران، ترجمه: میرزا اسماعیل حیرت، انتشارات افسون، تهران، چاپ اول ۱۳۸۰، ج ۱ ص ۱۶۳ - ۱۶۴
[15]. رحلة بنيامين التطيلى، تعريب عزرا حداد، ابوظبی: المجمع الثقافي‏، 2002، ص 331.
Benjamin of Tudela, The Itinerary of Rabbi Benjamin of Tudela, ed. and tr. A. Asher, New York, 1840, p 57.
سفرنامه رابى بنيامين تودولا، ترجمه مهوش ناطق‏، تهران: نشر کارنگ، 1380، ص 126.
W. Bacher, Zwei jüdisch-persische Dichter Schahin und Imrani, Strassburg, 1908, pp. 70-71
[16]. بنگرید به:
Israel Joseph Benjamin II, Cinq Années de Voyage en Orient 1846-1851, Paris 1856, pp. 153-56.
[17]. بحر المیّت یا همان Dead sea دریاچه‌ای است در مرز اردن و سرزمین‌های اشغالی فلسطین.
[18].  ابوريحان بيرونى، الآثار الباقية عن القرون الخالية، تهران: نشر ميراث مكتوب‏، 1380، ص 346-347.

تولیدی

دیدگاه‌ها

من که تا حالا ندیدم کسی برای اثبات یک حادثه تاریخی به کتب دینی پناه ببره پوریم صحت تاریخی نداره همچون مابقی داستان های تورات و به هیچ وجه نمیشه بهش استناد کرد برای مثال ایا مصریان به اینکه حضرت یوسف در برهه ای از تاریخ عزیز و حاکم کشورشون شده باور دارن ؟ مسلما خیر چون در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده که یک عرب عزیز مصر بشه ،هیچ سندی در دست نیست که 5000 سال پیش طوفان نوح به وقوع پیوسته باشه و هیچکس هم نگران کشته شدن اون همه انسان نیست ! پوریم نماد اتحاد ایرانیان و یهودیانه و ساخته و پرداخته ذهن یهودیان برای این که بگن خداوند همیشه یاور و همراه ماست با تشکر

تو ندیدی مشکل خودته . خیلی از کتابای دینی وجهه تاریخی دارن هدچندد دقیق نباشن ولی گویای کلیات تاریخ هستن. پوریم هم حادثه تاریخی هست که هنوز یهودیا جشن میگیرن اگر هم به نظرت تورات ارزش تاریخی نداره پس کورش هم پَر !! چون کورش در کتابهای ایرانی اصلا شاه نبود . فرمانده لشکر و حاکم دست نشانده بود ولی یهودیا گفتن کورش شاه بود ! بعد هم هرودوت یهودی اومد گفت کورش چنان و چنین بود ! بعد هم بقیه یونانیها ... بعد هم استعمارگران اومدن یه سری کتیبه جعل کردن (اون هم با کلی سوتی و خرابکاری)

پوریم نماد اتحاد ایرانیان و یهودیانه ؟ چه اتحادی زدن 77 هزار ایرانی را کشتن و دم از اتحاد می زنن ؟

خانم شیرین مغلطه نفرمایید! پوریم یک حادثه صرفا تاریخی نیست. بلکه یک حادثه تاریخی-مذهبی هست. پس درسته که به یک کتاب تاریخی-مذهبی مراجعه بشه. یهودیا داد میزنن هر سال هم دارن جشن پوریم (ایرانی کُشون) میگیرن اون وقت شما پا شدی میخای اونها رو تبرئه کنی؟ اونها خودشون دارن میگن ما این جنایت رو مرتکب شدیم ولی شما میگی نه اونها بی گناهن؟ حالت خوبه ؟ می فهمی چی میگی؟ میفهمی داری از کیا دفاع میکنی؟

