دو دیدگاه پیرامون بابک خرّمدین

  • 1392/03/18 - 10:53
پیرامون بابک خردمین، دو دیدگاهِ عمده وجود دارد. از نگاه اول، بابک شخصیتی فاسد، خونخوار و متکبر بود. از همین روی برای رسیدن به حکومت بسیاری را به کشتن داد و به خاطر فساد اخلاقی‌اش، مردم او را تنها گذاشتند. در نگاه دوم، او یک مسلمان شیعه بود که علیه حاکمیت بنی‌عباس قیام کرد و هدفش پایان بخشید به ظلم و ستم بود.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ نهضت خرّمدینان در ابتدای پیدایش، نهضتی مردمی و برخاسته از تودهٔ مظلوم و رنج کشیدهٔ ایرانی علیه حاکمان ظالم بنی‌عباس بود. این نهضت در قرن دوم و سوم هجری در مرکز، شمال و شمال غرب ایران آغاز شد و به دلیل روحیهٔ ظلم ستیزی، مورد توجه و حمایت طبقات رنج دیده قرار گرفت. گرچه از همان ابتدا رهبران این نهضت دچار انحرافات اخلاقی متعددی بودند لیکن اهداف روشن و روحیه دفاع از مظلومین، موجب شد تا بسیاری جذب این جریان گردند. لیکن با ظهور بابک خرمدین، معادلات کمی تغییر کرد. 

