حديث شماره 8
8- عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِيـمَ عـَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ قَالَ عـَرَضـْتُ عـَلَى أَبـِي عـَبـْدِ اللَّهِ ع كِتَاباً فِيهِ قُرْآنٌ مُخَتَّمٌ مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ وَ كُتِبَ فِي آخـِرِهِ سـُورَةٌ بـِالذَّهَبِ فَأَرَيْتُهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَعِبْ فِيهِ شَيْئاً إِلَّا كِتَابَةَ الْقُرْآنِ بِالذَّهَبِ وَ قَالَ لَا يُعْجِبُنِي أَنْ يُكْتَبَ الْقُرْآنُ إِلَّا بِالسَّوَادِ كَمَا كُتِبَ أَوَّلَ مَرَّةٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 437 رواية : 8
ترجمه :
8ـ مـحمد بن وراق گويد: كتابى را كه در آن قرآنى بود و آن قرآن با آب طلا مهر خورده بود و عشر گذارى شده بود، و در پايان آن نيز يكسوره به آب طلا نوشته شده بود من آن قـرآن را بـه حـضـرت حـضـرت صادق (ع ) عرضه نموده و نشان دادم (و مقصود اين بود كه بدانم آيا با آب طلا نوشتن و مهرگذارى آن عيبى دارد يا نه ؟) پس آنحضرت در چيزى از آن عـيـبـى نـگرفت جز در نوشتن قرآن را با آب طلا و فرمود: خوش ندارم كه قرآن جز با مركب سياه نوشته شود چنانچه اول بار نوشته شده است .
شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـويد: مهر خوردن (مختم ) را گفته اند: يعنى ميان آيه و آخر هر آيه را با آب طـلا نـشـانـه بـزنـنـد، و مـمـكـن اسـت نـقـش وسـط جـلد يـا اول و آخر آن يا حاشيه آن با طلا بوده است .