سلام shirin گرامی؛ ۱. متون دینی یکی از اصلی‌ترین منابع شناخت تاریخ هستند. کتاب‌هایی چون تورات، اوستا، انجیل، قرآن و بسیاری از متون دینی مصر باستان و ... همگی از منابع اصلی شناخت تاریخ‌اند. گرچه از متون سیاسی و اجتماعی هم می‌توان تاریخ را به دست آورد. ۲. درباره‌ی صحت حادثه‌ی پوریم: وقتی یهودیان اعتراف می‌کنند که مرتکب چنین جنایتی شده‌اند، دلیلی ندارد که شما آن را مخفی کنید. ۳. یوسف نبی هم عرب نبود. بلکه عبرانی بود. ۴. درباره‌ی طوفان نوح، اولاً برخی از بررسی های تاریخی این مسئله را اثبات می‌کند. در ثانی سکوت دانش بشری - به فرض - دال بر عدم رخداد یک موضوع تاریخی نیست. ۵. تاریخ ۵۰۰۰ سال برای نوح پیامبر نامعتبر است. چه بسا ایشان در ۷ یا ۸ یا X هزار سال پیش می‌زیستند. ۶. پوریم نماد دست داشتن هخامنشیان در جنایت علیه مردم ایران است. و اینکه هخامنشیان برای رسیدن به منافع خود، به راحتی ده‌ها هزار بی گناه را به کشتن می‌دادند. آنچه در حادثه پوریم رخ داد، نه اتحاد یهود و ایرانی، بلکه نمادی از طمع و خودپسندی دریار هخامنشی و بی رحمی کابالیسم است. سپاس مؤید باشید.

سامان عزیز ،کتاب استر کاملا از تورات جداست و به هیچ عنوان مقدس نیست بلکه جز منابع مذهبی یهودیان است ، مگر ممکن است کسی در تورات چیزی بنویسد ؟ روز جشن پوریم هیچ ارتباطی به افسانه استر ندارد و مدت ها پیش ازین روز یهودیان نوروز را با ایرانیان جشن میگرفتند ! افسانه استر تنها برای حقانیت بخشیدن به این روز و با اقتباس از افسانه های بابلی و عیلامی نوشته شد که شاهبانو ها با ترفندی زیرکانه قوم خود را از نابودی کامل نجات میدادند . هرودت دقیقا از 20ساتراپ یا استان سخن میگوید ، ساتراپ یا استان تنها یک حاکم دارد و 24 استان تحت فرماندهی یک خشایار شاه ! اگر به این صورت که شما میگویید باشد خشایارشاه حاکم 24 تا 27 کشور بوده و اگر هر کشور را بیش از127 استان فرض بگیریم مساحت کره زمین را زیر سوال میبرد! لطفا هرودت یا کنزیانس که دم دستتان است را بخوانید یا منابع هخامنشیان ... به منابع تاریخی رجوع کنید نه کتب مذهبی که مورد قبول خود یهودیان هم نیست!

کتاب استر جزو عهد قدیم (اصطلاحاً: تورات) است و از متون تاریخی است. این امری روشن است. تا وقتی دلیلی روشن بر سخن خود نیاورید، گفتار شما قابل قبول نیست. درباره‌ی تعداد استان‌ها نیز اشکال گرفتن شما فقط و فقط بر اساس احتمال و حدس و گمان است. وگرنه وسعت قلمرو دقیقاً مطابق با تاریخ است. تعداد نواحی هم ممکن است بر اساس معیارهای گوناگون سنجیده شده باشد. مثلاً ایران امروزی 31 استان و بیش از 300 فرمانداری دارد. 24 یا 29 حاکم نشین در دوره هخامنشی، و از طرفی 127 استان را می‌توان یکی دانست (با تفاوت در معیار سنجش) همانگونه که 31 استان با 300 فرمانداری قابل جمع است و تناقضی با هم ندارند. مخصوصاً وقتی که هم 24 حاکم نشین و هم 127 استان، هر دو یک وسعت قلمرو را نشان می‌دهند. از هند تا حبشه. عرض کردیم که بسیاری از جزئیات کتاب استر با متون تاریخی مطابق است. که نشان میدهد نویسنده ی این کتاب یقیناً با جزئی ترین و محرمانه‌ترین مسائل دربار هخامنشی آشنا بوده اند که به گفته ی تورات، استر و مردخای منشأ این خبر بوده اند. ابوریحان بیرونی هم تأیید کرده است.