نگاه اول به ماجرای بابک خرمدین

با ظهور بابک، انحرافاتی عمیق در اهداف این نهضت رخ داد. مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد: «پس از خاموش شدن جنبش ابومسلم و المقنع، بزرگ‌ترین نهضتی که علیه خلفای بغداد صورت گرفته قیامی است که به رهبری بابک خرّم‌دین در شمال ایران به وقوع پیوسته است. به طوری که از مندرجات سیاست نامه نظام الملک برمی آید، قبل از ظهور بابک، خرّم‌دینان در نواحی مرکزی و شمالی ایران فعالیت‌هایی داشتند و به مبارزاتی علیه دین و دولت اسلامی دست می‌زدند ... در آن وقت که هارون الرشید در خراسان بود بار دیگر خرّمدینان خروج کردند از ناحیت اصفهان ... و مردم بسیاری از ری و همدان بیرون آمدند و با این قوم پیوستند و عدد ایشان بیش از صد هزار نفر بود. هارون سوار به حرب ایشان فرستاد، ایشان بترسیدند و هرگروه به جای خویش باز شدند. مقدسی درباره آیین و روش این جماعت می‌گوید: از ریختن خون، جز در هنگامی که علم طغیان برافرازند، خودداری می‌کنند، به پاکیزگی بسیار مقیدند، میل دارند با نرمی و نیکوکاری با مردم دیگر درآمیزند و اشتراک زنان را با رضایت خود آنان جایز می‌دانند. ابن الندیم در کتاب الفهرست، خرّمیه را از پیروان مزدک می‌داند و می‌نویسد: ... مزدک به پیروان خود دستور داده بود که همیشه در جستجوی لذات باشند. و در خوردنی و نوشیدنی بر خود سختی روا ندارند، دوستی و یاری را پیشه سازند و با استبداد مبارزه نمایند، زنان خود را مشترک بدانند. با این همه، رفتار و کردار پسندیده دارند و پی آزار کسی برنیایند ... بابک کسی است که جنگ و غارت و کشتار را در میان آنان رواج داد و پیش از آن، خرّم‌دینان به این کارها دست نمی‌زدند.»[1] ایشان ادامه می‌دهند: «آغاز کار بابک کاملاً روشن نیست، آنچه مسلم است این مرد مبارز یکی از افراد عادی ملت ایران بود که در آغاز جوانی به سپاه جاویدان از رؤسای خرّم‌دینان پیوست و در نزد او تقرب یافت تا حدی که چون جاویدان می‌مرد وصیت کرد که بابک جانشین اوست. پس از مرگ جاویدان، زنش سپاه او را گرد آورد و بنا به عقیده خرّم‌دینان، که به تناسخ ایمان داشتند، اعلام کرد که جاویدان در شب مرگش گفت که روح او در بدن بابک حلول خواهد کرد. سپس دستور داد گاوی قربان کردند و پوست آن را گسترد و طشتی پر از شراب بر روی آن نهاد و قطعات نان در پیرامون طشت چید، هریک از افراد لشکریان دست خود را بر آن پوست می‌نهاد و قطعه نانی را در شراب زده می‌خورد و دست بابک را گرفته می‌گفت: آمَنتُ بِکَ یا روحَ بابَک کَما آمَنتُ بِه روح جاویدان.»[2] پس از اینکه بابک، رهبری نهضت را بر عهده گرفت دست به مبارزاتی مسلحانه علیه حکومت بنی عباس زد، مأمون خلیفه وقت، یکی از سرداران لشکر خود به نام محمد بن حمید را به نبرد بابک می‌فرستد که این نبرد پس از فراز و فرودهای فراوان با کشته شدن سردار لشکر مأمون پایان می‌یابد. پس از این شکست، مأمون فرماندار خراسان که سرداری ایرانی به نام عبدالله طاهر بود را به سوی بابک فرستاد. عبدالله طاهر نیز لشکری از جنگجویان ایرانی - از خراسان و عراق عجم -  را گرد آورد و به سوی همدان و آذربایجان حرکت کرد. در اثر این لشکرکشی، سپاهیان بابک متفرق شدند و بابک نیز به قلعه ای پناه برد. عبدالله طاهر نیز نتوانست کاری بیش از این انجام دهد. پس از این رویارویی، خلیفه ی وقت، افشین سردار ایرانی را برای نبرد با بابک فراخواند. افشین نیز به همراه ده‌ها هزار نفر از مردان جنگجوی ایرانی به سمت بابک حرکت کرد. پس از روزها محاصره، عاقبت بابک خرمدین، لشکریان خود را تنها گذاشت و به سوی ارمنستان گریخت. در آنجا بود که به دست والی ارمنستان دستگیر و سپس به بغداد فرستاده شد و در نهایت به دستور معتصم خلیفه بنی العباس به طرزی فجیع کشته شد.[3] همانگونه که گفته شد خرّمدینان پیروان مزدک بودند. آنان همواره نسبت به مسلمانان و زرتشتیان به دیده خصومت می‌نگریستند. به همین علت بود که قیام خرمدینان از زمان رهبری بابک، به یک جنگ ایرانی - ایرانی تبدیل شد. خلیفه ی وقت، ایرانیان را به جان هم می‌انداخت. بابک از یک سو و افشین از سویی دیگر به کشتار و قتل عام هم وطنان خود مشغول شدند. استاد حسن پیرنیا می‌نویسند: «در اوان خلافت مأمون چنان که اشاره کردیم در شمال و مشرق آذربایجان شخصی بنام بابک خرّم‌دین به ادّعای خدائی و احیای آیین مزدکی برخاست و مردم زیادی که همه جامه های سرخ دربر می‌کردند دور او را گرفتند. بابک به یاری این سرخ جامگان یا محمّره مدّت بیست سال بر آذربایجان و ارمنستان مستولی بود و چندین بار لشکریان مأمون و معتصم را شکست داد و بیش از 500,000 نفر از ایشان را کشت و هیچ کس حریف او نمی‌شد.»[4] ایشان در ادامه به بحث جنگ میان افشین و بابک هم اشاره می‌کند. نکته ی قابل توجه در این است که به گفته ی ایشان در زمان استیلای بابک بر نواحی شمال غرب ایران، بیش از پانصدهزار نفر از لشکریان خلفای وقت کشته شدند و البته بر پژوهشگران روشن است که اکثر این کشته شدگان، همان ایرانیانی بودند که در لشکر عبدالله طاهر و افشین برای نبرد با خرمدینان حرکت کرده بودند. همانگونه که در ابتدا گفته شد با ظهور بابک و بر عهده گرفتن رهبری خرمدینان، در اهداف و منش این نهضت انحرافاتی عمیق روی داد. آنچنانکه حکیم زجاجی تاریخ نگار و ادیب ایرانی در قرن 7 هجری، در همایون نامه مطالبی بسیار عجیب و هولناک بیان می‌کند. او می‌گوید بابک مردم را به جرم مسلمان بودن و یا همراهی نکردن، قتل عام می‌کرد: «دو ده سال بر خلق بیــداد کرد، دل ناجوانان از ایـن شــاد کـرد. گروهی که نادان و بی دیـن بدنـــد، به راه بداندیـــــش پرکین شـــــدند... به‌جز کشتـنش هیچ کاری نبـود، به دل در ورا مهــر یــاری نبـــود. فرو برد گردن‌کشـان را به خاک، زمیـــن کرد از مرد آزاده پـــاک. چه مایه مسـلــمان که او بی گنــاه، بکشــــت و بیفــــــکند در تیره چـــاه».[5] نکته آخر این است که برخی چنین معتقدند که بابک خرمدین دلاور سرزمین آذربایجان بود! لیکن حقیقت این است که (با نگاه به منابع رسمی) بابک نه از سوی پدر و نه از سوی مادر اهل آذربایجان نبود. نیاکان پدری او از قبائل عراق بودند و از سوی مادر نیز اهل سیستان،[6] و آذربایجان هم تنها پناهگاه او بود. گرچه مردم غرب و شمال غرب ایران در ابتدا با او همراه بودند اما پس از قتل عام‌ها و کشتارهایی که علیه بی‌گناهان انجام داد و همچنین روشن شدن انحرافات اخلاقی وی کمتر کسی حاضر به همراهی وی شد و ضعیف شدن جریان تحت سرپرستی وی نیز به همین خاطر بود که حمایت‌های مردمی را از دست داد و در نهایت، اندک یاران باقی مانده‌اش را نیز رها کرد و خود به تنهایی، سوی ارمنستان گریخت.

