کتاب مقدس و حکم تراشیدن موی سر

  • 1395/09/13 - 19:49
بیان احکام و شریعت یکی از مهم‌ترین دلیل وجودی کتاب‌های مقدس ادیان الهی است. بخش اعظمی از کتاب مقدس مسیحیان نیز متکفل بیان احکام عملی پیروان خود شده است، با این تفاوت که بین بخش‌هایی از کتاب مقدس به خصوص عهد قدیم و عهد جدید در نقل احکام اختلاف پیش آمده است. حکم تراشیدن یا نتراشیدن موی سر مردان یکی از احکامی است که عهد جدید و قدیم، دو حکم متفاوت از هم درباره‌ی آن بیان داشته‌اند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده در کتاب مقدس مسیحیت، محتواهای مربوط به احکام عملی مسیحیان و یهودیان است. یکی از موضوعات احکامی که در کتاب مقدس به آن اشاره‌شده است، حکم مسئله‌ی کوتاه کردن یا نتراشیدن موی سر مردان است. جالب آنکه در همین مسئله نیز عهدین به تناقض‌گویی پرداخته و احکامی متفاوت از هم بیان داشته‌اند. عهد عتیق از کتاب مقدس، کوتاه کردن موی سر را برای مردان عیب دانسته و آنان را از تراشیدن موی سر خود بر حذر داشته است: «در تمامی‌ آن‌ مدت‌، او هرگز نباید موی‌ سرش‌ را بتراشد. او مقدس‌ و وقف‌ خداوند شده‌ است‌، پس‌ باید بگذارد موی‌ سرش‌ بلند شود.»[1] در این آیه به‌صراحت بیان‌شده است که مردان نباید موی سر خود را کوتاه کنند تا موی سرشان بلند شود.
در بخشی دیگر عهد عتیق نیز بر بلند کردن موی سر تأکید شده و به مردان دستور داده‌شده که حتی موی سر پسران خود را نیز نتراشند: «موی سر پسرت هرگز نباید تراشیده شود، چون او نذیره بوده، از بدو تولد وقف خدا خواهد بود. او شروع به رهانیدن اسرائیلی‌ها از دست فلسطینی‌ها خواهد کرد.»[2] همان‌طور که در این عبارت کتاب مقدس نیز تصریح‌شده است علاوه بر تراشیدن موی سر خود، تراشیدن موی سر فرزندان پسر نیز ممنوع شده است و از این دستورات و تأکیدات فراوان آن، فهمیده می‌شود که بلند کردن موی سر بر مردان لازم و ضروری است.
در مقابل این صراحت عهد عتیق مبنی بر عدم جواز تراشیدن موی سر، عهد جدید از کتاب مقدس نه‌تنها تراشیدن موی سر را ممنوع ندانسته بلکه از تعابیری که به‌کاربرده است چنین فهمیده می‌شود که در عهد جدید برخلاف عهد قدیم بلند کردن موی سر برای مردان عیب و ناپسند شمرده‌شده است و به همین جهت مردان باید موی سر خود را کوتاه کنند: «آیا خود غریزه و طبیعت، به ما نمی‌آموزد که سر زن باید پوشیده باشد؟ زیرا زن‌ها به موی بلند خود افتخار می‌کنند، چون مو به‌عنوان پوشش به ایشان داده‌شده است. درحالی‌که موی بلند برای مردها عیب است.»[3]
وجود این‌همه اختلاف صریح و آشکار آیا نشانگر سستی اتکا به کتاب مقدس نیست؟ مسیحیان و در رأس آن‌ها عیسی مسیح که خود را ملزم به عمل به دستورات عهد قدیم می‌دانند در مواجهه با این نوع اختلافات، بر اساس کدام حکم عمل می‌کنند؟ آیا راهی برای ترجیح یک حکم بر حکم دیگر دارند؟ و اگر دارند آن راه کدام است؟ راستی به کتابی که چنین تناقضاتی در آن وجود دارد می‌توان، عمل کرده و آن را حجت دانست؟

پی‌نوشت:

[1]. ترجمه‌ی تفسیری کتاب مقدس، اعداد 6: 5.
[2]. همان، داوران 13: 5.
[3]. همان، اول قرنتیان 11: 14 و 15.

تولیدی

دیدگاه‌ها

حال آدم به هم میخوره .از این سروضع .

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.