تاریخ

ریشه‌های یهودی آل سعود را با مطالعه کتب تاریخی، ازجمله کتاب «تاریخ آل سعود» در دهه هفتاد میلادی قرن گذشته نوشته «ناصرالسعید»،نویسنده سرشناس عربستانی می‌توان دریافت. او با این‌که اقامتش خارج از عربستان بود، اما پس از منتشر کردن این کتاب، با حمایت مالی مستقیم خاندان سلطنتی آل سعود، به دست مزدوران آل سعود ترور شد و جان باخت.

فرقه ضاله وهابیت و همفکرانشان به‌خاطر عناد و تعصبی که دارند، در موضوع حوادث و دگرگونی‌هایی که بعد از شهادت امام حسین(ع) روی داد، بیکار ننشسته‌اند و شروع به شبهه‌افکنی و انکار حقایقی کردند که اکثر علمای فرق و مذاهب اسلامی بدان معتقدند. از جمله حوادثی که انکار کردند، خون گریه کردن و سرخ شدن آسمان است.

فرقه ضاله وهابیت اعتقاد دارند و می‌گویند: شیعیان عراق پسر پیامبر اکرم(ص) را به کوفه دعوت کردند و بعد او را کشتند، لذا وهابیت سعی دارند که شهادت امام حسین(ع) را به گردن شیعیان بیندازند و برای مدعای خود این دلیل را می‌آورند که امام حسین(ع) ایشان را نفرین کرده است، که البته این ادعایی پوچ و از اساس باطل است.

وهابیت در جریان واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) سعی دارند که کشته شدن پسر پیامبر را به گردن شیعیان بیندازند، لذا می‌گویند: شیعیان عراق امام حسین(ع) را دعوت کردند، بعد او را به شهادت رساندند، و از ره‌آورد این تفکر متاسفانه انگشت اتهام را به سمت شیعیان نشانه گرفته و این حادثه را از چشم شیعیان می‌بینند

ابن بشر در مورد جنایات وهابیت ذکر کرده: هنگامی‌که سعود بن عبدالعزیز به شهر زبیر رسید، در مسجدی که در نزدیکی شهر بود، مستقر شد و سپاهیان خود را به بصره فرستاد. سپاهیانش به جنوب بصره وارد شدند و آن منطقه را ویران کردند و افراد بسیار زیادی را کشتند و تا جایی که امکان داشت، اموال مسلمین را به غارت بردند، و بقیه را نیز زندانی کردند.

هنگامی که سپاهیان آل سعود در ذی القعده سال 1216 به شهر کربلاء وارد شدند، دیوارها را تخریب کردند، به زن و مرد حمله بردند و نزدیک به دو هزار نفر مرد را به قتل رساندند، و هر فردی را که در خانه و بازار یافتند، کشتند. سپس به مقبره امام حسین (علیه السلام) تجاوز کرده و آن را تخریب کردند، و هر چیز قیمتی را به تاراج بردند.

از همان ابتدای به وجود آمدن وهابیت، علمای اهل سنت، با این فرقه مخالفت کرده و آنان را فاسدالعقیده، ملحدانه و گمراه کننده دانسته‌اند. هنگامی که فرقه‌ی وهابیت به وجود آمد، دو مناظره بین علمای وهابی و علمای اهل سنت مکه، صورت گرفت، که در هر دو مرتبه، علمای اهل سنت، عقاید این فرقه را مضحکانه، خنده دار و گمراه کننده دانستند.

وهابیان با این ادعا که فرقه وهابیت، فراتر از مذاهب اربعه اهل سنت است، درصدد گسترش این فرقه هستند. آنان می‌خواهند همه‌ی اهل سنت را وهابی جلوه دهند. غافل از آن که همه‌ی مذاهب اسلامی، این گروه منحط و گمراه را از خود رانده‌اند، و نه تنها آنان را پشیزی به حساب نیاورده‌، بلکه پیشوای این فرقه را نیز فردی گمراه و اهل ضلالت دانسته‌اند.

یکی از بزرگ‌ترین شاگردان ابن تیمیه که شاگرد بی‌واسطه‌ی او نیز می‌باشد، ابن قیم جوزی است. وی که نزد سلفیان و از آن جمله وهابیت تألیفات باارزشی دارد، در بسیاری موارد، راه استاد را ادامه داده و توانسته خلأهای ایدئولوژیک وی را پر نماید؛ اما جالب است که این سلفی، برخلاف پیروان خود به سماع موتی معتقد است و عالم برزخ را قبول دارد.

شاید تا به‌حال شنیده باشید که می‌گویند: «فلانی فکر و ذهنش مسخ شده است». لذا از هرراهی که بخواهید حقیقتی را به این شخص بقبولانید سرباز می‌زند. از جمله افرادی که این سخن بر او به تمام معنا صدق می‌کند ابن تیمیه بنیانگذار تفکر وهابیت است. ابن تیمه با اینکه به وقوع آنها اعتراف می‌نماید؛ اما با کمال تعجب اقدام به تبرئه یزید می‌کند.

وهابیون برای اینکه دامن بنی امیه و امام خود یزید را از خون امام حسین پاک کنند با یک فرار رو به جلو ادعا می‌کنند که امام حسین به دست شیعیان خود به شهادت رسیده است. باید عرض کنیم که در همین یک جمله آنان تناقضی آشکار به چشم می‌خورد و آن اینست که اگر بگوییم شخصی دشمن و قاتل شخصی دیگر است نمی‌توانیم او را همزمان شیعه و محب او بدانیم.

شخصیت یزید بر عموم مسلمین و غیر مسلمانان روشن بوده است، چرا که او در رذائل اخلاقی چنان غرق بوده است که هیچ انسان صاحب خردی حاضر نیست تا در مورد او سخنی بگوید. لذا در طول تاریخ اسلام، مسلمین یزید را آن‌گونه که باید بشناسند شناخته‌اند، چرا که چهره واقعی ستمگران، برای تمام زمان‌ها چنان ترسیم شده که به صورت سنت الهی می‌باشد.

ابن‌تیمیه و ذهبی و برخی از معاصرین دنباله‌رو آن‌ها، در ادامه دشمنی‌های خود نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) و تخصیصا امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام)، بر حدیث شریف و معتبر منزلت خدشه وارد کرده‌اند تا هم کینه خود به اهل بیت (علیهم السلام) را به اثبات برسانند و هم این‌که بتوانند فضائل حضرت علی (علیه السلام) را کم‌رنگ کنند.

یکی از کتاب‌های وهابیت که تحت نظر وهابیت چاپ شده است، کتاب «الرسائل الشخصیه» است که مجموعه‌ای از نامه‌های محمد بن عبدالوهاب است. ابن‌عبدالوهاب در نامه‌هایی که از وی باقی مانده است تلاش زیادی کرده است تا بسیاری از مسلمانان را کافر جلوه دهد و شما می‌دانید که کفر در نظر وهابیت یعنی حلیت خون و عِرض و مال و ناموس.

صفحه‌ها