نقش امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در فتح ايران

  • 1393/07/26 - 07:47
اين نوشتار در نقد بخشی از ديدگاه‏‌‌های نويسندگان ضد اسلامی است كه امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) را متهم به شركت در فتوحات و قتل‏‌عام‌ها در ايران کرده‌اند. در اين بخش اين ادعا را مورد بررسی قرار داده و بطلانش را به اثبات رسانده‌ايم...

بسم الله الرحمن الرحیم

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ اين نوشتار در نقد بخشی از ديدگاه‏‌‌های نويسندگان ضد اسلامی است كه امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) را متهم به شركت در فتوحات و قتل‏‌عام‌ها در ايران  کرده‌اند. در اين بخش اين ادعا را مورد بررسی قرار داده و بطلانش را به اثبات رسانده‌ايم...

مقدمه:

نویسندگان این مقالات در برخی دیگر از ادعاهای خود اتهام زنی به امام دوم و سوم شیعیان را هدف خود ساخته‌اند. به گفته آن‌ها، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در فتح طبرستان شرکت کرده و تحت فرمان "سعید بن عاص" به قتل عام ایرانیان پرداخته‌اند. حسنین به عنوان اولین رهبران شیعی که ایرانیان علاقه فراوانی به آن‌ها دارند، به طور کلی عرب گرا و دشمن ایرانی بوده‌اند و حتی بعضاً دستور به اسارت گرفتن ایرانیان را صادر کرده‌اند».

چگونگی فتح طبرستان:

در رابطه با شركت داشتن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) در فتوحات و کشتار ايرانيان توجه به اين نکات راه‏گشاست:
اولاً: بیشتر منابع دست اول تاریخی، فتح طبرستان را از راه صلح و بدون جنگ و خون‌ریزی نوشته‌اند.
ثانیاً: برخی از مورخان، نامی از امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در این فتح نبرده‌اند. برخی هم با ذکر عبارت «گویند که حسن و حسین در این جنگ شرکت داشته‌اند» به نوعی شک خویش را در این رابطه بیان کرده‌اند. ما ابتدا نظر مورخان دست اول همانند طبری، بلاذری، ابن قتیبه و... را ذکر می‌کنیم و سپس این اقوال را با نظر ابن خلدون که اشاره‌ای به قتل عام دارد، می‌سنجیم. طبری می‌نویسد: «سعید به سال سی‌ام، آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت. "عبدالله بن عباس" و "عبدالله بن عمرو بن زبیر" و "عبدالله بن عمرو بن عاص" با وی بودند... "کلیب بن خلف" گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد... . ادریس بن حنظله می‌گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد و چنان بود که گاهی یکصد هزار وصول می‌کردند و می‌گفتند صلح ما بر همین است و گاهی دویست هزار وصول می‌کردند و گاهی سیصد هزار و گاهی این را می‌دادند و گاهی نمی‌دادند».[1]
بلاذری نیز در فتوح البلدان می‌نویسد: «"عثمان بن عفان"، "سعید بن عاص" را در سال بیست و نه بر کوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او و به "عبدالله بن عامر بن کریز بن ربیعة بن حبیب بن عبد شمس" والی بصره نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت کرد که هر یک غالب و پیروز شود، خراسان را به تصرف او دهد. "ابن عامر" به قصد آن دیار رهسپار شد و سعید نیز رفت ولی "ابن عامر" بر او پیشی گرفت و سعید به غزای طبرستان رفت. گویند که حسن و حسین دو پسر علی بن ابی‌طالب علیهم السلام، در این جنگ با وی همراه بودند. به قولی سعید بی آنکه از کسی فرمانی دریافت کند، از کوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم. سعید طمیسه و نامنه را که قریه‌ای است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست هزار و به قولی سیصد هزار بغلیه وافیه صلح کرد».[2]
ابن قتیبه از مورخان صدر اسلام که وفات او در سال (276 هجری) بوده نیز می‌نویسد: «طبرستان توسط سعید بن عاص در زمان عثمان به صلح فتح شد».[3] مقدسی می‌نویسد: «به روزگار عثمان، "جریر بن عبدالله به جلی" ارمینیه را فتح کرد و سعید بن عاص به جنگ طبرستان رفت و حسن و حسین دو فرزند علی علیهم السلام با او بودند. آنجا را به صلح گشود».[4]
"ابن فقیه همدانی" نیز در البلدان می‌نویسد: «عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را، در سال (29 هجری) والی کوفه کرد. مرزبان طوس، به او و عبدالله بن عامر بن کریز -والی بصره- نامه کرد و آنان را به خراسان خواند، بدین پیمان که هر یک پیروز شدند، او را بر خراسان فرمانروایی دهند. ابن عامر زودتر به سوی خراسان رفت. سعید از کوفه در آمد و به جهاد با طبرستان پرداخت. در این جنگ حسن و حسین دو فرزند علی، علیه السلام، با سعید بودند. سعید شهرهای طبرستان، طمیش و نامیه را گشود، و با شاه گرگان بر پرداخت دویست هزار درهم بغلیه وافیه صلح کرد. او آن درهم‌ها را به جنگندگان مسلمان می‌پرداخت».[5]
بنابراین بزرگ‌ترین مورخان جهان اسلام و بزرگ‌ترین کسانی که در باب فتوحات سخن گفته‌اند، فتح طبرستان را به صلح نوشته‌اند. حال اگر مورخی همانند ابن خلدون می‌نویسد: «سعید بن عاص در حالی‌که جمعی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جمله امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) و ابن عباس و... همراه او بودند... پس از امان دادن به مردم جز یک نفر همه را کشت»،[6] به سخن این مورخ متأخر نمی‌توان چندان اعتماد کرد.[7]

در بخشی از نوشته‌های ضد دینی با استناد به روایاتی از «سفینه البحار» و «فی مدینه الحکم و الآثار» نوشته شیخ عباس قمی، آمده است که: «پایداری مردم ری در برابر تازیان به اندازه‌ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین، پیشوای سوم شیعیان، در نامه‌ای به فرماندار ری نوشت: «ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی‌ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت».

