اعتقادات

رهبران جهادی تنها راه تحقق حاکمیت خداوند بر زمین را در احیای خلافت می‌دانند. این امر باعث شده که گروه‌های برای تشکیل خلافت اسلامی اعلام موجودیت کنند و با فردی به عنوان خلیفه اسلامی بیعت کنند. نمونه بارز این تلاش‌ها در حرکات داعش متبلور است. داعش با بیعت کردن با ابوبکر بغدادی به عنوان خلیفه مسلمین در صدد ایجاد خلافت اسلامی است.

سلفیان جهادی و در رأس آن القاعده تنها راه اقامه توحید و خلافت اسلامی را جهاد در راه خداوند می‌دانند و اصولا به همین جهت به جریان‌های سلفی‌جهادی نام گذاری شده‌اند. لبه شمشیر جهاد در تفکر سلفیان جهادی علیه دشمن نزدیک (حاکمان کشورهای اسلامی) و دور (آمریکا) است. هر چند حملات این جریان‌ها بیشتر به سمت کشورهای اسلامی می‌باشد.

اسلام ارثی نیست، که به خاطر تولد یافتن در خانه‌ای که پدر و مادر آن مسلمان باشند به فرد برسد. در اسلام هرگز از سرزمین، نژاد، خویشاوندی‌های سببی و نسبی در قبیله و عشیره سخنی به میان نمی‌آید. اسلام انسان‌ها را از دلبستگی به خاک رها ساخت، تا به آسمان‌ها اوج بگیرند و از قید خون و ددمنشی نجاتشان داد، که به بلندای علیین برسند.

در جامعه‌های جاهلی این را صراحتا به زنان و دوشیزگان می‌گویند که روابط آزاد جنسی رذیله اخلاقی نیست. رذیله‌ی اخلاقی آن است که پسر به دوست دخترش خیانت کند و یا دختر به دوست پسرش خیانت نماید و در عشق او اخلاص نداشته باشد! رذیله اخلاقی این است که شوهر از هوس‌های عاشقانه افتاده باشد و زن او همچنان عفت خود را نگاه دارد!؟

سید قطب در زندان کتاب‌هایی مثل «فی ظلال القرآن» و «معالم فی الطریق» را نگاشت. نوشته‌های سید قطب، توسط دو خواهرش و زینب غزالی به اعضای اخوان رسانده می‌شد. به این ترتیب در سال 1964 سازمان جدیدی به طور سری بازسازی شد، و کتاب معالم فی الطریق به مرام نامه اعضای اخوان تبدیل شد. این کتاب خلاء ایدئولوژیک اعضای اخوان را پر کرد.

سید قطب در کتاب معروفش «معالم فی الطریق»، جامعه را به دو قسم جاهلی و اسلامی تقسیم کرد. جامعه اسلامی از نظر سید قطب به جامعه‌ای گفته می‌شود که فقط خداوند عبادت شود و به دین و شریعت الهی گردن نهاده شود. در مقابل جامعه‌ای که خداوند را اطاعت نکند، بلکه از حاکمان اطاعت شود و قوانین بشری جایگزین قوانین الهی شود، جامعه جاهلی است.

کتاب معالم فی الطریق آخرین کتابی است که سید قطب در زندان نگاشته است و در این کتاب جامعه را به جاهلی و اسلامی تقسیم کرده است. وی جوامع کنونی را جامعه جاهلی دانسته و معتقد است، باید برای ایجاد جامعه اسلامی بپاخواست و از جامعه جاهلی فاصله گرفت. این کتاب تأثیری عمیق بر جوانان گذاشت و تحت تأثیر این کتاب، گروه‌های تکفیری شکل گرفت.

یکی از منابع استنباط و کشف جزئیات امور اعتقادی در بین مسلمانان، قرآن کریم است. و در تمام بخش‌های دیگر معارف دینی اعم از فقه و اخلاق نیز مورد استناد است. گروه‌های سلفی نیز برای اثبات ادعاهای خود سعی در استفاده از قرآن دارند. غافل از این‌که مجموعه کامل اعتقادات این مجموعه در استفاده از قران مقدمات را بسته است.

در اندیشه ابن تیمیه، تابعین علم بالایی دارند و این علم را به دلیل نزدیکی به عصر وحی دارند. این در حالی است که خود تابعین این موضوع را قبول ندارند و شواهدی از خود تابعین وجود دارد که نقض‌کننده این ادعا است. این موضوع درباره فهم قرآن نیز مورد ادعای ابن تیمیه است. درحالی‌که می‌توان این ادعای سلفیان را مورد نقد قرار داد.

ابن تیمیه انسانی است که برخلاف نظر رایج سخن می‌گوید و لذا هیچ تقدسی برایش مهم نیست. حتی صحابه که در مرام سلفیان مهم‌ترین رکن بعد از قرآن و سنت است را درجایی که نیاز باشد مورد نقد و خدشه قرار می‌دهد و تا جایی پیش می‌رود که فضائل صحابه را نیز انکار می‌کند. او دارای مجموعه فکری است که هر چیزی با آن مخالف باشد مردود است.

همه مسلمانان از صدر اسلام، تا قرن هشتم هجری به زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌رفتند و زیارت نبی مکرم اسلام را مستحب می‌دانستند. تا این که در قرن هشتم، فردی به نام ابن تیمیه ظهور کرد و بر خلاف همه‌ مسلمین ادعا کرد، احادیثی که در باب زیارت قبر نبی وارد شده است، به اتفاق اهل علم همگی ضعیف، بلکه موضوع هستند.

ابن تیمیه می‌گوید: توسل دارای سه کاربرد معنایی است، که دو معنای آن را سلف انجام داده و نه تنها جایز، بلکه قسم اول واجب و قسم دوم مستحب است، ولی قسم سوم حرام است. وی در کتاب «قاعده جلیله»، توسل را دستور قرآنی می‌داند و معتقد است، احادیث صحیح نیز ما را دعوت می‌کند به این‌که برای طلب حوائج از خداوند، از وسیله‌ای استمداد جوییم.

ابن تیمیه با استناد به فعل عمر، در توسل به عموی پیامبر (ص) در سالی که در مدینه خشک‌سالی شده بود، می‌گوید: این حدیث از احادیث مشهوری است که جمع زیادی از صحابه آن را نقل کرده‌اند، بنابراین توسل به این معنی جایز است، ولی توسل در اینجا به معنای توسل به دعای عموی پیامبر (ص) است، نه توسل به ذات عموی پیامبر (ص) که جایز نیست.

سلف و صحابه در حال حیات و ممات به پیامبر (ص) متوسل می‌شدند و مشکلاتشان را با توسل به حضرت حل می‌کردند. چنانچه مردی که غده‌ای در شکمش بود، بعد از رحلت پیامبر (ص) به حضرت متوسل شد، و خوب شد. او گفت: بارالها به حق پیامبرت، به من رحم کن و این بیماری را از من بر طرف کن. وقتی دعا و توسل او پایان یافت، دیگر اثری از آن غده نبود.

صفحه‌ها