مفاسد شراب از ديدگاه اروپائيان
فقير گويد: روايات در اين باب زياده از آن است كه احصا شود و مفاسد و شرورى كه از شـراب مـسـكـرات مـشـاهـده مـى شـود مـحـتـاج بـه بـيـان نـيـسـت . لهـذا نـقـل شـده كـه در بـسـيـارى از مـمـالك يـوروپ (23) حـكـم سـخـت در مـنـع اسـتـعـمـال مـسـكـرات شـده و از بـعـض جـرائد و روزنـامـه هـاى آنـهـا نـقـل شـده كـه مـعـايـب و مـفـاسـد مسكرات را مفصل نوشته اند كه از جمله فقراتش اين است : بـهـتـريـن مـشـروبـات آب خـالص گوارا است اينكه در بعضى از مملكتها اطباء به مناسبت فـقـدان آب گـوارا و صـاف يـا مـقتضيات هوا كمى از شراب را تجويز مى كنند كه براى رفـع ثـقـليـت آب را بـه آن مـمـزوج كـرده بـخورند به اعتقاد ماها همان آب بهتر است و تا مـرضـى كه مستلزم خوردن شراب است نباشد فايدتى در شرب آن نيست ، تمامى مسكرات بـه وجـود آدمـى مضر است و مردمان فرزانه در باب مضرت مسكرات آنچه گفتنى است به تـفـصيله گفته اند و تصور فائده از مسكرات از نيش عقرب نوش جستن ماند هرگاه زهر را خـاصـيـت تـريـاق حـاصل آيد، از شرب مسكرات نيز سودى چشم داشت توان نمود و هرگاه شخص صافى مشرب از ماهيت آن آگاهى حاصل نمايد اگر هر قطره اش روحى تازه باشد هـر آيـنـه بـه حـكـم صفاى طبيعت از شرب آنها امتناع مى كند، شرابخوار كار امروز را به فردا افكنده و وجه گذاران فردا را نيز امروز خرج مى كند، گذشته از اينكه بسى مفاسد از شـرب آنـهـا بـروز مـى كـند كه سبب بدنامى خانواده نيكنامى گشته خرابى خانمانهاى بـزرگ را نـيـز بار مى آورد. هرگاه به ديده انصاف بنگريم خواهيم ديد كه ظهور پاره اى از عـلل و امـراض مـهلكه از شيوع مسكرات است ؛ زيرا در مملكتهايى كه شراب و سائر مـسـكـرات نـيـسـت و يـا بـه حكم ديانت ممنوع است ، سكنه آن ممالك از بعض امراض ايمن اند سهل است بلكه قوى البنيه و تندرست هم هستند.
بـالجـمـله : از اينگونه مقالات نوشته اند و لكن مقام را گنجايش بيش از اين نيست به همين مقدار اكتفا كرده و به اين چند شعر از اوحدى مراغه اى اصفهانى كلام را ختم مى نماييم :
مى سرخت نمد فروش كند
بنگ سبزت گليم پوش كند
دل سياهى دهند و رخ زردى
بهل اين سرخ و سبز اگر مردى
خوردن آب گرم و سبزه خشك
خون بسوز آيدت چون نافه مشك
بت پرستى ز مى پرستى به
مردن عاقلان ز مستى به
چند گوئى كه باده غم ببرد
دين و دنيا ببين كه هم ببرد
هـشـتـم ـ از ابـوسـهل بلخى روايت شده كه گفت : نوشت مردى خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام و از آن حضرت درخواست كرد كه دعا فرمايد بر والدين او و مادرش از غلات بـود و پـدرش مـؤ مـن بود. توقيع شريف آمد: رحم اللّه والدك و ديگرى نوشت و درخواست كـرد دعـا بـراى والدين خويش و مادرش مؤ منه بود و پدرش ثنوى بود يعنى خدا را دو مى گـفـت و قـائل بـه تـوحيد نبود، توقيع آمد: ( رَحِمَ اللّهُ والِدَتِكَ وَ التّاء منقوُطَة ) ؛ يـعـنـى خـدا رحمت كند والده تو را، و والده را ضبط فرمود كه آخرتش تاء منقوطه است كه به ياء تحتانيه خوانده نشود و ( والديك ) شود.(24)