مباحث تاریخی

برخی از کسانی‌که به عنوان صحابه پیامبر شناخته شدند، بعد از رحلت رسول خدا در صدد این برآمدند که در مسیر اسلامی که به اکراه آن را پذیرفته بودند، خللی ایجاد کنند. در این میان برخی پا را فراتر گذاشته و هدفشان این بود که نام اسلام و پیامبر گرامی و اهل بیت پاکش را محو کنند و نام خود، و اجداد مشرک خود را جایگزین کنند.

بعد از رحلت نبی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) امت اسلامی از مسیری که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تبیین و روشن کرده بود، منحرف گردید. با تغییر جانشین پیامبراکرم، در دین خدا تغییر و بدعتی جدید ایجاد کردند. این واقعه را رسول خدا در قالب روایات متعدد برای امت اسلامی بیان کرده است تا امت اسلام را از این فاجعه بزرگ آگاه کنند.

اینکه بسیاری از عالمان اهل سنت، فرزند داشتن امام حسن عسکری و تولد حضرت محمد بن الحسن المهدی را گزارش و تصدیق نموده‌اند، دلیل آشکار و بارزی است بر دروغگویی و رد نظریه ابن حزم اندلسی اموی، که حضرت امام حسن عسکری (علیه‌ السلام) را عقیم دانسته و فرزند ایشان به نام محمد بن الحسن المهدی را انکار کرده است.

غربت مولا از زمان حيات رسول خدا آغاز شد تا جایی كه حتی برخی از بزرگان عرب، حضرت را تحقير می‌كردند و همواره درصدد تخريب وجهه او نزد رسول خدا بودند. آن زمان پيغمبر همواره او را در پناه خويش می‌گرفت و خطاب به مردم، مراعات حال علی را تأكيد و توصيه می‌كرد؛ اما بعد از رحلتش كسی نبود كه قدر حضرت را بداند و قرین تنهايی حضرت باشد.

اهل سنت در مساله مهدویت اختلاف نظری و مبنایی با شیعه دارند و دو دیدگاه را در برابر شیعه مطرح ساختد: 1- امام حسن عسکری(ع) عقیم بوده و فرزندی به جای نگذاشته است. 2- امام حسن عسکری(ع) صاحب فرزندی به نام محمد شده که او در سنین کودکی مرده است. اهل سنت در دیدگاه دوم به تولد محمد بن الحسن که مهدی موعود نزد شیعیان است اعتراف کردند.

بسیاری از عالمان اهل سنت (مورخین و نسب‌شناسان و متکلمین) اذعان نمودند که امام حسن عسکری دارای فرزندی به نام محمد بوده که شیعه به منتظر و مهدی موعود بودنِ وی معتقدند. اما برخی مهدی ستیزان مانند ابن حزم اندلسی اموی که دشمنی او با اهل بیت در کتابهایش آشکار است، بی هیچ سند و مدرکی، می‌گوید حسن عسکری بی فرزند و عقیم بوده است.

دو عارف بزرگ اهل سنت یعنی عبدالوهاب شعرانی و محی الدین بن عربی در موضوع مهدویت، همان عقیده‌ای را که شیعه بدان قائل است در آثار خویش از خود ابراز نمودند و بر خلاف عقیده غالب اهل سنت، این دو قائلند که مهدی موعود از نسل حسین بن علی(علیهما السلام) و فرزند امام حسن عسکری(علیه‌السلام) است که اکنون زنده و در پسِ پرده‌ی غیبت حضور دارد.

اهل سنت به جهل یا جدی به برخی از خلفا و صحابه پیامبر، القابی را نسبت دادند که شایستگی آن را نداشتند؛ لذا افرادی مثل خالد بن ولید را که در فسق و فجور، معروف و مشهور است را به سیف الله ملقب کردند و این در حالی است که نه رسول خدا و نه در تاریخ اسلام می‌توان گواهی بر این قضیه یافت، بلکه همه این القاب از امیرالمؤمنین اخذ شده است.

برخی از مولفین اهل سنت برای وجیه جلوه دادن چهره عایشه، در صدد این بر آمدند که روایاتی را بیان کنند که عایشه در آن به بیان فضائل اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته است. با این روش ادعا می‌کنند که عایشه ارتباط صمیمی و دوستانه‌ای با خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داشته است. ولی آن‌چه از تاریخ بر می‌آید چیزی غیر از آن است.

در برخی از روایات موجود در کتب شیعه و اهل سنت وارد شده است که عمر بن خطاب با ام کلثوم، دختر حضرت علی (ع) ازدواج کرده است؛ این در حالی است که چنین قضیه‌ای اصلاً صحت ندارد، چرا که در برخی از کتب روایی شیعه، مولفین فقط آن را جمع آوری کرده و در صحت آن خدشه وارد نمودند، در روایات اهل سنت نیز راویان ضعیف و ناصبی وجود دارند.

روز غدیر در سال دهم هجری قمری، به لحاظ زمانی، مقارن با عید نوروز اتفاق افتاده است؛ یعنی در این روز، امیرالمومنین(ع) از جانب خدا و رسولش به خلافت و امامت و ولایت منصوب گشت که بدین جهت نوروز در نزد ائمه اطهار و شیعیانشان، مورد تعظیم واقع شده و تقدسی خاصی یافته است و به عنوان یکی از اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.

اسلام در مواجهه با آئین و سنن ملل دیگر، برخوردی دوگانه داشته است. با آن رسومی که آنها را مخالف با مبانی دینی خود یافته است برخورد سلبی کرده و با سنن و رسومی که مخالف با بینش اسلام نبوده برخورد اثباتی داشته است به‌گونه‌ای که یا خود همان سنن را و یا اصلاح شده‌ی آنها را امضاء نموده و جزء، آداب و احکام دینی خود قرار داده است.

هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله)  در بستر بیماری بودند، برخی از صحابه، برای عیادت و دیدن پیامبر (ص)  به خانه پیامبر (ص) رفتند، که پیامبر (ص)  فرمود: کاغذ و قلمی بیاورید، تا چیزی در آن بنویسم، که هیچ‌گاه گمراه نشوید. در این هنگام یکی از اصحاب برآشفت و گفت: پیامبر (ص)  حالش خوب نیست و هذیان می‌گوید!

فرقه‌های مختلف غلات نزدیک به چهار قرن بر پیکره‌ی اسلام اصیل تاختند، و اوج تاخت و تاز آن‌ها در اواسط قرن اول و قرن دوم هجری بود. ائمه (علیهم السلام) هم با آگاهی دادن از خطر این فرقه‌ها تمام تلاش خود را کردند، تا جلوی انحرافات اینان را بگیرند و مسلمین را از آن‌ها دور کنند؛ اما در هر حال عقاید آن‌ها اثرات خود را می‌گذاشت.

صفحه‌ها