انهايي که دراين حادثه ترديد دارند خوب است سري به همدان بزنند و قبر استر و مردخاي را از نزديک ببينند وقتي شواهد تاريخي وجود دارد ديگر چرا ترديد ميکنند خصوصا که هنوزم هر ساله در سالگرد کشتن ايرانيان يهوديان جنش ميگيرند و اسم ان را جشن عيد پوريم گذاشته اند

اگرم پیشینیان ما بد بودن شما از آنها به نیکی یاد کنید هرچند این مطالب در ذهن یک ایرانی و وطن دوست نمیگنجد هرچند بزرگی این قوم بر دنیا عیان است. به امروزمون نگاه نکنین... از پدران و پدر بزرگهایمان بپرسیم:(

با تشکر از شیرین و سامان ... من یک محقق جوان هستم و بسیار تشکر می کنم از این دو دوست که در این جا به مقابله علمی با هم برآمدند . اینجانب تمامی منابعی که این دوستان به آن رجوع کرده بودند را مطالعه کرده ام و لازم دانستم که بگویم تمامی مورخان هنگانم نوشتن تاریخ از نظر شخصی خود نیز در مورد افکار فرهنگ ها و رسوم استفاده می کردند. در اینجا نیز سامان برداشت های خود از تاریخ را با افکار و عقاید خود و همچنین شیرین برداشت های خود را از تاریخ دارند. امید دارم که این گونه برخورد های علمی ادامه داشته باشد ...

درود بر شیرین با ایشون موافقم

آره دیگه ! یهودی ها اعتراف می کنن که ما این جنایتو کردیم ! اینجا یه عده دارن خودشونو واسه یهودیا و حفظ آبروی یهود جر می دن !!!!

نمی دانم این شیرین که در همه بخش ها نظر می دهد چرا در مورد تاریخی حرف می زند که خودش در خیلی از بخش ها از متون غیر تاریخی استناد می کند ( در حالی که کتاب مقدس کتابی است تاریخی ) انگار با کتاب مقدس هیچ آشنایی ندارد کتاب مقدس دارای عهد قدیم و عهد جدید است. عهد جدید شامل 39 کتاب است که 5 کتاب اول آن تورات نامیده می شود و استر خودش کتاب جداگانه است که جزء بخش تاریخ ذکر شده است. عهد جدید هم شامل 27 کتاب است .لذا کتابهای یهودیان فقط شامل تورات نمی شود. لطفا کمی بیشتر مطالعه کنید.

آفرین یاور. کتاب استر مثل کتاب اول پادشاهان که اون هم جزو تورات هست و خیلی از بخش های دیگه تورات رویکرد تاریخی دارن. این خیلی روشنه. ابوریحان هم به این متن ها استناد تاریخی کرده

قضیه پوریم کاملا واقعیه و خود یهودیها هم بهش اعتراف دارن. خانم شیرین دروغ های شما از همین جا روشن هست. شما هر جا به نفعت باشه به تورات به عنوان کتاب تاریخی نگاه میکنی مثل کورش که وقتی بخای بگی ذوالقرنین هست به همین تورات استناد میکنی اما وقتی به بخش های دیگه تورات میرسی یهو میگی تورات تاریخی نیست! یک بام و دو هوا.خجالت بکشید