این روایت جعلی و ساختگی، هم از نظر تاریخی و هم از نظر قرآن و هم سیره معصومین، باطل است. نویسنده مزبور، بخش‌هایی از چند حدیث امام صادق (علیه السلام) (که لقب ایشان در منابع حدیثی "ابو عبدالله" است)[8] را گزینش کرده و به هم چسبانده و با اضافه کردن چند جمله، این حدیث را جعل نموده است و گمان کرده این حدیث از امام حسين (علیه السلام) است!
پیش از این‌که جعلی بودن این حدیث را برای شما آشکار سازیم بهتر است بدانیم که یکی از معیارهای سنجش درستی یا نادرستی احادیث، عرضه آن‌ها بر قرآن کریم است. بر این اساس، اگر روایتی مخالف قرآن باشد، هر چند در کتب مشهور حدیثی آمده باشد، مردود است. پیامبر اكرم در این خصوص فرموده‌اند: «اگر حدیثی از من برای شما روایت شد، آن را بر قرآن عرضه کنید، آنگاه آنچه را که موافق کتاب خدا و سنت من است قبول و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من است، ردّ کنید».‌[9] وی در حدیثی دیگر می‌فرماید: «وقتی حدیثی برای شما گفتند... اگر موافق قرآن بود من آن را گفته‌ام و اگر موافق قرآن نبود، من نگفته‌ام».[10] حضرت علي (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «آنچه را با کتاب خدا موافق باشد بگیرید و آنچه را با آن مخالف باشد رها کنید».[11]
بنابراین طبق این معیار، روایتی که به تصور نویسندگان ضد دین، از امام حسين نقل شده، چون مخالف قرآن است، مورد پذیرش نيست (از ایشان نیست و جعلی است). نکته دیگر در همین رابطه این که باید توجه داشت امام حسين (علیه السلام) در سال چهارم هجری متولد شده است [12] و ری در سال هجدهم [13] و حداکثر در سال بیست و چهارم هجری [14] فتح شده است؛ یعنی سن امام حسین (علیه السلام) در آن زمان بین 14 تا 19 سال بوده است. بنابراین آن حضرت در این زمان در سنین پایین بوده و خلافت هم در دست عمر یا عثمان قرار داشته است. حال این سؤال مطرح است که امام حسين در این زمان چه جایگاهی در لشکر داشته که به فرماندار ری نامه نوشته است؛ در حالی که پدرش از طرف حکومت وقت، طرد و خانه نشین شده بود؟ این مطلب درباره جاعلین حدیث و اسلام‌ستیزان از همان ضرب‌المثل قدیمی حکایت دارد که می‌گوید: ‌«دروغگو کم حافظه است».
علاوه بر این، ساختار حدیث و لحن آن به گونه ای است که گویا امام حسين (علیه السلام) دارای منصب حکومتی بوده است؛ در حالی که بر اساس منابع تاریخی وی در دوران خلفا هیچ منصب حکومتی نداشته است. باید توجه داشت از میان ائمه تنها امام علي (علیه السلام) در دوره‌ای کمتر از 5 سال و امام حسن (علیه السلام) در دوره‌ای کمتر از 7 ماه حکومت کرده‌اند.
نکته دیگر این که مرحوم شیخ عباس قمی، در سفینه البحار صفحه 164 این حدیث و چند حدیث دیگر را در کنار هم برای بیان فضیلت‌های عجم و خدمات آن‌ها به اسلام آورده است نه تقبیح ایشان؛ اما نویسنده شبه گر با ارائه‌ی ترجمه ای تحریف شده و ناقص از این روایات معنای آن‌ها را به کلی دگرگون کرده است. در این‌جا ترجمه درست مطالب را مرور می‌کنیم. امام صادق (ع) فرموده است: اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد عرب به آن ایمان نمی‌آورد. (خداوند) قرآن را بر عرب نازل نمود و عجم به آن ایمان آوردند و این فضیلتی برای عجم است. ابو عبدالله [امام صادق] فرمود: ما از قریشیم و شیعه ما عرب است و دشمن ما عجم است. منظور امام از این حدیث این است که شیعه ما، عرب ممدوح و قابل ستایش است؛ خواه از جماعت عرب‌ها باشد و یا از جماعت عجم‌ها، و دشمن ما عجم مذموم و قابل نکوهش است؛ گرچه از جماعت عرب‌ها باشد. [15] همین بیان را علامه مجلسی نیز در بحارالانوار آورده است.[16] اگر فرض کنیم که حدیث ذکر شده از نظر سند، صحیح باشد، با این معنی و مفهومی که در پرتو قرآن و سنت معصومین ارائه شد دیگر مشکلی نخواهد بود و اگر این مفهومی که توسط شیخ عباس قمی ارائه شد را نپذیریم باید بدانیم که در برابر این روایت، روایات دیگری وجود دارد، که در ادامه، به آن‌ها اشاره خواهد شد.
در ادامه صفحه 164 کتاب سفینه البحار می‌خوانیم: زمانی که اسیران دربار فارس را به مدینه وارد گردیدند، عمر بن خطاب خواست که زنان آنان را به فروش رساند و مردان آن‌ها را برده قرار دهد تا افراد پیر و فرتوت و ضعیف را بر دوش خود قرار دهند و طواف کعبه دهند. پس امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: پیامبر دستور داده است گرامی دارید افراد کریم قوم را اگرچه مخالف شما باشند، و این قوم فارس، حکیمان کریم هستند و با ما صلح پیشه کردند و رغبت در دین اسلام نمودند. پس آن‌ها را در راه خدا، آزاد می‌نماییم. این حق من و حق بنی هاشم است. در مناقب ابن شهر آشوب نیز همین مطلب ذکر شده است.[17]
علاوه بر این، در مقابل روایتِ: «نحن من قریش...» که اصل آن را شیخ صدوق در معانی الاخبار نقل کرده،[18] روایات دیگری وجود دارد که بر خلاف این روایت است. شیخ صدوق روایت دیگری را همان جا از امام باقر (ع) نقل کرده که حضرت می‌فرماید: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ما هستند و سایر مردم پست هستند».[19] در بحارالانوار نیز روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ایرانیان اند و سایر مردم پست هستند».[20]

 

نتیجه گیری:

با توجه به نقل اکثر منابع تاریخی، فتح طبرستان با صلح و بدون درگیری انجام گرفت و بر خلاف ادعای نویسندگان ضد دین، قتل عامی از طرف مسلمانان در این منطقه صورت نگرفته تا بخواهیم امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را به خاطر شرکت در این قتل عام مقصر بدانیم و نقل منحصر به فرد ابن خلدون هم اعتباری ندارد. به علاوه شرکت امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در فتح طبرستان کاملاً مشکوک است و سخنی که به امام حسين (ع) نسبت داده شده و حکایت از تعصب عربی و دشمنی با ایرانیان دارد، سخنی جعلی و ساختگی است و مخالف قرآن، سنت معصومین و منابع تاریخی است.

کتابنامه:

1) ابن سعد؛ الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، 1374.
2) ابن عبد آلبر؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412.
3) ابن عبد آلبر؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412.
4) ابن قتیبه؛ المعارف، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، 1992.
5) ابن خلدون، عبدالرحمن؛ العبر، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، 1363.
6) البرقی، احمد بن محمد بن خالد؛ المحاسن،‌ قم،‌ دار الکتب الاسلامیه، بی تا.
7) بلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417.
8) بلاذری، احمد بن یحیی؛ فتوح البلدان، ترجمه: محمد توکل، تهران، نقره، چاپ اول، 1337.
9) شیخ صدوق؛ الامالی، قم، مؤسسه البعثه، چاپ اول، 1417.
10) طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، چاپ دوم، بی تا.
11) طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج، مشهد، مرتضی، چاپ اول، 1403.
12) طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، 1375.
13) مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403.
14) مقدسی، مطهر بن طاهر؛ البدء و التاریخ، ترجمه: محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چاپ اول، 1374.
15) نمازی، شیخ علی؛ مستدرک سفینة البحار، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1419.
16) همدانی، ابن فقیه؛ البلدان، ترجمه: ح. مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1349.
17) یعقوبی، ابن واضح؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی تا.

پی نوشت:

[1]. تاریخ الطبری، ج 5، ص 2117-2118.
[2]. فتوح البلدان، ص 469
[3]. المعارف، ص 568
[4]. البدء و التاریخ، ج 2، ص 868
[5]. البلدان (ابن فقیه همدانی)، ص 152و 153
[6]. العبر، ج 1، ص 569
[7]. وفات ابن خلدون در سال 808 ه.ق یعنی در ابتدای قرن نهم هجری قمری بوده است.
[8]. نویسنده بی اطلاع (و شاید مغرض) گمان کرده که مقصود از ابی عبدالله، امام حسين (ع) است؛ در حالی‌که در منابع حدیثی و رجالی، هرجا گفته می‌شود «قال ابو عبدالله، سمعت من ابی عبدالله و...» مقصود امام صادق (ع) است.
[9]. الاحتجاج، ج 2، ص 477
[10]. المحاسن، ج 1، ص 221 و المعجم الکبیر، ج 12، ص 244 و بحار الانوار، ج 2، ص 242
[11]. بحار الانوار، ج 2، ص 227 و الامالی (شیخ صدوق)، ص 449 و تاریخ الیعقوبی، ج2،ص 374
[12]. الطبقات الکبری، ج 5، ص 52 و الاستیعاب، ج 1، ص 392 و انساب الاشراف، ج 1، ص 404
[13]. تاریخ الطبری، ج 5، ص 1970
[14]. تاریخ الیعقوبی،‌ ج 2، ص 56 و العبر، ج 1، ص 546
[15]. مستدرک سفینة البحار، ج 7، ص 107
[16]. بحار الانوار، ج 64، ص 176
[17]. مناقب، ج 3، ص 207-208 و بحار الانوار، ج 45، ص 320
[18]. معانی الاخبار، ص 403
[19]. همان.
[20]. بحار الانوار، ج 64، ص 176

منبع: پژوهشکده باقرالعلوم

برچسب‌ها: 
بازنشر

دیدگاه‌ها

اجرتون با امام زمان

با سلام به دوست عزیز با توجه به مطلبی که شما نوشتید، لازم است از سخنان مخالفان خود نیز فیشی در تایید سخنانتان بیاورید چرا که تمام فیش هایی که شما تهیه کردید مربوط به موافقان شما است یا حد اقل نزدیک به موافق، در نتیجه از اعتبار مطلب شما می کاهد، لذا برای اینکه خصم شما نیز اقناع شود لازم است از فیشهای مستشرقینی که در این زمینه اطلاعات کافی دارند و توی آثارشون به انصاف مشهور هستند نیز استفاده کنید تا مخاطب قانع شود. با تشکر

سلام و عرض ادب، نگاه مستشرقین در این مورد جایگاهی ندارد.

