تاریخ

جاماسب (جانشین زرتشت)، فقط در یک مورد، 100 اسب و 1000 گاو و 10,000 گوسفند قربانی کرد، و نذر کرد که در جنگ پیروز شود. اما نکته جالب اینکه سایت زرتشتیِ همازور، در اثر بُغض و حسد و کینه، رسماً دچار جنون شد و مدتی پیش (به قصد فحاشی به اسلام) اعلام کرد که قربانی کردن حیوانات، کار بت‌پرستان است! واقعاً بت‌پرست کیست؟!

با عده‌ای بیمارِ روان‌پریش طرفیم که هر روز، سخنی جدید به زرتشت و کورش و ... نسبت می‌دهند! روزی نامه چارلی چاپلین به دخترش را به اسم کورش جعل می‌کنند و روزی دیگر، متن سخنرانی آبراهام لینکلن را به نام زرتشت!!! خسته هم نمی‌شوند! جدیداً هم چراغی به دست زرتشت دادند تا شب‌گردی کند!

حقیقت را باید پذیرفت. 6 فروردین به عنوانِ روز تولد زرتشت، کاملاً یک روزِ جعلی و قراردادی است. هیچ سند کهنی آن را تأیید نمی‌کند. هر چه هست منابع فارسی میانه و دیگر متونی است که موبدان خود نیز به آن‌ها اعتماد ندارند. لکن ضعف منطقی سبب می‌شود که موبدان به هر طناب پوسیده‌ای چنگ بیاندازند.

اسلامی دینی است که حد و مرز ندارد. در تاریخ موارد بسیاری است که ایرانیان محبت اهل بیت را به جان و دل پذیرفته اند. مانند ابوعبد الله زاذان فارسی که در زمان پیامبر به دنیا آمد و با عنایت امیر المومنین حافظ تمامی قرآن شد.

پاره شدن نامه پیامبر توسط خسروپرویز پادشاه ساسانیان بدون شک اتفاق افتاده و اگر مطلبی در رسانه‌ها و شبکه‌ها و حتی سایت‌ها در مورد نادرست بودن و تردید در مورد پاره شدن نامه پیامبر هست، مطمئنا با سانسور و نادیده گرفتن مطلب کامل در مورد آن بیان شده است.

کاریز یا قنات، اثری است مربوط به دوره اورارتوها که ساکن اصلی سرزمین ایران بودند. تنها اثری هست که انتقال آن توسط غارت گرانی آثار باستانی ایرانی غیر ممکن بوده است و برای همین عده ای قصد آنرا داشته اند که به دروغ این اثر را به نام خود ثبت کنند.

احکام بسیار سخت و نابرابر اجتماعی در زمان ساسانیان، تبعیض و اختلاف طبقاتی حاکم بر زنان عادی در این دوران، عدم سهم ارث بعد از ازدواج توسط دختر و بحث تعدد زوجات توسط مرد به هر تعداد که توانایی مالی او اجازه می داده است، تنها گوشه ای از آن چیزی است که زنان در سلسله ساسانیان تحمل کرده اند.

منابع اروپايی با وجود تعصبات ضد صفوی، اقرار دارند كه [پيش از توطئه زرتشتيان عليه ملت ايران] زرتشتيان در حكومت صفوی از آرامش نسبی برخورد بودند، و تمايلی نداشتند كه به خارج از ايران مهاجرت كنند. اما پس از خيانت زرتشتيان به ايران، آن هم در وضعيتی كه كشور از غرب و جنوب و حتی شرق، تحت تازش و هجمه دشمنان بود، ورق برگشت.

دكتر شریعتی: اعتقاد به قیامت در اسناد اولیه‌ای که از مذهب زرتشت داریم، وجود ندارد، اما در اسناد دوره ساسانی پیدا می‌شود و من فکر کنم که مساله قیامت و تقسیم دنیا به گیتی و مینو... و بعد مساله ترازو و دوزخ و بهشت مسائلی باشند که بعدها در تماس با فرهنگ اسرائیلی، در بین النهرین، و فرهنگ اسلام، به تدریج پیدا شده است و این درست بر خلاف گفته مستشرقانی است که با حقه بازی عجیبی تاریخ تولد زرتشت را عقب می‌برند.

دكتر شریعتی هم به مانند چندی از مورخین، تاریخ تولد و ظهور زرتشت را 660 قبل از میلاد می داند و دلیل او را می توان یکسان بودن و یکی بودن تولد و ظهور زرتشت با دیگر افرادی چون لائوتسو و کنفوسیوس و بودا بیان کرد که بنابر نظر نویسنده، اگر تنها دلیل انتساب تاریخ 660 قبل از میلاد برای تولد زرتشت را همین بدانیم، درست نیست.

دکتر ژاله آموزگار: منشور کوروش منشوری صرفا سیاسی و برای فتح بابل است و منشوری قانون نامه ای نیست. دکتر آموزگار اشاره می‌کند که کوروش بارها در اعلامیه‌اش خود را برگزیده مردوک - خدای بابلیان - می‌نامد و آزادی دین را محترم می‌شمارد. خانم آموزگار هم معتقد به این نیست که حکومت کوروش اولین امپراتوری ایرانی است.

زمانی که قرآن و احادیث و روایت های اسلامی بررسی می شود، بدست می‌آید که کوچکترین مجوزی برای سوزاندن کتاب وجود ندارد. ولی برعکس این مطلب دارای شواهد و دلایل روشنی است که همه بر حرمت آثار مکتوب علما توصیه دارند و برای علم و علما و آثار آنها ارزش خاصی را قائلند و نظر تبعیض آمیزی در این مورد برای مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد.

در قاموس کتاب مقدس، ذیل کلمه مجوس آمده است که «علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود». برخی باستانگرایان نیز مدعی شده‌اند که در کتاب دانیال نبی، باب 1 آیه 20، مجوسیان بر حکمت و دانش توصیف شده‌اند! لیکن حقیقت این است که وقتی به فَقَره مذکور از کتاب دانیال نبی (در عهد عتیق) مراجعه می‌کنیم دقیقاً خلاف این را می‌یابیم و علم آنان را در مقابل دانش پیامبران و اولیای بنی اسرائیل ناچیز شمرده است.

کریستن سن در مورد انوشيروان چنین می‌نویسد: اصلاحات خسرو در امور مالیه، بدون شک، بیشتر به نفع خزانه دولت بوده تا به نفع رعیت. طبقه عامه، مثل قرون گذشته، با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی، که به ایران پناه آوردند، به‌زودی آزرده شدند چون انتظار داشتند که در کشور انوشیروان، چیزهای دیگری ببینند!

صفحه‌ها