رسوایی نورعلی تابنده در عید نوروز۹۲

  • ۱۳۹۲/۱/۹ - ۲۱:۲۵

يکي از آفات و  آسيبهاي مهمي که  جريانهاي  فکري و  فرهنگي به  ويژه اديان و شريعت هاي  الهي را  در طول تاريخ  با مشکلات روبرو  ساخته  بدعت و جريانهاي بدعت گذاربوده است .

 بدعت در دين موجب ظهور يک سلسله مسائل جديد به نام مذهب مي گردد و در باورهاي مردم ايجاد ترديد نموده  و فرقه ها و جريانهاي باطل پديدار می شود و  سبب ناکارآمدي و گريز از دين ميگردد.                               

اسلام  به ويژه  مکتب  آسماني اهل بيت  همواره در طول تاريخ  با بدعت و بدعت  گذاري مواجه بوده است.

با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني رضوان ا.. عليه که اسلام  حيات تازه  يافته و فرهنگ  مسيحيي غرب را به چالش  کشاند  تهاجم  دشمنان،  عليه  آموزه ها و فرهنگ اسلام  ناب محمدي  تشديد گرديد.چنانکه  بزرگان دين و علماء  اسلام  خطرهاي بدعتگذاري  را گوشزد  نموده  و بر مبارزه  با آن تاکيد کردند.

امام  علي عليه  السلام درحديثي مي فرمايد: هيچ آفتي مانند بدعت ها, ويرانگر دين و دينداري نيست.{۱}

امام   خميني  (ره)   ميفرمود  :  اگر  بدعتها  در دين  ظاهر شود بر علماء  است  که  دانش خود را آشکار کنند و نگذارند فريب و نيرنگها و دروغهاي بدعت گذاران در دين و مردم اثرکند و باعث انحراف شود .{۲}

متاسفانه فرقه ضاله گنابادیه یا همان دراویش ۱۲۱ بدعت های در دین وارد کردند که تاکنون در هیچ یک از فرقه ها و گروهای ضاله وجود نداشته!

در تاریخ ۸/۱/۱۳۹۲ در جلسه ای که دکتر تابنده با بانوان دراویش داشت, در  طی سخنرانی های خود مطلبی را بیان کرد که بدون شک به تنهایی ناقوس رسوایی گنابادیه را به صدا در می آورد و بار دیگر نقاب از چهره آنها برداشته میشود.

وی اعلام کرد:

با تشرف به من شرف پیدا میکنید و زمانی که با من بیعت کردید گناهانتان به گردن من است و در بیعت, شخصی که بیعت میگیرد از طرف خدا مشخص شده(در اینجا منظور این است که من که از شما بیعت میگیرم از طرف خدا مشخص شدم)و اگر برای تشرف شوهرتان یا پدرتان هم راضی نبود که شما مشرف شوید نیازی به اجازه ندارید چون تشرف شخصی است و به دیگری ربط ندارد حتی پسر بدون اجازه پدر میتواند مشرف شود چون زمانی که پدر فرزند را به دنیا آورد مگر از او اجازه گرفت!{۳}

لازم به ذکر است که بزرگان دراویش گنابادیه هم از اشتباهات و سوتی های جناب تابنده خسته شده اند زیرا به اندازه ای زیاد شده که هر روز از تعداد دراویشی که واقعا به دنبال حقیقت هستند کم میشود  زیرا متوجه میشوند که این فرقه بوی از اسلام واقعی نبرده است.

اقای تابنده اگر احکامی که مراجع تقلید مبنی بر وظائف زن و شوهر است را قبول ندارید حداقل سری به کتب احادیث بزنید و ببینید احادیث ما چه میگوید! سنت ما چه میگوید! قران چه میگویید! مطلبی که شما بیان کردید در کجای اسلام حقیقی یافت میشود؟!

--------------------------------------------------------

منابع:

۱-اصول کافی صفحه ۱۰۳

۲-چهل حدیث صفحه ۱۹

۳-سخنرانی دکتر نورعلی تابنده برای بانوان در تاریخ۸/۱/۱۳۹۲

دیدگاه‌ها

به نظرم الکی با ابروی کسی بازی نکنید

آقا سامان فایل صوتی سخنرانی های دکتر تابنده در سایت مجذوبان نور است لطفا گوش دهید اگر این مسائل در آن وجود نداشت حق با شما است وگرنه شما اشتباه میکنید و بازگو کردن انحراف یگ فرقه منحرف بازی کردن با آبرو نیست تاریخ و جلسات این مطالب دقیقا درج شده شما میتوانید به راحتی تحقیق کنید

چقدر جالب كه ميگيد با ابروي كسي بازي نكنيد!!!! وقتي با فكر جووناي عزيز ما با اين اراجيف بازي ميشه و به به انحراف كشيده ميشن بايد اطلاع رساني بشه حتي واضح تر و بيشتر . آبرو!

خانوم محترم این جوانانی که شما میفرمایید خوشان عقل و شعور دارند و میتونند تصمیم بگیرند به نص صریح قران در دین هیچ اجباری نیست و باز هم به نص صریح قران به هر طرف رو کنی خدا را بینی، پس بهتره که شما غصه ی هدایت و ارشاد بقیه رو نخوری و دنبال راه خودت باشی، زمان برای همه ی ما کوتاه ست،

در مورد کم شدن هر روز دراویش که گفتید.اگه مصداق داشته باشه که شما نیازی به این همه زحمت نمی افتادید.

سلام اگر آقا صالح لطف میکردید و دقیقا بیان میکردید که از کدام شهر هستید بنده طبق آمار دقیق و مستند بیان میکردم که چقدر در شهری که حضور دارید دراویش گنابادیه ریزش کردند با بیان علت و در غیر این صورت حق با حضرتعالی هست! اجمالا به آمار کاهش دراویش گنابادیه چند شهر خواهم پرداخت: ۱-شهر تهران: طبق آمار دقیق دراویش گنابادیه شهر تهران در مدت دو سال ۳۰% کاهش پیدا کرده به طوری که جلساتی که در حسینیه امیرسلیمانی تهران برگزار میشود از جلسات آقای مردانی در شهر کرج کمتر شده است و تاکنون سابقه نداشته جلسات سخنرانی قطب فرقه ای از جلسات شیخ آن قطب کمتر باشد ۲-شهر کرج=طبق آمار دقیق این دراویش گنابادیه شهر کرج طی ۳سال گذشته نسبت به سالهای اخیر ۲۰% کاهش پیدا کرده و برای بیشتر نشدن این پدیده جناب آقای یوسف مردانی دستور داد چند عدد دکتر رایگان به حسینیه اصفهانی های کرج آمده تا با ویزیت رایگان مردم را به سوی این فرقه جذب کنند و از جمله این افراد دکتر رامتین است ۳-شهر شیرار=بعد از فوت آقای ملکی و به روی کار آمدن فرزندشان دراویش گنابادیه شیراز به طور چشمگیری کاهش پیدا کردند به طوری که ۵ سال قبل دراویش خانه های همجوار این حسینیه صالح را به مبلغ ۱۰ ملیلرد تومان خریداری کردند تا فضا را بزرگتر کنند ولی به علت کاهش شدید دراویش این امر متوقف شد و اکنون به پارگینگ تبدیل شده ۴-در شهر فسا و ششده استان فارس محلهای خریداری شده برای ساخت حسینیه و گسترش مکان دراویش به صورت متروکه در آمده و اکنون فقط در ایام محرم برای عزاداری از آن استفاده میکنند دوست عزیز زحمت ما برای بیداری برادرانی است که خود را به خواب زده اند و دوست ندارند بیدار شوند وگرنه اگر کمی دید خود را گسترش دهید بهتر میبینید که جشن ۳ اسفند که به قول فرمایش دکتر تابنده روز درویش است چرا امسال کمرنگتر از سال قبل بود! خوشحال شدم که از این مطلب فقط توانستید نسبت به کم شدن دراویش ایراد بگیرید و در موارد دیگر به خاطر مستند بودن و علمی بودن مطلب نتوانستید خدشه ای بر آن وارد کنید و اگر زمانی هرکدام از مطالب مستند نبود و یا مطابق واقع نبود بنده با جان و دل سر تسلیم فرود می آورم. ممنون از پیامتون چون باعث شد مطلبی تحت عنوان کم شدن دراویش گنابادیه در روزهای آینده در سایت قرار دهم با تشکر از همراهی شما با پایگاه جامع فرق ادیان مذاهب

