زرتشت و باستان‌گرایی

حقیقت را باید پذیرفت. 6 فروردین به عنوانِ روز تولد زرتشت، کاملاً یک روزِ جعلی و قراردادی است. هیچ سند کهنی آن را تأیید نمی‌کند. هر چه هست منابع فارسی میانه و دیگر متونی است که موبدان خود نیز به آن‌ها اعتماد ندارند. لکن ضعف منطقی سبب می‌شود که موبدان به هر طناب پوسیده‌ای چنگ بیاندازند.

موبدان زرتشتی در حال حاضر هرگونه اعتقاد به توسط و شفاعت را منکرند. اما باید دانست که طبق متون مقدس زرتشتیان (به ویژه گاتها، که مشهور به کهن‌ترین بخش اوستا است)، اعتقاد به توسل و شفاعت امری روشن و مبرهن است که متأسفانه موبدانِ زرتشتی آن را مخفی می‌دارند، همانگونه که حقایق بسیاری را از حق‌جویان پنهان می‌کنند.

اسلامی دینی است که حد و مرز ندارد. در تاریخ موارد بسیاری است که ایرانیان محبت اهل بیت را به جان و دل پذیرفته اند. مانند ابوعبد الله زاذان فارسی که در زمان پیامبر به دنیا آمد و با عنایت امیر المومنین حافظ تمامی قرآن شد.

روشن است كه اين جشن، ربطی به زرتشتيان ندارد، و انتساب آن به ايران باستان ابداً صريح نيست. چهارشنبه سوری (يوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهليت بوده است، و يا در بهترين حالت، تركيبی از سنت‌های بومی ايرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه اين سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آيا اين جشن كذايی، توهين به هويت مردم ايران نيست؟

افرادی که در ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی، به «سید» مشهورند، از نسل حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هستند. بیشتر آنان در قرن 3 هجری وارد ایران شدند و برخی نیز پیش از آن. اما اینکه چرا آنان را «سید» نامیدند به علت حدیث نبوی است که پیامبر فرمودند: «حسن و حسین، دو سید (سرور) جوانان اهل بهشتند». از همین روی، فرزندان آنان به دلیل انتساب به ایشان، و نیز به جهت احترام و ارادت، «سید» نامیده شدند.

اسپندارمذ، معشوق پدرِ خود (اهورامزدا) بود، آن هم عشقی که در شریعت الهی، پلید و ناپاک خوانده شده و امروزه هیچ ایرانی مسلمان، بلکه حتی ایرانیانِ نامسلمان نیز حاضر به گرامیداشتِ آن نیستند. عجیب‌تر اینکه سران جامعه در عصر ساسانیان اصرار داشتند که این عشق نامتعارف (روابط جنسی میان پدر و دختر) به رسم آنچه بین اهورامزدا و دخترش گذشت، در جامعه نیز پیاده شود.

موبدان زرتشتی در گذر هزاران سال همواره مروّج خَُوَِیدوده (ازدواج با محارم) بودند. حتی برای مشروعیت بخشیدن به این مسئله توجیهاتی نیز ارائه کردند. در متون تاریخی و ادبی هم مصادیقی فراوان از این موضوع (ازدواج با محارم) وجود دارد، چنانکه اصل این مطلب امری ثابت شده است و هیچ یک از اوستاشناسان و زرتشتی‌پژوهان معتبر و منصف در آن تردیدی ندارند. جالب است بدانیم که موبدان زرتشتی اصرار فراوان داشته اند که بگویند زرتشت خود مروّج خَُوَِیدوده (ازدواج با محارم) و بسیار علاقه‌مند به این امر بود!

در باور زرتشتیگری، اهورامزدا، دانا هست، ولی توانا نیست. یا به عبارتی روشن‌تر، اهورامزدا، قادر مطلق و نیروی بلامنازع در جهان هستی نیست. بلکه ضعف دارد. در آغاز جهان، اهورامزدا ' ترسید ' که اگر نبرد نور و ظلمت در زمان بی‌کرانه انجام شود، هرآینه اهریمن پیروز میدان خواهد بود. پس زمان کرانه‌مند را آفرید تا موقعیت را به سود خود برگرداند و بر اهریمن پیروز شود.

علامه طباطبايی: «روايات هر چند مجوس را اهل كتاب خوانده، كه لازمه‌‏اش آن است كه اين ملت نيز براى خود كتابى داشته باشد و يا منسوب به يكى از كتاب‌هايى از قبيل كتاب نوح و صُحُف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود باشد كه قرآن آن‌ها را كتاب آسمانى خوانده و ليكن قرآن هيچ متعرض وضع مجوس نشده و كتابى براى آنان نام نبرده و كتاب اوستا كه فعلا در دست مجوسيان است نامش در قرآن نيامده، كتاب ديگرى هم كه نامش در قرآن آمده باشد در دست ندارند.»

از جمله مهم‌ترین فعالیت‌ها و جان‌فشانی‌های ایرانیان در راه مذهب تشیع، مبارزه با مدعیان دروغین در عصر غیبت صغری است. درباره آن دوران باید بدانیم که فتنه‌های بسیاری رخ داد که اگر اراده الهی نبود، هر آینه مذهب تشیع برای همیشه از بین می‌رفت. فی الواقع، دست خدا از آستین مردان و زنان ایرانی بیرون آمد و مذهب تشیع را نجات داد.

منطق اسلام در اين زمينه، هم در بُعد شعار، هم در تعيين مصاديقِ خوبی و بدی و هم در عملِ الگوهای دينی، بسی كامل‌تر و نيكوتر از شعائر زرتشتی است. اگر زرتشت می‌گويد: «پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك»، اسلام پا را فراتر از اين گذاشته، مي‌گويد: «نيك‌ترين انديشه، نيك‌ترين گفتار و نيك‌ترين كردار» و مصاديق آن را نيز به صورت روشن و دقیق معيّن كرده است.

مهریه در احوال شخصیه زرتشتیان مقوله ای غیر قابل انکار است. هرچند موبدان امروزی جامعه زرتشتیان در اینکه مهریه را اثبات و رد کنند، اختلاف نظر دارند. برخی می‌گویند مهریه وجود دارد و باید ثبت رسمی شود. اما برخی می‌گویند که نیازی به این موضوع نیست.

مردم امروز کردستان ترکیبی از ماناها، گوتی‌ها، کاسی‌ها، مادها، آشوری‌ها، سومریان، اورارتوها، هیتی‌ها، میتانی‌ها و دیگر اقوام هستند. به نظر می‌رسد همین گزینه منطقی و عاقلانه باشد. البته با این سخن، دیگر مجالی برای آریایی‌گرایی و توهمات نژادی باقی نخواهد ماند.

محمد بن جریر طبری در مقدمه «تاریخ طبری» می‌گوید که کتاب خود را بر اساس حجت عقل و استنباط فکر، تألیف نکرده است. بلکه "فقط" اخبار را جمع‌آوری نمود. تئودور نولدکه (Theodor Nöldeke) نیز در این باره می‌گوید: «طبری بیشتر با علوم نقلی دینی سر و کار داشت و خود اهل تحقیق نبود و حتی اهل انتقاد تاریخی به آن معنی که در نزد بعضی از دانشمندان ایرانی آن قرن معمول بوده نیز نبوده است.»

صفحه‌ها