جریان های سلفی

اگر چه مبنای فکری جریان القاعده مبارزه با آمریکا است. اما حقیقت آن است، که جریان‌های سلفی در زمین آمریکا و صهیونیست بازی می‌کنند. حمله به حاکمیت کشورهای اسلامی سوریه و عراق از این نمونه است. القاعده با حمله به این کشورها مقدمات تجزیه را فراهم کرد، تا آمریکا به خواسته قلبی خود و ایجاد خاورمیانه بزرگ دست یابد.

نام اصلی تشکیلات القاعده «جبهه جهاد علیه صلیبیون و یهود» است. این تشکیلات هدف اصلی خود را مبارزه با آمریکا و هم پیمان‌های جهانی و منطقه‌ای آمریکا اعلام کرد و در سال 1988 شکل گرفت. مهمترین فعالیت نظامی که به نام این گروه تکفیری تمام شد، تخریب برج‌های دو قلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک، در یازدهم سپتامبر 2001 میلادی بود.

شاید این سؤال برای هرکسی به وجود آید که داعشیان بااین‌همه تلاش رسانه‌ای برای تصویرسازی حساب‌شده از خود چرا دارای پرچمی سیاه با ساختاری بسیار ابتدایی هستند. این پرچم با رنگ یک‌دست چه مفهومی را القاء می‌کند؛ اما در پس این ظاهر ساده نکته‌ای نهفته است. تلاش این گروه برای مشروعیت بخشی به خود باعث استفاده از این پرچم شده است.

یکی از اتفاقات جالبی که در مباحث مربوط به سلفیان جهادی واقع‌شده است، حضور پررنگ در مباحث مربوط به مهدویت است. تا آنجا که برخی ادعای مهدویت را در آینده برخی از این گروه‌های جهادی امری ممکن می‌بینند و احتمال این‌که برخی از سردمداران این جریانات نام مهدی را بر خود گذاشته و ادعای مهدویت کنند را امری ممکن می‌دانند.

جریان‌های سلفی مانند داعش برای مشروعیت بخشی به‌نظام سیاسی و نظریه خلافت به ادله فراوانی از درون منابع دینی استناد می‌کنند. این ادله در پس چهره کاملاً منحرف این جریان چندان کمکی به مشروعیت بخشی ایشان نمی‌کند. ازاین‌روست که این جریان‌های سلفی از درون دارای منتقدان جدی هستند. طرطوسی خود از سلفیان جهادی مطرح است

گروه بوکوحرام که در آفریقا خصوصا در نیجریه و کشورهای همسایه‌ی آن به وحشی‌گری معروف است. زمانی که از حمایت القاعده بازماند و خود را تنها دید، به دامن داعش پناه برده و خود را در حمایت داعش قرار داد، اما زمانی که بغدادی اقدام به جایگیزینی رئیس بوکوحرام با فرد دیگری نمود، همین شخصی که با بغدادی بیعت کرده بود، این حکم را نپذیرفت.

گروه‌های سلفی که چندین دهه است، جهان اسلام را در برگرفته و هر روز مسلمانان و مردم عادی و بی‌گناه را به خاک و خون می‌کشند، هر از گاهی در جلوه و چهره‌ی جدیدی خودنمایی کرده و به گونه‌ای متفاوت سیرت پلید خود را ظاهر می‌سازند، در یکی از این موارد، بوکوحرام از دختربچه‌هایی که قبلا آن‌ها را ربوده به عنوان عامل انتحاری استفاده می‌کند.

گروه تروریستی بوکوحرام از زمان پیدایش تا کنون، هر روز جنایتی تازه در کشور نیجریه و همسایگان آن مرتکب شده، خصوصا از سال 2009 که ابوبکر شیکاو رهبری این گروه را به دست گرفته، این میزان به اندازه‌ای افزایش یافته که ابتدا القاعده از حمایت آن دست برمی دارد و در مرحله‌ی بعد سرکرده‌ی داعش اعلام می‌کند قصد دارد رئیس بوکوحرام را عوض کند.

وجود رویکرد های اعتدالی در بین سلفیان پتانسیل و امکان بالقوه ایست برای تغییر روند تند و تکفیری موجد در بین جریان های وهابی و یا جهادی. شناخت و ارتباط و تقریب و با این گروها هم راه را برای دور کردن این جریان ها از افراط است و هم تقویت این جریانات به حساب می آید که در استراتژی تقریب مذاهب باید به آن توجه داشته باشیم

گروه‌های تروریستی از جمله داعش، یکی از کانون‌های اصلی جذب نیروهای خارجی برای ادامه‌ی بقاء خود در منطقه خصوصا سوریه و عراق هستند، از جمله اقداماتی که داعش اخیرا در این خصوص صورت داده است، تغییر روش جذب می‌باشد. به این صورت که مبارزان خارجی را در کشور خودشان جذب کرده و از آنها برای انجام عملیات در همان کشور استفاده می‌کند.

تونس شمالی‌ترین کشور قاره آفریقاست و دین رسمی آن اسلام است و ۹۹٪ مردم آن مسلمان و اكثریت مسلمانان تونس علاقمند به اهل‌بیت(ع) هستند. اما با این وجود متاسفانه در سال‌های اخیر با به قدرت رسیدن سلفی‌ها در تونس، اقدامات خطرناکی توسط آنان صورت گرفته است، که ترور، تخریب اماکن مقدس و اسلامی از جمله آن موارد است.

قرضاوی از علمای سلفی در رابطه با اجتهاد‌های سلفیان تکفیری می‌گوید: «از مشکلات عصر ما این است که بسیاری از جوانانی که چند کتاب دینی مخصوصاً کتب حدیثی می‌خوانند، خیال می‌کنند عالم دهرند و ادعای اجتهاد در دین را دارند. در حالی‌که هنوز قواعد ادبیات عرب را هم نمی‌دانند و چه بسا هنوز اعراب کلمات را خوب نمی‌دانند.»

اخوان المسلمین دارای رهبرانی «تشکیلاتی» و «فکری» است. اولین رهبر تشکیلاتی، حسن البناء بود و اکنون محمود عزت رهبری اخوان را برعهده دارد، که از سال 2013 میلادی به سمت رهبری اخوان انتخاب شده است. اما رهبران فکری اخوان المسلمین را جناب محمد غزالی و سید قطب برعهده دارند و اکنون یوسف قرضاوی رهبری این جریان را عهده دار است.

اخوان المسلمین یکی از جمعیت‌های بزرگ سیاسی در دوران معاصر است، ولی با این حال نتوانسته است به یک فعالیت گسترده سیاسی موفق دست یابد؛ در این که چه عامل یا عواملی باعث شده است، که اخوان به نتیجه‌ای مطلوب دست نیابد، سخن فراوان است، اما به نظر می‌رسد مهمترین عامل در نداشتن رهبری کاریزما و مذهبی نهفته باشد.

صفحه‌ها