نمیدونم این همه آمار دقیق رو از کجا آوردید ۲۰ در صد نسبت به کی به چی . یه جوری حرف میزنید انگار با دسته کور ها طرف هستید . این حرف ها رو از کجاتون در میارید؟ خسته نمیشید؟ چراقی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد با دم شیر بازی نکن بچه جان

باسلام و خسته نباشید.کم یا زیاد بودن دراویش,هیچ اهمیتی برای سلسله نداره.جمعیت برای گروهی که بخوان فعالیت سیاسی داشته باشند مهمه.این داستان پزشک حسینیه کرج,اگر هم صحت داشته باشه,مشکلی که نداره?!قطعا کسی با ویزیت رایگان,دین و مذهب خودش تغییر نمیده و اصلا تبلیغات در کار دراویش نیست,چون تبلیغ در امر درویشی,یک کار کاملا بی معنیست!درمورد بیانات دکتر تابنده,ایشون صراحتا میگن که میل قلبی شخص,نیاز به اجازه دیگران نداره!حرفشون منطقیه.یک کم بیشتر در این مورد تحقیق کنید.چه ربطی به بدعت داره?ضمنا دراویش در سالیان اخیر از سمت حکومت تحت فشارند.حسینیه هم موقتا نمیسازند.اینطور هم نیست که هر درویش حتما به حسینیه برود.اکثرا بسته به شرایطشون,نمیتونند بیان.اگر دراویش درحال کاهش هستند,شما چرا نگرانید?اینهمه خرج و تلاش برای چیه?پس بذارید خودشون خود بخود کم بشن,تا زمانیکه منقرض بشن!.شما این آمارهارو از کجا به این دقت میدونین?کار علمی اینجور نیست.اولین رکن در هر کار علمی,بیطرف بودنه.لطفا سعی کنید تا وقتی که به امری مسلط نشدید,نظر و بیانیه ندید.کار شما مثل این میمونه که یک برزیلی به ایران بیاد و از عزاداری حسینی تعجب کنه و مارو مسخره و....بکنه.درحالی که فلسفش رو نمیدونه.پایدار و موفق باشید

میل قلبی نگفت ها؟! گفت تشرف و تشرف اقدامه نه میل

باسلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزیزم خوشحالم که به صورت کاملا منطقی و عقلی صحبت کردید و کاملا مشخص است شخصی تحصیل کرده و دارای سواد علمی و مذهبی هستید. به خود میبالیم که پایگاه فرق ادیان مذاهب مخاطبین فهیمی مثل حضرتعالی دارد. دوست عزیز بر خود لازم دانستم چند نکته را تذکر دهم: صحبت زیبایی کردید و بیان کردید کم یا زیاد بودن برای سلسله مهم نیست بلکه برای گروهی مهم است که فعالیت سیاسی داشته باشد!!!!!!!! سوال بنده این است پس این فعالیت های شدید سیاسی فرقه گنابادیه به چه علت است؟؟؟ چرا دراویش گنابادیه در فتنه ۸۸ حضور پررنگی داشته است؟؟ چرا دکتر تابنده چند سال قبل به صورت رسمی رای دادن دراویش به اقای کروبی را برای دراویش واجب دانست؟؟ چرا بعد از انتخابات دکتر تابنده دیدار با خانواده های دستگیر شده را زیاد کرد؟ چرا مصطفی ازمایش شدیدا در کانال ماهواره فعالیت سیاسی میکند و دقیقا دو روز قبل انتخابات ایران را به تمسخر گرفت؟؟ چرا سایت مجذوبان نور فعالیت شدید سیاسی دارد؟؟ چرا...... دوست عزیز موارد زیادی وجود دارد که ثابت میکند ماهیت دراویش گنابادیه ۱۸۰ درجه تغییر کرده و تبدیل به یک گروه سیاسی شده. با صحبت دوم شما که فرمودید که دراویش تبلیغ انجام نمیدهد کاملا موافقم ولی فقط به صورت لفظی این ادعا رو قبول دارم چون دلیلی ندارد دکتر رامتین و دیگر دکترها دقیقا همان روز و همان ساعتی که دراویش جلسه دارند در کنار حسینیه مریض ببینند!!!!!!!!! مورد بعدی که فرمودید چرا ما نگران هستیم برای بنده سوال شد اگر نگران نبودیم جای نگرانی داشت نه اکنون که نگرانیم. چون کار ما بیداری افراد به صورت کاملا مستند و منطقی و علمی است و بدون شک اگر کسی دنبال راه حقیقی باشد با کمی تحقیق بدون تعصب میفهمد بدعت چیست و بدعتگذار کیست ضمنا بدون شک بر این مسائل مسلط هستیم که بیان میکنیم و پاسخگو هم هستیم و مثالی که حضرتعالی زدید اصلا مناسب نبود چون دقیقا بر این مسلک اگاهی کامل داریم اگر مطالب این پایگاه رو مطالعه کنید متوجه میشوید اخبار به روز و دقیق جلسات این فرقه را هم نقد و بررسی میکنیم. به هر حال تشکر میکنم از اینکه به این پایگاه سر میزنید و آن را مورد نقد و بررسی قرار میدهید

دوست گرامی:حداقل اطلاعات خود را کامل کنید بعد ارائه دهید.بنده اهل شیرازم و دراویش گنابادی را میشناسم و میدانم بعد از رحلت آقای آقا ملکی که شیخ این سلسله بودند در حال حاضر این سلسله در استان فارس شیخ دیگری ندارد وفرزند ایشان آقای مهندس آقا ملکی جانشین پدر نشده ودر حسینییه دراویش گنابادی شیراز تنها آقای آذری اجازه اقامه نماز دارند.لااقل به عنوان یک محقق در جلسات این سلسله شرکت کنید تا اطلاعاتتان درست باشد ضمن اینکه اگر کارتان غیرمغرضانه وصرفا روشنگری است باید منابع هر دو گروه موافق و مخالف رابی طرفانه بررسی کرده آنگاه دست به نقد بزنیدو قضاوت را به عهده خواننده بگذارید.دراویش گنابادی شدیدا به شریعت مصطفوی پایبندند تا جایی که مستحبات را نیز بجای می آورند،دائم الوضو هستند،دایم الذکرند،دست به کار و دل با یارند،چشم از ناپاکی ها به دور دارند و اهل جدل نیستند.عزیز دل همه ادیان آسمانی از آدم تا خاتم دل به یک سو دارند و خدا خود حافظ حقیقت خود است و به عدد انسانها راه برای شناخت گذاشته.پیامبر اسلام پیام آور مهربانی است تا آنجا که زمان فتح مکه خانه بزرگترین دشمن اسلام(ابوسفیان) را مکانی امن چون مسجد الحرام میخواند و قران پیامبر را رحمت اللعالمین میخواند نه رحمت اللمومنین(رحمت برای تمام مخلوقات خدا).بیایید دست از جدل بردارید تا لا اقل دشمنان راه توحید به ریش ما مسلمانان نخندند.

