سلفیت و وهابیت

شخصی به نام عبدالله بن موسی می گوید: شبی بسیار تاریک من و پدرم به قصد زیارت احمد بن حنبل از خانه خارج شدیم. به قبر احمد بن حنبل متوسل شدیم. پدرم گفت: 30 سال است که هرگاه به احمد بن حنبل متوسل می‌شوم حاجتم برآورده می‌شود. پس در این هنگام پدرم دعا کرد و من آمین گفتم لحظاتی نگذشت که آسمان روشن شد تا به مقصد رسیدیم.

سلفیه معتقدند که توسل به انبیا و صلحا جایز نیست؛ زیرا سلف چنین اعمالی را انجام نمی‌دادند. اما آنچه در منابع روایی اهل سنت آمده است، خبر از توسل سلف به نبی مکرم اسلام می‌دهد. ابن ابی شیبه در کتاب مصنف، چنین روایت کرده است: در زمان «عمر» مردم دچار قحطی وخشکسالی شدند. مردی به نام (بلال بن حارث) به قبر پیامبر متوسل شد.

ابن تیمیه از اشخاصی است که سرسختانه مخالف با توسل به انبیا و اولیا است. اما وی به صورت ضمنی توسل سلف به قبر پیامبر را می‌پذیرد. وی می‌گوید: عده‌ای از مردم، جواب سلام پیغمبر را از قبر ایشان یا دیگر قبور صالحین شنیده‌اند و یا اینکه سعید بن مسیب صدای اذان را از قبر می‌شنید و امثال این قضایا؛ همه اینها حقیقت دارد ودرست است!

ابن الحاج: سپس متوسل می‌شوی به صاحبان قبور از صلحاء برای برآورده شدن حاجات و بخشش گناهان. زیرا خداوند این اشخاص را برگزیده و شرافت و کرامت داده است. پس همانگونه که این صلحاء در دنیا قادر به انجام حاجات بودند، در آخرت قدرتشان بیشتر است. پس به کنار قبور اینها برود و به آنان متوسل شود زیرا آنان واسطه بین خدا و خلق هستند.

امام شافعی می‌گوید من هر روز به نزد قبر ابوحنیفه می‌آیم و خودم را به قبر او متبرک می‌کنم و به او متوسل می‌شوم. وقتی حاجتی دارم دو رکعت نماز می‌خوانم و حاجتم را در کنار قبر ابوحنیفه از خداوند می‌خواهم، هنوز از کنار قبر دور نشده‌ام که حاجتم برآورده می‌شود. این همان توسل صحیح است که وهابیت با آن مخالف است!

محمد بن عبدالوهاب برای توجیه تکفیر مسلمین، به سیره صحابه استناد می‌جوید. وی می‌گوید: صحابه کسانیکه زکات نمی‌دادند را تکفیر کردند، و آنها را کشتند، و اموالشان را به غنیمت گرفتند، و زنانشان را به اسارت بردند، با اینکه آنها به سایر شرایع اسلامی مقر و معترف بودند. یعنی صحابه، مسلمانان را فقط به‌خاطر زکات ندادن کشتند.

قرآن می‌گوید: «أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ» اگر کسی به لفظ گفت: من مسلمان شدم و یا شعار اسلامی را رعایت کند. مثلاً به شما بگوید: سلام علیکم! که شعار مسلمان‌هاست خون و مالش محترم است و نیاز به کنکاش ندارد. در حالی که وهابیت می‌گویند اگر کسی به زبان بگوید «لا اله الا الله» ولی به اولیاء الهی متوسل شود، مشرک است.

سعود بن عبدالعزیز یکی از بدترین پادشاهان سعودی است. وی در نامه‌ای به سلیمان پاشا، چنین اظهار می‌کند: هر کسیکه مخلوقی را بخواند، یا به او پناه ببرد، مثل اینکه بگوید: ای آقای من، به فریادم برس! مرا یاری نما، چنین کسی به خاطر عبادت غیر خدا، مشرک است. اگر چه به زبان لا اله الا الله بگوید و اظهار مسلمانی کند.

ابن تیمیه سخنی در رابطه با صحابه دارد که جالب است. وی می گوید: بعضی از صحابه شراب می‌فروختند. خبر به عمر رسید. عمر گفت: خدا فلانی را بکشد. محمد بن عبدالوهاب نیز می‌گوید: آیا نشنیدی که خداوند صحابه را به‌خاطر گفتن یک کلمه، تکفیر کرده است. با این‌که این صحابه در زمان رسول خدا بودند و نماز می‌خواندند و زکات می‌دادند.

ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه که علیه شیعه نوشته شده است؛ به دشمنی با حضرت علی پرداخته و می‌نویسد: علی اینگونه نبود، و همانا بسیاری از صحابه و تابعین، بغض علی را در دل داشتند و او را دشنام می‌دادند و با او نبرد می‌کردند. این سخنان در حالی است که پیامبر گرامی اسلام حب و بغض نسبت به امام علی را نشانه ایمان و نفاق دانسته است.

سلفیه وهابی، مدعی تکفیر بسیاری از مسلمانان هستند. آنان با استناد به قاعده «من لم یکفر الکافر فهو کافر» معتقدند هر کسیکه کفار را تکفیر نکند، او نیز کافر است. یعنی اگر مسلمانی نماز نخواند، کافر است و کسیکه چنین فردی را تکفیر نکند، او هم کافر است. این قاعده با روایاتی از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) سازگاری ندارد.

برخی مدعی هستند که وهابیت محبت اهل بیت را دارا هستند. در پاسخ می‌گوییم: آنان دشمن اهل بیت نیستند، بلکه آنان به جهت برداشت سطحی از دین، توسل، استغاثه، زیارت و... به پیامبر و اهل بیت را شرک می‌دانند و به همین جهت مسلمانان زیادی را مشرک خطاب می‌کنند. بنابراین دشمنی وهابیت با اعتقادات اهل بیت است، نه با خود اهل بیت.

ابن حجر هیثمی از علمای برجسته اهل سنت و شافعی مذهب است. وی می‌گوید: از جمله خرافات ابن تیمیه بحث استغاثه و توسل به پیامبر اکرم است که وی آن را انکار کرده است. در حالیکه تا قبل از ابن تیمیه هیچ عالمی این سخن را نگفته است. فتوای ابن تیمیه درست نیست، بلکه توسل به پیامبر در هر حالی (قبل از خلقت و بعد از خلقت ایشان) نیکوست.

بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) قحطی شد صحابه خدمت عایشه آمدند و راهکاری از ایشان خواستند. عایشه گفت کنار قبر پیغمبر (ص) یک دریچه‌ای باز کنید و خداوند را به احترام نبی مکرم قسم دهید تا باران نازل شود. صحابه همین کار را کردند و باران فراوانی نازل شد. این داستان به «حدیث قبه» یا «کواه» معروف است.

صفحه‌ها