دروغ بود / خشایار شاه تو حالت عادی نبوده با توطعه استر و عموش توطعه میچینن قدرته خودشونو بیشتر کنن وزیر خشایار شاه که میفهمه اونم به این وسیله میکشن تو کتبه تاریخی خارجیم تعداد ایرانیای کشته شده 50هزار تا 7700 نفر اعلام شده یعنی این میراث فرهنگی میزاشت ارامگاهه استرو باخاک یکسان میکردیم استخوناشم اتیش میزدیم این لاشیو درمورد فرمانم دروغ گفتین که بیاد شاه همسرشو نشون بده این ضد ایینه ایرانیو باور ایرانی بوده میتونم بادلایل دلیل ثابت کنم اگه انگلیسیت و المانی بلد باشی چند صفحه برات میزارم تا خودت بخونی واقعیت بدونی فقط حالم از یهودیای خونخوار بهم میخوره به امید روزی که بتونیم انتفام اون کشته های ایرانیو بگیریم شاید باورتون نشه ولی بیشتر دشمنی هیتلرم با یهودیا قضیه دشمنیه یهود با قوم ریایی بود باید هیتلر میزد نیستو نابودشون میکرد

سلام وقت بخیر شاید از پیغامتون در این صفحه حدود 3 سال گذشته ولی من بدلیل تحقیقاتم در مورد واقعه پوریم این صفحه و نقدها رو خوندم من یه فیلمسازم امیدوارم در مورد اون صفحه های انگلیسی و آلمانی که در اثبات پوریم میتونن کمک کنن به بنده کمک کنید هرچند همین الانم با اثبات وقایع و اتفاقات بعد از اون حادثه این امر ممکن شده اما بهرحال مواد بیشترداشتن خیلی بهتره ممنون میشم کمک کنید ایمیلم را میفرستم maryam30nema19@yahoo.com

داستان میگفتی؟؟؟؟؟

ابن داستان به کل دروغه هیچ جای ننوشته جزکتابه های یهودیان حقیقت روشنه این داستان رو هیچ عقلی باور نمیکنه مگر دشمنان ایران

سلام گرامی، به قول دوستان، وقتی خود یهودیان به این جنایت اعتراف می‌کنند، دلیلی ندارد که شما بخواهید آن را انکار کنید. چرا برخی تلاش میکنند تا جنایات اجداد اسرائیل را توجیه و انکار کنند؟ کسانی که از جنایت علیه ایرانیان ابراز برائت میکنند، دشمن ایران هستند؟ و کسانی که سعی در تبرئه یهودیان دارند، دوستدار ایران؟

ابوریحان بیرونی این حکایت رو تایید کرده اون هم دشمن ایران بود؟! دست از توهم و تعصب بردار akk جان!

آره والا !!!!! یهودیا میگن ما جنایت کردیم ! هر سال هم دارن این جنایت رو جشن میگیرن !!!! قبر استر و مردخای هم زیارتگاه هست الان تو همدان !!!! اون وقت یه مشت نوکرا و نوچه های اسرائیل میگن یهودیا این کار رو نکردن !!!! خیلی جالبه ! دفاع از یهود تا کجا ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حتی به قیمت ایمال شدن خون ایرانیان ؟!!! بعد اون وقت خودشون رو وطن پرست هم میدونن !!!

akk هستم یهود درغگو ترین قوم بشره و نابودی اسرائیل باعث خوشحالی ما شما نوچه اسرائیل هستید نه ما هرگز این اتفاق نیفتاده چون یهودی یی ارزش تر از این هستد که بتونه این کارو بکه فقط در منابعه یهوده و کا ر اون هاست و شما هم باور کردید در هیچ منبع دیگری نیست چون دوست دارن بلوف بزنن که ما قدرتمندیم چون هیچ پیروزی در مقابل ایران ندارنن افسانه میسازن شما باور کن تا اسرائیل خوشحال بشه تا بدونن کی طرفدار اسرائیله