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزيزم آقا سهيل اول بايد تشكر كنم كه مطالب اين پايگاه را مطالعه و نقد و بررسي ميكنيد دوم اينكه بنده خودم شيرازي هستم و بارها براي تحقيق و بررسي به خانقاه دراويش گناباديه شيراز رفتم و حتي چندين بار به خانه آقاي ملكي رفتم و كاملا با شرايط دراويش گناباديه فارس آشنا هستم درباره مطلبي كه فرموديد بايد منابع هر دو گروه را بي طرفانه بررسي كنيم و بعد نقد كنيم كاملا موافق هستم و خوشحال شدم اين پايگاه مخاطبين فهيمي مثل حضرتعالي دارد.فقط بايد خدمت شما عرض كنم تمامي مطالب اين پايگاه مستند است و كاملا علمي است و بعد از بيان مطلب هر فرقه اي آن را نقد ميكنند اگر بيان ميكرديد كدامين مطلب غير مستند و يك طرفه است و بدون آنكه از مطالب طرف مقابل استفاده شود آن را نقد كرديم خوشحال ميشدم زيرا بنده هرچقدر گشتم تا يك مطلبي پيدا كنم كه يك طرفه و بدون ذكر مطلب از كتاب يا سخنراني اين فرقه باشد پيدا نكردم لطفا راهنمايي كنيد؟؟؟!!! چند سوال از حضرتعالي دارم اگر لطف كنيد جواب بديد يا تحقيق كنيد ممنون ميشوم: ۱-چرا با اينكه شيراز مركز استان است و در استان فارس نسبت به ديگر استانها دراويش گناباديه زيادتر است ولي هنوز بعد از مرگ اقاي آقا ملكي شيخ ندارد؟؟؟ ۲-اختلاف آقاي ملكي و آذري بر سر چيست؟؟؟؟ ۳-چرا با وجود جمع آوري امضا از طرف دراويش گناباديه شيراز هنوز آقاي تابنده به شيوخ خود اجازه نداده است به شيراز بروند؟؟؟؟؟ ۴-چرا با وجود اينكه آقاي شريعت و مجذوبي دو شيوخ گناباديه در تهران هستند به آنها اجازه داده نميشود به شيراز بيايند با وجود درخواست شديد دراويش گناباديه شيراز؟؟؟؟ ۵-چرا چندي قبل در كتابفروشي صالح شيراز كه مربوط به گناباديه است درگيري شديد به وجود آمد و كار به جاي رسيد كه هقاي ملكي شخصا ميانجيگري كرد؟؟ لطفا پيگير جواب اين سوالات باشيد بدون شك قضيه برايتان روشن ميشود. اما در مورد اينكه فرموديد دراويش گناباديه شديدا به شريعت مصطفوي پايبند هستند ذكر چند نكته لازم است: ۱-لطفا كتاب خورشيد تابنده را مطالعه كنيد در صفحه ۴۰۵ اين كتاب آمده است كه: يكي از طلاب به شارب رضاعليشاه اعتراض كرد و ايشان فرمودند گذاشتن شارب حرمت ندارد بلكه كراهت دارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بزرگوار خود قطب اعتراف ميكند بر مكروهات پافشاري دارد و با وجود اينكه گذاشتن شارب بلند مكروه است ايشان باز پافشاري دارد!!! مگر خود جناب رضاعليشاه بيان نكرده در شريعت بايد به مراجع رجوع كنند پس چرا........!!!! بزرگوار اين موضوع قطره اي از اقيانوس انحرافات شديد اين فرقه است.شما كه مشخص است اهل تحقيق هستيد كمي وقت بگذاريد و مطالب بخش تصوف اين پايگاه را مطالعه كنيد و تمامي مطالب را بررسي كنيد اگر خلاف واقع بود قبول نكنيد وگرنه قبول كنيد. بازهم از مطالعه و نقد مطالب اين پايگاه توسط شما دوست و برادر عزيزم تشكر ميكنم و بازهم منتظر نقد هاي شما هستيم. باكمال تشكر و قدرداني

خداييش شماها به اعتقادات مردم هم گير ميديد اه

دوست عزیز اقا مهرداد این گیر دادن به اعتقادات نیست بلکه افشاگری گروهی است که به نام اهلبیت مردم را از مکتب اهلبیت دور میکنند

عجب، مگر زمانی که عمار (ع) پسر یاسر (ع) می خواست به دین مبین اسلام مشرف شوند از پدر یا مادر بزرگوارشان که اولین شهدای اسلام هستند اجازه گرفتند. خوبه فیلم محمد رسول الله سالگرد هر بعثت از همین تلوزیون ولایت مدار هر سال و هر سال پخش می شود. نظر مخالف ندیدم احتمالا حذف می شوم.

باسلام.استنادی که به فیلم محمد رسول الله کردید اکثر صوفیه گنابادیه انجام میدهند و جالب اینجاست که این صحبت از بزرگان این فرقه نشعت گرفته!! البته جای تعجب نداره چون فرقه ای که ساختگی باشد و از مکتب اهلبیت دور باشد باید هم به جای استناد به قران و حدیث به فیلم استناد کنه!

ببخشيد من چندتا سوال دارم: اگر اين آقاي تابنده بده و راهش درست نيست پس چرا آزاد هستند و مراسمشان هفته اي دو روز تشكيل ميشه؟ چرا شما عرفان را قبول نداريد؟؟؟ تا جاي كه من ميدانم اينها عارف مسلك هستند و اگه بد بودن دولت اجازه نميداد مراسمشان در شهرها و كشورهاي مختلف برگزار بشه

