بهائیت

یکی از نویسندگان بهائی، مطالبی را پیرامون انسانیت از عبدالبهاء نقل می‌کند. وی می‌نویسد عبدالبهاء قائل است به اینکه انسان، صورت و مثال خداست و ملاک امتیاز انسان‌ها، کمالات الهی است. از این عبارت نتیجه می‌گیرد اشخاصی که میزان را رنگ پوست و نژاد می‌دانند، انسانیت خود را نفی کرده‌اند. درحالی که بهاء و عبدالبهاء جملات زیادی از این قبیل دارند.

تشکیلات بهائیت توسط استعمار و با هدف تفرقه‌افکنی مذهبی میان مسلمانان ایران شکل گرفته است. تشکیلات این فرقه در یکی از اقدامات اخیر خود، نشست و برخاست‌های علمی مؤسسه‌ی امام خمینی (ره) با سایر ادیان و مذاهب را به باد انتقاد گرفته و با طرح ادعاهای واهی و بی‌اساس، سعی در بیزار کردن اهل‌سنت ایران از این مؤسسه‌ی علمی آموزشی داشته است.

جریان استعمار و سلطه‌طلب که در کشورهای اسلامی، تعالیم عزّت‌بخش و ظلم‌ستیز اسلام را مانعی جدی در راه تسلط خود بر ممالک اسلامی می‌دید؛ علمای اسلام (که حافظان این اصول در عصر غیبت به شمار می‌آیند) را مورد آماج حملات عوامل خود (نظیر بهائیت) قرار داد، تا پروژه‌ی حذف کامل جامعه‌ی روحانی شیعه را از ممالک اسلامی به پیش برد.

در آثار پیشوایان بهائی، پیروان این فرقه همواره به خوش‌خویی و خوش‌زبانی با تمامی مردم (چه دوست و چه دشمن) امر شده‌اند. در جایی دیگر می‌خوانیم که بهترین الگو برای جهانیان حسینعلی نوری، پیامبرخوانده‌ی این فرقه است. این در حالیست که خوش خویی و خوش زبانی بهائیان با الگوگیری از رفتار و سیره‌ی حسینعلی نوری، سازگاری ندارد.

عباس افندی دومین رهبر تشکیلات بهائیت، دولت انگلیس (که نماد ظلم، استعمار و استبداد علیه بشریت است) را به عنوان نماد عدالت‌ورزی و دادگستری می‌خواند. هرچند که هم‌زمانی ارسال لوح چاپلوسانه‌ی عباس افندی به پادشاه انگلیس با نسل‌کشی ایرانیان توسط انگلیسی‌ها را نادیده بگیریم؛ چگونه دایه‌دار نمایندگی خدا، دولتی غاصب و جنایت‌کار را می‌ستاید!

تشکیلات بهائیت، با انتشار خبری در خصوص شهادت یک شهروند به ظاهر بهائی در زمان جنگ ایران و عراق، سعی بر آن نمود تا بهائیت را دوست‌دار و فداکار در راه ایران و حکومت ایران را ظالم به آن‌ها معرفی کند. جالب است بدانیم سرکردگان بهائیت، هرگاه کشورمان مورد تجاوز قرار گرفته، پیروان خود را از دفاع بازمی‌داشتند؛ اما اینک داعیه‌ی وطن‌دوستی دارند!

تشکیلات بهائیت در راستای براندازی نرم نظام اسلامی ایران، علاوه بر تلاش برای افزایش فشار خارجی بر کشور، به تحریک اقلیت‌های دینی در ایران (بر علیه نظام) روی آورده است. تشکیلات بهائی در این راه، هر کس و عضو هر اقلیت دینی که در ایران باشد و از عدالت جمهوری اسلامی ایران در برخورد با اقلیت‌های دینی سخن بگوید را خائن معرفی می‌کند!

از ویژگی‌های پیامبران الهی، تکلم به زبان قومیست که در آن مبعوث شده‌اند. اما رهبران بهائی، این ویژگی را دارا نبوده و کتاب‌های خود را به زبان عربی نگاشته‌اند. رهبران تشکیلات بهائیت نه تنها این اشکال سرکردگان خود را نپذیرفته، بلکه اجازه‌ی ترجمه‌ی آثار پیشوایان خویش را هم نمی‌دهند. به راستی سِرّ ممانعت از ترجمه‌ی آثار پیشوایان بهائی چیست؟

چندی پیش شاهد قتل یک شهروند بهائی به نام احمد فنائیان بودیم. شبکه‌های معاند نظام، همگام با خبررسانی‌های تشکیلات بهائیت، به نقل این واقعه پرداختند. با ملاحظه‌ی این اخبار و مشاهده‌ی تناقض‌گویی‌های بسیار در آن‌ها در می‌یابیم که تنها هدف ناقلان این خبر، دشمنی با نظام اسلامی در ایران و توهین به شعور ایرانی می‌باشد.

با توجه به آن‌که شعار صلح و نوع‌دوستی بهائیان، گوش عالمیان را کر کرده؛ اما هیچ‌گاه آن‌ها، در راستای تحقق این شعار، گامی جدی برنداشته‌اند. بطور مثال در نبرد ائتلاف آمریکایی علیه عراق که به کشته شدن 3 میلیون نفر منجر شد؛ نه تنها نهاد رهبری بهائیت به محکومیت این جنایات نپرداخت، بلکه از تجمع اعتراضی پیروان خود نیز، ممانعت به عمل آورد.

با توجه به آن‌که تشکیلات بهائی در جامعه‌ی اسلامی مورد استقبال قرار نگرفت؛ لذا در ویژه برنامه‌ای با عنوان «سفر پرفروغ»، سعی بر آن شد تا در ماجرای سفر عباس افندی به آمریکا، جامعه‌ی مسیحی آمریکا مرید وی معرفی شوند. اما با توجه به مقابله‌ی جامعه‌ی مسیحی با عباس افندی می‌توان گفت که برخورد و مخالفت با بهائیت، به تمامی ادیان الهی اختصاص دارد.

علی‌محمد شیرازی، ابتدا خود را مسلمان دانسته و به عدم نسخ اسلام اعتقاد داشته است. وی در آثار خود، قائم موعود را حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی نموده و حتی ذکر می‌کند که بابی بعد از نوّاب اربعه نبوده و هر کس منکر یکی از آنها شود، کافر است. اما او مدتی بعد، ادعاهایی می‌کند که طبق این بیانات، کفر خود را ثابت کرده است.

از اصل تساوی حقوق زن و مرد در مسلک بهائیت، می‌توان به عنوان یکی از مهم‌ترین موارد تناقض در میان شعارها و رفتارهای رهبران بهائیت یاد کرد. چرا که رهبران بهائی در تبلیغات خود، مدام شعار تساوی کامل حقوق زن و مرد سَر می‌دهند اما در عمل، بدین شعار پایبند نبوده و کفه‌ی ترازوی خود را اکثراً به نفع مردها و بعضاً به نفع زن‌ها سنگینی می‌دهند.

بهائیان با داشتن اعتقاداتی نظیر، پذیرش ربُوبیّت و خدایی حسینعلی نوری، انکار، تحریف و تأویل قیامت مورد ادعای ادیان الهی (به ویژه اسلام) و انکار خاتمیت پیامبر گرامی اسلام، سبب تکفیر خود را فراهم ساخته‌اند. از فتوی به کفر بهائیان، توسط علمای شیعه و سنی هم که بُگذریم، علی‌محمد باب (مبشر بهائیان) آن‌ها را کافر معرفی کرده است.

صفحه‌ها