وهابیت در عصر حاضر

در قرآن اشاره شده خداوند مشرکان را به گونه‌ای قرار داده که در عین حال که می‌بینند ولی نمی‌بینند و در عین حالی که می‌شنوند ولی نمی‌شنوند مصداق این آیه را می‌توان در نسبت دادن آیات شیطانی بر زبان پیامبر (ص) از جانب بخاری  و... دانست که با وجود نص صریح آیات مبنی بر برزبان نیاوردن کلمات بدون وحی بازهم آن را به پیامبر نسبت می‌دهند.

نزدیک به دوسال از جنایات وهابیت در یمن می‌گذرد و کشوری که ادعای کدخدایی جهان اسلام را دارد، با پوشش دین، دست به جنایاتی می‌زند، که همه مسلمانان را شرمسار کرده است. مرکز حقوقی بررسی جرائم ائتلاف سعودی -آمریکایی با انتشار گزارشی اعلام کرد، که تعداد شهدای تجاوز سعودی‌ها دراین مدت، نزدیک به دوازده هزار نفر رسیده است.

جریان وهابیت برای ارائه افکار خود و در راستای ضدیت با مذهب تشییع، به بررسی جدی راهکا‌های فکری و شگرد‌های مختلف برای پیروزی در این هما ورد دست زده است. این بررسی‌ها در امر تبلیغ منجر به ارائه روش‌ها و شگرد‌هایی شده است که از بنیان ضعیف و غیر حقیقی است  و خبر از فرقه‌ای با مبانی ضعیف و مملو از کینه و قشری گرایی دارد.

ضعف در عقیده نسبت به خدا و رسول گرامی اسلام (ص) گاه موجب خطرات عقیدتی بسیار سخت می‌شود که به گمراهی انسان منجر خواهد شد. خداوند پیامبر (ص) را مایه رحمت و برکت در این دنیا و سرای دیگر قرار داده تا مردم به وسیله او به منفعت برسند و از خسران و نابودی نجات یافته و به سعادت برسند. بنابراین او هیچ‌گاه مایه ضرر برای ما نخواهد بود.

وهابیت به دلیل تهی بودن از درون، و این‌که نمی‌توانند برای سخنان خود به دلایل واقعی و ثابت متمسک شوند از این رو با تشبیه «اینکه باد به هر طرف بورد به همان طرف غش می‌کنند» به هر روایتی و از جانب هر کسی تمسک می‌کنند و این تا جایی است که حتی پیامبری را که خود را برترین پیرو آن می‌دانند را مشرک و مشرک زاده معرفی می‌کنند.

قفاری از شخصیت‌های وهابی است که با ظاهری علمی،کتاب‌های مختلف در جهت تئوریزه کردن دیدگاه وهابیت از شیعیان در جهان اسلام نگاشته است. او البته در این کاراز هر دلیل و بهانه و اشکالی که بتواند در جهت خدشه به مبانی شیعیان کمک کند استفاده می‌کند، حتی اگر در این امر به اشکالات واهی و ادله‌ای ظاهری و عام پسند استناد‌ کرده باشد.

وهابیت بر خلاف روش همه کشورها و ممالک، که امروزه به حفظ و حراست اماکن تاریخی و یادمان‌های گذشته به عنوان عقبه فرهنگی و تاریخی خود اهتمام دارند، متاسفانه به صورت گسترده اقدام به تخریب اماکن اسلامی مربوط به زمان صدر اسلام نموده و تمامی آثار برجا مانده از آن را نابود کردند به طوری که به جز اندکی از آن باقی نمانده است.

امام خمینی(ره) فرمودند: این وهابی‌های‏ پست بي‌خبر از خدا، بسان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌‏اند، مگر مسلمانان نمی‏بينند كه امروز مراكز وهابيت‏ در جهان به كانون‌هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‌‏اند، كه از يك طرف «اسلام امريكايى» را ترويج مى‌‏كنند؛ و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، امريكاى جهان‌خوار، مى‏‌گذارند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ وهابیت برای تخریب شیعیان به هر بهانه و هر دلیلی استناد می‌کند. غافل از این‌که این جریان غیر‌سازنده، بالاخره خود ایشان را مبتلا می‌کند و انسان‌های آزاد اندیش به خوبی این برخورد‎ها را به قضاوت خواهند نشست.

از جمله مواردی که وهابیت نسبت به آن بسیار حساس می‌باشند، قسم خوردن به لفظ جلاله و منع از قسم یاد کردن به اشخاص دیگر و از جمله نبی مکرم اسلام (ص) است. ولی شیعیان با محور قرار دادن کتاب خدا که در آن خداوند به اشیاء مختلف قسم یاد کرده، در اموری غیر از خصومت و قضاوت، آن را جایز می‌دانند و البته نسبت به امور کم ارزش نهی می‌کنند.

وهابیت که در هیچ زمینه‌ای از جمله امور اعتقادی چیزی برای گفتن ندارند، سعی می‌کنند با ایراد گرفتن به شیعیان در مواردی مانند تضرع و حاجت خواستن ایشان در کنار قبور ائمه (ع) به شیعیان خورده بگیرند و آنان را در چشم دیگر فرق اسلامی کوچک جلوه دهند اما نمی‌دانند که بزرگان اهل‌سنت خود نیز افعالی مانند شیعیان را انجام می‌دهند.

جریان وهابیت دارای مولفه‌هایی است که بازشناسی آن را ممکن می‌سازد. یکی از این مولفههای دوری از عقلانیت و عدم اتکاء به عقل در مناهج و عمل است. طبیعتا خروجی این جریان هم غیر عقلی و جیب خواهد بود. از این روست که فتاوای وهابیت گاهی اموری تعجب بر انگیز می‌شود. تعجبی که گاهی باعث خنده دار شدن و مضحک شدن فتوای می‌شود

سرکرده وهابیت یعنی این‌تیمیه که شاید به جرأت بتوان وی را سر سلسله این فرقه ضاله دانست، عقاید بسیار زننده‌ای مانند شرک به خدای سبحان را به شیعیان نسبت داده و حتی زیارت قبر رسول اکرم (ص) را نیز از مظاهر شرک و پرستش بت‌های لات و عزی دانسته است؛ این در حالی است که شیعیان به جز خدای واحد را نمی‌پرستند و شریک برای او قائل نیستند.

خداوند پیامبران را به ملکه عصمت تجهیز نموده تا مردم به کلام و عمل او اعتقاد داشته و بتوانند ایشان را به عنوان میزان و ملاک در جهت خداپرستی برای خود مبنا قرار دهند و اعمال و رفتار خود را بر پایه آن بسنجند؛ اما ابن تیمیه با تشکیک در این امر، عملا منکر مقام عصمت پیامبر (ص) شده و نسبت رسوخ شیطان در کلام ایشان را محتمل دانسته است.

صفحه‌ها