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزيزم سيد محمد اول بايد تشكر كنم كه مطالب اين پايگاه را به دقت مطالعه ميكنيد و آنها را مورد نقد و بررسي قرار ميدهيد و بدون شك اين پايگاه به خود ميبالد كه مخاطبين فهيمي مثل حضرتعالي دارد. در مورد سوال اولتان بايد عرض كنم كه تشكيل و برگزاري جلسات اين فرقه دليل بر تاييد آنها نيست زيرا متاسفانه اين فرقه با درست كردن جوي در بين مردم خود را شيعيان اهلبيت معرفي كردند و از نام و عشق اين بزرگان سوء استفاده كردند و زمان ميخواهد تا ماهيت اصلي اين فرقه برملا شود تا انشالله روزي فرا رسد كه خود مردم از برگزاري جلسات جلوگيري كنند. قابل ذكر است به علت بصيرت بي نظير مردم ايران روز به روز از تعداد اين افراد كاسته ميشود و بايد ياد آور شوم كه گاهي به خاطر حفظ اسلام و جلوگيري از تفرقه بايد سكوت كرد همانگونه كه حضرت علي (ع) سكوت كرد البته اين موارد در كتب تاريخي و مذهبي زياد مشاهده ميشود در مورد سوال دوم بايد بگويم ما با عرفان مخلف نيستيم بلكه بزرگترين عارفان جهان متعلق به ماست اگر تمامي تاريخ را مشاهده كنيد محال است از امام خميني (ره) عارفتر پيدا كنيد.ما با عرفان ساختگي مخالفيم نه عرفان اهلبيت در اينجا نظرات مراجع تقليد را در باره عرفان بيان ميكنم و از شما ميخواهم اين عرفان را با عرفاني كه سران گناباديه ادعا ميكنند مقايسه كنيد تا پي به شناخت راه و سلوك حقيقي ببريد و بدانيد عرفان حقيقي كدام است آيت الله بهجت: براي شما توصيه ميكنم عمل به دستورات آسماني عرفان واقعي را براي انسان مي نماياند,عرفان حقيقي از التزام كامل به تمامي دستورات شرع مقدس كه اهم دستورات آن ترك معصيت در اعتقاد و عمل است حاصل مي گردد و منحصر به شخص مخصوصی نيست بلكه براي همه مي باشد و اين التزام به عقيده و عمل بايد در همه باشد تا نتيجه دهد آنهم به مراتب.{۱} آيت الله مكارم شيرازي: عرفان همان شناخت خداوند و صفات جمال و جلال اوست و هر كسي به مقدار توان خود و صفاي قلبش ميتواند از آن بهره اي داشته باشد.{۲} آيت الله حسين نوري همداني: عرفان و عارف بر حسب اخبار اهلبيت(عليهم السلام) اختصاص به شيعيان كامل دارد و هر كس كه ولايت اهلبيت را دارد عارف و داراي عرفان است هرچند معرفت مراتبي دارد.{۳} آيت الله جواد تبريزي: هركس ميتواند عارف شود و راه رسيدن به عرفان صحيح تحصيل عقائد صحيح و عمل به وظائف شرعيه و حفظ حضور قلب در عبادت است و كسي كه به اين مرتبه برسد در هر حال متذكر خداوند متعال باشد و در حال عبادت از غير خدا غافل باشد او عارف حقيقي است .{۴} نتيجه: عرفان توجه قلب به خدا و نوعي كامل از خداشناسي است و داراي مراتبي است و حاصل نمي گردد مگر با: ۱-ياد گرفتن مسائل شرعيه فرعيه عمليه از طريق رساله هاي مراجع تقليد. ۲-انجام واجبات ۳-ترك محرمات ۴-تا حد امكان انجام مستحبات و ترك مكروهات ۵-توسل به اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)

با سلام تقاضا دارم این دوستان که از دراویش دفاع میکنن یک ایه قران یا یک روایت از معصوم(ع) بیارن من همین الان اعلام درویشی میکنم سجده به درگاه اقای تنابنده رو با چه استدلال و برهانی می خواهید ثابت کنید که فیلمشم موجود هست نکند که خدایی نکرده جزو ۷۲ فرقه باطله بشیم

امام خميني (ره) ميفرمود : اگر بدعتها در دين ظاهر شود بر علماء است که دانش خود را آشکار کنند ????????????و نگذارند فريب و نيرنگها و دروغهاي بدعت گذاران در دين و مردم اثرکند و باعث انحراف شود امام فرمود دانش خود را آشکار کنید نه فتنه را؟ اگر دانشی دارید آشکار کنید

سلام. ممنون از تذکر زیبا و پرمعنیتان.بدون شک این پایگاه برخود میبالد که مخاطبین فهیمی مثل شما دارد.دوست عزیز اگر منظورتان را واضح تر بیان میکردید خیلی خوشحال میشدیم و مطمئنا از آن به عنوان هرچه بهتر شدن مطالب استفاده میکردیم.فقط یک نکته به شما دوست و برادر عزیزم متذکر میشوم:بیان کردن بدعتهای فرق فتنه نیست بلکه افشاگری هست و مطلبی که دارای سند باشد از لحاظ علمی هیچ ختشه ای نمی توان به آن وارد کرد و تایید صحبت بنده این است که این پایگاه مخاطبین فهیمی مثل شما دارد و به جرات میتوان ادعا کرد اگر مطالب این پایگاه علمی نبود عزیزانی مثل شما به آن مراجعه نمیکردند.به هر حال کمال تشکر و قدردانی از شما دوست عزیز برای مراجعه به این پایگاه و نقد و برسی مطالب آن دارم.

دوست من مگر ما اعتقاد به این نداریم دردین هیچ اجباری نیست .ما دیگرمذاهب اسلام را برادران خود میدانیم(بدون شک)پس اینان که شیعه و۱۲امام معصوم راقبول دارندودرمورد شرکت انان در انتخابات مگر جناب اقای کروبی جزمنتخبین شورای نگهبان نبودن واینان برای مخالفت به ایشان رای دادند به این خاطر باید برچسب شرکت در فتنه به انان بخورد وازسوی دیگر این را نمیتوان بعنوان کارسیاسی دانست زیرا شرکت در انتخابات به گفته رهبر از واجبات است پس از شما خواهش میکنم بدنبال اتحاد وبرادری باشید ونگذارید دشمنان اسلام از تفرقه بین مسلمین خوشنود شوند ماهمه مسلمانیم باهر اعتقادی. شما حتما داستان موسی وشبان را خوانده وشنیده اید پس بگذاریم هرکس از هر راهی که راحت است به خدا برسدمهم این است که اینان نیز مسلمانند وشیعه ومانیز درجایگاهی نیستیم که بگوییم بهشتیندویا....هرکس مسئول اعمال خودش خواهد بودخداوند همه بندگانش را به راه راست هدایت فرماید وتفرقه افکنان رانیز ...امین یارب العالمین