سلام نظر مورخین اسلامی و غیر اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد چرا که مورخ مسلمان اسلام را قبول دارد پس خود بخود این باور را میتواند برای خواننده بوجود آورد که مورخان مسلمان برای آنچه ضد اسلام میدانند فیلتر انجام داده باشند اما اگر مورخان غیر مسلمان هم در کتب خود همسو با مورخان مسلمان نوشته باشند جای بحث نمی ماند در غیر اینصورت شما بفرمایید از کجا بدانیم مورخان مسلمان برای آنچه به ضرر اسلام میدانند فیلتر انجام نداده باشند؟

واقعا جای تاسف داره که اوطلاعات دروغ رو به مردم میدین.در فتح گرگان فقط 60 هزار انسان گردن زده شدن.

1. مقاله با سند هست. اون وقت بقیه دروغگو هستن و تویی که همینجوری حرف میزنی راستگو ؟! 2. در فتح گرگان کل لشکر عرب چند نفر بود ؟! جواب بده

شمایی که به تاریخ طبری استناد میکنی چرا این قسمت کتاب طبری را نمی نویسی؟ طبری می نویسد سعید ابن عاص لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و کافر شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر تمیشه بود که به سختی با سپاه اعراب نبرد کرد . سعید عاص شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار (امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه سعید ابن عاص مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر - عبدالله پسر عباس - عبدالله پسر زیبر - حسن ابن علی ( امام حسن ) - حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اعراب قرار داشتند . ( تاریخ طبری) پس غیر از ابن خلدون کس دیگری هم نوشته. ضمن اینکه اگه قرار باشه احادیث با قرآن مورد سنجش قرار بگیره 99/9 % از احادیث فعلی را باید باطل دانست. منجمله وجود شخصی بنام مهدی موعود!!!

سلام گرامي، لطفا مقاله را بخوانید. این مقاله پاسخی به گفتار شماست. وجود مهدی موعود اگر خلاق قرآن بود، شیعه و سنی بر آن اجماع نمیکردند. سنت عِدل قرآن است. مطالعه بفرماید.

ببینید بخش بزرگی از زندگی امام حسین (ع) و امام حسن (ع) چندان روشن نیست یعنی از دوران جوانی تا مثلاً سن 50 سالگی و خیلی بدان پرداخته نشده ما فقط چیزی که خیلی برایمان گفته شده قیام کربلا است و دعوت امام حسین به کوفه ، در آن 30 سال امام چه میکردن ، بالاخره ایشان در آن 30 سال که مصادف با فتوحات اعراب مسلمان بوده حتما شرکت داشته ولی اینکه چه اقداماتی داشته اند چندان مشخص نیست چیزی که مشخص است اینست که ما ایشان را به عنوان شهید کربلا میشناسیم حالا یا در کشتن اجداد ما دست داشته یا نداشته . اینها ابهامات تاریخ است.

گرامي؛ آنچه گفتيد حتي يك سند (جلد و صفحه) برايش ارائه نكرديد. هر كس ميتواند مدعي شود كه شما (سيامك) و پدرتان جزو لشكر خفاش شب و عامل قتل و ترور و خونريزي هستيد (به همين راحتي). حال ميتوان بدون وجود يك سند روشن شما را محاكمه كرد ؟ اگر كسي بر اساس همين اتهام شما را محكوم كند، منطقي است؟ اگر منطقي نيست پس بهتر است كه خود شما نيز به چنين روش منطقي دست اندازي نكنيد. لطفاً سند ارائه كنيد.

کوروش پرستان بدانند که همزمان با فتح مکه توسط پیامبر سپاهی از ایرانیان در حال بازگشت از یمن بودند و مسیر کاروانرو مکه را ب عنوان مسیربرگشت انتخاب کرده بودند. در توقف مکه با اسلام آشنا شدند و ایمان آوردند و پس از بازگشت به ایران شروع به تبلیغ کردند و نهایتا همه ایرانیان ایمان آوردند و هیگاه اعراب به داخل خاک ایران پای ننهادند. هیچ زن ایرانی بعنوان کنیز و هیچ مرد ایرانی بعنوان برده و موالی به عربستان نرفت. خون هیچ ایرانی روی زمین ریخته نشد و آیات جهاد و شهادت در باب مبارزه با نفس اماره هستند .

جل الخالق!!! دیگه این مدلی رو نشنیده بودیم. یکی از این بر بام می افتد و گروهی از آن بر بام می افتند؟

سند ندارین نظر ندین

با سلام بهتون پیشنهاد میکنم کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب رو مطالعه کنید و بعد قضاوت کنید با تشکر

http://www.adyannet.com/fa/news/13351 و http://www.adyannet.com/fa/news/12856 (دفاع زرینکوب از اسلام در دو قرن سکوت)

آقا این آخوند ها روز روشن همه چیز رو انکار میکنن و جعل تحریف حالا میخواید در مورد تاریخ چن هزار سال پیش تحریف نکنن اولا آقای نویسنده خجالت بکش حداقل به همون دینت یکم اعتقاد داشته باش و دروغ نگو تاریخ طبری به عنوان بزرگترین کتاب تاریخی که قبولش دارید به صراحت ميگه این دوستمون هم زحمت کشید و مطالب رو گذاشتن که دروغ گو رسوا بشه در ضمن حسین که میگی منصبی نداشته حسین و حسن نوه های پیامبر بودن و اون نامه تاریخی رو حسین مینویسه برای پادشاه ری در ضمن هر دو این ها فرمانروایی قسمتی از نفرات رو داشتن و فرماندهی کل رو سعید بن عاص داشته در ضمن توی اون جنگ طبرستان که معروف هم هست حدود شصت هزار نفر ایرانی رو کشتن ایشالا روزی میرسه که مردم میفهمن عرب ها چه بلایی به سرشون آوردن در ضمن شما که میگید ایرانی ها اسلام رو با جان دل پذیرفتن نه این جوری نبوده چهارتا راه اعراب گذاشتن یکی اینکه مسلمان شن با گفتن شهادتین یا کشته بشن یا جزیه بدن یعنی برای زندگی در کشور خودشون باج بدن یا کوچ کنن و برن حای دیگه یعنی وطنشون رو ول کنن پس به زور پذیرفتن نه با رضایت راهی نداشتن جز پذیرش در ضمن تو اگه یکم غیرت ملی داشتی به جای دفاع از یه مشت عرب ملخ خور جنایت های که سر ایران و ایرانی کردن رو مینوشتی بدبختی ایران دقیقا از زمانی شروع شد که اسلام اومد و وارد این مملکت شد الان جهان رو نگاه کنید به جز کشور های مسلمان کدوم نقطه جنگ و خونریزی و قتل غارت هست

بسم الله الرحمن الرحيم... حامد گرامي؛ درباره IP شما چيزي نميگوييم و چشمان خود را مي‌بنديم. فرض را بر اين ميگيريم كه شما در پي آموختن هستيد و لذا نكاتي را به عرض ميرسانيم. 1. در مقاله اي كه مشاهده كرديد (و اگر خوانده باشيد) حرفي از آخوندها نيست. لذا ابتداي كلام شما نشانگر اين است كه در پي لجبازي هستيد. وگرنه يك بحث غير مرتبط را پيش نميكشيد. 2. شما كه مدعي تاريخ حقيقي هستيد، اي كاش تنها باي يك بار هم كه شده در كامنت خود سندي ارائه ميكرديد. در همه اين نگاره شما يك سند و مدرك تاريخي و پژوهشي هم معرفي نشده است. 3. گفتيد تاريخ طبري بزرگترین کتاب تاریخی است! به راستي آيا طبري خود چنين اعترافي كرده است؟ او در مقدمه كتابش ميگويد كه من فقط اخبار را گرد آوردم و بر صحت آن امضايي ندارم. او خود نيز بر صحت گفته هايش اعتقادي نداشت. شما بر چه اساسي كتاب او را بزرگترين كتاب تاريخي ميدانيد؟ و بدتر اينكه انتظار داريد ما حرف شما (برداشت بي اساس شما را) تماماً قبول داشته باشيم. 4. در همان قضيه حضور حسنين، طبري به صراحت ميگويد كه ابن مجاهد (جاسوس درباري و دشمن اهل بيت) بر اين حضور نظر داده است. شما كه ادعاي تاريخ پژوهي داريد چرا اين سخن طبري را ناديده گرفتيد؟ آيا اين رفتار شما جعل تاريخ و دروغگويي نيست ؟ پس حيا كنيد. 5. سند نامه نوشتن امام حسين براي پادشاه ري (؟) كجاست؟ چرا بي سند سخن ميگوييد؟ 6. لازم است مردم بدانند كه ساسانيان چه بلايي بر سر نياكانشان آوردند. و ما اين را افشا ميكنيم و در هر مقاله اي اسناد فراواني ارائه كرده و ميكنيم. و عصبانيت شما نيز از همين است. 7. امروزه حتي پژوهشگران زرتشتي ساكن در انگليس هم پذيرفتند كه تغيير دين اكثر ايرانيان از زرتشتيگري به اسلام، از روي اختيار و به خاطر نامعقول بودن دين زرتشتي بود. انكار شما به چه علت است؟ اگر در اين زمينه مطالعه كافي نداريد بگوييد تا اسناد ارائه شود. 8. كسي از قوميت خاصي دفاع نميكند. هدف ما دفاع از عقيده است. و از ديد ما فرقي بين عرب و ترك و آريايي و ... نيست. چون تنها نژادپرستان هستند كه بين قوميتها تفاوت قائل ميشوند. 9. برخلاف نظر شما بزرگترين دانشمندان جهان معتقدند كه ورود اسلام به ايران سبب شكسته شدن نظام طبقاتي شد و به همين علت 99 درصد دانشمندان ايراني مربوط به عصر اسلامي هستند. 10. بزرگترين جنگهاي جهاني بدون دخالت مسلمانان آغاز و به اوج رسيد. امروزه نيز در جنگهاي خاورميانه اكثراً غربيها متجاوز هستند و مسلمانان مورد تجاوز و تعدّي غربيها هستند. (با اين وجود شما اسلام را مقصر ميدانيد. متجاوزين را بيگناه جلوه ميدهيد و تقصيرات را به گردن مسلماناني مياندازيد كه هر روز در حال كشته شدن هستند). حتي گروه هاي افراطي نيز از غربي ها دستور و تسليجات ميگيرند و تنها افرادي كه خود را به نديدن ميزنند چنين اموري را نميبينند..... موفق باشيد.

