مسیحیت

نويسندگان اناجيل در برخی نوشته‌هایشان، مطالبی را آورده‌اند كه  اشتباهات آن کاملاَ واضح است، مثلاً انجيل متی و مرقس  ماجرای ملاقات مسیح را ذکر کرده‌اند اما متی گفته مسیح با یک زن گفتگو کرده و مرقس گفته مسیح با پسران او حرف زده است!

یکی از خصوصیات مسیحیت انحرافی، نداشتن صداقت و امانت داری در رساندن پیام خدا است. آنان از عبارت‌های کتاب مقدس انگونه که به نفع خودشان است سوء استفاده می‌کنند. عبارت فرزند خدا بودن عیسی مسیح، یکی از موارد سوء استفاده‌ی مسیحیان است. آنان این تعبیر را به عنوان دلیلی بر خدا بودن عیسی مسیح می‌شمارند در حالی که کتاب مقدس چنین منظوری از فرزند خدا، نداشته است.

کتاب مقدس مسیحیان، عمل کردن به احکام و شریعت حضرت موسی(علیه السلام) را، برای پیروان حضرت عیسی(علیه السلام) نیز لازم دانسته‌است. این کتاب، برای کسانی که احکام را کوچک شمرند، مجازات سنگین اعدام قرار داده‌ است. خود حضرت عیسی(علیه السلام) نیز تا آخرین لحظه‌ی حضور در بین مردم، به احکام حضرت موسی(علیه السلام) عمل می‌کردند.

مسیحیان از هر وسیله‌ای برای اثبات حقانیت خود استفاده می‌کنند. استناد به قرآن یکی از روش‌های حق جلوه دادن خود توسط مسیحیان است. آنان در رفتاری عجیب ادعا کرده‌اند که به استناد قرآن، کتاب مقدس از هر گونه تحریف مصون است. بررسی قرآن و آیات مورد استناد مسیحیت، ادعای آنان را از اساس باطل می‌کند.

مدتی پیش، سایت خبری BBC فارسی گزارشی را منتشر کرد که حاکی از وخامت اوضاع در کلیساهای امریکا بود. افزایش تجاوزهای جنسی و رسوایی‌های اخلاقیِ رهبرانِ مسیحیت، چکیده این گزارش بود. 500 تجاوز جنسی در سال 2007 فقط در لس‌آنجلس... آن هم به طور متوسط حدود 20 درصد قربانیان، کودکان زیر 10 سال هستند...

پس از اینکه مسیحیان در مورد به صلیب کشیده شدن مسیح به اشتباه افتادند، با پذیرش کشته شدن مسیح، آموزه‌‌های انحرافی خاصی از جمله فدا ایجاد کردند. در حالی که فدا از نظر کتاب‌های آسمانی از جمله قرآن، انجیل و تورات رد شده و قابل پذیرش نیست.

مسیحیت تبشیری برای افزایش جمعیت مسیحیت، سیاست‌های متعددی به‌کار گرفته‌است. آن‌ها با مخفی کردن و یا توجیه غیر منطقی دستورات خشن کتاب مقدسشان، یک محبت کاملا افراطی را به خداوند و حضرت عیسی (علیه السلام) نسبت داده‌اند. در صورتی‌که با مطالعه‌ی سابقه‌ی خدای آن‌ها، مخصوصا خدای عهد عتیق، عکس این مطلب، و یک خدای کودک‌کش ترسیم می‌شود.

اسلام، عقل را یکی از مهم‌ترین و بهترین مخلوقات می‌داند که مثل یک چراغ، روشنگری کرده و مهم‌ترین وظیفه‌ی آن، تشخیص راه صحیح از ناصحیح است. مسلمانان کلام آن خداوندی را پذیرفته که با عقل، به او ایمان آورده‌اند. اما در مسیحیت، این قاعده برعکس است. در این مقاله به بخشی از آن اشاره شده است.

مکاشفه‌ی یوحنا در عهد جدید، وقوع یک حادثه‌‌ای را پیشگویی کرده‌است که به واقعه‌ی شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) شباهت زیادی دارد. در این مکاشفه اژدهای خشمگینی به یک زن باردار حمله کرده، و موجب آزار او و بستگانش شده است.

کتاب مقدس در بخشی از آیات خود به بیان اوصاف خداوند پرداخته است. این کتاب خداوند را به گونه‌ای عجیب توصیف کرده به صورتی که قابل پذیرش هیچ انسان روشنفکری نمی تواند، باشد. در این مقاله به بخشی از این اوصاف اشاره شده و قضاوت درباره‌ی صحت و سقم این مطالب را به عهده‌ی خود خواننده واگذار میکنیم.

مسئله فدا يكی از اعتقادات مسيحيان است، طبق اين عقيده خرافی، عيسی (عليه‌السلام) فدای گناهان مردم شده است تا پيروان خود را به بهشت ببرد! يوحنا گفته است مسيح فدای گناه تمام مردم عادل و فاسق شده است اما در جای ديگر از كتاب مسيحيان، جملاتی آمده است كه در كنار آن، سخن يوحنا به يك اهانت بزرگ به حضرت مسيح، تبديل می‌شود.

یهودیان و مسیحیان اگرچه در مورد اینکه بسیاری از کتاب‌های موجود در کتاب مقدس توسط خدا وحی نشده است، شکی نداشته بلکه در این باره اتفاق نظر دارند. ولی با این حال معتقدند که تورات از سوی خدا به موسی (ع) وحی شده و توسط ایشان نوشته شده است. در حالی که شواهد موجود در تورات نشان می دهد که این کتاب هرگز توسط موسی (ع) نوشته نشده است.

مسیحیان در ادامه‌ی رفتار‌های اسلام هراسانه‌ی خود، به قرآن چنین تهمت زده‌اند که این کتاب با دیگر کتاب‌های آسمانی مخالف است و آن‌ها را از اساس باطل می‌داند. اما بررسی آیات قرآنی نشان می‌دهد که قرآن نگاه واقع‌بینانه‌ای به کتب مقدس به ویژه انجیل داشته و هر جا نیاز به تعرف و تمجید باشد، آن را ستوده و در موارد خطا و اشتباه، سرزنش کرده است.

مسیحیت پولسی در طول تاریخ همواره تمام سعی خود صرف اثبات الوهیت عیسی مسیح کرده و در این راه به هر چیزی متوسل شدند. آنان رستاخیز عیسی مسیح را خاص دانسته و این خاص بودن را نشانگر الوهیت عیسی مسیح دانسته‌اند در حالی که از بخش‌های دیگر کتاب مقدس چیزی غیر از ادعای آنان فهمیده می‌شود و نشان می‌دهد رستاخیز مسیح نمی‌تواند دلیلی بر الوهیت او باشد.

صفحه‌ها