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزیزم آقا شاهین. اول باید تشکر کنم از دقت شما در مطالب و نقد و بررسی مطالب این پایگاه و بدون شک پایگاه جامع فرق ادیان مذاهب بر خود میبالد که مخاطبین فهیمی مثل شما دارد. در مورد سوال اول باید بگویم آیه مباركه [لااكراه فى الدین] حامل دو معنا است: اول اینكه دین قابل اكراه نیست زیرا پذیرش دین با اعتقاد و ایمان است و حصول اعتقاد و ایمان مقدمات خود را مى‏طلبد. اكراه فقط مى‏تواند بر اعمال ظاهرى تأثیر كند اما اعمال قلبى اكراه بردار نیستند. این معنا از آیه یك جمله خبرى است كه از واقعیت اكراه ناپذیرى اعتقاد و ایمان دینى خبر مى‏دهد. دوم اینكه دیگران را نباید به پذیرش دین اكراه كرد. یعنى نباید دیگران را مجبور كرد كه اسلام را بپذیرند. این معنا از آیه، یك جمله انشایى و یك حكم است مبتنى بر معناى اول است. و آیه مباركه شامل هر دو معنا مى‏شود. دلیل این حكم نیز ادامه آیه است كه فرمود: [قد تبین الرشد من الغى] (راه درست از راه انحرافى روشن شده است) پس زمانى كه حق از ناحق بیان شده دیگر نیازى به اكراه وجود ندارد. اما این حكم در نظر ابتدایى با برخى از احكام دیگر مانند جهاد و مجازات‏هاى اسلامى مخالف به نظر مى‏رسد. در مورد مطلب دوم باید عرض کنم که اگر یک تحقیق در مورد تولد تصوف و چگونه به وجود آمدن آن کنید به راحتی متوجه میشوید که در ظاهر مذهب تشیع دارند و به جرات میتوان ادعا کرد که ۹۰ درصد بزرگان این فرقه سنی هستند.تمامی مطالب ذکر شده مستند در همین پایگاه موجود میباشد. اما مسئله سوم:به فرموده امام راحل ملاک حال فعلی افراد است و این دلیل نمیشود که چون اقای کروبی جزو منتخبین یا... بوده تایید صوفیه میشود اگر کمی مطالعات خود را در ارتباط با فتنه ۸۸ بیشتر کنید میفهمید که صوفیه گنابادیه در اغتشساشات حضور داشتند.تمامی مطالب این پایگاه مستند و علمی است پس این کار تفرقه نیست بلکه افشاگری است. در آخر از حضرتعالی کمال تشکر و قدردانی را برای همراهی با این پایگاه داریم و از شما میخواهیم ما را از نظرات خود محروم نکنید

در مورد دراویش شهر فسا، فعالیت ها و ... بیشتر توضیح دهید. تشکر

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزیزم آقا مهدی.ممنون که مطالب پایگاه فرق ادیان مذاهب را مطالعه میکنید.دراویش شهرستان فسا از فرقه صوفیه گنابادیه یا همان صوفیه ۱۲۱ هستند که بزرگ این شهر جناب آقای ستوده است و صوفیه گنابادیه فسا زیر نظر این فرد هستند.جناب اقای ستوده بنا به گفته مریدانش کشاورزی میکند ولی در اصل این موضوع یک حربه برای جذب عوام است زیرا اگر گفته خود آقای ستوده مبنی بر اینکه ایشان از راه کشاورزی زندگی خود را سپری میکند و حرام است که از مریدان پول دریافت کند پس چرا حدودا چند سال است دیگر مشغول نیست؟چرا قطب این فرقه کار نمیکند؟چرا جناب جذبی از عشریه استفاده میکند؟ چرا جناب یوسف مردانی کار نمیکند؟ اقای آذری مخارج خود را از کجا می آورد؟ باید از اقای ستوده سوال کرد که عشریه و نذر مریدان را چکار میکنند؟ فعالیت این فرقه در این شهر جذب رانندگان ماشین های سنگین است که بتوانند بودجه خود را تامین کنند و طبق امار غیر رسمی ۷۰ در صد دراویش این شهر رانندگان ماشین های سنگین است.

ای بابا حداقل برو یه تحقیقی بکن بعد بیا نظر بیخودی بده.. من خودم روزی که برای تشرف رفتم باید رضایت نامه از پدر یا همسر میبردم !!!! این قضیه مال چند ماه پیشه !!!

آقای مدیر محترم سایت با سلام و احترام دم شما گرم امااااااااااااااااااااااااااااا بچسب به عقلید خودت و بی احترامی به عقاید درویشا نکن. منابع آماری رو بیان نمیکنی و از خودت حرف میزنی.این یعنی غلط و وقتی تعداد غلطها زیاد شد میشه غلط زیادی.من درویش نیستم .مسلمونم نیستم.اما خدای بزرگ رو قبول دارم و هیچ عقیده و مسلکی رو رد نمیکنم.تآیید هم نمیکنم.اما به کسی گیر هم نمیدم. ضمنن دیدن روی ماه آقای تابنده هر آدمی رو مجذوب میکنه. ایکاش یه روز برسه لیاقت داشته باشم که مسلمون بشم. ۱۲ امامی بشم و درویش و مرید ایشون باشم امیدوارم انقدر وسع نظر داشته باشی که نظر منو بذاری تا همه بخونن. واست دعا میکنم تو هم واسم دعا کن ....بالاخره هرچی باشه هممون انسانیم.....

ای کاش بدون سانسور صحبت می کردید و قسمتی را کامل و قسمتی را ناکامل نمی گفتید...

like-khile ale booooooood mir30

سلام.پایگاه جالبی دارید مطالبتان هم خوبه ولی به روز نیستید.دو تا سوال دارم اگه جواب بدید ممنون میشم درسته که میگن دراویش گنابادی کاری به سیاست ندارند و فقط در خط عرفان هستند؟؟مشکل اصلی نظام جمهوری اسلامی با دراویش ۱۲۱ چیه؟؟

با عرض سلام و ادب خدمت دوست و برادر عزیزم.دراویش گنابادیه در کتاب های خود ادعا کرده اند که به هیچ عنوان در سیاست دخالت نمیکنند و کاملا مطیع قوانین مملکتی هستند مثلا درکتاب خورشید تابنده که شرح احوال و آثار رضاعلیشاه است و جناب محبوب علیشاه آن را تالیف کرده چند بار بیان شده که دراویش گنابادیه کاملا مطیع مقررات مملکتی هستند! مانند: در قوانین مملکتی باید مطیع مقررات مملکتی بوده حال سوال بنده این است که اگر دراویش پیرو اقطاب خود هستند چرا مطیع مقررات مملکتی نیستند؟ شاید یکی از علتهای که فرقه گنابادیه ماهیت خود را عوض کرده به قطبیت رسیدن نورعلی تابنده است زیرا با قطبیت آقای نور علی تابنده عضو شورای رهبری جبهه لیبرال به اصطلاح ملی،فرقه گنابادی وارد بازیهای سیاسی جدیدی شد.اگر چه قبل از انقلاب نیز این فرقه کاملا سیاسی بود و بارژیم پهلوی رابطه تنگاتنگی داشت اما در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی دراویش این فرقه کمتر به سمت منازعه سیاسی با نظام رفتند. با فوت محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه سکان این فرقه به دست آقای نور علی تابنده افتاد.او که از دوران برکناری دولت بازرگان در صف اپوزیسیون نظام قرار گرفته بود این بار ابزار مناسبی برای درگیری با نظام پیدا کرده بود.استفاده از چند هزار درویش گنابادی ساکن در ایران ابزار خوبی بود برای فشار سیاسی به انقلاب اسلامی. در فتنه ۸۸ دراویش نعمت اللهی نیز به صف جریان برانداز پیوستند و تلاش کردند در کف خیابانها با انقلاب مبارزه کنند.در ۲۵ بهمن استکبار جهانی برای دور کردن اذهان مردم دنیا از مسائل جهان اسلام و قیامهای منطقه از همه دشمنان داخلی درخواست کرد که به کف خیابانها بیایند شاید بتوانند موج خبری در دنیا ایجاد کنند وباعث یاس انقلابها شوند. مصطفی آزمایش نوکر دستگاه امنیتی فرانسه و نماینده فرقه در اروپا شبها در شبکه های مختلف حنجره ی خودرا پاره کرد اما نهایتا در روز ۲۵ بهمن تعدادی از دراویش به همراه بهایی ها،سلطنت طلبها و منافقین به خیابانها آمدند که به دلیل کمی جمعیت باعث خجالت اربابان خود شدند. به هر حال دست همه ی این عناصر وطن فروش برای مردم انقلابی رو شده است و دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که دراویش گنابادیه در سیاست دخالت نمی کنند و طبق نظر اقطاب قبلی فرقه مطیع مقررات مملکتی بوده و از حد خود تجاوز نمی کنند.

