اعتقادات

اصل در گفتار پیامبران الهی این است که سخنان آنها شبیه به هم و یکسان بوده باشد و در غیر اینصورت جای طرح این سؤال وجود دارد که چرا اینگونه نیست. با این حال برخی در مورد وجود شباهت بین آیات قرآن و تورات، شبهاتی را مطرح کرده اند که در اینجا به آن اشاره شده است.

یکی از جنایت‌های جنگی کشتن غیر نظامیان، مخصوصا زنان و کودکان است. آموزه‌های اسلامی، مدافعان را از این کار نهی کرده اند؛ اما در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان ماجرا طور دیگری است!

تثليث يعنی خدا، مسيح و روح‌القدس هر سه خدا هستند و مسيح هم خدا و هم پسر خداست! اما انجيل متي بيش از بيست مرتبه گفته است كه مسيح پسر خدا نيست و حتي در برخی موارد مسيح را در مقابل روح‌القدس و جداي از او قرار داده است.

يوحنا در كتاب مكاشفه خود حضرت مسيح (عليه‌السلام) را طوری برای مخاطبين طراحی كرده است كه حتی تصور آن‌هم موجب اهانت به ساحت مقدس مسيح است، شخصيتی شبيه به يك بره با هفت شاخ و هفت چشم!

در مجله كودكانه سبزك، اين عقيده خرافی تورات برای كودكان گفته‌شده كه خداوند هنگام خلقت انسان (نعوذبالله) نمی‌دانست او نياز به همسر دارد و ابتدا برای همراهی‌اش حيوانات را پيشنهاد می‌کند!

در یک مجله کوکانه به‌نام مجله سبزک، داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) طوری بیان شده که کودکان هم این دروغ را باور کنند که اسحاق اولین فرزند ابراهیم بوده، اما کودک بیچاره مسیحی نمی‌داند که کتاب مقدسشان هم گفته است اسماعیل فرزند اول ابراهیم است.

مسيحيان ادعا می‌کنند ايمان داشتن به خدا بودن حضرت مسيح (عليه‌السلام) برای نجات مردم كافی است و اين ادعا را از سخنان پولس گرفته‌اند، درحالی‌که پولس در نامه‌های خود مردم را به انجام كارهای پسنديده دعوت كرده است؛ و اين تناقض در گفتار پولس است؛ و خودش هم اين خرافه را باور نداشته است.

يك كشيش مسيحی در پاسخ به اين سؤال كه چرا بايد كتاب مقدس را بخوانيم، يك پاسخ الهياتی داده است كه اين كتاب، كلام خداوند است! اما به دلايل فراوانی می‌توان ثابت كرد كه اين كتاب، نه‌تنها كلام خدا نيست بلكه ارزش مطالعه كردن هم ندارد و خواندن آن موجب گمراهی مردم خواهد شد.

قرآن كريم برخلاف تورات و انجيل، در بيان داستان‌ها نيز هدف تربيتي دارد، مثلاً در قصه بنی‌اسرائیل در آيات 40 تا 61 سوره بقره، قبل از بيان داستان هدف تربيتي را ذكر فرموده است، اما تورات و انجيل فقط به ذكر داستان اكتفا می‌کنند.

برخی از مبشران اولیه مسیحی، برای مسیحی کردن بت‌پرستان، بسیار تلاش کردند ولی نتیجه برعکس شد، و بسیاری از آموزه‌های بت‌پرستی را وارد مسیحیت کردند و بدعت بزرگی را در این دین گذاشتند.

شباهت‌های زیادی بین ادیان بت‌پرستی و ابتدایی با مسیحیت وجود دارد. بزرگان مسیحی برای این موضوع توجیهاتی را آورده‌اند که قابل دفاع نیست.

يكی از بدعت‌های پولس در مسيحيت حذف شريعت است، يعنی فقط ايمان داشتن به مسيح باعث نجات می‌شود! اما موارد زيادی در كتاب مقدس هست كه ادعای او را نقض می‌کند، مانند بخشی از امثال سليمان، كه فرزندش را به رفتار نيك پند می‌دهد.

مسيحيان با استناد به آيات سوره‌های سجده/11، زمر/42 و محمد/27، ادعا کرده‌اند كه اين سه آيه باهم اختلاف دارند! اما ادعای باطل آن‌ها با اندكي دقت و مطالعه کاملاً برطرف می‌شود، زيرا هرکدام از اين آيات متعلق به بخشي از فرمان‌های خداوند است.

از قرن چهار میلادی تاکنون، اولین و مهم‌ترین اصول اعتقادی بیشتر فرقه‌های مسیحی، اعتقاد به تثلیث بوده است. کتاب مقدس مسیحیان هیچ تصریحی به اینکه پدر، پسر و روح القدس سه خدای کامل هستند نداشته و این آموزه، سال‌ها پس از حضرت عیسی (علیه السلام) وارد مسیحیت شده است.

صفحه‌ها