ب). قدرت نمايىِ ياران سليمان
همگى مى دانيم كه «سليمان»، «ملكه سبا» را احضار نمود ولى پيش از آن كه وى به حضور سليمان برسد، سليمان به حاضران در مجلس خود چنين گفت:
(يا أَيُّهَا المَلأُ أَيُّكُمْ يَأَتيني بعَرْشها قَبْلَ أَنْ يَأْتُوني مُسْلِمين).(1)
«اى جمعيت كداميك از شما مى تواند تخت بلقيس را براى من بياورد، پيش از آن كه (بلقيس و همراهان) او مطيعانه وارد شوند».
يك نفر از حاضران در مجلس گفت:
(أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْل أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَإِنّي عليهِ لَقَويٌّ أَمين) .(2)
«پيش از آن كه تو از جاى خود برخيزى(مجلس به پايان برسد) من آن را مى آورم و من بر اين كار توانا و امينم».
فرد ديگرى كه مفسران نام او را «آصف برخيا» وزير سليمان و خواهرزاده او مى دانند، اعلام كرد كه در يك چشم به هم زدن، مى تواند آن را بياورد، چنان كه خداوند مى فرمايد:
(قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُك فَلما رآه مستقراً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبّي).(3)
«كسى كه نزد او دانشى از كتاب بود، چنين گفت: پيش از آن كه تو چشم بر هم بزنى، من آن را در اين مجلس حاضر مى كنم، ناگهان سليمان تخت را در برابر خود حاضر ديد و گفت: اين نعمتى است از جانب خدا بر من».
بايد در مفاد اين آيات دقت كنيم تا ببينيم عامل اين كارهاى خارق العاده (احضار تخت بلقيس) از فرسنگها به مجلس سليمان چيست؟ ظاهر آيات مى رساند عامل كارهاى مزبور خود افراد ياد شده هستند، البته به اذن و مشيت الهى. و اين مطلب را مى توان با توجه به دلايل زير بدست آورد:
اوّلاً، سليمان از آنان مى خواهد كه اين كار را انجام دهند و آنان را بر اين كار قادر و توانا مى داند.
ثانياً، شخصى كه گفت من تخت بلقيس را پيش از آنكه سليمان از جاى خود برخيزد حاضر مى كنم، خود را با جمله زير توصيف كرد:
(وَإِنّي عَليه لَقَويٌّ أَمين) .
«من بر اين كار قادر و توانايم و بر خود اطمينان دارم».
هرگاه وجود اين شخص و اراده او در اين كار مؤثر نبود، ديگر دليلى نداشت كه بگويد: من بر اين كار قادر و امين هستم.
ثالثاً، دومى گفت: من آن را در اندك زمان(يك چشم به هم زدن) مى آورم و اين كار خارق العاده را به خود نسبت داد و گفت: (آتيك):«مى آورم».
اگر بنا بود كه قرآن به اين حقيقت تصريح كند:يعنى نفوس اوليا و اراده و خواست آنان و ديگر شخصيتهاى بزرگ در ايجاد معجزه ها و كرامات و تمام امور خارق العاده مؤثر، چگونه روشنتر از اين بگويد تا شايد، شكّاكان زمان، آن را بپذيرند و تأويل نكنند.
رابعاً، خداوند علت توانايى دومى را بر اين كار شگفت آور، آشنايى او به علم كتاب مى داند، دانشى كه از اختيار افراد عادى خارج است و ازعلومى است كه مخصوص بندگان خدا مى باشد،وارتباط با چنين دانشهايى محصول قربى است كه اين نوع افراد با خدا دارند، چنانچه فرمود: (قالَ الَّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتاب...) : «كسى كه در نزد او دانشى از كتاب بود، گفت...».
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1 . نمل/38.
2 . نمل/39.
3 . نمل/40.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------