مکاتب اهل سنت

آیا زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) جزء اهل بیت هستند؟ برخی از اهل سنت بر این باورند که زنان پیامبر نیز جزء اهل بیت هستند، اما حدیثی در سنن ترمذی است که به صراحت می‌گوید: اهل بیت پیامبر «خمسه کساء» هستند و زنان پیامبر جزء اهل بیت نمی‌باشند. البانی، محدث وهابی نیز در تعلیقات بر سنن ترمذی، حکم به صحت این حدیث کرده است.

روایاتی در سفارش به محبت امیرالمومنین علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در منابع روایی اهل سنت موجود است. این روایات به نقل از پیامبر می‌گویند: هر کس علی را دوست بدارد، مرا دوست دارد و هر کس علی را دشمن دارد، مرا دشمن داشته است و هر کس علی را اذیت کند، مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده است.

زینب دختر پیامبر پس از گرفتار شدن شوهرش در جنگ بدر به‌دست مسلمانان، برای آزادی او، گردنبندی را که در شب عروس از حضرت خدیجه هدیه گرفته بود فرستاد. اما پیامبر شوهرش را آزاد کرد و گردنبند را نیز برگرداند. ابن ابی الحدید معتزلی پس از این حکایت می‌گوید: ای کاش ابوبکر و عمر هم همان رفتار را با فاطمه زهرا داشتند.

پس از اینکه حضرت فاطمه به خاطر تعرض خلفاء در سن 18 سالگی در بستر افتاد و لحظات آخر عمرش را سپری می‌کرد، ابوبکر و عمر به خانه حضرت زهرا آمدند تا حلالیت بطلبند. حضرت فاطمه هنگام دیدار با شیخین صورت به دیوار کرد و با یادآوری حدیثی از پیامبر فرمود: در درگاه خداوند شهادت می‌دهم، که من از شما دو نفر غضبناک هستم و راضی نیستم.

صحیح بخاری از مهمترین کتب اهل سنت است، تا جایی که بر این باورند که همه احادیث این کتاب صحیح است. این کتاب در جایی دارد که حضرت فاطمه در جریان غصب فدک از دست خلیفه اول ناراحت شد و در جایی دیگر می‌گوید که ناراحتی فاطمه مساوی با ناراحتی پیامبر است. نتیجه ای که از این دو روایت حاصل می‌شود اینکه ابوبکر پیامبر را ناراحت کرد.

فدک منطقه‌ای حاصلخیز در منطقه خیبر بود که پیامبر آن را به دخترش فاطمه (سلام الله علیها) بخشید. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خلیفه اول این باغ را غصب کرد. وی گفت که پیامبر ارث نمی‌گذارد. این در حالی بود که حضرت فاطمه درخواست ارث نداشت، زیرا پیامبر فدک را در زمان حیاتش به او بخشیده بود و جزء اموال فاطمه محسوب می‌شد.

از شیخ شلتوت، عالم بزرگ الازهر سؤال کردند که آیا تقلید از شیعه را منع می‌کنید؟ جواب داد: کسیکه مجتهد نیست باید از مذهبی صحیح تقلید کند؛ شیعیان، یا امامیه، هدایت یافته‌اند؛ آنها اصولی برگرفته از قرآن و سنت دارند و اختلافی بین آنها و دیگر مذاهب سنی نیست؛ مذهب فقهی آنان تدوین یافته است، و اعتقاد به آن همانند سایر مذاهب جایز و رواست.

شیخ سلیم البشری، رئیس دانشگاه الازهر مصر، طی نامه‌نگاری‌های متعدد با عالم بزرگ شیعه، علامه شرف الدین، به راه حق آشنایی پیدا کرد و دیدگاه خود را درباره‌ی مذهب تشیع در نامه‌ای اینچنین بیان می‌دارد: «گواهی می‌دهم که شما در اصول و فروع دین بر راه اهل بیت هستید و من پیش از این ارتباط با شما، درباره‌ی مذهب تشیع سخت در اشتباه بودم.»

دشمنان اهل بیت، که هدفشان تخریب چهره اهل‌بیت (علیهم السلام) و مخصوصا حضرت علی (علیه السلام) است، در مواجهه با روایاتی که از لسان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است، دست به تحریف و یا حذف آنان زده‌اند. ابن تیمیه که در این کار ید طولایی دارد، سردمدار این اعمال است و روایات بسیاری را تحریف و یا تاویل کرده است.

ابن ابی الحدید می‌گوید: از استادم ابن فارقی پرسیدم که چرا خلفاء فدک را از حضرت فاطمه گرفتند؟ مگر به صداقت حضرت زهرا ایمان نداشتند؟ استادم پاسخ داد: آنان می‌دانستند که حضرت فاطمه راست می‌گوید و این باغ از اوست ولی اگر آن روز به این جهت که او راستگوست سخن او را مى‌پذيرفتند فردا باید خلافت را به علی واگذار می‌کردند.

از فخر رازی پرسیدند چرا "بسم الله الرحمن الرحیم" را در نماز بلند تلاوت می‌کنی؟ گفت: چون علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) در جمیع نمازهایش «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند می‌خواند و هر کس در دینش به علی اقتدا کند، قطعا هدایت خواهد یافت، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حق علی فرمود: خدایا حق را آنجا قرار ده، که علی هست.

عمروعاص در ایام پیری و در سن 80 سالگی به سپاه معاویه ملحق شد، تا وی را در مقابل امیرالمومنین، علی (ع) یاری کند. اما همین شخص، وقتی لحظات آخر عمرش فرا رسید، به پسرش گفت: دوست داشتم که مرده بودم و دست به این کارها نمی‌زدم. اکنون نمی‌دانم در نزد خداوند چه عذری بیاورم. ای کاش، پشکلِ شتر جمع می‌کردم و این اموال را جمع نمی‌کردم.

شیخ صالح المغامسی روحانی اهل سنت عربستان و امام جماعت مسجد قبا در جلسه تفسیر قرآن با تأکید بر مسئله وحدت مذاهب اسلامی گفت: اهل سنت و شیعیان و اسماعیلیه و اباضیه، همگی به ربوبیت خداوند اعتقاد دارند وهمگی به حضرت محمد (ص) معتقدند؛ بنابراین نباید میانشان کینه و کشتار و خونریزی باشد و نباید به آنچه موجب هلاکت یکدیگر است، دامن بزنند.

بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) چند تن از اصحاب خاص ایشان و یاران نزدیک امیرالمومنین علی (ع) هیچ گاه با خلفای غاصب کنار نیامدند و با اعتراضات مداوم خود و سخنان مستدل، عمل سخیف خلفا و حامیان آنها را به باد انتقاد می‌گرفتند و خلافت و جانشینی حضرت علی (ع) را حق مسلّم آن امام همام می‌دانستند و هیچ گاه از مواضع خود کوتاه نیامدند.

صفحه‌ها