اعتقادات

در حالی‌که بیش از 120 نفر از بزرگان و علمای اهل‌سنت بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری و آغاز غیبتش در سال 260 هجری صراحت دارند، در این میان، گروهی از شبهه‌گران وهّابی با عبارات و ترفندهای گوناگون کوشیده‌اند، در اصل این‌که اساساً امام عسکری (علیه السّلام) فرزندی داشته که غیبت نموده باشد یا خیر، تشکیک کنند.

مقام و منزلت همه پیامبران، مخصوصا پیامبر اسلام (ص) بر کسی پوشیده نیست و خداوند در دو آیه از سوره احزاب تصریح به فرستادن درود و سلام بر ایشان نموده است اما متاسفانه وهابیت که ادعای مسلمانی واقعی را دارند در اعتقادات خود، باور مذهبی نسبت به رسول اکرم (ص) را نداشته و درود فرستان بر ایشان را بدتر از فحشاء زن فاحشه می‌دانند.

بین جریان احمد الحسن و وهابیت وجوه اشتراکی وجود دارد، که حداقل آن، دشمنی آنان با مرجعیت شیعی، فقهاء و عالمان دینی شیعه به ویژه با مرجع و مبارز عالی‌قدر آیت الله العظمی سیستانی است. این جریان همچون وهابیت، هر کس با عقاید و آرائشان مخالفت کند را تکفیر کرده و حتی گاهی با استفاده از سحر و جادو سعی در ترویج جریان باطل خویش دارند.

شبهه «اهل بیت به عصمت خود اشاره نکردند» کاملا اشتباه وسست است، فقط کافی است در منابع حدیثی شیعه کلمات «معصومون ومطهرون وطهّرنا وعصمنا» جستجو شود؛ دهها کتاب وجود دارد که به عصمت اهل بیت از زبان خودشان اشاره کرده است، وجالب این‌که بحث (عصمت ائمه از زبان خودشان) نه تنها در منابع شیعه، بلکه در منابع اهل سنت هم وجود دارد.

مسلمانان در دوره های اول اسلام به گروه‌های مختلفی تقسیم بندی شدند که از جمله آن گروه اصحاب و تابعین بودند. امروزه وهابیت عمل به بسیاری از مستحبات را قیاس به عمل صحابه و تابعین می‌کنند به جوری که یک عمل مستحبی مانند خواندن قران را در صورتی که صحابه به انجام آن در مواردی التفات نداشتند را امروزه جایز نمی‌دانند.

نفوس و جان انسان‌ها در دین اسلام محترم دانسته شده و از ارزش بالایی برخوردار است و این مسئله در مورد مسلمانان از اهمیت و جایگاه بالاتری برخوردار است. اما متاسفانه این مسئله در میان وهابیت از هیچ جایگاهی برخوردار نیست و جان انسان‌ها حتی به اندازه بهائم نیز ارزشی ندارد و ایشان به سادگی حکم به قتل نفس محترمه می‌دهند.

در حالی که بیش از 120 نفر از بزرگان و علمای اهل‌سنت بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری و آغاز غیبتش در سال 260 هجری صراحت دارند، در این میان، گروهی از شبهه‌گران وهّابی با عبارات و ترفندهای گوناگون کوشیده‌اند در اصل این که اساسا امام عسکری (علیه السّلام) فرزندی داشته که غیبت نموده باشد یا خیر، تشکیک نموده‌اند.

فرستادن درود و صلوات بر پیامبر اعظم از مواردی است که خداوند تبارک و تعالی نیز همراه با ملائکه انجام دادند و بر مومنین نیز تکلیف نمودند که ایر ایشان دورود و صلوات بفرستند. این در صورتی است که برای انجام آن نیز هیچگونه زمان خاصی را معین نفرمودند، از این رو هر وقت نام مبارک ایشان بر زبان آمد میتوان دورود فرستاد.

کشور عربستان یکی از منابع اصلی حمایت از تروریسم در جهان است. این کشور یکی از شگردهای خود در انتشار افکار تروریستی را از طریق ارسال مبلغ به کشورهای مختلف و ساخت مساجد و مدارس علمیه در کشورهای دیگر، اجرا می‌کند. کشوری که حتی میان اعمالش با شهروندان خود و با کسانی که اندک مخالفتی با او دارند، و اعمال داعش، نمی توان تفاوت قائل شد.

کمتر مسلمانی را می‌توان یافت که علاقه‌ای به تهذیب نفس نداشته باشد. راهی که بزرگان تصوف و عرفان اسلامی برای تهذیب و تربیت نفس انسان و برنامه‌هایی که برای بروز استعدادهای انسانی در نظر گرفته‌اند و به مسلمانان و نوع بشر ارائه داده‌اند در بسیاری مواقع موجبات کمال نفسانی است. ابن تیمیه از بزرگ‌ترین مخالفین با این اندیشه سازنده است.

موضوع مهدویت و اعتقاد به آمدن شخصی که در نهایت اوضاع آشفته جهان را سر و سامان خواهد داد، مورد پذیرش همه ادیان آسمانی و حتی غیر آن نیز بوده و هست. البته هر کدام آن را به گونه‌ای قبول دارند، اما نقطه اشتراک آن‌ها ظهور منجی می‌باشد. اما در این میان فرقه ضاله وهابیت با ایجاد شبهاتی سعی نموده موضوع مهدویت را بدون سند جلوه دهد.

مرگ یکی از واقعیات انکار ناپذیر در جهان هستی و غیر قابل انکار است. بنابراین زندگی در این دنیا ابرای هیچ‌کس ابدی نبوده و همگان پس از مدت زمانی از این دنیا خواهند رفت. اما پرونده اعمال انسان بنا بر آیاتی از قرآن کریم حتی پس از مرگ نیز برای انسان مفتوح خواهند ماند و نتیجه اعمال با دوام او به وی در جهان دیگر خواهد رسید.

ظهور منجی و اعتقاد به آن در همه‌ی ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی با وجود اختلافاتی که در جزئیات آن وجود دارد، مورد پذیرش است. اما در عین حال برخی همچون «ناصر بن عبدالله القفاری» پا را فراتر گذارده و تلاش نموده‌اند به شکل دیگری روایات مهدویت را زیر سؤال برده و با ربط دادن آن به دین مجوس، از اساس منکر موضوع مهدویت گردند.

موضوع مهدویت و اعتقاد به آمدن شخصی که در نهایت اوضاع آشقته جهان را سر و سامان خواهد داد، مورد پذیرش همه ادیان آسمانی و حتی غیر آن نیز بوده و هست. البته هر کدام ممکن است آن را به گونه‌ای قبول داشته باشند که با دیگری متفاوت باشد. اما در این میان فرقه ضاله وهابیت با ایجاد شبهاتی سعی نموده با این اعتقاد مخالفت نماید.

صفحه‌ها