4 - مقصود از ضعف كيد شيطان چيست ؟

مقصود از ضعف كيد شيطان و كافران كه در آيات قرآن بيان شده ، اين نيست كه وسوسه هاى شيطانى و توطئه هاى كافران مستكبر و مترف در اغوا و اضلال مردم نقشى نداشته هيچ كس در دام مكر و كيد آنان نمى افتد. چرا كه خود قرآن تصريح مى كند:
والّذين كفروا اولياؤ هم الطاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات .(113)
و نيز درباره ى شيطان مى فرمايد:
ولقد اضلّ منكم جبلا كثيرا افلم تكونوا تعقلون .(114)
و درباره ى فرعون مى فرمايد:
واستخفّ قومه فاطاعوه .(115)
پس مقصود، اين است كه وسوسه هاو مكرهاى آنان در اين جهت كه از روشن شدن حقيقت ، جلوگيرى كنند و مانع "تشخيص رشد از گمراهى " شوند، يا پيامبران را از ادامه حركت و تلاش هدايت گرانه خود بازدارند، مؤ منان را از مسير حركت هدايت جويانه خود باز گردانند، ضعيف و بى اثر بوده است . چنان كه در لحظه هاى حساس نبرد حق و باطل ، كه عده و عده اى نيروهاى باطل بر نيروهاى حق ، برترى داشته است ، خداوند با نصرت غيبى خود، كيد شيطان را خنثى و ابتر ساخته است . اينك آياتى از قرآن كريم در تاءييد اين مدعا:
الف ) درباره ى جنگ بدر كه نيروهاى مسلمانان از نظر عده و عده ، قابل قياس با نيروهاى كافران نبود، پس از يادآورى نصرت غيبى خداوند و پيروزى مؤ منين مى فرمايد:
ذلكم و انّ اللّه موهن كيد الكافرين .(116)
ب ) درباره ى سرانجام سرافرازانه ى يوسف و شكست مكر زليخا در آلوده ساختن دامن او مى افزايد:
ذلك ليعلم انّى لم اخنه بالغيب و انّ اللّه لايهدى كيد الخائنين .(117)
ج ) درباره نقشه ى شيطانى نمرود در سوزاندن ابراهيم خليل (عليه السلام ) و اين كه خداوند، آتش را بر او سرد و سلامت گرداند مى فرمايد:
وارادوا به كيدا فجعلناهم الاخسرين .(118)
د) درباره ى كيد فرعون در مبارزه با موسى (عليه السلام ) توسط ساحران مى فرمايد:
فتولّى فرعون فجمع كيده ثمّ اءتى .(119)
آنگاه در جاى ديگر، كيد فرعون را بى اثر دانسته مى فرمايد:
وما كيد فرعون الاّ فى تباب .(120)
ه‍) درباره ى سپاه ابرهه كه قصد ويران كردن كعبه را داشتند مى فرمايد:
الم يجعل كيدهم فى تضليل فاءرسل عليهم طيرا ابابيل .(121)
اصولا اگر گمراه شدن و انحراف افراد از جاده ى توحيد و هدايت ، و كفر و معصيت را نقض قدرت مطلقه ى خدا و غلبه حق بدانيم ، حتى يك مورد آن هم مشكل ساز خواهد بود. زيرا موجب راه يافتن عجز و ضعف در ساحت الهى است .