سلام ۰ ام حرفای شما درست الان متجاوز چه کسی هس عرب یا ایرانی ها متجاوز اعراب هستن ۰ جنایت به نظر شما چیه ؟ ناموس مردم رو به بردگی گرفتن ۰ ثروتشان رو به غارت بردن ۰دیگه چیکار میکردن که نکردن اقای تاریخ دان ۰ اگه اسلام خمس بردن ناموس مردم ایران بوده که واقعا در هیچ دینی طرف ناموس مردم رو به بردگی و زور نمیبره ۰ حالا اعراب که تا قبل اسلام خزندگان غذای انان بوده متمدن شدن و به ایرانی که مرکز تمدن و دانش دنیا بوده حمله کردن تا نجات دهنده بشریت باشن ۰ خنده داره ۰ واقعا که من تاریخ طبری رو هم قبول ندارم ولی این از روز روشن تر هس که در زمان خلافت امام علی هم لشکز کشی ها به شهر های ایران ادامه داشتهو

متجاوز روشن است، برای من بسیار عجیب است که شما متجاوز رو نمی بینید؟ متجاوز موبدان، اشراف و حاکمان ستمگر ساسانی هستند که مردم خود را به ضعف کشاندند. نوای روح بخش اسلام حقیقی بود که ایرانیان را از جهالت مدرن نجات داد. جهالت گاهی در قالب عصر اعراب پیش از اسلام است و اما بیشتر در قالب مدرن و خوش آب و رنگ خود را نشان می دهد؛ همانند دوران ساسانیان. از جهاتی صد رحمت به اعراب جاهلی که از ندانستن و نداشتن خزندگان می خوردند؛ اما دولت ساسانی و موبدان که دانسته مردم را استحمار کردند را چه باید کرد؟ عدالت و رفتار کریمانه اهل بیت روش تر از آفتاب است. عینک سیاه تعصب و خود استحماری را باید از چشم برداشت.

احسنت مشكل ايرانيا اينه كه چون اجدادشون جاهل بودن اونا هم ميخوان.جاهل باشن صد رحمت به عربا نه به عجمي كه با محارم خودش ازدواج ميكرد

دمت گرم .

من یه سوال دارم مگه نمیگید علی و حسن و حسین معصوم بودن و امام چرا توی جنایت ها و تجاوز عمر و دارو دسته اش به عمر کمک کردن خوده علی بهش مشورت میداد حسن و حسین که تو جنگ علنا بودن و شرکت داشتن چرا ایران که به اعراب حمله نکرد اون ها حمله کردن به ایران اگه علی و حسن و حسین واقعا امام و معصوم بودن باید جلو ظلم میستادن نه اینکه برن و کمکش کنن نه آقا اون ها م عرب بودن و با ایرانی دشمن برو یه نگاهی به غنیمت های جنگی که اعراب میگرفتن نگاه کن زن و بچه ها رو به کنیزی و برده داری میگرفتن کتاب خونه ها رو آتیش زدن و به زور شمشیر اسلام پیاده کردن اما آفتاب پشت ابر نمیمونه روزی میرسه مردم ایران میفهمن چه بلایی سرشون اومده و عرب و هر چی عرب صفت و عرب پرست هست رو از این مملکت میندازن بیرون زنده باد ایران و ایرانی واقعی

بسم الله الرحمن الرحيم... من يك سؤال از شما دارم. سند شما مبني بر اين همه ادعاهاي دروغ (از جمله حضور حسنين در فتوحات) چيست ؟ اينكه برداشتهاي شخصي خود را به زور به ديگران تحميل كنيد و حاضر نيستيد كه حتي يك سند ارائه كنيد، نشانه چيست؟ جز ضعف شما در تاريخ پژوهي ؟ علاوه بر اين شعارهاي نژادپرستانه شما در پايان كامنت خود نشانگر سطح معلومات شماست.

عرب ها بارها دشمنی خود رابا ایرانیان نشان دادند.. هرچه باشد عرب مرا دشمن است.... بداندیش وبدخو اهریمن است.

گرامي پاسخ مفصل به سخن شما در اينجا آمده است. لطفاً مطالعه بفرماييد: http://www.adyannet.com/news/16696

اوّل ایرانی ها بودند که آتش جنگ را شعله ور کردند! خسرو پرویز حاکم یمن را برای ترور پیامبر فرستاد! همچنین ساسانیان از پیامبران دروغین در عربستان (که می خواستند شأن و مقامی همچون پیامبر(ص) به دست آورند) حمایت می کردند. پس ساسانیان آغازگر جنگ بودند.

لطفا اگر مطالعه دارید کتاب سلیم بن قیس عامری هلالی را که معروف به الفبای شیعه و قدیمی ترین کتاب شیعه است رو مطالعه کنید.بعدش میفهمی حسنین(ع) در جنگ حضور نداشته اند و مشورت مولا به پسر حصیفه فقط در یک مورد بوده.و اون مورد تاکتیک جنگی نبوده و فقط برای حفظ جان خلیفه وقت بوده.که باعث زوال اسلام نشه. پیامبر فرمود یا علی جز منافق تورو دشمن نباشد و جز مومن تورا دوست نباشد.

شما که تو روز روشن تاریخ و جعل میکنی و دروغ میگی دیگه معلوم دنبال چی هستی دست دستمون سیامک که تاریخ طبری رو متنش رو گذاشت تاریخ خودتون مسلمون ها هم هست تازه و رسوا شد دروغ گویی و جعل شما من میدونم نظر مخالف رو نمیزارید اما اسلام سرتاسر زور و اجبار خشونت هست محمد ميگه بهشت زیر سایه شمشیر هاس این منطق اسلامه شمشیر الانم داریم می بینیم همین داعش و این افراطی ها همون شاگرد های مکتب اسلام هستن اما ظلم و جور ابدی نبوده و عمرش به سر میاد تا الان اسلام رو با دروغ و جعل و تحریف و سفسطه و فریب نگه داشتین اما خودتون خودتون رو رسوا میکنید

بسم الله الرحمن الحيم... جناب آرين، آنچه در متن مقاله ميبينيد مستند است. نام اين جعل نيست. جعل، رفتار شماست كه به زور ميخواهيد برداشتهاي غيرمستند خود را به ديگران تحميل كنيد. تغيير IP نيز تأثيري در آنچه پيشتر گفتم ندارد. آنچه جناب سيامك گفتند در سايت هست و همه ميتوانند آن را بخوانند و نقد ما بر سخن ايشان هم روشن است. پس با اين هوچي گري‌ها نميتوانيد جلو رسوايي خود را بگيريد. اگر برداشت شما از اسلام چنين است، پس منتظر بمانيد تا با شما بر اساس همين منطق برخورد شود وگرنه امروز حتي حاميان غربي داعش نيز اقرار كرده اند كه داعش ربطي به اسلام ندارد و با برنامه ريزي غرب و با برداشتهاي سطحي و نادرست از قرآن دست به چنين كاري ميزند. شما و داعش دو بال يك پرنده هستيد. هر دو با برداشت سطحي و نادرست در پي ضربه زدن به اسلام هستيد. داعش چنان ميكند و شما نيز اين چنين اسلام را به باد توهين و تهمت ميگيريد. پس بهتر است از اين رويه دست برداريد چون چنين روشي مطمئناً (همانگونه كه تاامروز نيز چنين شده) عواقب سختي براي شما در بر خواهد داشت. (ضمناً ديديد كه با وجود نامعقول و غيرمنصفانه بودن كامنت شما، باز هم آن را منتشر كرديم).

