حکایت

أحمد بن يحيى بلاذری با این خود همنشین نواصب و از دشمنان مولا علی (علیه السلام) بود، اما درباره این درگیری‌ها می‌گوید که علی بن ابیطالب به یارانش گفت: « كُفّوا عَنهُم حَتى يَبدَؤُكُم. از آنان چشم‌پوشی کنید (به آنان کاری نداشته باشید) مگر اینکه آنان خود علیه شما (جنگ را) آغاز کنند.»

از نگاه یک مسلمانِ اندیشمند، تاریخ نه برای خودنمایی و نه برای تفاخر، بلکه برای عبرت گرفتن است. امیرالمؤمنین علی (ع) وقتی که به همراهی یاران خود به ایوان مدائن رسیدند، فرمودند: «آنان (شاهان ساسانی) وارث گذشتگان خود بودند، قدرت و عظمت را از پیشینیان خود به ارث بردند. اما پس از مدتی دیگران آمدند و میراث آنان را به ارث بردند! آنان (شاهان ساسانی) شکر نعمت به جای نیاوردند، پس دنیایشان از آنان گرفته شد. پس شما نیز از کفر نعمت برحذر باشید که بدبختی و مصیبت بر شما فرود می‌آید».

این داستان از سری داستان‌های باغ گل محمدی می‌باشد، که نویسنده به ذکر فضیلت صلوات و به مذمت تکدی گری پرداخته و عقاید شاه نعمت الله ولی را در قالب حکایت بیان نموده است. در این داستان، چند کبوتر و یک بلبل در یک باغ گل محمدی مشغول به گفت‌وگو هستند؛ که کلاغ متکدی از باغ شاه نعمت الله ولی وارد بوستان گل محمدی می‌شود.

این داستان از سری داستان‌های باغ گل محمدی می‌باشد، که نویسنده به ذکر فضیلت صلوات پرداخته و لزوم حفظ وحدت اسلامی، در بین مسلمین را با استناد به آیه قرآن و بیانات مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) در قالب حکایت بیان نموده است. در این داستان، چند کبوتر و یک بلبل در یک باغ گل محمدی مشغول به گفت‌وگو هستند.

این داستان از سری داستان های باغ گل محمدی می‌باشد که نویسنده به ذکر فضیلت زیارت حضرت امام رضا (علیه السلام) پرداخته و حدیث برتری این زیارت بر زیارت امام حسین و لزوم حفظ وحدت اسلامی در بین مسلمین را با استناد به آیه قرآن در قالب حکایت بیان نموده است. در این داستان چند کبوتر و یک بلبل در یک باغ گل محمدی مشغول به گفت‌وگو هستند.

این داستان مستند از سری داستان‌های محاکمه‌ی تروریست می‌باشد. نویسنده در این متن از شروع جلسات بازپرسی یک تروریست بنام پژمان نوشته است و عقاید او از قبیل ضد دین بودن او، لائیک و بی‌اعتقاد و بی‌نماز بودن او و خوی خشن و حیوانی داشتنش و پلورالیسم بودنش و اعتقاد او به این‌که دین افیون توده‌هاست، را شمرده و مستند بیان و بررسی کرده است

خسرو پرویز حق نداشت نامه را پاره کند، چون اولاً او از حقانیت رسالت محمد (ص) آگاه بود. ثانیاً پیامبر محترمانه با او سخن گفت ولی خسروپرویز وقیحانه و متکبرانه پاسخ داد. ثالثاً هنگامی که نوبت به حق رسید، همان حقّی که خسرو پرویز خود به آن آگاه بود، دیگر جایی برای باطل نمی‌ماند‌‌. وقتی حق آمد، باطل باید برود.

یهودیان معتقدند که تورات توسط خداوند به حضرت موسی (ع) اعطا شده و در نتیجه نویسنده‌ی واقعی تورات، خدا است. اگر چه مسلمانان معتقدند که خداوند کتابی به نام تورات به موسی (ع) داده است اما تورات کنونی موجود در کتاب مقدس نمی‌تواند آن تورات الهی باشد. چرا که کتاب مقدس گواهی می‌دهد که تورات واقعی گم شده است.

هولوکاست واژه‌ی نام آشناییست که همواره یهودیان با مظلوم نمایی زیر سایه‌ی واقعه‌ی خیالی این واژه، به انوع جرم و جنایت و خونریزی‌ها دست زده‌اند. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان پرده از این حقیقت تلخ بر می‌دارد که اولین هولوکاست تاریخ را خود یهودیان مرتکب شده‌اند.

کتاب مقدس مسیحیان معجزات زیادی را برای عیسی مسیح و سایر انبیاء الهی ذکر کرده است. یکی از معجزات عیسی مسیح نفرین کردن درخت انجیر و خشک شدن آن به خاطر نفرین عیسی مسیح است. جرم درخت انجیر بیچاره این بوده است که عیسی مسیح در فصلی که درخت انجیر میوه ندارد، به هوای خوردن میوه‌ی انجیر به سراغ آن درخت رفته بود و چون آن درخت را بدون میوه دید، نفرینش کرده و آن را با معجزه خشکاند.

با مطالعه و تأمل در تاریخ و سرگذشت برخی از صحابه، به رفتارهایی برمی‌خوریم که نه تنها با عدالت آن‌ها بلکه با اصل اسلام آن‌ها منافات دارد. در این مختصر به چند نمونه تاریخی اشاره می‌کنیم و وجدان‌های بیدار را گواه می‌گیریم، که ببینند آیا می‌توان چنین انسان‌هایی را عادل خطاب کرد و تمام سخنانشان را پذیرفت؟

یکی از سنت‌های رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، تقسیم بالسویه بیت‌المال بین مسلمین بود، و برای ایشان فقیر و غنی یکسان بود. اما با فوت ایشان، این سنت هم دفن شد تا این‌که زمان حکومت و امامت حضرت علی(علیه السلام) فرا رسید. اوج این ناعدالتی ها در زمان خلیفه سوم رخ داد که مفاسد اقتصادی فراوانی را در برداشت.

اشعث بن قیس در راه قتل مولا علی (ع) به ابن ملجم یاری رساند و این امر به خاطر کینه‌ای بود که از علی (ع) به دل داشت. چون مولا او را از حکومت آذربایجان خلع کرده بود. این از مظلومیت علی (ع) است، که در عصر خلافت، اشراف و سرمایه‌داران او را به خاطر عدلش تحمل نمی‌کردند، و اکنون، بازماندگان نسل بنی‌امیه به علی (ع) تهمت بی‌عدالتی می‌زنند! مظلومیتی که قرار نیست پایان یابد!

در کینه‌توزی و غرض‌ورزی این جماعت لجباز همین بس که اگر مولا علی (ع) می‌نشست و برای دفاع از ناموس مردم سیستان اقدامی نمی‌کرد، همین افراد می‌گفتند که علی (ع) نعوذبالله ناتوان و بی‌تدبیر بود! ولی الآن که دیدند که مولا برای دفاع از حق قیام کردند، ایشان را به خشونت متهم می‌کنند.

صفحه‌ها