بهائیت در عصر حاضر

در دوران استعمار ملّت‌ها به دست ابرقدرت‌ها، عواملی خودفروخته سعی در هموار کردن مسیر آن‌ها نمودند. از جمله‌ی این افراد، غلام احمد قادیانی در هندوستان و حسینعلی نوری (بهاءالله) در ایران هستند. ادعاهای مشابه آن دو، نظیر نسخ اسلام و نهی از جهاد و دفاع از وطن، حکایت از آن دارد که سناریوی آن دو، به دست یکی و آن هم استعمار نوشته شده است.

عباس افندی در مقام معرفی بهائیان می‌گوید: هرچند که آن‌ها در میدان نبرد، دلیر و بی‌مانند هستند، اما مأمورند در مقابل ظالمین گرگ‌صفت، هم‌چون گوسفند باشند. این در حالیست که ما به غیر از قتل‌عام مردم روستای قلعه طبرسی، شجاعتی از بهائیان سراغ نداریم. همچنین سنّت خداوند همواره بر مقابله با ظالمین استوار است.

مسلک بهائیت در دوره‌ی حکومت پهلوی، بسیار ریشه دوانده و مورد حمایت کامل آن قرار داشت. از این رو پس از انقلاب اسلامی ایران، شرایطی جدید به وجود آمد که سبب محدودیت و در نتیجه ریشه دواندنِ دشمنی مسلک بهائی با انقلاب اسلامی شد. البته این محدودیت‌ها هیچ‌گاه سبب قطع شدن کارشکنی و جاسوسی این تشکیلات برای بیگانگان نشد.

از آن‌جا که رهبران بهائی، بارها پیروان خود را به اطاعت از حکومت‌ها امر کرده‌اند؛ بهائیان برای توجیه کارشکنی خود در ایران، این‌گونه توجیه می‌کنند که اطاعت از حکومت‌ها مشورط به عدالت ایشان است و نظام ایران عادل نیست. با بررسی کلام رهبران بهائی به این نتیجه می‌رسیم که اطاعت از حکومت در آیین بهائی حتی شامل حکومت‌های مستبد نیز می‌باشد.

فرقه‌ی بهائیت، ورود و کارشکنی خود را در عرصه‌ی فعالیت‌های سیاسی ایران، از سال 86 و با شروع انتخابات مجلس شوری اسلامی آغاز نمود. این فعالیت‌ها، پس از انتخابات سال 88 ریاست جمهوری، برای ساقط نمودن نظام اسلامی ایران، رنگ تازه‌ای به خود گرفت و کینه‌های رهبران این فرقه نسبت به نظام اسلامی سرباز کرد و به حرمت‌شکنی روز عاشورا منجر شد.

پس از روی کار آمدن نظام اسلامی در ایران، فرقه‌ی بهائیت که منافع خود را از دست رفته می‌دید؛ با توسل به مظلوم‌نمایی، سعی خود را در تحت فشار قرار دادن نظام اسلامی ایران گمارد. از این رو، نظام استکباری غرب، برای از میان رفتن نظام ایران، نقض حقوق جاسوسان بهائی مسلک خود را، بهانه‌ای برای فشارگاه و بی‌گاه بر این کشور قرار می‌دهند.

در یکی از برنامه‌های شبکه‌ی آیین بهایی، کارشناس برنامه، با نقل کلامی از عبدالبهاء، خیانت به وطن و یا قصور در خدمت به آن را گناهی بزرگ، معرفی نمود. اما با توجه به سگ خطاب کردن مدافعان وطن، توسط عبدالبهاء و ترویج تفکر بی‌وطنی و اقدامات وطن‌فروشانه‌ی رهبران و پیروان ایشان؛ ادعای وطن‌دوستی این فرقه، شباهت به طنزی تلخ و تاریخی دارد.

از جمله تعالیم فرقه‌ی بهائیت که مورد استفاده‌ی ابزاری و موردی قرار می‌گیرد؛ عدم مداخله در سیاست است. بطور مثال در انقلاب اسلامی سال 57 در ایران، نهاد رهبری بیت‌العدل از مردم ایران، درخواست عدم همراهی با آزادی‌خواهان دارد، اما در فتنه‌ی 88 به مردم توصیه‌ی ظلم‌ستیزی و بی‌تفاوت نبودن به وضعیت کشور توصیه می‌شود.

نظام استکباری آمریکا برای گسترش تفکر بهائیت، از این فرقه، حمایت‌های مالی بسیاری نظیر به رسمیت شناختن موقوفات، تأسیس شرکت امناء و امتیازات طلایی آن کرده است؛ چرا که این فرقه، یکی از شاخه‌های امپریالیسم است که از سوی آمریکایی‌ها اداره می‌شود؛ لذا بهائیان مستبصر، بهائیت را حزب سیاسی صرف و خالی از معنویت معرفی می‌کنند.

رژیم آمریکا پس از انقلاب ایران، هنگامی که منافع خود را در این منطقه از دست رفته می‌دید، تمام همّت خود را بر فشار و براندازی این نظام متمرکز نمود. از مهم‌ترین ابزارهای فشار بر علیه انقلاب اسلامی ایران، مسئله‌ی حقوق بشر است که تحت این عنوان، نظام آمریکا به حمایت از جاسوسان بهائی خود در ایران می‌پردازد.

یکی از روش‌های تبلیغی فرقه‌ی بهائیت، جذب جوانان بوسیله‌ی ترویج مفاسد اخلاقی است. در این راستا عبدالبهاء، به عنوان رهبر دینی این فرقه، مبلّغی به آمریکا می‌فرستد و از وی می‌خواهد در تبلیغات خود، از همسرش که چهره‌ای زیبا داشت، استفاده‌ی ابزاری نماید. اما هنگامی که کاشف می‌شود که او به وعده‌ی خود وفا نکرده، از مقامش خلع می‌شود.

رهبران و پیروان فرقه‌ی بهائیت از ابتدای تشکیل این فرقه تا کنون، به جاسوسی برای بیگانگان پرداخته‌اند. شاید اسناد به جا مانده از لانه‌ی جاسوسی آمریکا در ایران که پرده از این روابط شوم برمی‌دارد، تنها یکی از هزاران اسناد این همکاری‌ها باشد. در زمان فعلی نیز، برخی از بهائیان بازداشت شده، به جاسوسی خود برای بیگانگان، اعتراف کرده‌اند.

شاید بتوان یکی از رفتارهای خائنانه‌ی بهائیان در حق فرهنگ ایران را در سرقت اشیای تاریخی از ایران به آمریکا دانست. عده‌ای بهائی برای خوش‌خدمتی به اربابان آمریکایی خود، با هماهنگی سرکردگان، اقدام به قاچاق آثار باستانی به خارج از این آب و خاک کرده‌اند. شاید بتوان این رفتار بهائیان خائن را تأسی به رفتار رهبرانشان در امر سرقت دانست.

فرقه‌ی بهائیت با بیان شعارهای عوام‌فریب، سعی در هم‌نوایی با نظام امپریالیست دارد. سران فرقه‌ی بهائی در شعارهای خود با تخریب تعصبات میهنی، سعی در حذف ملّیت از ملّیت‌ها، که مساوی با حذف احساسات پاکی است که انسان را به دفاع از میهن فرا می‌خواند. جهان غرب در رواج فرهنگ و برچیدن فرهنگ‌های دیگر، از جمله اسلام، از بهائیت کمک می‌گیرد.

صفحه‌ها