دروغ گو.چرا تاریخ جعل میکنی حسن و حسین تو جنگ.بودن و اون نامه هم رو خوده حسین نوشته چرا میگی منصب نداشته حسین نوه محمد بوده و همین براش خیلی احترام میاورده تا جایی که فرماندهی قسمتی از نفرات رو داشتن دروغ گو ها همه میدونن اعراب چه جنایت های کردن موقع حمله به ایران و امامان به اصطلاح معصوم شما هم تو این قضیه نقش داشتن و کمک کردن جرات دارید نظرات مخالف رو بذارید دیگه زمان اینکه جعل کنید و تحریف کنید و سفسطه به سر اومده مردم خوب میفهمن چه خبر بوده و آگاهی خوبی دارن هر چند هنوز هم آدم های زیادی میرن به خاطر حسن حسین میزنن تو سرشون اونام یا آگاهی ندارن یا از همون بچگی شنیدن یه چیزای الانم بهش اعتقاد دارن وگرنه اعتقادشون از روی علم و آگاهی و تحقیق نبود من خودم خیلی نسبت به اسلام تعصب داشتم اما از وقتی تحقیق کردم فهمیدم چقدر اشتباه میکردم

بسم الله الرحمن الرحيم... 1. جناب رضا دروغ زشت ترين كاري است كه كه يك انسان ميتواند انجام دهد و از همين روي براي شما متأسفم. لطفاً به سؤالاتم جواب دهيد 2. سند شما مبني بر حضور حسنين (ع) در جنگ چيست؟ لطفاً سند را جعل نكنيد. اگر به طبري استناد ميكنيد، سخنش را كامل بيان كنيد (چون خود طبري ميگويد اينكه حسنين در جنگ طبرستان بودند، سخن ابن مجاهد است كه همه تاريخ پژوهان ميدانند كه او چنين شخصي از درباريان خلفا و از دشمنان اهل بيت بود.). 3. سند شما بر نامه چيست؟ 4. شما ميگوييد اينكه امام حسين نوه پيامبر بود، پس صاحب احترام بود! گويي نميدانيد كه همين امام حسين (ع) توسط پيروان خلفا سر بريده شد! اين چه احترامي است؟ اينكه دختر پيامبر آنگونه مورد هجمه قرار ميگيرد از ديد شما نشانه احترام است؟ و واقعاً شما اهل مطالعه تاريخ هستيد؟ 5. نظرات مخالفين در اين سايت منتشر ميشود. حتي نظرات غيركارشناسانه و غيرمنطقي مانند نظر شما. 6. بنده مانند امروز شما اعتقادي به اسلام نداشتم. اما با تحقيق به اينجا رسيدم و هرچند ديدگاه شما نشانگر ضعف شديد شما در مطالعه تاريخ است، ليكن حاضر به گفتگو در تمام زمينه‌ها هستم. اگر هم با من و امثال من سر لجبازي و كينه داريد، بهتر است اين حقد و عقده را به اهل بيت سرايت ندهيد. چون براي شما عاقبت "دنيايي" و اخروي مناسبي در پي ندارد.

سامان جان تشکر از پاسخ گوییت و انتشار مواضع مخالف.خیلی خوب و اموزنده بود روش پاسخ دهی شما

یه لطفی کن بگو از رو چه منابعی تحقیق کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟اخه محقق چندتا کتاب خوندی.من میگم برو تو این زمینه کتاب سلیم بن قیس بخون که تو اون زمان حضور داشته نه اینکه تاریخ نگارایی واسه چندین صد سال بعد که همه از چند دهن نقل کرده اند.تازه اگر انگلیس تو اون کتابها دست نبرده باشه

ایکاش تحقیق میکردی .ای کاش جای تعصب ،تعقل میکردی. اگه نوه ی پیامبر بوده و دارای احترام،آيا از دختر پیامبر، به پیامبر نزدیکتر بوده؟ که 95 روز بعد از شهادت پیامبر، به شهادت رسید؟ تاریخ نمی خوانید، نمیدانید، و نادانسته، حرفهای صد من یک غازی که از طریق کانالهای تلگرامی و دنیای مجازی دست بدست شده اند رو ،باور میکنید. میگویید :من روزی به اسلام تعصب داشتم. برادر من اسلام دین تعصب نیست، همانگونه که روزی اسلام تعصبی داشتین، الان متعصبانه، نژادپرست شدین و از هر توهینی فروگذار نمیکنین. اگر هزار بار دلیل و سند برای شما ارایه شود،بازهم با تعصب ، مردودش میدانید. اگر خدا را قبول دارید برای خود و ما دعا کنید که مصداق این ایه نشوید :صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم . . . به نظر شما ، اعراب جاهلی که نژاد عرب را برترین نژاد میدانند، یا آلمانهایی که نژاد خود را برتر دیدند و جنگ جهانی به راه انداختند یا اروپاییهایی که به بهانه ی رنگ سیاه آفريقايیان، آنها را به بردگی بردند با شما که نژاد ایرانی را برترین نژاد میبینید، چه فرقی دارند، بین انسانها هیچ برتری وجود ندارد مگر بخاطر داشتن اخلاق نیکو،مردانگی، خداپرستی، ادب ودر کل تعبیری که پیامبر اسلام بکار برده و آن تقوی ست. یعنی هرچه نیکی و انسان بودن، در فرد ،بیشتر باشد، برتر است ،نه رنگ و نژاد و پول و مسند.اگر امید به نابودی اسلام دارید، (نمیخاهم شمارو نا امید کنم) ولی امید واهی یی هست.1400 است که دنبال نابودی اسلام هستند ولی نمیتوانند. تا بحال، با هر کسی که مثل شما فکر میکنند، حرف زدیم، جز زبان تند و توهین و حتی فحش و بدوبیراه نشنیدیم و اینکه ارزوی نابودی مارا داشتین. برای ما چیز تازه ای نیست.. اگر حرفهای شما نسبت به امامان ما صحت داشته باشه، ما چیزی رو از دست ندادیم، چون مانند مسیحیان ،کلیمیان ،زرتشتیان و همه ی کسانی که به خدا و پیامبری معتقد بودند ،ماهم به یک خدا و پیغمبر وجانشینانش اعتقادی داریم و به خودمان اجازه ی اهانت به هیچ دینی رو ندادیم. اما اگر حرفها و اعتقادات شما نسبت به پیامبر اسلام و 12 امام ما صحت نداشته باشه، شما ضرر سنگینی کردین. اگر، فقط اگر یک هزارم درصد احتمال هم بدین که امامان ما، واقعا امام و از جانب خدا باشن، میدونید چه خسارتی برای خود فراهم کردین. پس حداقل ،بخاطر اینکه احتمال داشته باشه که حرفهای شما صحیح نباشه، لااقل، کمی از تعصب خود کم کنید و درست تحقیق کنید، به جان خودم و عزیزانم، از روی دلسوزی این حرف رو به شما وامثال شما میگم، نه اینکه بخوام نظر خودم رو بر شما تحمیل کنم(منطقی هم نیست) : حقیقتاّ دنبال واقعیت باشیم و در مقابل حرف حق ، تعصب رو کنار بگذاریم واز توهین به اعتقادات دیگران پرهیز کنیم.

من فقط خدارودوستدارم بعداز خداهم کوروش بزرگ.

ولی کورش، بت بزرگ معبد بابل را دوست داشت.

من زیاد سر در نمیارم ازین حرفها.اما اینو خوب میدونم اعرابی که مجلس داشتن دانشگاه داشتن موزه و تمام نمادهای تمدن رو داشتن زمانیکه به استان خوزستان حمله کردن به ایرانیهای عرب زبون هم حتی رحم نکردن حالا بیا خودت تصور کن از حجاز 1400 سال پیش چجوری اومدن

همون بهتر که سردر نیاری، اگه سر در میاوردی این حرفارو نمیزدی. سند حرفت رو ارائه کن، کی و کجا خوزستانیارو کشتن؟ سند!

جناب ناشناس ؛ از زمانی که اعراب وارد ایران شدن منطقه ای مثل خوزستان عرب نشین شد نه قبل ورود اعراب به ایران که اعراب بخوان با ورودشون حتی به اعراب خوزستان هم رحم نکنن!! ببخشید اما شما که زیاد سر درنمیاری بزار کسانی که سر در میارن نظر بدن...

