مسیحیت

مسیحیان معتقدند کتاب مقدس برای هدایت آنان مکتوب شده و حجیت دارد. درحالی که کتاب مقدس مملو از تناقضات و اشتباهات است. یکی از تناقضات کتاب مقدس مربوط به واقعه‌ی تاریخی است. کتاب مقدس در بخشی از کتاب مقدس معتقد است یهوشافاط بتخانه‌ها را تخریب کرد اما در بخشی دیگر مطلبی خلاف آن بیان می‌کند.

کتاب مقدس مسیحیان، به خاطر داشتن محتواهای غلط و غیر عقلانی، نمی‌تواند هدایت انسان و رساندن او به سعادت اخروی را بر عهده بگیرد. یکی از محتواهای غیر عقلانی کتاب مقدس مربوط به داستان به پادشاهی رسیدن اخزیا است. کتاب مقدس مدعی شده با اینکه اخزیا پسر یهورام است، اما از یهورام بزرگ‌تر است!

مسلمانان به استناد قرآن کریم معتقدند که عیسی مسیح هرگز به صلیب کشیده نشده و کشته نشد. در مقابل مسلمانان، مسیحیت تحریفی معتقد است که عیسی مسیح کشته شده و دفن شد. اما حواریون بزرگ مسیح بر سر اینکه چه کسی او را دفن کرده دچار اختلاف شده و همین اختلاف می‌تواند اشاره ای بر کشته نشدن عیسی مسیح باشد.

مسیحیت انحرافی معتقد است که عیسی مسیح کاری به کار اعمال مردم نداشته و در مورد آنان هرگز قضاوت و داوری نخواهد کرد. بلکه وی تنها برای نجات بشر مبعوث شده و هرکس به او ایمان آورد ولو اینکه اعمال صالحی انجام ندهد، اهل نجات خواهد بود. حال آنکه کتاب مقدس تصریح می‌کند که عیسی مسیح در مورد اعمال و رفتار مردم قضاوت و داوری خواهد کرد.

لوقا در انجیل خود عیسی مسیح را به عنوان وارث تخت حضرت داوود (علیه‌السلام) معرفی کرده است. حال آنکه بررسی کتاب مقدس نشان می‌دهد که عیسی مسیح نمی‌توانسته وارث تخت داوود باشد چرا که وی از نسل یهویاقیم پاد‌شاه است؛ بنابراین روایت لوقا با سایر بخش‌های کتاب مقدس متناقض است.

بدون تردید هر کس اندک مطالعه‌ای در مورد مسیحیت داشته باشد به جایگاه خاص پولس و نقش او در شکل گیری مسیحیت کنونی پی خواهد برد. حال آنکه پولس فردی یهودی و دشمن سرسخت مسیحیان بوده و تنها با ادعای ملاقات با عیسی مسیح به چنین جایگاهی رسیده است. اما باید دید مسیحیان بر اساس چه شواهدی ادعای او را پذیرفته و دشمن دیروز خود را سرور و بزرگ امروز خود کرده‌اند.

اعتبار داشتن یا نداشتن کتاب مقدس یکی از مبنایی ترین مسائل مربوط به مسیحیت است. اگر کتاب مقدس از هر جهتی معتبر می‌بود، به یقین بر پیروانش حجیت داشت و آنان باید بر طبق تعالیم آن عمل می‌کردند. اما اعتبار کتاب مقدس به دلیل تناقض‌گویی‌های فراوان و موجود در آن در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود. آشکارا یا مخقیانه تعلیم دادن عیسی مسیح یکی از موضوعاتی است که کتاب مقدس به صورت متناقض آن را بیان کرده است.

پولس یکی از شخصیت‌های مهم و مطرح مسیحیت است. پولس در ابتدای ظهور مسیحیت، شکل‌گیری دین جدید را نپذیرفته و به شدت با مسیحیان برخورد می‌کرد. پس از مدتی پولس مدعی شد که در راه دمشق با عیسی مسیح ملاقات کرده و با همین ادعا تبدیل به شخص شماره‌ی یک مسیحیان شد. اما در رابطه با ملاقات پولس با عیسی مسیح اشکالاتی وجود دارد که یکی از آن تناقض‌گویی کتاب مقدس است.

تثليث به‌عنوان يكی از اصول اساسی مسيحيت به شمار می‌رود كه سه اقنوم به نام‌های «پدر، پسر و روح‌القدس» دارد، اين سه اقنوم در عين اينكه سه شخصيت جداگانه هستند، يكی هستند! اين عقيده دقیقاً همان چيزی است كه از بت‌پرستان هندی گرفته‌شده است كه سال‌ها قبل از ميلاد مسيح بر اين باور بودند.

سه‌گانه پرستی و تثلیث یکی از اساسی‌ترین انحراف مسیحیت کنونی است. بر طبق این انحراف، مسیحیان کنونی معتقد به خدایی سه اقنوم پدر، پسر و روح‌القدس شده و همواره در تلاش هستند تا این اعتقاد انحرافی خود را اثبات کنند. اما باید دید این اعتقاد تا چه اندازه مورد پذیرش عقل است و آیا می‌توان با عقل این عقیده‌ی انحرافی را ثابت کرد؟

نژادپرستی در حال حاضر یکی از منفورترین نوع تفکر در میان انسان‌ها است. بررسی ادیان الهی نشان می‌دهد که کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در رأس ترویج دهندگان نژادپرستی قرار گرفته و احکام و شریعت‌ موجود در کتاب مقدس که از چند هزار سال قبل در بین مردم رواج داشته و پیروان فراوانی نیز داشته، عجین با تفکرات نژادپرستی بوده است.

مسیحیان در ادامه‌ی تحریف مسیحیت راستین، خود و دین خود را دین صلح معرفی کرده و از عیسی مسیح به عنوان منادی صلح یاد می‌برند. این در حالی است که علاوه بر بعد اخلاقی انبیای الهی که مسیح نیز یکی از آنهاست، آنها به بعد سیاسی و حکومتی نیز پرداخته و از همین رو میبینیم که عیسی مسیح و یارانش مهیای جنگ با دشمنان می‌شوند.

خدا بودن عیسی مسیح یکی از مبنایی‌ترین انحرافات مسیحیان است. مسیحیان استدلالی که برای این انحراف خود کرده‌اند این است که در کتاب مقدس آیاتی وجود دارد که آفرینش جهان را به عیسی مسیح نسبت داده است. و از طرفی چون خالقیت صفت خداوند است بنابراین عیسی مسیح نیز که این صفت را دارد خدا است. این استدلال دارای اشکالات زیادی است.

مسلمانان به دلايل فراوان می‌توانند ثابت كنند كه تورات كنونی تحریف‌شده و قابل‌اعتماد نيست، درنتیجه كتاب مقدس مسيحيان نمی‌تواند باعث سعادت هيچ انسانی شود، مثلاً وقتی وقايع پس از وفات موسی (عليه‌السلام) هم در تورات گفته‌شده نشان می‌دهد كه تورات كنونی، با الواح موسی تفاوت دارد؛ همچنين تورات به خيانت امانت‌داران خود اقرار كرده است.

صفحه‌ها