احکام بهائی

«بیان» کتابی است از علی‌محمد شیرازی که بهاءالله آن‌ را بهترین کتاب دانسته و به مریدانش دستور داده که به آن عمل نمایند. مطالعه‌ی بخشی از این کتاب، زیر و رو شدن احکام الهی را به خوبی نشان می‌دهد. احکام عجیب باب، همه‌ی نجاسات را پاک می‌کند، کسب علم را حرام می‌داند، رابطه‌ی زن شوهردار با غیر همسرش را مجاز می‌شمارد و صدها حکم عجیب دیگر.

از جمله احکام فرقه‌ی بهائی که در کتاب اقدس ذکر شده و مبلّغان فرقه‌ی بهائی بر آن تأکید بسیار دارند، حرمت بوسیدن دست غیر است. بهائیان در بیان علّت آن، بوسیدن دست را، عادت علمای اسلام معرفی و آن را نشانه‌ی غرور و خودپسندی می‌دانند. این در حالی است که عبدالبهاء به این حکم پدر خویش بی‌اعتنا و خود را تافته‌ی جدا بافته فرض کرده است.

رئیس «انجمن بهائی برای صلح عمومی» معتقد است که اصل برابری میان زن و مرد، سبب پیشگیری از خشونت و تجاوز نسبت به زنان است؛ اما هر چند که رابطه‌ی این تساوی با جلوگیری از تجاوز، مبهم است؛ فرقه‌ی بهائیت، (جزای عمل شنیع زنا را با دادن طلا به بیت‌العدل) نشان داده که پول درآوردن به اسم دین، از دفاع کرامت زن‌ها، برایش مهم‌تر است.

از جمله تعالیم فرقه‌ی بهائیت، ترک تقلید و تحری حقیقت است، اما باید دانست که نه تنها سران فرقه‌ی بهائی به این موضوعات پایبند نبودند، بلکه سعی نمودند پیروان خود را به گونه‌ای پرورش دهند که نسبت به عقاید و رفتارشان هیچ‌گونه سؤالی مطرح نکنند. بطور مثال شخصی از حسینعلی نوری در مورد قیامت می‌پرسد، اما در کمال تعجب مشرک خطاب می‌شود!

در یکی از برنامه‌های شبکه‌ی آئین بهائی، با چندش‌آور خواندن جواز ازدواج با پدرخوانده در کشور ایران، خواستار مقابله‌ی مردم با این حکم شد. در پاسخ می‌گوییم که در دین اسلام، کسانی که از ازدواج با آن‌ها نهی به میان آمده، بسیار بیشتر از فرقه‌ی بهائیت هستند؛ چرا که سران بهائی تلویحاً به جواز ازدواج با محارم حکم کرده که در اسلام چنین نیست.

با توجه به این‌که پیامبران به عنوان بهترین الگوی انسان‌ها به حساب می‌آیند و با توجه به این‌که کتمان عقیده در فرقه‌ی بهائیت در هیچ صورت جایز نیست، پایبند نبودن پیامبر خودخوانده‌ی فرقه‌ی بهائیت و فرزندش به احکام نازله از جانب خود و عمل کردن به احکام اسلامی، نمایشگر پوچی این فرقه و اعتراف عملی سران بهائی به ناحق بودن مسلکشان است.

سران فرقه‌ی بهائی در سخنان خود بر این امر تأکید داشتند که دین باید سبب ایجاد الفت و محبت باشد؛ چرا که در غیر این‌صورت بی‌دینی بهتر است. ایشان این تعلیم را اختراع فرقه‌ی خود می‌پندارند. اما با بررسی تاریخ و احکام این فرقه، موارد بسیاری در تناقض با این تعلیم به ظاهر بدیع یافت می‌شود؛ نظیر مجازات طرد برای برخی اعضای این فرقه.

از سری احکام مورد نظر بهائیت، جواز گوش دادن به غناء است. غنا از جمله گناهانى است که خداوند، وعده‌ی آتش به مرتكب آن داده و نزد او کاری ناپسند می‌باشد؛ چرا که غناء انسان را از یاد خدا و فضائل اخلاقی دور می‌کند و به سمت بی‌بند و باری و گناه سوق می‌دهد. بنابراین صدور این حکم از مدعی پیغمبری، جای تعجب دارد.

از جمله گناهان نابخشودنی نزد خداوند که خشم الهی را برمی‌انگیزد و حتی شفاعت حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) هم باعث بخشش مرتکبین آن نشده، لواط یا همان هم‌جنس بازی است. این گناه بزرگ نزد تمامی ادیان الهی مذموم شمرده شده است. اما نکته‌ی عجیب آن است که در آئین بهائی، هیچ‌گونه منع و بازداری از آن نشده است.

از جمله اموری که حسینعلی نوری، رهبر فرقه‌ی ضاله‌ی بهائیان، بر پیروان گمراه خود ممنوع کرده، ذکر خداوند در مکان‌های عمومی است. این در حالی است که خداوند مؤمنین را به ذکر شبانه روزی خود ترغیب می‌کند؛ چرا که برای مبارزه با وسوسه‌ی شیاطین و غفلت از یاد خداوند به واسطه‌ی زندگی مادی، راهی جز ذکر بسیار خداوند نیست.

فرقه‌ی بابیت و بهائیت دارای احکامی است که با بررسی آن‌ها، غیرالهی بودن ایشان کاملاً روشن می‌شود، نظیر: ممنوعیت استفاده‌ی دارو برای مریض، ممنوعیت تحصیل در هر رشته‌ای غیر از بابیت، حکم به نسل‌کشی پیروان دیگر ادیان، هنگامی که یکی از پیروان ایشان به حکومت رسید و احکام مضحکی از این قبیل که با ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و مسلمات عقلی مغایرت دارد.

حسینعلی‌نوری، سرکرده‌ی بهائیان، که مدعی نوآوری است، با الگوگیری ناقص از دیگر ادیان آسمانی، آئین جدیدی را تأسیس نمود و در آن از احکام سایر ادیان، مقداری را گنجانده است. به عنوان نمونه او روزه را از ادیان آسمانی الگو گرفته و با اعمال تغییرات، آن را حکمی در بهائیت قرار داده است که باید روزه، در ماه اسفند و به مدت 19 روز باشد!

یکی از مواردی که در ادیان ابراهیمی حرام شمرده شده، رباخواری است که در اسلام همتای جنگ با خدا شمرده شده است. با نگاهی گذرا در متون بهائیت، می‌بینیم که رهبران بهائی نه تنها این امر را حرام ندانسته، بلکه به خاطر فضل به بندگان، حلال شمرده‌اند، در حالی که این امر نه تنها مفید برای جامعه نیست، بلکه باعث از بین رفتن تعدیل معیشت نیز می‌شود.

از جمله احکام تأمل برانگیز بهائیان، حکم شوقی‌افندی، رهبر این فرقه، در خصوص طلاق است. اولین حکم، تساوی زن و مرد در حق طلاق و دومین حکم، صبر یک‌ساله برای جدایی است. این احکام با اشکالاتی مواجه است از جمله اینکه بر اساس تحقیقات علمی، زن و مرد از لحاظ جسمی و روحی با هم تفاوت دارند و این حکم آمار طلاق را بالا خواهد برد...

صفحه‌ها