جلوه ديگر از سبب سازى خدا
مشيت الهى بر آن تعلق گرفته است كه هر پديده اى از سبب ويژه طبيعى خود سر زند ولى گاه بنا به مصالحى بعضى پديده ها از غير مجراى طبيعى خود تحقق مى پذيرند، و اين در صورتى است كه پيامبران بخواهند ازاين طريق، پيوند خود را با جهانِ برتر ثابت كنند. چنين عمل ويژه اى را اعجاز مى نامند.
معجزات پيامبران بدون استثنا از اين مسير پا به جهان هستى مى گذارند مسلّماً اژدها گشتن عصاى خشك، كنار رفتن آب دريا به وسيله عصاى موسى، بينا گشتن نابينايان، بهبود يافتن بيماران صعب العلاج، همه و همه پديده هايى هستند كه از سبب غير طبيعى ـ كه در اينجا ماهيت آن مورد بحث ما نيست ـ تحقق پذيرفته اند.
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه فيض الهى غالباً از طريق اسباب طبيعى به ما مى رسد، ولى در موارد خاصى نيز همان فيض از غير اين طريق، نصيب انسان مى گردد، كه اصطلاحاً «اعجاز» ناميده مى شود و آن در صورتى است كه فاعل در مقام اثبات نبوت و ارتباط خود با جهان غيب باشد و هرگاه چنين كارى، با ادعايى همراه نباشد آن را «كرامت» مى نامند.