بهائیت در عصر حاضر

تشکیلات بهائی، وجود قشر روحانی در بهائیت را لازمه‌ی مخالفت با آموزه‌ی تحری حقیقت معرفی و از این‌رو، بهائیت را تُهیِ از این قِشر معرفی نمود. در پاسخ می‌گوییم: بهائیت به عنوان نماد بارز تقلید کُور نمی‌تواند تحری حقیقت را سبب عدم وجود آخوند بهائی معرفی کند. چرا که نه تحری حقیقتی در بهائیت وجود دارد و نه این فرقه از وجود آخوند تُهی است.

تشکیلات بهائیت با تهمت فساد به روحانیون سایر ادیان، مدعی عدم وجود قشر روحانی در بهائیت شد. این ادعا در حالیست که اسناد بسیاری بر وجود مبلّغانی در بهائیت، با همان عنوان و عملکرد علماء و روحانیون سایر ادیان وجود دارد. همچنان که عبدالبهاء؛ از وجود کسانی در بهائیت پرده برمی‌دارد که شغلی جز تبلیغ ندارند و می‌بایست حمایت مالی شوند.

پیامبرخوانده‌ی بهائیان از شیعیان خواست که حتی اگر بهائی نمی‌شوند، حداقل دست از تشیع بردارند. آری؛ بی‌شک علت دشمنی پیشوایان بهائی با تشیع را می‌توان در پیروی از علماء و ظلم‌ستیزی مکتبی شیعیان دانست. روحیه‌ای که با رقم زدن حوادثی نظیر تحریم تنباکو به مستکبرین فهماند که می‌بایست عوامل خود را برای برچیدن این مذهب حَقه، به کار گیرند.

در راستای ابراز دشمنی تشکیلات بهائیت با علمای اسلامی، کانال‌های تلگرامی منتسب به این تشکیلات، اقدام به توهین و تمسخر روحانیت شیعه نمودند. اما به علاوه‌ی ویژگی‌هایی نظیر: دفاع از حاکمیّت اسلام، حمایت از نظام ارزشی و شکل‌دهی نهضت‌های اسلامی؛ مهم‌ترین عامل دشمنی بهائیت با علمای اسلامی، پرورش روحیه‌ی استکبارستیزی توسط آنان می‌باشد.

عبدالبهاء در نظام تشکیلاتی پس از خود، به لزوم وجود دو رکن «بیت‌العدل و ولی‌امر» تأکید می‌کند. لذا پس از مرگ اولین و آخرین ولی‌امر بهائیت، بیت‌العدل حیفا، با بحران عدم مشروعیت خود روبه‌رو می‌شود. بیت‌العدل در یکی از توجیهات ساختگی‌اش، به جای ارجاع پیروان به نصوص پیشوایان بهائی، مشکلات روحانی را عامل انتشار عدم مشروعیت خود می‌داند!

با توجه به نفرت عمومی از بهائیت، رژیم شاهنشاهی در برخورد با این فرقه، جانب احتیاط را رعایت می‌کرد. چراکه از یک‌سو پست‌های حساس را در اختیارش می‌نهاد و از سویی دیگر در ظاهر، آن را به رسمیت نمی‌شناخت. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با توجه به ماهیت جاسوسی و ضددینی بهائیت؛ در سال 1362، این فرقه علناً غیرقانونی و منحل اعلام شد.

مردم ایران پیش و پس از شکل‌گیری انقلاب اسلامی، بهائیت را به چشم عامل اجانب، برای تهدید منافع ملّی ایران می‌دیدند. بی‌شک خیانت‌های بهائیانی چون هژبر یزدانی و عبدالکریم ایادی، در نوع دیدگاه مردم نسبت به بهائیت بی‌تأثیر نبود. انزجار مردمی نسبت به بهائیان جاسوس به حدی بود که حتی رژیم پهلوی، جرأت به رسمیت شناختن علنی آنان را نداشت.

جریان انقلابی به رهبری امام خمینی (ره) در مبارزه‌ی خود با بهائیت، سه مشخصه را دنبال می‌کرد: 1. این جریان در اصل به دنبال مبارزه با استعمار بود و از این طریق مبارزه‌ی با بهائیت را به پیش می‌برد. 2. این جریان بهائیت را بیشتر به چشم یک حزب و نه فرقه‌ی مذهبی می‌دید. 3. این جریان به دنبال افشای ابعاد عملکرد بهائیت در زمینه‌های گوناگون بود.

با توجه به دروغین بودن مسلک بهائیت، پیش‌گویی‌های پیشوایان بهائی اکثراً غلط از آب درآمده است. یکی از پیش‌گویی‌های پیشوایان بهائی، وعده‌ی برتری امپراطوری روس‌تزاری و دوام سلطنتش بوده است. اما جالب آن‌جاست که بهائیان نه تنها از پیش‌گویی غلط سران خود خِجِل نشده‌اند، بلکه سرنگونی امپراطوری روس را نیز پیش‌گویی سرانشان نامیده‌اند!

پس از بازداشت سرکردگان بهائیت در ایران، آمریکا موضع تهاجمی علیه ایران اتخاذ کرد. این موضع‌گیری آمریکا درست در همان زمانی بود که فلانژهای وابسته به اسرائیل با نظارت شارون، به قصّابی غیرنظامیان در صبرا و شتیلا می‌پرداختند و آمریکا به حمایت از آنان می‌پرداخت! این‌جا بود که امام خمینی (ره) از ماهیت جاسوسی بهائیت سخن به میان آورد.

یکی از شگردهای تبلیغی بهائیت، ابراز مظلوم‌نمایی است. این شگرد هم‌چنان که در گزارش‌های ساواک و شهربانی می‌خوانیم، بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شگرد مظلوم‌نمایی، در مقیاسی گسترده‌تر و در سطح بین‌المللی، برای سرکوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، توسط این فرقه به کار گرفته می‌شود.

پس از تهاجم رژیم پهلوی به مدرسه‌ی فیضیه و طالبیه در قم و تبریز و سخنرانی و بازداشت امام خمینی (ره)؛ قیام 15 خرداد 1342، بر علیه رژیم پهلوی شکل گرفت. رژیم شاه برای تسلط بر اوضاع، حدود 5000 نفر از مردم معترض را به خاک و خون کشید. اما جالب آن‌که تشکیلات بهائیت در اقدامی بی‌شرمانه، به ستایش سرکوب‌گران وحشی رژیم، برای کشتار مردم پرداخت!

نظام آموزشی ایران در عصر پهلوی، تحت سلطه‌ی بهائیت قرار گرفته و به سوی تأمین منافع غرب در ایران به چرخش درآمد. بهائیت در این دوره با برجسته کردن موضوع باستان‌گرایی، به مقابله با فرهنگ ایرانِ اسلامی پرداخت. پس از شکست قیام 15 خرداد، نفوذ بهائیت به نحو چشم‌گیری افزایش یافت و زین‌پس بهائیت، آشکارا به تخریب اسلام در مراکز آموزشی پرداخت.

امام خمینی (ره) پیش از انقلاب اسلامی، جبهه‌گیری‌های روشنی نسبت به جریان صهیونیستی بهائیت در ایران داشته است. اما پس از انقلاب اسلامی در ایران و افشای خیانت‌های تشکیلات بهائیت به اسلام و ایران در اسناد ساواک؛ معلوم شد که واکنش‌های امام خمینی (ره) نسبت به جریان خائن بهائیت، کاملاً صحیح و به موقع بوده است.

صفحه‌ها