یهودیان خود را آزاد شدۀ کورش میدانند. و اکنون نیز دولت اسرائیل در نامگذاری خیابان‌ها و مراکز به نام کورش بسیار مایل هستند. از سویی آنان به شدت مایل به مظلوم نمایی هستند. به تعبیر عزیزان بسیار تمایل دارند که خود را ستمدیده معرفی کنند. همان نکته ای که دوستان گفتند بسیار کلیدی است. امروزه اسرائیل در پی مظلوم نمایی است. با این حال این جنایت علیه ایرانیان را پذیرفته (و هر سال در اسرائیل این روز را جشن عمومی میگیرند)، با این وجود چرا شما انکار میکنید ؟ اسرائیل امروز به شدت در پی جلوه دادن چهره ای صلح طلب از خود است. اما به راستی چرا این حادثه را انکار نمیکند؟ بلکه بر رخ دادن آن اصرار میکند؟

چون ذر مقابل ایران هیچی ندارن عقده ای شدن و داستان ساختن این داستان هیچ سندیتی نداره و هیچ اثباتی همیشه بلوف میزنن

شما کورش پرستها همه چیُ از یهودیان دارید حتی ترجمه کتیبه ها و آثار تخت جمشید رو همین یهودیا مثل هرتسقلد و آستورناخ و بقیه براتون کشف کردن. یهودیا رو بریزی دور هیچی براتون نمی مونه. رساه های یهودی و صهیونیست براتون تبلیغ میکنن پس اینجوری حرف نزن سر سفره اربابت نمک خوردی نمکدون نشکن

دوستان همه نظرات رو خوندم واقعا انسان احساس غرور میکنه که بچه های کشورش اینقدر باتعصب هستند وبرای هرموردی که بخواد با سرزمین وملتش چپ نگاه بکنه خون ایرانی بودنشان بجوش میاد وبرای دشمن اب خاکش ازغیرت ایرانی مایه میذاره واز این بابته که همه دشمنامون باید بترسن ==من بنوبه خودم دراین مورد خیلی جستجو کردم که به این صورته 1- داستان استر درحد یک افسانه است که درتورات امده وقدیمی ترین توراتی که به اون اشاره کرده مال حدود1200سال قبله -2-در تورات قدیمی که متعلق به حدود 2500سال قبله و از اطراف دریای مرده کشف شده این مطلب وجود نداره -3- قوم یهود درطول تاریخ شایدم بخاطر نفرین حصرت موسی همیشه یک قوم بدبخت وسرخورده ودر اقلیت بوده وهمیشه دربدر--4- باوجود سرخوردگی شدید برای تسکین خود همیشه خود را قوم برتر که خدا همیشه به انها لطف داشته جازده وبرای این برتری ساختگی دست بساختن افسانه هایی مثل استر وپوریم کرده اند -5- طبق اسناد تاریخی خشایارشاه نه وزیری بنام هامون داشته ونه زنی بنام وشتی واستر وتنهایک زن داشته که تا پیری بوده -6- گرفتن زن در میان شاهان مسله سیاسی بوده وبیشتر از شاهان دیگر یا افراد با قدرت وبازبیشتر از قوم خوشان بوده که این اذواج باعث افزایش قدرت بشود کما اینکه در دوره خسرو پرویز مریم رومی یا گردویه باهدف تحکیم قدرت انجام شد -7- دربار شاهان ایران انقدرهم بی حساب کتاب نبوده که یک دختر یتیم یهودی خودش را بعنون ایرانی جابزند وکسی نفهمد اونم درباری که حتی مقدار محصول همه زمینهای امپراتوری بزرگ ایران رادقیقا میدانسه واقعاعجیبه که بتوان دختری یهودی را به انه جازذ -8-بفرض هم که استر زن خشایارشاه شده باشد تصمیم کشتن وزیر اعظم وپسرانش که از ارکان قدرت شاه بودند وبدتر مردم ایران که اصولا{-- باید م دم باشند که شاه وحاکمیت بتواند برانه حکومت کنند } تصمیمی نبوده که شخص شاه بگیرد و دیگر وزرا یا ارتشتاران و بزرگان دیگر فورا ان را قبول کنند بدون هیچ مخالفتی انهم درست چند روز قبل از حرکت لشکر خشایار شاه به یونان-=9-فرضااگر همه موارد فوق را قبول کنیم این سوال پیش میاید که خب پس چرا باوجود داشتن چنین قدرت بزرگ وسرمایه یک امپراتوری چرا بازهم یهویان همان قوم بدبخت قبل واواره بودن یا چرا در اسناد ایرانی یا یونانی حرفی از این کشتار وسیع ایرانی وجود ندارد -=10-=با توجه به برسی هایی که من کردم و به عقل من جور در میاد واقعه پوریم شاید در جایی{احتمالا مصر تحت تسلط ایران در زمان اردشیر }اتفاق افتاده باشد که یهود ازخطر انقرض رهایی یافته باشد ولی به معنی کشتن مردم ایران بعید می باشد -وبزرگ کردن اینگونه افسانه برای یهود یخاطر تسکین خفت هایی است که این قوم ناسپاس به پیامبرخود موس درطول تاریخ کشیده اند وساختن سندی جعلی برای اینکه خود را قوم برگزیده خدا که مورد لطف دایمی خدابوده وخدا انها را ازخطرات حفظ کرده نشان بدهند=- وگرنه انها جرات چپ نگاه کردن به ایران ومردمش را نه انوقت داشته اند ونه الان ونه در اینده چون ما ازنسل همان شیرانیم که ایران را2500 زنده نگه داشته ایم وایران را قبرستان متجاوزان کرده و میکنیم -={زنده بابد ایران وایرانی بغیرت}

