احکام و شریعت

مسیحیان برای اینکه ثابت کنند عیسی (علیه السلام) خود را فدای گناهان بشر کرد، همواره براین تأکید داشته‌اند که انسان‌ها گناهکار به دنیا آمده‌اند و باید غسل تعمید داده شوند تا جاییکه اگر نوزاد بدون غسل بمیرد، او را جهنمی می‌دانند.

کتاب مقدس مسیحیان، عمل کردن به احکام و شریعت حضرت موسی(علیه السلام) را، برای پیروان حضرت عیسی(علیه السلام) نیز لازم دانسته‌است. این کتاب، برای کسانی که احکام را کوچک شمرند، مجازات سنگین اعدام قرار داده‌ است. خود حضرت عیسی(علیه السلام) نیز تا آخرین لحظه‌ی حضور در بین مردم، به احکام حضرت موسی(علیه السلام) عمل می‌کردند.

یکی از دلایل الهی بودن قرآن، استدلالی است که خداوند در این کتاب بیان داشته و آن اینکه نداشتن اختلاف، دلیل آسمانی بودن و از جانب خدا بودن این کتاب است. برخلاف قرآن، کتاب مقدس به خاطر اختلافاتی که در بیان حکم دزدی در خود جای داده است، ضمن اثبات وجود تناقض و اشتباه و اختلاف در آن، الهی بودن و از جانب خدا فرستاده شدنش را نیز زیر سؤال می‌برد.

اگر چه مسلمانان و مسیحیان نخستین عیسی مسیح را به عنوان پیامبر خدا قبول داشتند، اما برخی از مسیحیان با ایجاد انحرافی بزرگ در مسیحیت، برای عیسی مسیح مقام الوهیت قائل شدند. غافل از آن‌که کتاب مقدس رفتار‌هایی از عیسی مسیح روایت کرده است که علاوه بر رد الوهیت وی، موحد بودن عیسی مسیح را اثبات می‌کند.

نژادپرستی در حال حاضر یکی از منفورترین نوع تفکر در میان انسان‌ها است. بررسی ادیان الهی نشان می‌دهد که کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در رأس ترویج دهندگان نژادپرستی قرار گرفته و احکام و شریعت‌ موجود در کتاب مقدس که از چند هزار سال قبل در بین مردم رواج داشته و پیروان فراوانی نیز داشته، عجین با تفکرات نژادپرستی بوده است.

آمریکا، انگلیس، اسرائیل و دیگر کشور‌های جنایت کار مدت‌هاست که به بهانه‌های واهی در سرزمین‌های اسلامی جنگ و خونریزی به راه انداخته و کودکان و زنان بی‌دفاع زیادی را به خاک و خون کشیده‌اند. و این درحالی است که اسلام را متهم به نقض حقوق زنان و کودکان و عامل اصلی تروریست معرفی می‌کنند. اما حقیقت این است همه‌ی این جنایات ریشه در تعالیم کتاب مقدس یهودیت و مسیحیت دارد.

کتاب های تبشیری فراوانی در سطح جوامع مختلف عرضه شده که رسالت اصلی آنان، دعوت به مسیحیت انحرافی است. انحرافی بودن این نوع از مسیحیت به این خاطر است که در کتاب‌های تبشیری به مطالبی استناد می‌شود که در سیره‌ی عیسی مسیح به عکس آن عمل شده است. «پرسش‌های جوانان، پاسخ‌های مفید» یکی از این کتاب‌ها است.

اقتصاد در زندگی اجتماعی، به‌عنوان يكی از اصل جدایی ناپذیر محسوب می‌شود و از نشانه‌های كامل بودن دين اسلام اين است كه در كنار مسائل مهم ديگر، به مسئله اقتصاد هم توجه كرده است و آن را مهم می‌شمارد، اما كتاب مقدس مسيحيان، اقتصاد را برای مردم مايه‌ی بدبختی و دور شدن از ملكوت خداوند دانسته است.

در جای جای کتاب مقدس مسیحیان، وجود تناقض و اختلافات مشهود است. حکم قطع درختان میوه یکی از موضوعات مورد اختلاف کتاب مقدس است. در بخشی از کتاب مقدس قطع درخت میوه در شرایط جنگی ممنوع اعلام شده و در بخشی دیگر از همین کتاب خداوند وعده‌ی قطع درختان را توسط مردان پیامبر خدا داده است.

قرآن كريم در آيات متعدد، مطالبی را بيان فرموده است كه دانشمندان بعد از سال‌ها توانسته‌اند بخش‌هایی از آن را درك كنند اما در كتاب مقدس و در بخش خلقت جهان، مطلبی درباره آفرينش خورشيد و گياهان آمده است كه ازنظر علمی کاملاً مردود است، مطالب این‌چنینی می‌تواند دليل مناسبی در سست بودن كتاب مقدس مسيحيان در كنار دلايل ديگر باشد.

بیان احکام و شریعت یکی از مهم‌ترین دلیل وجودی کتاب‌های مقدس ادیان الهی است. بخش اعظمی از کتاب مقدس مسیحیان نیز متکفل بیان احکام عملی پیروان خود شده است، با این تفاوت که بین بخش‌هایی از کتاب مقدس به خصوص عهد قدیم و عهد جدید در نقل احکام اختلاف پیش آمده است. حکم تراشیدن یا نتراشیدن موی سر مردان یکی از احکامی است که عهد جدید و قدیم، دو حکم متفاوت از هم درباره‌ی آن بیان داشته‌اند.

قبول شهادت دادن فرد به نفع خود در دادگاه‌ها و محاکم قضایی هیچ کشور و ملتی قابل پذیرش نیست. چرا که عقلا و علمای عالم می‌دانند اگر این نوع شهادات قابل قبول باشد بسیاری از حکم‌ها به غلط صادر شده و حق و نا‌حق قابل شناخت نخواهد شد. کتاب مقدس مسیحیان حتی در مورد این قانون روشن و همگانی نیز دچار تناقض‌گویی شده است.

مسیحیان در ادامه‌ی اشکال‌تراشی‌های واهی خود علیه قرآن، مدعی شده‌اند که وجود ناسخ و منسوخ در قرآن بر اساس نظرات علمای اسلامی، نشان از سستی و وهن کتاب آسمانی قرآن دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد حتی "اگر" این اشکال علیه قرآن صحت داشته باشد، وجود ناسخ و منسوخ در کتاب مقدس مسیحیان نیز مشهود است.

کتاب مقدس یکی از دلایل مصلوب شدن ادعایی عیسی مسیح را ضعیف بودن او می‌داند. در کتاب مقدس در مورد مردن بدن انسانی و ضعیف عیسی مسیح چنین بیان‌شده است: «و اگرچه بدن ضعیف و انسانی او بر روی صلیب مرد، اما اکنون به‌وسیله قدرت عظیم خدا زنده است. ما نیز بااینکه در جسم خود ضعیف هستیم، اما مانند او زنده و قوی می‌باشیم و در روابط خود با شما، تمام قدرت خدا را در اختیار داریم» (ترجمه‌ی تفسیری کتاب مقدس، دوم قرنتیان 13: 4).

صفحه‌ها