شبه معنویت های شرقی

حرکات یوگا همراه با دستوراتی برای تمرکز و کنترل ذهن انجام می‌‏شود و هدف از انجام‏شان، فراوری از جسم و ذهن است. وضعیت‏‌های بدنی دروازه‏‌ی ورود نیرویی است که گفته می‌‏شود در بدن انسان نهفته (کندالینی) و بیداریش انسان را به آگاهی برتر می‌‏رساند. این آگاهی معمولاً به صورت نمادین در قالب خدایان شیطانی نشان داده می‌‏شود.

در منابع یوگا و در بیان اساتید برجسته یوگا این وضعیت‌های بدنی عبادت محسوب می‌شوند. حرکات و حالات بدنی در یوگا شامل حالات نشستن (باندا) حالات دست (مودرا) و سایر وضعیت‏‌های بدنی مناسک و عباداتی هستند که برای نیایش خدایان انجام می‌‏شود.

سرّ وجود مشکلات و بحران‏‌های زندگی این نیست که با خلسه‌‏های یوگایی آن‌ها را کمرنگ کنیم و به زندگی اضطراب‏‌زا باز گردیم، بلکه راز بزرگی که در بلاها و رنج‏‌های زندگی نهفته، بازگشت به خدا و تکیه‌کردن به او در همه شرایط است. این‌که قلب ما بفهمد هیچ نیرویی غیر از خدا گره گشای زندگی نیست.

اشو در کتاب‌هایش به نفی مذهب و شریعت می‌پردازد و انسان‌های مذهبی را عصیان‌گر معرفی می‌کند. وی در مقابل تمام سنت‌ها، آیین‌ها و ادیان می‌ایستد و همه‌ی آن‌ها را دستاویزی بنا شده برای فریب مردم بیان می‌کند. این درحالی است که خود دروغ جدیدی را معرفی می‌کند و برای مخاطبینش سنتی نو بپا می‌کند.

مکتب اشو یکی از مکاتبی بود که پیروان زیادی به خود جذب کرد. یکی از توصیه‌های او جهت دوری از مشکلات رقص و لودگی است. وی می‌گوید: اگر مردم بتوانند کمی بیشتر به رقص آواز بپردازند مشکلاتشان به تدریج ناپدید می‌شود. این همان عصیانی است که اشو در قالب عرفان و معنویت به خورد مخاطبین خود می‌دهد.

خانواده یکی از اولین و مهمترین نهاد‌ها موجود در اجتماع است. هرگونه آسیبی که به این نهاد وارد شود، بنیان جامعه به خطر می‌افتد. اشو تشکیل خانواده را نوعی بردگی به حساب می‌آورد. برهمین اساس برای پرورش کودکان، کمون را پیشنهاد می‌کند تا دیگران در آرامش و شادمانی باشند.

برخلاف یوگا که اهمیت زیادی به توقف کامل ذهن می‌دهد؛ از منظر اسلام آن‌چه اهمیت دارد توقف فکر نیست. بلکه پاک کردن فکر از افکار آلوده و درست اندیشیدن و درست دیدن خوبی‌ها و بدی‌ها و درست تصمیم گرفتن و با اختیار و اراده به سوی خوبی و زیبایی حرکت کردن است.

متأسفانه در بین اقشار جامعه از جمله هنرمندان رفتن به کلاس یوگا و ترویج آن بین نزدیکان و دوست‌داران خود به مُد و فخر فروشی تبدیل شده است. این در حالی است که دیدگاه عموم افراد این است که یوگا نهایت یک ورزش است؛ و غافل از این‌که حقیقت یوگا چیز دیگریست و آن‌هم طریقت عرفانی شرقی است که با فرهنگ و مذهب ما هم‌خوانی ندارد.

یکی از مبانی که در مکتب یوگا یا مدیتیشن دنبال می‌شود، بحث مراقبه است. هدفی که این آیین به دنبال آن است، تنها برای کسب آرامش است. و این درحالی است که هدف از مراقبه یا همان حضور قلب در عرفان اسلامی هدف بسیار بالایی دارد و آن خالی کردن دل از غیر خداست و تنها یاد اوست که موجب آرامش می‌شود.

وقتی به سراغ یوگا می‌روید، سلامتی، زیبایی، و سایر این موضوعات را به عنوان هدف اصلی فراموش کنید. مسأله این نیست که با یوگا به این خواسته‌ها می رسید یا نه، مسأله این است که به یک کار پرخطر وارد می‌شوید. کاری که مربیان یوگا از ابتدا نمی‌‏توانند آن را به شما بگویند.

یوگا یا همان مدیتیشن جزء مکاتب معنوی هند به شمار می‌آید. برای یوگا فوایدی از قبیل: کاهش سردرد، داشتن اندامی مناسب و غیره است که مهمترین آن آرامش فکر است. موضوعی که بسیار مهم است و آن را در قالب عرفان مطرح می‌کنند، این است که یوگا با عرفان هیچ سنخیتی ندارد. زیرا یوگا سوای عرفان نگاه مادی دارد.

یکی از مبانی فکری اشو که بسیار بر آن تأکید دارد، عشق است. وی براین باور است که با سکس می‌توان به معنویت رسید. روشی را که وی تشریح می‌کند، روابط آزاد و بی‌قید و شرط بین زن و مرد است که هیچ تعلقی به هم نداشته باشند. خطری که این نوع تفکر دارد تنها بنیان خانواده را نشانه گرفته است که جز هرزگی حاصلی ندارد.

یکی از اصولی که اشو در مکتب انحرافی خودش بر آن تاکید بسیار دارد، نفی ذهن است. وی پیروانش را از استدلال بر خدا نفی می‌کند و معتقد است که ذهن نمی‌تواند کلی نگر باشد. یکی از شگردهای که در فرقه‌های انحرافی دنبال می‌شود نفی هرگونه تعقل و تفکر است. تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند.

مهم‌ترین مبحثی که در شبه معنویت ذن بودیسم به چشم می‌خورد، جمع نقیضین است. زیرا در این آیین عقلانیت و منطق به شدت نفی می‌شود. سوال اینجاست، اگر کسی بخواهد وارد این آیین شود با چه ملاکی باید این آیین را انتخاب کند؟ آیا برای انتخاب اصلح راهی جز عقلانیت و منطق وجود دارد؟

صفحه‌ها