نگاه دوم:

برخی دیگر نیز بر این اعتقادند که بابک خرمدین در حقیقت یک مسلمان شیعه (پیرو مذهب شیعه اسماعیلیه) بود که علیه حکومت بنی‌عباس قیام کرده بود. از این نگاه، او نه تنها دشمنی و خصومتی با اسلام نداشت، بلکه خود مسلمان شیعه بود و قیامش تنها علیه حکومت بنی‌عباس بود.[7]

پی نوشت:

[1]. مرتضی راوندی،  تاریخ اجتماعی ایران، انتشارات نگاه، تهران، چاپ دوم، جلد 2 صفحه 185
[2]. همان، جلد 2 صفحه 186
[3]. همان، جلد 2 صفحه 187 - 188
[4]. حسن پیرنیا و عباس اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ناشر: خیام، تهران، چاپ نهم، متن تاریخ مفصل، ص 100
[5]. حکیم زجاجی، همایون نامه، ‌ مصحح: علی پیر نیا،  نشر آثار، تهران، چاپ اول، جلد 1 صفحه 561
[6]. برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه جواد فلاطوری و مریم میر احمدی؛ انتشارات علمی و فرهنگی؛ تهران، چاپ چهارم، جلد 1 صفحه 366.
[7]. در این زمینه می‌توانید به کتاب «بابک و نقد تاریخ نگاری» نوشته رسول رضوی مراجعه کنید.

تولیدی
cloob facenema

دیدگاه‌ها

با عرض سلام خدمت مدیران و کاربران این سایت وزین بنده تا همین چند روز پیش بابک(خرمدین) رو کسی میدانستم ضد اسلام و مزدکی گرا ، اما با خواندن کتاب بابک و نقد تاریخ نگاری (کتاب پی دی اف) به نویسندگی رسول رضوی،دیدگاهم نسبت به بابک تفاوت زیادی با قبل پیدا کرد... در ان کتاب اثبات میشه که بابک و نهضتش یک نهضت شیعی هفت امامی بر علیه خلافت عباسی بود، اما دستگاه تبلیغی خلافت عباسی به همراه ناسیونالیست های ایرانی و کمونیست های مزدک گرای ایرانی، اهداف نهضتش را دگرگون کردند تا از بابک و نهضت جاویدانیان نهضتی ضد اسلامی که صرفا بخاطر اهداف ملی گرایی مبارزه میکرد، در بیاوردند... پیشنهاد بنده به همه ی کسانی که این مطلب را میخوانند، مطالعه کتاب بابک و نقد تاریخ نگاری ست. این کتاب در سایت بینش نو برای دانلود مشاهده میشه سپاس

سلام سلطان گرامی ؛ سپاسگزاریم از پیشنهادتان .

دردا و دریغا وطن من وطن من

دورود تشکر از این که من را آگاه کردید که قتل و کشتار تنها در فتح ایران توسط اعراب نبوده بلکه شاهان ایرانی و افرادی که شعار گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک سر می دهند نیز همین اقدامات را انجام داده اند یک سوال از شخصی که شعر دردا و دریغا وطن من وطن من فرستاده دارم و اون اینکه اگر در عربستان به دنیا امده بودی باز این شعر را می خواندی ؟

یه لایک خوشگل برای اطلاع رسانیتون

سلام بی گمان حکیم فردوسی یک مسلمان شیعه هستش. کتاب بوسه بر خاک پی حیدر تالیف علی ابوالحسنی(منذر) به صورت تخصصی به این مهم پرداخته است. مطالعه آن به علاقه مندان توصیه میشود. برين زادم و هم برين بگذرم چُنان دان كه خاكِ پَيِ حَيدرم

