تصوف

برخی صوفیه همواره از خرقه به نیکی یاد کرده‌اند. چنانچه برخی معتقدند کسی که خرقه به او رسیده است در واقع در عالم دیگری بر او پوشانده‌اند. اما همین لباس مقدس در نزد برخی از صوفیه از آن به پلاس خران تعبیر شده و افرادی همچون حلاج اینقدر این لباس را پوشیدند و نظافت خود را رعایت نکرد تا اینکه شپش زد.

محققین بر این باورند که پیدایش تصوف به‌صورت تصادفی نبوده و ایجاد آن را از جمله برنامه‌های زیرکانه یهود برای اسلام می‌دانند. چنانچه رهبانیت ایجاد شده در مسیحیت را به‌وسیله پشمینه‌پوشی در اسلام وارد کردند تا مسلمانان را در انفعال و سستی قرار دهند و تا بتوانند روحیه جهاد و مقاومت را از آنها بگیرند.

سران صوفیه درباره دخالت در امور سیاسی یا عدم دخالت در آن، نظرات مختلف و متناقضی مطرح کرده و هر قطب مریدان خود را به سازی می‌رقصانند. قطب فعلی گاهی می‌گوید از من درباره مسائل سیاسی سوال نکنید، گاه دیگر وظیفه دراویش را حمایت از کاندیدایی خاص اعلام می‌کند.

ابن‌جوزی از علماء بزرگ اهل‌سنت در کتاب خود با نقل داستان‌های عجیبی از کتاب غزالی افکار و عقاید صوفیانه سخیف غزالی را که با شرع مقدس اسلام منافات دارد را مورد بررسی قرار داده و بارها اظهار شگفتی خود را از سخنان غزالی بیان داشته است و معتقد است که غزالی فقه را خیلی ارزان به تصوف فروخته است!

برخی راهکارهایی که بزرگان و مشایخ صوفیه برای تربیت نفوس مریدان خود ارائه می‌کنند بسیار عجیب و خارق العاده است. ازجمله اینکه برخی مریدان خود را مجبور به گدایی در بین مردم کرده تا آبروی آنها برود و از این طریق نفس آنها شکسته شود. حال آنکه این عمل با کتاب خدا و سیره اهل بیت سازگار نیست.

یکی از نشانه‌های دور بودن صوفیه از معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم السلام) در توصیه‌های است که به مریدان خود دارند که با توصیه عرفاء واقعی بسیار متفاوت است. چنانچه غزالی گدایی در بازار را وسیله درمان شخص متکبر می‌داند. حال آنکه عارفانی همچون امام خمینی (رحمه الله علیه) شخص متکبر را متوجه خلقت او از آب گندیده می‌کنند.

صوفیان ادعا می‌کنند که حضرت علی (علیه السلام) الگوی آنها در بلند گذاشتن سبیل است که طبق روایات این عمل، نه‌تنها از سنت نبوی نیست بلکه از سنت‌های مجوسیان قدیم و خلاف فطرت انسانی است. لذا باید مجوسیان قدیم را الگوی صوفیان در بلند گذاشتن سبیل معرفی کرد نه مولا علی (علیه السلام).

صوفیان خود را مسلمان می‌دانند و معتقدند آنچه آنان از آن دم می‌زنند، عین قرآن و معارف اهل‌بیت (علیهم السلام) است و تضادی با هم ندارند. حال آنکه ترک حلال برای رسیدن به کمال از جمله موارد نقضی است که شخصیتی همچون ابراهیم ادهم به آن سفارش می‌کند و معتقد است که تا انسان، شش امر حلالی که از توصیه‌های اسلام است را ترک نکند، به جایگاه بزرگان نمی‌رسد.

بسیاری از فرقه های صوفیه ترک شارب و تراشیدن ریش را برخود لازم میدانند، زیرا معتقدند که امام علی (علیه السلام) در هنگام غسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آب ناف حضرت را نوشیده است و پس از آن دیگر شارب خود را نزده است، لذا صوفیه نیز به آن حضرت اقتدا کرده اند! یا للعجب !!!

امروزه برخی به اسم مبارزه با تصوف، تیشه‌ای برداشته و به ریشه عرفان اسلامی زده و ناخواسته هویت دینی شیعه را با سطحی نگری به تاراج گذاشته و در زمین صوفیه بازی کرده و شیعه را خالی از عرفان و عرفای راستین معرفی می‌کنند. این درحالی است که بزرگانی همچون مقام معظم رهبری (حفظه الله) نظری غیر از این دارند.

علیرغم گمان عده‌ای که صوفیه را دنباله‌رو اهل‌بیت (علیهم السلام) می‌دانند، علامه طباطبایی (ره) راه صوفی را از ائمه معصومین (علیهم السلام) جدا دانسته و ادعای کشف اسرار و علم به حقایق قرآن را دلیل آن دانسته است.

صوفیه سعی دارند تصوف را جریانی همسو با اسلام ناب معرفی کنند، از این رو خود را برگرفته از روح کتاب و سنت می‌دانند، اما منتقدین تصوف برای صوفیه منشاء دیگری متصور شده‌اند و آن را جریانی مخالف جریان اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) معرفی کرده‌اند.

ورود به اسلام بعنوان آخرین و کامل‌ترین دین الهی، با ساده‌ترین کلمات و بدون همراه داشتن هیچ‌ وسیله‌‌ای امکان‌پذیر است. اما فرقه‌های انحرافی اسلامی همچون صوفیه، برای برتر نشان دادن خود از دین اسلام، برای ورود مرید شرط و شروط‌ و وسایل تشرف تعریف کرده‌اند.

صوفیه به خاطر انحرافاتی که دارند مورد مذمت علمای شیعه و سنی قرار گرفته‌اند. طرسوسی از علمای شافعی است که وقتی از وی درمورد شرکت در مجالس صوفیه سوال می‌شود، رقص و وجد و طرب را از صفات یاران سامری دانسته و مردم را از شرکت در مجالس صوفیه منع می‌کند.

صفحه‌ها