اینکه بچه محل های تو حاضرن صهیونیستها رو تبرئه کنن و خون هم وطناشون رو تلف کنن یعنی وطن پرستی ؟!!!!!!!‌ میگی یهودیها دربدر بودن !‌خوب اینها اگه دربدر بودن باید یه جوری خودشون رو دوست و همراه بقیه نشون میدادن تا از اون حال دربیان ! نه اینکه خودشون رو جنایتکار نشون بدن !!!‌ این کتاب استر جعلی نیست چون اگه قراربود جعل بشه باید به نفع یهودیها باشه نه به ضرر خودشون !‌ اگر جعل کرده باشن خودشون رو وحشی و خونخوار نشون دادن !‌ درباره تورات واقعی ! منظورت به طومار های بحر المیت هست ؟!!! اون طومارها اولا ناقص هست و در ثانی مال مسیحیا هست. اسمهای خیلی از بچه ها و زنهای شاهای هخامنشی هم تو کتیبه ها و متنهای تاریخی یونانی نیومده پس اینکه تورات گفته زن خیارشورشاه اسمش وشتی بود منافاتی با تاریخ نداره. استر هم با ظاهر خودش تو دربار وارد شد. تازه در زمان هخامنشیان دیگه یهودیا اون قوم آواره نبودن چون سروسامون گرفتن و کورش اونها رو بلایی بر سر جهانیان کرد. خشایارشا هم چون شاه بود میتونست هرکاری دلش بخاد بکنه. زن یهودی گرفتن که چیزی نیست. اونها اگه میخواستن خواری و خفت خودشون رو تسکین بدن خوب میرفتن قضیه جلای بابل و اواره شدنشون رو هم مخفی میکردن