سلام حسین جان. بنده خودم ساکن گناباد هستم ولی نه در بیدخت زندگی میکنم و نه نعمت اللهی ام. عرفان یک لباسه که این افراد برای خودشون دوختن. ولی اصلا نمیشه گفت در سیاست دخیل نیستن. یکی از اقوام نزدیک من در اداره اطلاعات و امنیت شهرستان شاغل هست. ایشون و همکاراشون مدام با این فرقه درگیر هستند و از لحاظ امنیتی هم چند بار مشکل ساز شدند. همین چند وقت پیش ، یک نفرشون رو دستگیر کرده بودند و برای محاکمه به دادگاهی که نزدیک خونه ما بود ، برده بودند. دراویش در مقابل دادگاه بست نشسته بودن تا بتونن کسی که جرمش اثبات شده رو تبرعه کنند. بعدش پلیس وارد عمل شد تا متفرقشون کنه ولی مقاومت کردن و درگیری پیش اومد. خلاصه شهرو به هم زده بودند. بسیاری از مردم شهرستان این اتفاق رو مشاهده کردند و همزمان ، رادیو فردا هم این تحصّن رو گزارش می کرد. یک بار دیگه هم بنا به شکایت اداره اطلاعات شهرستان و مردم و ... ، یک تن از این افراد (عبدالرضا کاشانی) به اتهام شرکت در جرایم امنیتی و . . . به ۵ ماه حبس ، ۵۰ ضربه شلاق و ۱ سال تبعید به شهرستان نهبندان محکوم شد. آیا برای عرفان ، چنین جرایمی در نظر گرفته می شود. پس مسلماً جرمشون بیشتر از ایجاد فرقه و حزب و تشکیل جلسه هفتگی بوده حسین جان. در ضمن مشکل اصلی نظام با این ها ، ساخت مجمع عرفانی و جلسات هفتگی شون نیست. بلکه طرفداری هاشون از جبهه های اپوزیسیون جمهوری اسلامی است. نورعلی تابنده ، در مقابل دریافت مبلغ سنگینی از کروبی ، در انتخابات ۸۸ از او حمایت کرد. و بعد از اعلام نتایج هم در جریان فتنه ، از سران فتنه سبز حمایت نمود. همچنین وی با نهضت آزادی نیز در تماس بوده و قول حمایت همه جانبه به عوامل خارجی و داخلی فتنه داده و . . .

درود بر حضرت آقاي مجذوبعلي شاه چراغي را كه ايزد برافروزد هر آنكه پف كند ريشش بسوزد خدايا كمك كن من جانم را فداي حضرت مجذوبعلي شاه كنم برو اي زاهد پاكيز سرست كه گناه ديگران بر تو نخواهند نوشت

اگر تاریخ را مطالعه کنید، خواهید دید که تنها شما نیستید که در مقابل نظریه های واقعی و برداشتهای صحیح از لام خدا ایستتاده اید. در طول تاریخ و منجمله زمان حضرت رسول و دوازده امام بر حقش، ابلهان نیز مقابل این بزرگواران میایستادند و حتی در برخی مواقع این بزرگان را به بیدینی متهم میکردند.و یا وقتی خبر ضربت خوردن امیرمومنان به شام رسید، میگفتند ایشون مگر نماز میخوانده!اینه که امیدوارم طفل وجودتون دست از شیطنت برداره و تا این بدیها ملکه وجودتون نشده ، از خودتون رها بشید. وگرنه تاریخ چون شما ها رو بسیار دیده و مطمئن باشید "خورشید بخاطر خفاشی دست از تابش برنخواهد داشت"

با عرض سلام و ادب.دوست عزیز برای بنده جالب بود که اقطاب فرقه گنابادیه را با معصومین مقایسه کردید و طبق مقایسه شما اکنون این پایگاه مقابل معصومین جبهه گرفته است!!!! تمامی مطالب این پایگاه مستند است و از لحاظ علمی هیچ ضعفی بر آن وارد نیست پس بهتر بود شما هم با ذکر سند به صورت علمی بحث میکردید. بنده چند سوال دارم اگر جواب دهید ممنون میشوم: در کجای تاریخ بیان شده یکی از معصومین حرام خدا را حلال کردند؟؟؟(پس چرا اقطاب این فرقه دستور به سجده بر قطب میدهند لطفا سعادت نامه صفحه ۱۰ را مطالعه کنید) کدام از معصومین بدعت در دین اضافه کردند؟؟؟(پس چرا اقطاب این فرقه غسل اسلام اختراع کردند) با وجود ایات و روایات در باب مسجد و اهمیت ان کدام از معصومین مردم را از مسجد فراری داد؟؟؟؟(پس ساخت خانقاه و اصرار در عبادت در این مکان توسط اقطاب چیست) مجاز نماز شیخ عشریه قطب و...... از کدام معصومین صادر شد؟؟؟ دوست عزیز اگر کمی تعصب خود را ازبین ببرید و با نگاهی تازه به این مطالب نگاه کنید میفهمید که این مطالب افشاگری است نه توهین و باید شما بیشتر تحقیق کنید و احتیاط تا انشالله حقیقت برایتان اشکار شود.

می خواستم بدانم از اینکه از این فرقه بد میگید و میخواهید که مردم به سمت اونا نرن چی گیرتون میاد، دلیل این سوالم اینه که مرسومه میگن هر کس بیشتر از صاحب عزا گریه بکنه یه ریگی توی کفششه، من سایت تمام مراجع عالیقدر شیعه رو دیدم ولی حتی یک کلمه در باره این گروه نگفته اند اگر شما از این مراجع محترم مرجع ترین که هیچ ولی اگر نیستین چرا اینقدر در باره این گروه که اصلا بعضی ازمردم اونا رو نمی شناسند و یا حتی نامشون هم به گوششون نخورده تحلیل ، تحقیق ، تجزیه سخنان قطباشون ،زمان برگزاری جلساتشون، منتشر کردن سخنانشون در دستور کارتونه من میخوام دلیل واقعیش رو بدونم اگر قادر به پاسخگویی در سایت بودین در صورت امکان به ایمیلم بفرستین mohamadkayal@gmail.com