بزرگوار.منظورش جنگ ایران و عراق هست..شما کامنت بنده خدا رو درست بخون..نمی خواد تاریخ را بخونی

جناب نویسنده,تواریخ 4 گانه,که تاریخ طبری هم جزو اونهاست جزو معتبرترین اسناد موجود-تاکید میکنم,موجود-هستند.بسیاری از احادیث و سیره امامان شما و حتی تاریخ تولد آنها که اعیاد شماست فقط در همین کتابها ذکر شده و اگر اعتبار آنها را زیر سوال ببرید خودتان بیشتر خسارت میبینید.شما عادت دارید که بجای استدلال منطقی یا قبول حقانیت طرف مقابل سندیت اسناد تاریخی را زیر سوال ببرید! عزیز من,اعراب در حمله به ایران جنایات فراوانی را مرتکب شده اند.شهرها را قتل عام و مردم را به بردگی گرفته اند.هم علی و هم حسن و حسین دارای کنیزان ایرانی بوده اند و مادران برخی از ائمه بعدی کنیزان ایرانی بوده اند.علی که روزی از گرسنگی سنگ بر شکم میبسته بعد از اشغال ایران از ثروتمندترین مردان تاریخ شده و حسین برای یک شعر به فرزدق شاعر هزار سکه طلا انعام داده! اینها در تمام اسناد تاریخی آمده اند.شهر استخر چرا با خاک یکسان شد؟ مگر زیاد ابن ابیه والی منصوب علی بر استان فارس نبود؟ مگر پسر خون آشامش جانشین او نبود؟ مگر همین جنایتکار جنگی به فرمان علی شورش مردم فارس را در سیل خون غرق نکرد و استخر برای همیشه متروکه نشد؟ مگر فی و سهم بیت المال بخاطر شرکت در "جهاد" داده نمیشد و مگر حسن و حسین بالاترین سهم را بخاطر همین سابقه از معاویه نمیگرفتند؟ منکرید؟! قتل عام مردم گرگان را,تیسفون,خراسان,رامهرمز و هزار جای دیگر را منکرید؟ عربی سازی دل ایرانشهر و تبدیل آن به "عراق عرب" را منکرید؟! خاموش کردن آتشهای مقدس,ویران کردن آتشکده ها,گردن زدن موبدان و سوزاندن کتابها را منکرید؟ تحمیل دین اسلام بر مردم ایران را منکرید؟ به راه انداختن جنگ شیعه-سنی میان ایرانیان را منکرید؟ از میان رفتن موقعیت ممتاز ایران در جهان بعد از مسلمان کردن اجباری ایران را منکرید؟! شما واقعا چه چیزی را انکار میکنید؟! یک کلمه بگویید کردیم و خوب کردیم یا کردیم ولی اشتباه کردیم!اگر ابوبکر و عمر و علی و حسن و حسین امروز زنده بودند جایشان در دادگاه جنایتکاران جنگی لاهه بود. انکار وقایع تاریخی چیزی جز اعتراف به شکست نیست و تهدید طرف مقابل(به رخ کشیدن IP طرف) نشان بدتری است.و چنین به نظر می آید که شما بیشتر در صدد قانع کردن خودتان هستید تا مخاطبی که برایش مقاله نوشته اید!

بسم الله الرحمن الرحيم ، جناب هوشنگ، نقدي بر گفتار شما در چندين بند ارائه ميكنم. 1. اينكه تاريخ طبري جزو معتبرترين اسناد موجود هستند، بر اساس كدام دليل است؟ براي شيعه يا سني؟ دليل شما چيست؟ 2. فرموديد سيره امامان و حتي تاريخ تولد آنان "فقط" در همين كتابهاي تاريخ طبري نقل شده است. سؤال: سند شما براي اين حرف چيست؟ همچنين آيا تابحال كتابهاي شيخ مفيد (از جمله الارشاد) را مطالعه كرديد؟ چون مهمترين منبع زندگي اهل بيت، كتب شيخ مفيد و شيخ طوسي و شيخ كليني و شيخ صدوق است. همچنين اگر اطمينان داريد كه تاريخ تولد اهل بيت را از تاريخ طبري به دست آورده ايم، لطفاً تاريخ تولد امام هادي (ع) را از اين كتاب براي ما بيابيد! 3. آيا خود شما تاريخ طبري را معتبر ميدانيد؟ اگر معتبر ميدانيد كه پس طبري به سخت ترين و شديدترين شكل ممكن از خجالت زرتشت و شاهان ايران باستان درآمده است. آيا طبري را معتبر ميدانيد؟ اگر ميدانيد بفرماييد تا اندكي اين كتاب را مرور كنيم! 4. اگر اعراب در حمله به ايران جنايت (؟!) كردند، خوب ايرانيان نيز در حمله بين النهرين و آسياي ميانه از عصر هخامنشيان گرفته تا ساسانيان و ... هم جنايات فراوان كردند. بهتر است منطقي باشيد. چون با خودخواهي و تكبر كسي به جايي نرسيد. اگر رفتار اعراب بود، رفتار هخامنشيان و ساسانيان هم بدتر از اعراب بود. 5. اينكه ميگوييد مادران برخي ائمه ، كنيزان ايراني بودند (مثل امام سجاد كه مادرش يك كنيز ايراني بود) اين نشانه اين است كه اين كنيزان آنقدر ارزش و جايگاه داشتند كه فرزندشان ميتوانست به بالاترين مقام معنوي و سياسي و مذهبي هم برسد. برخلاف هخامنشيان نژادپرست كه فرزندان كنيزان را جزو آدم محسوب نميكردند. اما در اسلام، هم اين فرزندان (و هم اين مادرانشان كه امّ ولد ناميده ميشود)، داراي حق و حقوق كامل اجتماعي بودند. 6. هم شيعه و هم سني و حتي وهابيون (با آن همه افتضاح فكريشان) اما اين قدر سواد دارند، كه ميگويند: علي (ع) در زمان ابوبكر و عمر و عثمان، با حفر چاه و كشاورزي ميپرداخت و در آن زمان، كسي كه چاه آب داشت، گويي چاه نفت داشت. علي (ع) با كار و تلاش و عرق ريختن به سرمايه رسيد و البته سرمايه خود را خرج فقرا ميكرد. (كدام شخص را سند ميدانيد؟ بگوييد تا از همان شخص براي شما سند بياورم). 7. همان منابع تاريخي كه خود شما قبول داريد، گوياي اين هستند كه زياد بن ابيه بين مردم استخر صلح برقرار كرد و هيچ قتل عامي در زمان حكومت اميرالمومنين عليه مردم استخر انجام نشد. اينقدر راحت فريب رسانه هاي دشمن را خورديد و اينقدر راحت به اميرالمؤمنين توهين كرديد. در اين زمينه واقعاً به دنبال سند بگرديد. تمام اسناد تاريخي دقيقا خلاف سخن شما را گفته اند. در استخر هيچ قتل عامي نشد و زياد بن ابيه ماجرا را با صلح تمام كرد. 8. استخر سالها بعد از حكومت اميرالمومنين متروكه شد. نه در زمان حضرت علي (ع). استخر تا قرن 4 هجري يعني 400 سال بعد از حضرت علي هم محل سكونت و آبادي بود. پس از آن متروكه شد. برادر عزيزم به حضرت علي تهمت زديد. چرا ؟ 9. امام حسن و امام حسين كه حكومت حق راستينشان بود، از معاويه سهم ميگرفتند (بعد از صلح امام حسن) و آن پول خرج شيعيان نيازمند ميشد. آن پول و بيشتر از آن حق اهل بيت بود. كه با نحق غصب شده بود. امام اينكه گفتيد «مگر سهم بیت المال بخاطر شرکت در "جهاد" داده نميشد؟» پاسخ منفي است. سهم بيت المال به همه داده ميشود، حتي اگر در جهاد نبوده باشند. 10. دل ايرانشهر هيچگاه عراق عرب ناميده نشد. بلكه عراق عجم ناميده ميشد. و اين عربي سازي نيست. 11. براي سوزاندن كتابها و گردن زدن موبدان و تخريب آتشكده ها سند بياوريد. چون آتشكده هاي بسياري تا قرنها پس از حمله عرب همچنان وجود داشت و حتي موبداني در دربار خلفا و حاكمان آمد و شد داشتند. كتابسوزي هم به گفته دكتر زرينكوب، سند صحيح ندارد. اينها را منكريد؟ 12. امروزه ديگر اسلام اجباري ايرانيان، طرفداري در محافل آكمادميك ندارد. امروزه تاريخنگاران زرتشتي و غربي و... هم معتقدند كه اكثر ايرانيان با اختيار مسلمان شدند. اگر تمايل داريد، اسناد كامل ارائه شود. 13. ممتازترين جايگاه ايران در عرصه خدمت به بشريت مربوط به قرن 5-7 و قرن 9-10 هجري است. كه بيشترين دانشمندان تاريخ ايران در همين فاصله بودند. آيا انكار ميكنيد؟ كل تاريخ هخامنشيان و ساسانيان را بگرديد، به اندازه 1 درصد تاريخ عصر اسلامي، توليدات علمي مي‌يابيد؟ اين ضعف را انكار ميكنيد؟ 14. جايگاه امام علي (ع)، امام حسين (ع) و اهل بيت در قلب مردم ايران است و شما تحمل اين حقيقت را نداريد. هنوز 30 سال هم نگذشته كه جوانان اين مرزو بوم با عشق به اهل بيت به دفاع از شرف و انسانيت و ناموس خود پرداختند. جاي اهل بيت ، در قلب جواناني است كه براي اين كشور خون داند. حتي آن شهيد زرتشتي هم كه براي دفاع از اين كشور قدم برميدارد، به گفته مادر، شفاگرفته امام حسين (ع) است. شما حتي براي تشخيص انسانيت افراد، دست به دامان جنايتكاران غربي هستيد و دادگاه لاهه (كه پاتوق خائنين و خونخواران صهيونيست است) را ملاك داوري ميدانيد. چگونه به خود اجازه ميدهيد درباره محبت ايرانيان به اهل بيت قضاوت كنيد؟ 15. انکار وقایع تاریخی چیزی جز اعتراف به شکست نیست. بهتر است از اين همه تهمت و داوري غيرمنصفانه خودداري كنيد. چون در دنيا و آخرت بايد پاسخو باشيد. 16. در پايان اگر معتقديد كه اسلام بد است، پس جايگزين معرفي كنيد.