واقعه پوریم تورات سنبلیکه وبصورت جعلی به خشایار شاه چسبانده اندوخیلی از موارد ان بامدارک تاریخی جور در نمیاد مثل استر-هامون-وشتی- که چنین اسمی در مدارک نیست وفقط تورات که کاملا تحریف شده به ان اشاره دارد واگر تورات را مدرک قطعی بدانیم باید کشتی گرفتن باخدا وضربه فنی کردن خدا راهم قطعی بدانیم که مساوی با کفر وشرک است {البته بعضی از دوستان حتما میگن که چیزی راکه خودشون قبول دارن تو چرا کاسه داغتراز اش شدی}علتش اینکه اولا میخان حقارت دربدری خودشون را بایک افسانه ترمیم کنن 2- اونها این مسله را نه جنایت وقتلعام بلکه اقدامی بجهت بقای خود ودر دفاع از خودوکاملا بحق میدانند-3-میخواهند وجهه ایرانی را یک قوم قاتل وخونخوار جلوه بدهندکه دشمنی دیرینه بایهود داره وخودشون رامظلوم جلوه بدهند{هدفی کاملا سیاسی که درحال حاضر هم سعی در نشان دادن یهود ستیزی ایران در مجامع بین المللی دارند}-4- میخواهند نشان بدهند که حاکمان ایران افراد لابالی وسست عنصر وکلا احمق جلوه بدهند که بخاطر یک هرزه حاضر به قتلعام 77000 از مردم خودش را شده وفرمان سفید امضا بدست استر ومردخای داده---- واین درحالی است که خشایارشاه فقط یک زن داشت که تا پیری همسرش بوده {وحتی خیارشورشاه به دریادار ارتمیس زن بسیار زیبا ودلیری که وفرمانده نیروی دریایی خودش بوده وبه اوپیشنهاد ازدواح با خودش را میدهد میگوید که دردینش وازنظر خاندانی اش فقط به همسرش تعلق دارد وبرخلاف یونانیان تعددهمسررا ناپسند میداند} --مطب بعدی باتوجه به گفته تورات مردخای در زمان نبوکد به بابل تبعیدشده بوده{که احتمالا سنی حداقل 20تا30سال داشته که بخاطر کارهای غیرقانونی تبعد شده}ودر بهترین وکمترین سن در زمان یوریم باید بالای 110 تا120سال داشته واسترهم حتما سنش زیاد بوده واین مرد110ساله در انزمان که سن بازنشستگی 55تا60سال بوده چقدرهم فعال وجاسوس بوده وحتی وزیر اعظم شده==بعدش هامون که قران هم اشاره کرده وزیر فرعون مصر بوده نه خشایاشاه =البته دشمنی هامون با مردخای یک ریشه قبیله ای یهودی دارد که قوم هامون درگذشته توسط قوم مرخای قتلعام شده بوده وباعث انتقام جویی او از مردخای شده ولی درایرانی که 7 خانواده باقدرت وبانفوذ در حکم وزیران و پایه های قدرت شاه هستند خیلی بعیده که هامون که هیچ قبیله ای نداشته وظاهران خودشم ریشه یهودی داشته باتوجه به طبقات اجتماعی غیرقابل نفوذ هخامنشی توانسته باشد وزیر اعظم خشایار شود که نامی هم از هامون در انزمان دروزارت دیده نمیشود=ومساله اخر باامکانات انزمان وگستردگی ایران ازهند تا حبشه رسیدن نامه قتعام وجمع کردن- نیرویی وفادار به یهود که حاضر باشند هموطنان خود را ازکودک وبزرگ بخاطر یهود قطلعام کنند همچنین قطلعام ان افرادی که از مدتها قبل خود را برای کشتن یهود اماده وتجهیز کرده بودن ودر روزهای اخرهم در اوج امادگی بودن انهم کلا در 2 ی3روز باامکانات فعلی خیلی دشوار بنظر میاد ولی درانزمان حتما شدنی بوده بنظر خودستانان خشکمغز یهودی =-=-وظاهرا اینگونه استنباط میشود که این افسانه باعث میشود که جوانان با تعصب و باغیرت ایران درمقابل دشمن تاریخی خود واکنش وعلام انزجار کنیم {که این مسله باهر میزان صحت یاسقم باعث نوعی وحدت درمقابل دشمنی دیرینه وخطرناک میشود که باعث خوشحالیه} ولی دوستان هوشیار باشیم که این دشمن که درنیرنگ بازی ومظلوم نمایی سابقه درازی دارد از عوطف میهن پرستی وتعصب تاریخی ما سواستفاده بکند ودرمحفل بین المللی مارا ستیزه جو وخود را مظلوم بنمایاند وبخواهدامتیازی برای خود قایل شود وحق مسلم اتمی ما را به بهانه ادستیابی به بمب اتمی ونابودی یهود وخزعبلات دیگر روند ان را کند یامتوقف کند {که درحال حاضر هم همه میدانند اسراییل بزرگترین مخالف ایران اتمی است ومظلوم نمایی میکند } ===البته اینها نظرات شخصی بنده هست واگر احبانا مغایر نظری هست الزامن بمعنی قبول نداشتن نظر مخالف نیست وایده شخصی منه =-بامید نابودی دشمنان ایران وایرانی

