ورود اسيران وهّابي به مرکز خلافت عثماني
دستگيري سران و رهبران تجاوزگر وهّابي ، که پستي آنان در نزد همگان مسلّم بود و مدّت متمادي مکّه معظّمه را تحت سيطره خود در آورده ، حجّاج بيت الله الحرام را از اداي فريضه حج مانع شده بودند و به قافله حجّاج آزار و شکنجه مي دادند و اينک با تلاشهاي فراوان و فداکاريهاي بي پايان به دست قهرمانان اسلام دستگير شده ، دست بسته به مرکز خلافت فرستاده مي شود ، موجب شادي و سرور فوق العاده پادشاه و رجال دولت گرديد . و لذا فرمان همايوني صادر شد که آنها را براي تحقير بيشتر به زنجير بسته ، با تمام ذلّت و خواري وارد دربار نمايند .
از اين رهگذر « عبدالله بن سعود » را با ديگر همراهانش بر فراز سکّوي معروف به « اسکله دفتردار » برده ، به دست مأمورين لشکري و کشوري ، به
گردن هر يک از اشقياي وهّابي تخته اي به دو عدد زنجير افکندند و به دست هر کدام دستبندهاي محکمي نهادند . در حالي که از دو طرف يدک کشيده مي شدند ، از جاده معروف به « ديوان يولي » به باب عالي و از آنجا به زندان « بستانجي » منتقل شدند و به شرحي که بعداً بيان خواهيم کرد ، همگي به سزاي عمل خويش رسيدند .
مأموران رسانيدن وهّابيان به زندان در اين مراسم ، عبارت بودند از : نجيب آغا معاون اداري والي مصر ، سرپرست قاصدان مصري ، کارگزاران و همراهان ارسالي از طرف والي مصر ، اعيان ، اشراف ، قضات و ديگر منسوبين دربار .
در حضور اينها آخرين بازجويي اشقياي وهّابي انجام گرفت ، ولي انجام مجازات آنان تا تشريف فرمايي پادشاه به « اسکي سراي » به تأخير افتاد .
سرانجام در روز دوّم جمادي الأولي 1234 هـ . ذات همايوني با شکوه فراوان به اسکي سراي آمد و عبدالله بن سعود را به حضور طلبيد . سپس او را حدود نيم ساعت براي تحقير دست بسته سرپا نگهداشتند ، پادشاه خطاب به صدر اعظم « درويش پاشا » فرمان داد که او را با يارانش ، هر کدام را در يکي از گذرگاههاي مناسب شهر گردن بزنند .
طبيعي است که انجام اين فرمان به عهده « خليل آغا » زندان بان بستانچي واگذار گرديد .
خليل آغا ، « عبدالله بن سعود » را در ميدانِ سراي ، به دار آويخت و « طامي قحطاني » را در مقابل کاخ تشريفات گردن زد و زنديق مشهور به « خزانه دار » را در بازار مرجان ، و عامل قتل عام شهر طائف « عثمان مضايقي » را در مقابل باب عالي ، و ديگر اشقيا را در ديگر گذرگاهها به سزاي عملشان رسانيد .
با اعدام عبدالله بن سعود و ديگر دستيارانش ، تبار وهّابياني که ساليان دراز در سرزمين حجاز مرتکب انواع جنايتها و خيانتها شده بودند ، به شمشير « سلطان محمود غازي » از ريشه و بن کنده شد .