خوانندگان این متن رو به مطالعه بیشتر از منابع بی طرف (که البته کم هستند چون تاریخ رو مخالفان بابک نوشتند) دعوت میکنم. این مقاله کاملا جهت دار است و هدف آن ضربه زدن به ناسیونالیسم ایرانی است. تمام

ناشناس عزیز ! خوانندگان محترم رو به هپروت ارجاع ندید ! تاریخ رو مخالفین بابک نوشتن ؟! عزیزم بابک اگر مقبولیت مردمی داشت به قدرت میرسید و اون وقت طرفدارانش تاریخ رو مینوشتند! مرد باش و بیا از منابع مثلا بی طرف حرفت رو کامل و دقیق بزن ! و دیگه هیچ وقت بقیه رو به توهمات خودت ارجاع نده ! ضمناً ! زرینکوب رو به عنوان شخصیت بی طرف قبول داری ؟ این رو بخون : «احیای عظمت دیرین گذشته‌ی ایران در واقع جز بهانه‌ای برای فریب و اغفال ستمدیدگان ایرانی نبوده است. کسانی که با این سخنان فریبنده، مردم را گرد خویش جمع می‌آوردند، جز رسیدن به ثروت و قدرت، اندیشه‌ای نداشتند». (سند: عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۱. ص 220)

تحریف هویت بابک و خرمدینان[ویرایش] عباس زریاب روایت‌هایی را که در تاریخ الرسل و الملوک طبری و الفهرست ابن ندیم آمده و بابک را زنازاده معرفی می‌کند، ساخته و پرداختهٔ دشمنان بابک می‌داند. او همچنین عدهٔ کسانی را که به دست بابک کشته شده‌اند و زنانی را که اسیر شده‌بودند، مبالغه‌آمیز و جعل دشمنان بابک می‌داند.[۱۹] یوسفی در بیشتر منابع جز نوشته دینوری، آثار طعنه و دشمنی را دربارهٔ بابک می‌بیند و می‌گوید که اطلاعات ما دربارهٔ بابک و شورش او اکثراً از مخالفانش به ما می‌رسد. آمارهای متفاوتی از جلادهای بابک بدست آمده، در بیشتر منابع از کسانی که در طی این شورش طولانی کشته شده‌اند ۲۵۵۰۰۰ نفر یا بیشتر گزارش شده که به وضوح اغراق‌آمیز بوده‌است و تردیدی نیست که برنامه‌ریزی شده‌است تا قساوت و خون‌آشامی به بابک نسبت داده شود. تمام منابع در مورد زندگانی بابک تعصب ورزیده‌اند و داستان زندگی اش با ناسزاگویی علیه او شروع می‌کنند.[۲] بهرامیان در مورد روایت‌هایی که بابک را حرام‌زاده جلوه می‌دهند می‌گوید: «روشن است که در این روایت قصد تحقیر و طعن بابک در کار در میان بوده‌است».[۱۸] زرین‌کوب مطالبی را که در منابع موجود دربارهٔ بابک آورده‌اند غرض‌آلود و افسانه آمیز می‌داند. به همین خاطر وی معتقد است که به سختی می‌توان از ورای غبار افسانه‌ها، سیمای واقعی بابک را دید. نهضت بابک ظاهراً در بین عامهٔ مردم طرفدارانی داشت اما مورد علاقهٔ دهقانان و بزرگان نبود چون بابک در صدد احیای عقاید مزدکی بود. ناچار مسلمانان نیز نمی‌توانستند آن را تحمل کنند. تاریخ‌نویسان مسلمان کوشیده‌اند تا خاطرهٔ او را تیره و تباه کنند و از روی تعصب سعی کرده‌اند سیمای او را زشت و ناپسند جلوه دهند. افسانه‌هایی که در باب او جعل کرده‌اند به خوبی نشان می‌دهد که با غرض و نیت‌هایی سعی داشته‌اند نام بابک را آلوده کنند. بدین گونه قسمت‌های مهم تاریخ بابک و خرمدینان در ظلمت ابهام فرورفته‌است نکته دیگری که زرین‌کوب در روایت الفهرست اشاره می‌کند، اصراری است که برای رسوا کردن بابک به کار رفته‌است. مادر او را زنی یک چشم که مدتی با مرد روغن فروش به حرام گرد آمده‌بود معرفی کرده‌است. به اعتقاد زرین‌کوب آثار غرض و کینه راویان آشکار است.[۴۵][منبع نامعتبر؟] نفیسی هم معتقد است که جزئیات زندگی بابک در پس پردهٔ تعصب و خودخواهی و خویشتن‌بینی مورخان اسلامی پنهان مانده‌است[۴۶] و آنچه دربارهٔ تاریخ دین خرمی نوشته‌اند همه آلوده به غرض و تهمت است.[۴۷] آمورتی می‌گوید: در مورد خرمدین‌ها نوشته‌هایی داریم که اگر چه مثل همیشه تعصب آمیز و جانبدارانه‌است ولی تعدادشان زیاد است.[۲۰]