اگر اسلام را چه به اجبار و چه ب راضی پزیرفتیم چرا با امدن اسلام بجای پیشرفت پسرفت کردیم. چرا کشورهای اورپایی نه اسلامی دارن و نه اعتقاد عمیقی ولی زندگی راحتی دارندولی ما مسلمانا همچنان از زمان پیامبران تا به الان باهم درحال جنگ و خونریزی هستیم

مطمئنم هستم که سطح مطالعات شما بسیار پایین بوده و از شبکه‌های اجتماعی فراتر نمی‌رود. لطفا یک مورد مثال بزنید که ایران در عصر اسلامی پسرفت کرده باشد.

اعتقاد رو نمی توان به روز به فردی داد. پس رفت رو ازکجا می فرمایید؟ کشورهای اروپایی چه ربطی به ایران دارند؟ دین مسحیت در اروپا در عهد رنسانس چه ربطی به اسلام دارد! آمار بی دینان که مایه آبروریزی است.

دوست عزیز مهدی . چطور از ملتی که در جنگ هست (هشت سال دفاع مقدس) انتظار دارید پیشرفت کند ؟! و اینکه ایا این جنگ ما راه انداختیم ؟! یا صدام با حمایت امریکا و کشورهای غربی مثل انگلیس به ایران حمله کرد ؟! پس نتیجه میگیریم این ما نیستیم که کفار به سردستگی امریکا نمیگزارند ما پیشرفت کنیم . و یک نکته مهم دیگر هم این هست که اسلام واقعی با حرف فرقش از زمین تا اسمان هست . عرب های عربستان هم میگویند مسلمان هستیم و هزار جنایت میکنند . خیلی از مسئولین ما هم اسلام واقعی را اجرا نمیکنند یعنی به طور واضح تر مسلمون نیستند به غیر از در زبان گفتند

آقا سامان حرفهای منو زدین اینا فقط از تاریخ طبری اونجور که دوست دارن بپذیرنو قبول دارن اهل منطق نیستن دشمنی با اسلام دارن داعش و همه ی اشتباهاتو که ضد دین پیغمبررو اسلام میدونن جالبه تاریخ طبری رو از کتب اسمونی هم بیشتر قبول دارن فقط تو حرفهای مورد دلخواه خودشون که فراموش نکنیم اهل بیت دشمن مغرض از همون اول زیاد داشتن بعدشم اونیکه میگه امام حسین نامه نوشته آخه بی مغز امام حسین اون موقع چیکاره بود امام حسینی که تو دوره ی امامت پدر و برادرش هیچ موقع جلوتر از اونا نبود تحت ولایت پدر و برادرش بود وتو سایه قرار داشت اونوقت درسن کم که حکومت دست شخص دیگه هستش پدرش بزرگ خاندان واولاد پیغمبر خانه نشین شده واز حق خودش دورش کردن اونوقت امام حسین بیاد نامه بده خدا عقلتون بده بعد میگید احترام معنی احترام به امام حسین نوه ی پیامبر و کمتر از 50سال بعد پیامبر دیدیم خدا همه رو هدایت کنه و عقل و انصاف و منطق بهتون بده با این رویه با اعراب جاهلی از دشمنان اهل بیت محشور میشید حداقل یه ذره به احترام شهدای دفاع مقدس که باتموم وجود عاشق اهل بیت بودن احترام بذارید رعایت کنید هی میگن زور اقا زورم بوده همون اول بوده 1400سال گذشته بعد میدونم امثال شما نیت و هدف خیری ندارین درست شین یذره

احادیثی هستن که با قرآن جور درنیان ولی نه 99% از جمله امام زمان کجا ضد قرآنه

در تعجبم چگونه بعضیها این همه به نظام برده‌داری در چند قرن پیش اشکال وارد می‌کنند و ژست روشن‌فکری می گیرند اما خودشان ابتدایی‌ترین نکته اخلاقی و انسانی را رعایت نمی‌کنند و با غرور و نخوت، افکار نزادپرستانه و خودبرتر بینیشان را ترویج می‌کنند. اگر هیچ انسانی نباید به بردگی گرفته شود همین‌طور هم نباید تحقیر شود و نژادش را پست دانست. ممنون از پاسخهای مستدل شما. موفق باشید

