مکاتب اهل سنت

غلات با آن عقائد پوچ و باطل خود، به خاطر همنشینی با اصحاب خاص ائمه و خود ائمه  دستی هم در احکام فقهی داشتند، اما به خاطر مطامع دنیایی خود به مرور زمان در میان مردم علاوه بر داشتن جایگاه دروغین در میان امامان شیعه به نقل قول و روایات از طرف ائمه خود را به آنان منتسب کرده و از ره آورد آن انحراف را در پیش گرفتند

اعتقاد به عدالت صحابه در قرن سوم و چهارم  شکل گرفت و علمای اهل سنت خط قرمز خود را عدالت صحابه قرار دادند، چون از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) محروم بودند و خود را در حال غرق شدن مشاهده می‌کردند، زیرا روایات همه از طریق صحابه نقل شده بود و اگر عدالت صحابه مخدوش می‌شد، راهی برای دستیابی به اسلام نداشتند.

همه مسلمانان بر این عقیده متفق هستند، که اهل بیت عصمت و طهارت از سادات و جوانان اهل بهشت هستند. روایات متعددی از وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله)  روایت شده است، که جوانان بهشت را منحصر در امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام)  و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)  کرده است. به این ترتیب سرور مسلمانان اهل بیت هستند.

هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله)  در بستر بیماری بودند، برخی از صحابه، برای عیادت و دیدن پیامبر (ص)  به خانه پیامبر (ص) رفتند، که پیامبر (ص)  فرمود: کاغذ و قلمی بیاورید، تا چیزی در آن بنویسم، که هیچ‌گاه گمراه نشوید. در این هنگام یکی از اصحاب برآشفت و گفت: پیامبر (ص)  حالش خوب نیست و هذیان می‌گوید!

آلوسی در ذیل آیه 42 سوره آل عمران می‌نویسد: مراد از «عَلى‏ نِساءِ الْعالَمين» برتری حضرت مریم بر زنان زمان خودش است، نه برتری وی بر همه زنان، زیرا سرور زنان اهل عالم فاطمه (س) است. ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت کرد، که فرمود: چهار زن هستند که سرور زنان زمان خودشان هستند. و برترین این چهار زن فاطمه (س) است.

فرقه‌های مختلف غلات نزدیک به چهار قرن بر پیکره‌ی اسلام اصیل تاختند، و اوج تاخت و تاز آن‌ها در اواسط قرن اول و قرن دوم هجری بود. ائمه (علیهم السلام) هم با آگاهی دادن از خطر این فرقه‌ها تمام تلاش خود را کردند، تا جلوی انحرافات اینان را بگیرند و مسلمین را از آن‌ها دور کنند؛ اما در هر حال عقاید آن‌ها اثرات خود را می‌گذاشت.

حضرت علی (علیه السلام) بعد از غسل رسول خدا (صلی الله عليه وآله وسلم) و تجهيز آن حضرت فرمود «اين درد جانکاه هميشه براى من باقى بود، حزن و اندوهم دائمى، و تازه اين‌ها در مصيبت تو كم بود، اما حيف نمى‏‌توان مرگ را باز گرداند و آن را دفع نمود. پدر و مادرم فدايت باد، ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و ما را هرگز فراموش منما.»

غالیان به ظاهر مسلمان در دو قرن اول و دوم اسلامی، برای رسیدن به مطامع دنیایی خود مشغول به جعل حدیث و حدیث سازی شدند و با این کار، خود یکی از بدترین جنایات را نسبت به دین مبین اسلام به‌بار آوردند، و تا قرن چهارم هم ادامه پیدا کرد. طوری‌که عقاید و آثارشان تا به امروز در جوامع اسلامی و مذاهب مختلف آن پدیدار است.

قسمتی از شعر عالم سنی در مدح ائمه: بحق فاطمه که برتری داده شده بر تمامی زنان وگردنبند افتخار آویخته، وحضرت سجاد چراغ درتاریکی وباقر که علوم راشکافت، وحضرت صادق و کاظم  ورضا همان‌که مسجدها ومدرسه‌ها را آباد کردند، ودیگر بزرگواران حضرت تقی ونقی پیشوایان دوازده گانه، وبه پایان بَخشِشان فرزند رسول که امام منتظر ومهدی ما در آینده است.

مفسر بزرگ شیعه جناب طبرسی می‌گوید: از جماعتى از صحابه كه از آن‌هايند: ابى بن كعب، عبدالله بن عباس و عبدالله بن مسعود نقل شده است، كه ايشان قرائت كرده‏‌اند: «فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى فآتوهن اجورهن» يعنى هر وقت «براى مدت معينى» بخواهيد از آن‌ها تمتع بريد، اجرتشان را بدهيد و اين صراحت در عقد متعه دارد.

جناب آلوسی در تفسیر روح المعانی می‌گوید: چنان‌چه همه می‌دانند فاطمه (سلام الله علیها) سیده و سرور عترت اهل بیت است و به نظر من برترین زنان عالم، فاطمه (سلام الله علیها) است، سپس مادرش خدیجه، سپس عایشه. حتی اگر کسی بگوید: دیگر دختران پیغمبر (رقیه، زینب و ام‌کلثوم) برتر از عایشه هستند، من اشکالی در این سخن نمی‌بینم.

برخی از علمای اهل سنت از روی ناآگاهی و جهالت، یا حقد و کینه‌توزی و یا مقاصد دیگر، بدون تحقیق و تفحص درباره‌ی عقاید شیعه، اتهاماتی را که در کتب اسلاف و بزرگان خود بر علیه شیعه بوده است را در کتب خود تکرار می‌کنند، و با این طریق سعی کرده‌اند چهره‌ی مذهب تشیع را که تابع اهل بیت پیامبر اکرم هستند را آلوده کنند.

امام علی(ع): صحابه چهار دسته‏‌اند، که پنجمى ندارد. اول کسی‌که از روى عمد دروغ به پیامبر(ص) نسبت مى‏‌دهد. دوم کسى‌که از پیامبر چیزى را به اشتباه شنیده، امّا سخن آن حضرت را درست حفظ نکرده است. سوّم شخصى که شنیده پیامبر به چیزى امر فرمود، سپس از آن نهى کرد و او نمى‏‌داند. چهارم آن‌که نه به خدا و نه به پیامبرش دروغ نسبت نمى‏‌دهد.

حاکمیت وقت و سران سقیفه از منظر شرع و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مشروعیت نداشتند. آن‌ها برای مشروعیت بخشیدن به خلافت خود باید اجماع مسلمین را به دست می‌آوردند، و از آن‌جایی که برخی از بزرگان، از مهاجر و انصار و بنی هاشم و برخی از قبایل خارج مدینه با ابوبکر بیعت نکرده بودند، این اجماع حاصل نشده بود.

صفحه‌ها