بهائیت

از جمله وقایعی که در زمان ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به دست ایشان رقم می‌خورد، حاکمیت و جهانی نمودن دین اسلام است. این در حالیست که جناب علی‌محمد شیرازی (مدعی دروغین مهدویت بهائیان)، نه تنها تلاشی در جهت احیاء و جهانی نمودن دین اسلام از خود بروز نداد، بلکه در مدت کمتر از شش سال، ادعای نسخ اسلام را نیز مطرح کرد!

بهائیان شخصیتی به نام علی‌محمد شیرازی ملقب به باب را مهدی موعود و امام دوازدهم شیعیان معرفی می‌کنند. این در حالیست که با بررسی دقیق روایات اسلامی، هیچ‌کدام از ویژگی‌های مهدی موعود و وقایعی که به دست ایشان رقم می‌خورد را در علی‌محمد شیرازی نمی‌توان یافت. وقایعی نظیر: جهانی کردن دین اسلام، توسعه‌ی عدالت و حاکمیت اخلاق و عقل.

تشکیلات بهائی، وجود قشر روحانی در بهائیت را لازمه‌ی مخالفت با آموزه‌ی تحری حقیقت معرفی و از این‌رو، بهائیت را تُهیِ از این قِشر معرفی نمود. در پاسخ می‌گوییم: بهائیت به عنوان نماد بارز تقلید کُور نمی‌تواند تحری حقیقت را سبب عدم وجود آخوند بهائی معرفی کند. چرا که نه تحری حقیقتی در بهائیت وجود دارد و نه این فرقه از وجود آخوند تُهی است.

تشکیلات بهائیت با تهمت فساد به روحانیون سایر ادیان، مدعی عدم وجود قشر روحانی در بهائیت شد. این ادعا در حالیست که اسناد بسیاری بر وجود مبلّغانی در بهائیت، با همان عنوان و عملکرد علماء و روحانیون سایر ادیان وجود دارد. همچنان که عبدالبهاء؛ از وجود کسانی در بهائیت پرده برمی‌دارد که شغلی جز تبلیغ ندارند و می‌بایست حمایت مالی شوند.

بهائیان با تفسیر ندای قریب در آیات سوره‌ی «ق» به محل دفن پیشوایانشان، مدعی‌اند این آیات اشاره به ظهور بهائیت دارد. در پاسخ می‌گوییم: 1. با توجه به منع تأویل نصوص الهی در بهائیت، شما چه سندی در تأویل این آیات دارید؟ 2. مفسران بسیاری، مقصود از مکان قریب را کنایه از شنیده شدن صدای منادی در همه‌جا و مسبب زنده شدن مردگان تفسیر کرده‌اند.

چندی است که قتل‌عام بی‌رحمانه‌ی مسلمانان در کشور میانمار، توسط بوداییان افراطی و ارتش این کشور شدت گرفته است. اما در این بین، فرقه‌ی بهائیت (که خود را گسترده‌ترین آیین در دنیا پس از مسیحیت می‌داند و بنا به اعتراف منابع بهائی، کشور میانمار رتبه‌ی پانزدهم جمیعتی این فرقه را داراست)؛ در قبال نسل‌کشی مسلمانان این کشور سکوت کرده است!

بهائیان با استناد به آیه‌ی 35 سوره‌ی اعراف که بر نزول پیامبران اشاره دارد، به اثبات حقانیت پیشوایان خود می‌پردازند. در پاسخ می‌گوییم: 1. این آیه حکایت از اصل تشریع، پس از خلقت حضرت آدم (ع) دارد. 2. هدف اصلی آیه، بیان ملازمه میان شرط و جزا است و دلالتی بر وقوع شرط در آینده ندارند. 3. فعل مضارع به خودی خود دلالت بر آینده ندارد.

عبدالبهاء در علّت لزوم تجدید دین مدعی شد، همان‌گونه که امراض نیاز به معالجه‌ی جدید دارند، ادیان هم به مقتضای زمان نیاز به تغییر دارند. در پاسخ می‌گوییم: دین مبین اسلام، با داشتن ویژگی‌هایی نظیر: 1. جامعیت و وسطیت 2. وارد نمودن عقل در حریم دین 3. اختیارات ویژه‌ی حکومتی؛ عملاً قادر به تأمین تمامی نیازهای بشری بوده و خواهد بود.

بهائیان با استدلال به لزوم عقلی تجدید ادیان، مدعی نسخ دین مبین اسلام و جایگزینی بهائیت به جای آن شده‌اند. اما بحث اینست که بر «فرض» پذیرش این دلیل و بر «فرض» دین بودن بهائیت؛ دلیل لزوم عقلی تجدید ادیان، به بهائیت نیز قابل تعمیم است و می‌بایست با توجه به پیشرفت چشم‌گیر و همه‌جانبه‌ی بشر نسبت به 170 سال قبل، نسخ بهائیت را نیز پذیرفت.

مبلغان بهائی مدعی شدند: «بهاءالله ذکری را به زندانیان در سیاه‌چال آموخته بودند که یک دسته می‌گفتند، قل الله یَکفی مِن کُلِّ شَیء و دسته‌ی دیگر جواب می‌دادند، و علی الله فلیتوکّل المتوکّلون». اما همان‌گونه که می‌دانیم، این ذکر نیز همچون سایر ادعیه و تعالیم بهائیت، کپی‌برداری پیشوایان بهائی، از سایر ادیان و مکاتب فکری و ثبت آن به نام خود بوده است.

نهاد رهبری بهائیت در سال 1387، پس از دستگیری سران خود به جرم جاسوسی، اقدام به ارسال نامه‌ای سرگشاده به دادستانی کشور نمود. جالب اینجاست که تشکیلات بهائیت، در سال 1362، پس از دستگیری 22 نفر از اعضای خود به جرم جاسوسی برای اسرائیل نیز، اقدام به نگارش نامه نمود. تشکیلات بهائیت در این نامه، علت مذهبی را دلیل بازداشت سرکردگانش می‌داند!

مهم‌ترین دلیل بهائیان بر رَد خاتمیت، لزوم عقلی تجدید شریعت به مقتضای زمان است. در پاسخ می‌گوییم: 1. تغییر دائمی ماده، دلیلی بر لزوم تغییر قوانین نیست. 2. لازمه‌ی نیازمندی‌های بشر، تغییر اصول اساسی زندگی او نیست. 3. اسلام برای سلسله مقررات مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی، اصولی کلی مشخص کرده که جزئیات به وسیله‌ی آن تعیین می‌شود.

یکی از مراکزی که بهائیان تحت نظر محافل ملّی و محلی از آن برای تبلیغ و فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند، مکانی به نام «مشرق‌الأذکار» یا معبد بهائیان است. اساساً معبد در تمام ادیان محل عبادت است؛ اما از آن‌جایی که بهائیت دارای جایگاه دینی محکمی میان مردم نیست؛ معبدهای منسوب به آن، تنها ماهیت سیاسی و تشکیلاتی دارند.

پیامبرخوانده‌ی بهائیان از شیعیان خواست که حتی اگر بهائی نمی‌شوند، حداقل دست از تشیع بردارند. آری؛ بی‌شک علت دشمنی پیشوایان بهائی با تشیع را می‌توان در پیروی از علماء و ظلم‌ستیزی مکتبی شیعیان دانست. روحیه‌ای که با رقم زدن حوادثی نظیر تحریم تنباکو به مستکبرین فهماند که می‌بایست عوامل خود را برای برچیدن این مذهب حَقه، به کار گیرند.

صفحه‌ها