عرفانهای کاذب

دیپاک چوپرا نویسنده و سخنران انگیزشی و از مروجان تفکر نوین می‌باشد. وی علی رغم این‌که فرقه‌ی خاصی را ترویج نمی‌کند، اما نوشته‌ها و سخنانش آمیخته با معنویت شرقی و غربی است، که هیچ‌گونه مطابقتی با دین، مذهب و فرهنگ ایرانی اسلامی ما ندارد. به گفته خود چوپرا، از یوگا و مدیتیشن متعالی «TM» برای طب روحانی خود استفاده می‌کند.

با بررسی مختصری در طول تاریخ به مدعیان دروغینی بر می‎خوریم که برای اثبات ادعاهای خود به مقوله‌ی خواب استناد کرده‌اند. آن‌ها خواب را دلیلی برای کشف حقیقت می‌دانستند. احمد بصری نیز از این ترفند به عنوان ابزاری برای اثبات ادعاهای خود استفاده کرده است. اما رؤیا و خواب در جایگاهی نیست که در تشخیص مصداق حجت الهی بتوان به آن استناد کرد.

در عرفان نوظهور اکنکار خدا همانند یک انسان عمل می‌کند و ویژگی انسان تربیت شده‌ای را دارد که تنها اشخاصی را هدایت می‌کند که وارد حلقه پذیرش او شده‌اند. این خدای جسمانی هر چند وقت یک‌بار به زمین می‌آید تا به بررسی حوادث زمینی بپردازد. این دیدگاه باعث شده افرادی که جذب آن‌ها می‌شوند از لحاظ بحث توحید دچار انحراف شدیدی شوند.

در آیین یوگا با اعتقاد به تناسخ، پیروان آن‌ها به قیامت و رستاخیز اعتقادی ندارند و از این طریق به گمراهی کشیده می‌شوند. این آیین امروزه در کشورهای اسلامی به عنوان یک ورزش برای رسیدن به آرامش معرفی شده است در صورتی که یک عرفان کاذب است.

 

یکی از راه‌های شناخت مکتب انحرافی زئوس ازدواج‌های صورت گرفته توسط وی می‌باشد. ازدواج‌های زئوس با خواهر و محارم خود مهر بطلانی بر تفکرات این مدعی دروغین می‌باشد به نحوی که امروزه جوامع غربی شدیدا از این تفکر انحرافی دوری می‌کنند.

رابینز می‌گوید که نباید تفکر منفی داشت و نباید عصبانی شد! مگر می‌شود نسبت به بعضی افراد بغض نداشت؟ عصبانی نبود؟ انسان در زندگی روزمره به اشخاصی بر می‌خورد که خوی حیوانیت دارند و هرلحظه سعی دارند که به اعتقادات، فکر، راه و زندگی ما ضرر بزنند. حال نباید نسبت به این‌ها با دید منفی نگاه کرد؟ البته شاید هدفی که رابینز و هم‌فکرانش دنبال می‌کنند یکی از اهداف استکبار باشد که انسان‌ها خوی حیوانیت آن‌ها را نبینند و با دید منفی به آن‌ها نگاه نکنند.

احمد بن اسماعیل، برای اثبات ادعای خود، (حجیت داشتن خواب) به بعضی آیات قرآن تمسک می‌کند؛ اصل رؤیای صادقه و این‌که تعدادی از خواب‌ها دارای تعبیر بوده و بیننده‌ی خواب می‌تواند برخی از وقایع را به صورت رمز آلود یا آشکارا ببیند، مورد تأیید است. اما این مطلب که با توجه به خواب، بتوان در اصول عقاید مانند: امامت و تشخیص حجت الهی و یا مسایل فقهی ورود نمود، ثابت شدنی نیست.

محمدعلی طاهری سرکرده‌ی عرفان حلقه، شیطان را اولین موحد عالم معرفی می‌کند و اذعان می‌کند که شیطان فریب خورده  درگاه خداوند است زیرا خداوند بوده است که دستور داده تا شیطان به آدم سجده نکند. این سخنان طاهری با نص صریح قرآن مغایرت دارد و این به معنی افترا به ساحت قرآن است.

عرفان در زبان عربی به معنای شناخت دقیق است. در اندیشه عارفان مسلمان عرفان، راه و روشی است که طالبان حق برای رسیدن معرفت حق بر می‌گزینند. حال اگر یافته‌های سالک یا عارف صرفا درونی و بر اساس توهمات و فعل انفعالات شیمیایی در مغز نبود؛ بلکه در ارتباط با واقعیت‌های معنوی هستی تجربه شده، عرفان او حقیقی است.

«NLP» به معنای برنامه‌ریزی عصبی کلامی می‌باشد. ابداع کنندگان این روش می‌گویند: انسان علاوه بر حواس پنج‌گانه، حس ششمی دارد که همان زبان درونی مغز ماست و به صحبت‌ها و گفت‌وگوهای ذهنی که با خود انجام می‌دهیم گفته می‌شود. یکی از مشکلاتی که از این دست مباحث در بررسی علمی آن‌ها وجود دارد، عدم شفافیت آنان است.

ذکر و یادکردن در عرفان اسلامی عبارت است از «توجه به خدا» که در عالی‌ترین مراتب، عارف و سالک نباید لحظه‌ای از خدای متعال غافل شود تا به انقطاع کامل برسد. اما در عرفان حلقه از تأثیر نداشتن ذکر و یاد خداوند متعال در کمال‌پذیری انسان صحبت به میان می‌آورند.

در فرقه‌ی دجالیّه یمانی، صلوات بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و آل محمد (علیهم‌السلام) نیز دست‌خوش تحریف شده است. صلواتی که آن‌ها ذکر می‌کنند، چنین است: «اللهم صل‌ِّ علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا». با مراجعه به روایات و منابع دسته اول امامیه و اهل تسنن در باب صلوات، هیچ‌کدام به چنین صلواتی به این نحو اشاره‌ای نکرده‌اند.

محمدعلی طاهری در عرفان حلقه ظاهراً مسئله‌ی بازگشت ارواح به اجسام و اجساد دیگر (یا همان تناسخ) را رد می‌کند؛ ولی وی این مسئله را در قالب کلام دیگری مطرح می‌کند و می‌گوید که طبق علاقه‌ و عشق شدید روح و جسم به یکدیگر، روح بلافاصله بعد مرگ وارد جسم دیگر می‌شود!

دعوت به خدای درون وجه مشترک در شبه‌جنبش‌های معنوی است. برایان تریسی می‌گوید: «هم‌اکنون، در وجودتان قدرت‌های ذهنی و معنوی شگرفی دارید که با فعال‌کردن آن‌ها می‌توانید همه مشکلات را حل کنید و به همه‌ی اهداف‌تان برسید... این قدرت عظیم، در دوره‌های متفاوت، با نام‌های مختلفی خوانده شده است. فقط باید به هنگام بروز مشکل به این نیرو توکل کنید و این نیرو نیز به شما کمک خواهد کرد.»

صفحه‌ها