اینکه اسم وشتی و استر تو بقیه منابع نیست اگر نباشه هم دلیل رد این قضیه نمیشه. چون اسم کورش به عنوان شاه شاهان تو کتابهای ایرانی نیست. اسم خیلی از شاهای هخامنشی اصلا تو متنهای ایرانی وجود نداره. عایا یهودیا راهی بهتر از این برای تسکین درد حقارتشون پیدا نکردن؟ واسه اینکه بگن "خدا باماست" نمیتونستن جور دیگه ای بگن ؟ به فرض که این قضیه خشایارشا رو انکار کنید ، کتیبه های بیستون و ... روچیکار میکنید که توش گزارش سرکوب و قتل عام شدید مردم ایران توسط داریوش و... اومده. خشایارشا هم زنهای زیادی داشت هم رسمی و هم غیررسمی. میشه پادشاهی که دائما میره این طرف و اون طرفو دائم داره به کشورهای دیگه حمله میکنه و سالها از خونه دور هست فقط یک زن داشته باشه؟ تو جنگها که ملکه رو نمیبردن !‌مطمئنا زنهای دیگه ای هم بودن که بعضی رسمی و بعضی غیررسمی بودن. همون جا خشایارشا چندتا از پسرانش که از زنهای غیرعقدیش بودن رو به آرتمیز سپرد (سند: تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، ج 1 ص 819-820). تازه چشم خشایارشا به دنبال زن داداشش هم بود. منظورم به زن ماسیستس هست که خشایارشا خیلی تلاش کرد از کام بگیره و در این راه خباثتهای زیادی هم کرد.

پوریم کاملا واقعیه . مقبره استر و مردخای هم که هست. ابوریحان بیرونی هم تأیید کرده که پوریم واقعی بوده

داستان استر و مردخای واقعی است یهودی ها بعد از اینکه این افتضاح لو رفت و رسانه ای شد شروع کردن با داستان سرایی و اما و اگر برای پوشانیدن این جنایت . اکثر کسانی که در سایت ها کامنت می گذارن و پوریم را انکار می کنن یهودی هستن منتهی اسم های اسلامی و ایرانی انتخاب می کنن تا لو نرن . پوریم 100 درصد واقعی است . در همان تورات کوروش را نجات دهنده خود توصیف کردن . اگر پوریم دروغه پس داستان نجات یهود توسط کوروش هم دروغه چون تو تورات امده

سلام. با تشکر از شما که دیدگاه خود را ارائه کردید. فرمایش شما درباره پوریم صحیح است. یهودیان اصرار دارند که در دوره هخامنشی، ایرانیان بسیاری را کشتند. اما اینجا برخی که خود را ایرانی میدانند می‌کوشند یهودیان آن دوره را از این جنایت تبرئه کنند.

سپاس از روشنگری‌های شما

حالا چرا نقاشی خیالی که هخامنشیان رو شبیه آنگلو-ساکسون ها کشیده رو به عنوان تصویر انتخاب کردی؟ همون کنده کاری های بی رنگ و نقش خودشونو می ذاشتی بهتر بود

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.