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزیزم کیال.خیلی خوشحالم که این پایگاه مخاطبین فهیمی مثل حضرتعالی دارد که با مطالعه دقیق مطالب و مراجعه به سایت مراجع تقلید به دنبال حقیقت است.خیلی خوب است که ملاک شما مراجع تقلید هستند و برای کشف حقیقت نظرات این بزرگان از اهمیت ویژه ای نزد شما برخوردار است و این مطلب نشان از فهم و علم بالای شما است.باید عرض کنم که اگر مراجع اعلام کنند فرقه صوفیه گنابادیه باطل است دیگر فرقه های صوفیه با استناد به این مطلب ادعای حقانیت میکنند و بیان میکنند چون فلان مرجع بیان کرده که فلان فرقه باطل است و اسم فرقه ما را نیاورده پس ما حق هستیم و دیگران باطل هستند. برادر عزیزم فرقه های زیادی در ایران و کشورهای دیگر وجود دارند به همین علت اگر مراجع بخواهند تمامی انها را رد کنند دیگر وقتی برای انها باقی نمیماند به همین علت نظرات خود را در مورد اصل و ریشه این فرقه ها بیان کردند که با این مطلب سلوک و راه تمامی این فرقه ها باطل است.در اینجا نظرات مراجع و بزرگان را برای شما دوست عزیز می اورم تا متوجه شوید راه و سلوک تمامی این فرقه ها باطل است و با مکتب اهلبیت فاصله دارد. تصوف از نگاه ایت الله بهجت آيت‌الله العظمي بهجت كسي است كه عرفان وي ثابت شده است و ايشان به اين عنوان در بين خواص و عوام از شيعه و سني معروف است. ايشان كه سخنان گهربارش سرلوحه عرفاي اهل سنت نيز قرار مي‌گيرد، مي‌فرمايد: «مهم، عمل به وظيفه شرعيه است. عمل به دستورات آسماني، عرفان واقعي را به انسان مي‌نماياند و به جايي مي‌رسد که مي‌گويد ما اَعْبُدُ رَبًّا لَمْ اَرَهْ. عرفان حقيقي از التزام کامل به تمامي دستورات شرع مقدس که اهم دستورات آن ترک معصيت در اعتقاد و عمل است، حاصل مي‌شود و اين التزام به عقيده و عمل، بايد در همه باشد تا نتيجه دهد. مسلمات را در مسايل شرعي رعايت کنيد و بعد جانب احتياط را نماييد. به كديگر نگاه نكنيد. به دفتر شرع نگاه كنيد و عمل و ترك را مطابق با آن نماييد. بايد به رساله عمليه (توضيح المسائل) بنگريد. آن را بخوانيد و بفهميد و حلال و حرام را با آن تشخيص دهيد. پس نمي‌توانيد بگوييد نمي‌دانيم چه كار كنيم و چه كار نكنيم. حضور در خانقاه و شرکت در مجالس صوفيه و پيروي از دستورات قطب و امثال آن جايز نيست. آيت‌الله بانو نصرت امين اصفهاني آيت‌الله بانو نصرت امين اصفهاني در عظمت بانوي اصفهاني آن عارفه نامي، همين بس كه از افتخارات آيت‌الله مرعشي نجفي اين است كه از ايشان اجازه روايي داشته است. بانو امين نصيحت فرمود: «بله، كسي كه مي‌خواهد آدم بشود، كسي كه مي‌خواهد به خداي تبارك و تعالي نزديك شود، بايد مواظب دام‌هايي كه پهن شده است، قَطّاع الطريق‌هايي كه ايجاد شده‌اند، باشد. بنابراين بايد درس بخوانيد و علوم ديني را كسب كنيد. فريب اهل تصوف را مخوريد! فريب كساني را كه دام پهن كردند به عنوان عرفان و طريق را مخوريد! فريب كساني كه مي‌گويند: بشوي دفتر اگر همدرس مايي كه علم عشق در دفتر نباشد اين شعر را بهانه مي‌كنند براي سوق دادن بندگان خدا به دوري از درس و علوم ديني تا از ناآگاهي مردم سوء استفاده كنند. فريب مخوريد! بخوان دفتر اگر همدرس مايي، كه علم عشق در كتاب خدا و در دفتر محمد و آل محمد (ص) باشد». اين بانوي بزرگوار تاكيد زيادي به درس خواندن داشت. آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي ايشان كه چندين بار نيز خدمت وليعصر(عج) مشرف شده و از معدود بزرگان طول تاريخ اسلام است كه حتي از بزرگان اهل سنت و زيديه اجازه روايي داشته است، مي‌فرمايد: «مصيبت صوفيه بر اسلام از بزرگترين مصائبي است که ارکان اسلام را ويران کرده است به گونه‌اي كه از اساس دين، سنگي را بر سنگي باقي نگذاشتند، نصوص قرآن و سنت را بر خلاف ظاهر آيات تأويل نمودند و با احکام فطري و عقلي اسلام مخالفت کردند و به وحدت وجود بلکه موجود معتقد شدند و به عبادات صوفيانه و مداومت بر اوراد و اذکاري که سراسر از کفريات و اباطيل پر بود و ساخته رؤساي صوفيه بود، پرداختند و ملتزم به نوعي از ذکر که آن را ذکر خفي قلبي! نامند، شدند که از طرف راست قلب شروع شده و به طرف چپ قلب ختم مي‌شود! چه عجيب است اين اوراد و اذکار و اعتقادات بي‌اصل و اساس و گزاف! آيت‌الله قاضي آيت‌الله قاضي عارف بزرگي بود كه درباره او گفته‌اند شايد از صدر اسلام تاكنون عارفي به جامعيت وي نيامده است. كه صوفيان افتخار اظهار ارادت به ايشان را داشتند، همواره مي‌فرمود با دراويش و طريق آن‌ها كاري نداريم، طريقه طريقه علما و فقها است. بهار عليشاه رييس فرقه گنابادي‌هاي نجف و كوفه بود. وي فقط يك دستار مي‌پوشيد، دستار يك لباس بسيار گشاد است، ولي لباس‌هاي داخلي‌اش خيلي كثيف بود. آيت‌الله قاضي به او مي‌فرمود: آخر اين چه وضعي است؟ خودت را تميز كن، فقط اين دستار را پوشيده‌اي كه چه؟! ايشان مي‌گفت آدم بايد به بدنش خوب برسد، تميز باشد، مرتب باشد، عطر بزند، لباس‌هايش خوب باشد، نه اين كه تن را رها كن تا نخواهي پيراهن، كه چه بشود آخر؟! مي‌گفتند فرقه ذهبيه به ما خيلي اظهار ارادت مي‌كنند ولي من با آن‌ها ارتباط ندارم، ما با ذهبيه چكار داريم. حضرت آيت‌الله در جاي ديگر فرموده بود «اولين گام در راه سير و سلوك تصحيح اجتهاد يا تقليد است. ميرزا جواد آقا ملكي عرفان ميرزا جواد آقا ملكي نزد اهل معرفت كاملا شهره است و جان تسليم مالك هستي كردن وي به هنگام اقامه نماز و گفتن تكبيره‌الاحرام و احقاق حديث «الصلوة معراج المؤمن» در مورد اين عارف سترگ، معروف است. ايشان در كتاب ارزشمند المراقبات (اعمال السنه) خود كه يكي از بزرگ‌ترين آثار به جاي مانده در عرفان و اخلاق و سير و سلوك الي الله است، خطر صوفيه را از كافرين و مشركين و منافقين نيز بدتر مي‌داند و در مورد آنان مي‌نويسد: «ترك صورت (عبادات) چنان‌كه در صوفيان -خذلهم الله- ديده مي‌شود، هم ضلال (گمراهي) است و هم اضلال (گمراه كننده) و خروج از دين در آن مشاهده مي‌شود و براي اسلام زيان‌بارتر از هر چيز است.» عبارت زيان‌بارتر از هر چيز كاملا عمق خطر را مشخص مي‌سازد.