من تصدیق میکنم ممکنه دو امام ما در زمان فتح طبرستان اونجا حضور نداشتن.ولی من مشکلم سخنان برخی ها در مورد درگیری خلیفه چهارم یا همون امیر المونین ما شیعیان با شورش هاست.اگر جواب من رو ندین متاسفانه نامرد عالم هستین .البته من به شریعت و دین خودم شکی ندارم.ولی دروغ گویی شما برام اثبات میشه. 1-این سخن یعنی چه؟:علی سوگند یاد کرد که 4000 تن از این طایفه را خواهم کشت . بلاذری یادآور میشود : راهزنی و غارتگری در زمان خلافت علی به اوج خود میرسد به طوری که به خود نام ( لصوص ) به معنای راهزنان داده بودند . امام علی \\\\\\\"ربعی ابن کاس عنبری\\\\\\\" را با 4000 تن روانه سیستان کرد . 2-بلاذری مینوسید \\\\\\\"اشعث ابن قیس\\\\\\\" آذربایجان را فتح کرد و درب آن شهر را به روی سپاه اعراب گشود . در زمان عثمان وی والی آذربایجان شد و در زمان امام علی هم در سمت خود ابقا شد . او شماری زیادی از خانواده های عرب را روانه آذربایجان کرد تا در آنجا سکنی گزینند . عشایر عرب از بصره و کوفه و شام راهی آذربایجان شدند . به گفته وی عده معدودی از عربان زمینهای عجمان را خریدند . لیکن اکثر عربان برای مصادره کردن زمینهای مجوسان با یکدیگر مسابقه نمودند - یعنی هر گروهی هرچه میتوانست مصادره میکرد . بدین صورت اموال و زمینهای ایرانیان یکی پس از دیگری به تاراج گذاشته شد و امام علی خلیفه وقت با آن مخالفتی ننمود. قیام مردم پارس در زمان امام علی در سال 37 هجری \\\\\\\"سهل ابن حنیف\\\\\\\" که کارگزار علی بود با شورش ایرانیان از آن شهر بیرون رانده شد . سپس در کرمان و خوزستان شورشهای مشابهی صورت گرفت . به گفته طبری : ایرانیان با خوارج همکاری نمودند و بر ضد لشگریان امام علی کوشیدند . در سال 36 نیز کارگزاران علی به کلی از خراسان بیرون رانده شده بودند . زیرا خراسان در کنترل ایرانیان باج گذار قرار داشت . به گفته طبری \\\\\\\"ماهویه سوری\\\\\\\" که شاهنشاه یزدگرد را کشته شده بود برای بستن قراردادی به کوفه به نزد علی رفت . امام علی به جهت خشنودیش از کارش وی را به ریاست شهر مرو گماشت و در نامه ای به ساکنان مرو خواست تا همگان از وی اطاعت کنند . ولی بعدها ماهویه سوری از بیم کشته شدنش توسط مردم به نیشابور گریخت و در همانجا درگذشت . زیرا در نزد ایرانیان آن زمان شاه از فر ایزدی بر خوردار بوده است و کشتن شاه گناهی نابخشودنی به حساب می آمده است . طبری) ) بلاذری در این باره مینویسد : مردم شهر مرو کفر ورزیدند - به عبارتی از سلطه عربان خارج شدند . سپس دروازه های شهر نیشابور را بستند و سپاه اعراب را از انجا بیرون راندن و در نتیجه خراسان به کلی از زیر فتوحات اسلام خارج شد . امام علی که در آن زمان گرفتار جنگهای داخلی بود نتوانست خراسان را دوباره فتح کند . لیکن در سال 38 هجری پس از جنگهای حکمیت علی توانست \\\\\\\" خواهرزاده جعده ابن هبیره مخزونی \\\\\\\" را با سپاهی راهی خراسان نماید تا شورشیان را سرکوب نماید . ولی از آنجا که اکثر سپاه علی درگیر شورشهای خوزستان و پارس و کرمان بودند سپاه او نتوانست موفقیتی کسب کند . طبری اضافه میکند : \\\\\\\"جعده\\\\\\\" به ابر شهر ( نیشابور) رسید و ایرانیان آنجا کافر شده بودند و از دادن خراج خودداری می نمودند . مردم نیشابور مقاومت کردند و سپاه علی بی نتیجه به کوفه بازگشت . طبری مینویسد : بعد از ناکام ماندن خراسان علی \\\\\\\"خلید ابن قره یربوعی\\\\\\\" را روانه خراسان نمود سپاه شهر ها را محاصره کرد و بعد از مدتی شهر به تسلیم گشوده شد و قرارداد باجگذاری بسته شد. بعد از آن مردمان سیستان شوریدند و \\\\\\\"امیر ابن احمر یشکری\\\\\\\" که از قهرمانان عرب بود و کارگزار امام علی هم بود با شورش مردم از شهر بیرون شد و از پرداخت باج سرباز زدند . بلاذری مینویسد به دلیل آنکه فتوحات داخلی ایران ثروتهای بیشتری را نسیب لشگریان اسلام مینمود آنان راضی به دفاع از جنگ های داخلی برضد علی نبودند و بیشتر مایل به گشودن شهرهای ایران بودند . او اضافه میکند : شهر زالک سیستان مردمانش پیمان شکنی کرده بودند . در آن زمان طایفه حسکه در سیستان از فرمانهای سپاه علی سرپیچی کردند . علی سوگند یاد کرد که 4000 تن از این طایفه را خواهم کشت . بلاذری یادآور میشود : راهزنی و غارتگری در زمان خلافت علی به اوج خود میرسد به طوری که به خود نام ( لصوص ) به معنای راهزنان داده بودند . امام علی \\\\\\\"ربعی ابن کاس عنبری\\\\\\\" را با 4000 تن روانه سیستان کرد . در این لشگر \\\\\\\" حصین ابن ابی الحر عنبری \\\\\\\" و \\\\\\\" ثابت ابن ذی احره حمیری\\\\\\\" حضور داشتند هنگامی که سپاه اعراب وارد سیستان شد مردمان حسکه به جنگ برخواستند . در آخر مردمان حسکه کشته شدند و ربعی سیستان را فتح نمود و عده زیادی از ایرانیان اسیر شدند . فیروز یکی از اسیران ایرانی بود که بعدها به شهرت زیادی رسید. طبري درباره بازگشتن عده زيادي از مردم از دين اسلام چنين ميگويد پس از فتوحات گسترده سپاه اعراب و کسب غنایم بسیار برای مردمان عرب عده زیادی از مسیحیان سواحل فارس کفر ورزیدند و گفتند خود مسلمانان با یکدیگر در اختلاف و جنگ هستند . دین ما حداقل باعث خونریزی و ایجاد ناامنی برای ملتهای دیگر نمی شود . پس اسلام را رها کردند و مسیحی شدند. در شورشی که یکی از خوارج به نام \\\\\\\" خریت ناجی \\\\\\\" ( خوارج نهروان ) طراحی نموده بود - عده زیادی از ایرانیان در آن شرکت کرده بودند . گروه خریت ناجی در جنگی بین آنان و نیروهای علی مجبور به عقب نشینی به خوزستان شد مردم شهر که حاضر به پرداخت خراج نبودند به خوارج پیوستند . به گفته طبری \\\\\\\" معقل ابن قیس ریاحی \\\\\\\" به فرمان علی جهت سرکوب ایرانیان خوزی تبار و خوارجی راهی آنجا شدند . در نتیجه 70 تن از خوارج و 300 تن از ایرانیان کشته شدند . سپاه معقل نامه ای به علی نوشت و گفت رامهرمز را شکست دادیم و خوارج و ایرانیان کافر را مانند اقوام \\\\\\\"عاد و ارم\\\\\\\" نابود کردیم . سپس خریت ناجی به سواحل پارس فرار نمود . در آنجا عده از ایرانیان به او پیوستند و کفر ورزیدند . ولی امام علی فرمان کشتار آنان را داد و لشگری بزرگی راهی سواحل شد و در نهایت همگان نابود شدند. سپس یکی از خوارج به نام \\\\\\\"ابومریم سعدی\\\\\\\" که از شخصیتهای اصلی فتوحات ایران بود در کردستان قیام کرد وی با گروهی 400 نفری که 4 نفر آنان عرب بودند و بقیه آنان ایرانی راهی مدائن شدند . مدائن را آنان فتح کردند و راهی کوفه شدند . امام علی لشگری 700 نفری را با فرماندهی \\\\\\\" شریح ابن هانی\\\\\\\" جهت سرکوب آنان بسیج کرد لیکن خوارج که ایرانیان آن را تشکیل میدادند پیروز شدند و شایع شد که شریح کشته شده است . سپس امام علی خود راساً از کوفه راهی جنگ با ایرانیان خوارجی شد . او ضمنا لشگری را با فرماندهی \\\\\\\"جاریه ابن قدامه\\\\\\\" راهی مبارزه با آنان کرد . طبری مینوسید : ابومریم و یارانش کشته شدند و اثری از آنان نماند. طبری مینوسید : چونکه شورش ها در زمان خلافت علی در ایران بسیار شده بود در سال 39 هجری \\\\\\\"زیاد ابن سمیه\\\\\\\" که در بصره به جای عبدالله عباس نشسته بود به فرمان علی جهت سرکوب شورشیان راهی خوزستان و پارس شد طبری میگوید ( مردم را لگد کوب کردند و از ایشان خراج گرفتند .)) در اثر سرکوب شورشیان پارس به دست \\\\\\\"زیاد\\\\\\\" امام علی حاکمیت پارس را طی نامه ای به وی داد . طبری شورش در ایران در زمان علی را بیشتر از هر زمان میداند. بلاذری در باره نحوه برخورد با اسیران ایرانی مینوسید بعد از امام علی معاویه روی کار آمد و سرکوب و فتوحات ادامه داشت . او می نویسد در یکی از جنگها در نواحی خوارزم عربان شمار بسیار زیادی اسیر گرفتند . زمستان و سرما بود . در راه بازگشت رختهای ایرانیان از آنان گرفته و کنده شد .عده کثیری از اسیران از سرما و یخ تلف شدند . پس از تمام فتوحات تنها گیلان و مازندران که طبرستان نامیده میشد در زمان معاویه تن به باجگذاری نداد و شورشی شدند و کفر می وزریدند . بلاذری درباره آنان میگوید : \\\\\\\"جمیع اهل طبرستان حرب بودند\\\\\\\" . در یکی از لشگر کشی اعراب مسلمان به طبرستان به رهبری \\\\\\\"هبیره شیبانی\\\\\\\" 10 هزار جنگجوی مسلمان راهی آنجا شدند . ولی دیلمان راه را در نواحی کوهستانی بر روی لشگر اعراب بست . جنگ درگرفت و 10 هزار نفر لشگریان اسلام کشته شدند به صورتی که حتی یک نفر هم نتوانست به کوفه و شام برگردد . تاریخ نویسان عرب از این واقعه به عنوان یکی از فجیع ترین جنگهای اسلام نام میبردند و مینویسند : مسلمانان کثیری در نبرد با مردمان طبرستان به شهادت رسیدند. 3-:جنگ حضرت علی با خوارج برای باز پس گیری مدائن یعنی چه؟ حقیقته؟دروغه؟

صفحه‌ها