جون این سردار دلاور به طور جد با اعراب دشمنی داشته و 20 سال باهاشون مبارزه کرده عده ای از تاریخ نگاران تازی او رو به شدت کوبیدن حتی مادر بابک رو به فاحشگی متحم کردند. «« پیشنهاد میدم کتاب ایران باستان رو مطالعه کنید »» زنده باد سردار جنجگوی ایرانی بابک خرمدین

بابک هم کسی بود مثل معتصم! هر دو با دستمایه کردن اعتقادات مردم بدنبال کسب قدرت بودند. بدبختی ما اینه که انسانهارو با معیار نژاد و ملیتشون میسنجیم,نه به عملشون. هرکی باخداتر باشه بهتره,والسلام.

ادیان نت عزیز مثل همیشه عالی بود.

خواهشا بدون مطالعه زود قضاوت نکنید بابک خرمدین یک سردار ملی و ایرانی هست او بیست سال در مقابل زورگویی های اعراب مقابله کرد و سالها با جنگ کردن شکستشان داد ولی بخاطر خیانت هموطنمون وطن فروش افشین شکست خورد به گفته مایکل فیشر، مهدی عابدی و احمد هاشم، در ایران مدرن، به خاطر رشد ناسیونالیسم در قرن ۲۰ میلادی و تجدیدخاطر ایران باستان، در دوران رضا شاه، بابک خرمدین شناخته شد و به عنوان قهرمان ملی او را ستایش کردند. با این حال، بابک به عنوان چهره جدال‌برانگیز در جمهوری اسلامی باقی‌ماند که بت‌سازی از او مورد انتقاد آخوندهای شیعه قرار گرفت. اینم سایت ویکی پدیا که تمام منابع هم در آنجا قید شده : https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86

سلام گرامی، در نوشتار فوق (دو دیدگاه پیرامون بابک خرّمدین)، دو نگاه پیرامون بابک آمده است. از این جهت، قضاوت عجولانه ای در کار نیست. اما اینکه فرمودید: «بابک خرمدین یک سردار ملی و ایرانی هست» صحیح به نظر نمیرسد. وقتی میگویید سردار ملی و از او به عنوان قهرمان ملی یاد میکنید، پس باید دید که آیا او واقعا مورد حمایت ملت بود؟ نبود. اگر مورد حمایت ملت بود که آن طور مجبور به فرار نمیشد. وقتی میگوییم فلان شخض قهرمان جهانِ اسلام است، باید ببینیم که اگر شخصیت او را با معیارهای اسلامی تطبیق دهیم، نمره قبولی میگیرد؟ اگر نگیرد، دیگر نمیتوان او را قهرمان اسلام دانست. در باب ملّیت هم چنین است. بابک چگونه یک قهرمان و سردار ملی است... در حالیکه برای ملت آن دوره قهرمان نبود و قهرمان نماند. ملت او را رها کردند. حتی بخش اعظم ملت در مقابل او قرار گرفتند. بخش اعظم ملت، سرسپردن به خلیفه ظالم عباسی را بر ماندن و قرار گرفتن در کنار بابک ترجیح دادند. اگر ملت و ملیت معیار باشد، بابک را نمیتوان سردار ملی نامید. ویکی پدیا هم سایتی است که هر کس میتواند نوشته های آن را ویرایش و حذف و اضافه کند.

چرا سفسطه می کنید اینکه یک شخص برای آزادی مملکت از دست دشمن می کند قهرمان ملی است و چه ربطی دارد که مردم قبول داشتند و یا نداشتند امام حسین (ع) و امام (ع) هم مخالفان بسیار زیادی داشتند انهم در بین مسلمانان آیا باید بگوییم که حضرت علی (ع) قهرمان جهان اسلام نیست

خود متن یه طرف کامنت سامان هم یه طرف متاسفانه عده ای با تحریف حقیقت قصد این رو دارند که بابک رو سرداری ملی نشون بدن که علیه اسلام قیام کرده اما نمیدانند که مردم آگاه دیر یا زود به حقیقت پی خواهند برد ان الباطل کان زهوقا

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.