اعتقادات

مسیحیت انحرافی معتقد است که عیسی مسیح کاری به کار اعمال مردم نداشته و در مورد آنان هرگز قضاوت و داوری نخواهد کرد. بلکه وی تنها برای نجات بشر مبعوث شده و هرکس به او ایمان آورد ولو اینکه اعمال صالحی انجام ندهد، اهل نجات خواهد بود. حال آنکه کتاب مقدس تصریح می‌کند که عیسی مسیح در مورد اعمال و رفتار مردم قضاوت و داوری خواهد کرد.

بدون تردید هر کس اندک مطالعه‌ای در مورد مسیحیت داشته باشد به جایگاه خاص پولس و نقش او در شکل گیری مسیحیت کنونی پی خواهد برد. حال آنکه پولس فردی یهودی و دشمن سرسخت مسیحیان بوده و تنها با ادعای ملاقات با عیسی مسیح به چنین جایگاهی رسیده است. اما باید دید مسیحیان بر اساس چه شواهدی ادعای او را پذیرفته و دشمن دیروز خود را سرور و بزرگ امروز خود کرده‌اند.

اعتبار داشتن یا نداشتن کتاب مقدس یکی از مبنایی ترین مسائل مربوط به مسیحیت است. اگر کتاب مقدس از هر جهتی معتبر می‌بود، به یقین بر پیروانش حجیت داشت و آنان باید بر طبق تعالیم آن عمل می‌کردند. اما اعتبار کتاب مقدس به دلیل تناقض‌گویی‌های فراوان و موجود در آن در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود. آشکارا یا مخقیانه تعلیم دادن عیسی مسیح یکی از موضوعاتی است که کتاب مقدس به صورت متناقض آن را بیان کرده است.

تثليث به‌عنوان يكی از اصول اساسی مسيحيت به شمار می‌رود كه سه اقنوم به نام‌های «پدر، پسر و روح‌القدس» دارد، اين سه اقنوم در عين اينكه سه شخصيت جداگانه هستند، يكی هستند! اين عقيده دقیقاً همان چيزی است كه از بت‌پرستان هندی گرفته‌شده است كه سال‌ها قبل از ميلاد مسيح بر اين باور بودند.

سه‌گانه پرستی و تثلیث یکی از اساسی‌ترین انحراف مسیحیت کنونی است. بر طبق این انحراف، مسیحیان کنونی معتقد به خدایی سه اقنوم پدر، پسر و روح‌القدس شده و همواره در تلاش هستند تا این اعتقاد انحرافی خود را اثبات کنند. اما باید دید این اعتقاد تا چه اندازه مورد پذیرش عقل است و آیا می‌توان با عقل این عقیده‌ی انحرافی را ثابت کرد؟

مسیحیان در ادامه‌ی تحریف مسیحیت راستین، خود و دین خود را دین صلح معرفی کرده و از عیسی مسیح به عنوان منادی صلح یاد می‌برند. این در حالی است که علاوه بر بعد اخلاقی انبیای الهی که مسیح نیز یکی از آنهاست، آنها به بعد سیاسی و حکومتی نیز پرداخته و از همین رو میبینیم که عیسی مسیح و یارانش مهیای جنگ با دشمنان می‌شوند.

خدا بودن عیسی مسیح یکی از مبنایی‌ترین انحرافات مسیحیان است. مسیحیان استدلالی که برای این انحراف خود کرده‌اند این است که در کتاب مقدس آیاتی وجود دارد که آفرینش جهان را به عیسی مسیح نسبت داده است. و از طرفی چون خالقیت صفت خداوند است بنابراین عیسی مسیح نیز که این صفت را دارد خدا است. این استدلال دارای اشکالات زیادی است.

مسلمانان به دلايل فراوان می‌توانند ثابت كنند كه تورات كنونی تحریف‌شده و قابل‌اعتماد نيست، درنتیجه كتاب مقدس مسيحيان نمی‌تواند باعث سعادت هيچ انسانی شود، مثلاً وقتی وقايع پس از وفات موسی (عليه‌السلام) هم در تورات گفته‌شده نشان می‌دهد كه تورات كنونی، با الواح موسی تفاوت دارد؛ همچنين تورات به خيانت امانت‌داران خود اقرار كرده است.

فدا از اعتقادات مهم مسيحيت محسوب می‌شود به اين معنا كه به سبب گناه آدم و حوا، همه انسان‌ها، فاسق به دنيا می‌آیند و مسيح (عليه‌السلام) هم برای پاك كردن اين گناهان به دنيا آمد! اما چند اشكال مهم و بی‌پاسخ در اين خرافات وجود دارد، مثلاً چرا خود مسيح اين اعتقاد مهم را بيان نكرد و شخصی به نام پولس كه هیچ‌گاه مسيح را ندید، اين كار را می‌کند؟!

کتاب مقدس مسیحیان بدترین تهمت‌ها و ناسزاها را در حق انبیای الهی بیان داشته است. و این در حالی است پیامبران معصوم بوده و عصمت آنان اشتباه و اغلاط محتوایی کتاب مقدس و در نتیجه سستی استدلال به آن را اثبات می‌کند. حال باید آیا عقل حکم به معصوم بوده پیامبران خواهد کرد تا نتیجه‌ی مذکور حاصل شود؟

مسلمانان معتقدند که هیچ پیامبر زنی برای هدایت بشر از سوی خداوند ارسال نشده است. اما کتاب مقدس معتقد است چند زن به عنوان پیامبر از سوی خداوند مبعوث شده‌اند. یکی از این پیامبران زن، مریم خواهر حضرت موسی و هارون است. کتاب مقدس نسبت‌های ناروایی را به این پیامبر زن زده است.

داستان کتاب مقدس ازاینجا جالب می‌شود که پیامبر سالخورده پس از معرفی خود به‌عنوان پیامبر و اولیای الهی، به آن نبی اهل یهودا به‌دروغ می‌گوید که به من از جانب خداوند پیغام رسیده که تو را پیدا کنم و به خانه‌ی خود ببرم و به تو آب‌ونان و غذا دهم. پس‌ازآنکه پیامبر سالخورده، آن پیامبر را به خانه‌ی خود میاورد، از جانب خداوند به او وحی می‌شود که به مهمان خود بگو چون از دستور خدا سرپیچی کردی، مستحق عقاب و سرزنش و مجازات خواهی شد.

در بخشی از کتاب مقدس چنین ادعا شده است که عیسی مسیح به شاگردان خود قدرت خارج کردن الواح ناپاک را از بدن مردم و شفای بیماران را عطا کرده است. جالب آنکه در بخش‌های دیگر کتاب مقدس درست نقطه مقابل این ادعا بیان شده و تصریح شده است که شاگردان عیسی مسیح قدرت شفای بیماران را نداشته‌اند.

نويسندگان مسيحی بر اساس آیه‌ای از تورات ادعا می‌کنند كه حق احترام برای انسان‌ها به اين دليل است كه انسان به‌صورت خداوند آفریده‌شده است و اين احترام در اسلام و كمونيست وجود ندارد! درحالی‌که از نگاه قرآن انسان خليفة الرحمن است و علت احترام او به خاطر تقوا و اخلاق بوده و حرمت مؤمن از کعبه هم بالاتر است.

صفحه‌ها