ممنونم از اینکه وقت میذارین و به تمام نظرات پاسخ میدهید.در توضیحاتتون به عمد یا به سهو خلط مبحث شده که من به ۲ مورد آن اشاره می کنم۱- نصوص قرآن و سنت را بر خلاف ظاهر آيات تأويل نمودند و با احکام فطري و عقلي اسلام مخالفت کردند و به وحدت وجود بلکه موجود معتقد شدند، این سخنان رابه نقل از آيت‌الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي آورده اید و در همین مقاله از حضرت آيت‌الله قاضي نیز مطلبی در جهت استحکام بخشیدن به صحبت های ایشان مطرح شده در صورتیکه شما اگر مراجعه کنید به خاطرات آیت الله نجابت در باره آیت الله قاضی متوجه می شوید که ایشان به مولوی ارادت بسیار داشته و به شاگردانشان نیز توصیه میکرده اند که مدام مثنوی معنوی بخوانید و مولوی نیز متاثر ار ابن عربی می باشد و او نیز معتقد به وحدت وجود است،در نهایت سخنان حضرت آیت الله مرعشی نجفی را مقایسه کنید با سخنان گهربار حضرت آیت الله خمینی(ره) در مقدمه کتاب سر الصلاه ایشان (که البته بر تمام شیفتگان ایشان موضوعیت اعتقاد به وحدت وجود حضرت امام معرض است و در تمام کتیبه های ایشان به نحوی به وحدت وجود اشاره شده است) با این عنوان " عزيزم، كلام در سفر از خلق به حق، و از كثرت به وحدت، و از ناسوت به ما فوق جبروت است" و همچنین مراجعه شود به تفسیر ناتمام ایشان از سوره حمد در اوایل انقلاب در نهایت به شما یادآور میشوم هدفم از نظر قبلی نفی گفته های شما نبود که قطعا کاملا درست است منظورم این بود که نفراتی که جذب این گروه ها شده اند که ممکن نیست با این روشنگری ها از این گروه ها جدا شوند میمانند کسانی که هیچ شناختی از این گروه ها ندارند که به صورت اتفاقی به سایت شما رهنمون میشوند و روشنگری های شما آنها را کنجکاو کرده و جهت ارضای حس کنجکاوی به سایتهایی مانند مجذوبان نور سر میزنند و به دلیل تعریف های نوی که از اسلام میکنند (و شما هم که میدانید معمولا جوانان دنبال تجدد هستند) ممکن است به خطا بیفتند و جذب آنها شوند و شما که هدفتان تخریب این گروه بوده ناخواسته در تطهیر آنان کوشیده اید و این موجب خسران است.

شکّی نیست که صوفیّه منحرف، علاوه بر آنکه راهشان از اصل، باطل است، چندین سده است که همچون هر تشکیلات نهان‌روش دیگر، آلت دست استعمار نیز گشته‌اند و بسیاری از مراکز ایشان پایگاهی برای مخالفان اسلام و گاه مخالفان نظام جمهوری اسلامی گردیده است. وظیفه حوزه‌‌های علمیه در برابر این مکاتب باطل، کار فرهنگی، علمی و ارشاد، هدایت و نشان‌دادن اشتباهات ایشان و جلوگیری از رواج آن است ولی متاسّفانه رواج مکتب تفکیک و تفکرات برخی مخالفان فلسفه و عرفان موجب رواج این مکاتب انحرافی شده و زحمات منتقدین تصوف انحرافی را بر باد می‌‌‌دهد. هرگاه عدّه‌‌ای به نقد یک مکتب انحرافی بنشینند که توان علمی آن را ندارند، بیشتر باعث ترویج آن می‌شوند و متاسفانه انتقادات مخالفان عرفان از صوفیه باطل این گونه می‌باشد. ایشان به جای آنکه اشکالات اساسی فرقه‌‌های تصوف را نشان داده و ایشان را با لین و رفق و مدارا به صراط مستقیم شرع دعوت نمایند در جلسات و کتاب‌های انتقادی به ارائه حجم انبوهی از گزارشات خلاف واقع و تحلیل‌های غلط رو می‌‌آورند که از حیطه تخصص آنها خارج است، یا تبیینی نادرست و مبتذل از وحدت وجود و مانند آن ارائه می‌‌دهند و یا به بدگوئی از بایزید و معروف کرخی نشسته و بر خلاف شواهد تاریخی ایشان را سنّی می‌نامند یا چند نسبت ناروا به شاه نعمة الله ولی می‌‌دهند یا چند حدیث جعلی در مذمّت تصوّف قرائت می‌‌نمایند و نام این کار را نقد تصوف و مقابله با فرق انحرافی می‌نامند در حالی که این مطالب بی‌اصل و اساس هر روز بر قوّت فرق انحرافی می‌‌افزاید؛ زیرا صوفیان به راحتی با ارائه مدارک تاریخی و چند تحقیق نشان می‌دهند که این مطالب دروغ و بی‌اساس است و عامّه صوفیان در عقائد خود بیشتر استوار می‌‌شوند؛ بلکه این برخوردهای غیرعلمی سبب بدبینی آنها به حوزه‌های علمیه و عالمان برجسته دینی گشته و سخنان ایشان را سخنانی باطل و فاقد پشتوانه تلقی می‌نمایند که امید است این تذکر برادرانه سبب اصلاح این روش غلط در نقد صوفیه باشد.به نقل از محمد حسن وکیلی والحمدلله رب العالمین

من کسی هستم که سالها دنبال حقیقت گشته ام .وخداوندراشاکرم که که حقیقت را به من نشان داد.من درویش هستم وتصوف را قبول دارم .برایم مهم نیست میلیاردها نفر رد کنند .شما بروید شخصا سوالاتتان را بپرسید.

من کسی هستم که سالها دنبال حقیقت گشته ام .وخداوندراشاکرم که که حقیقت را به من نشان داد.من درویش هستم وتصوف را قبول دارم .برایم مهم نیست میلیاردها نفر رد کنند .شما بروید شخصا سوالاتتان را بپرسید.

شما از خداوند بخواهید .حق را از حق بخواهید . برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

نمی دانی ونمی دانی که نمی دانی . ولی ما می دانیم که نمی دانیم.این فرق ماست

دوست دارم کمکتون کنم .فقط تنها توصیه ام این است که بروید مجالس.خالصانه از خداوند بخواهید کمکتون کنه

آنطورکه از خواندن بعضی ازپاسخهایتان فهمیدم شما به دنبال استفاده از نظر دیگران ااز جمله کتابها و...هستید. آیا هیچوقت خودتان نظری دارید. به نظرات خودتان هم توجه کنید.

کلام آخر اینکه بروید بپرسید.اینجا ننشینید هی بنویسید بروید سوالاتتان را بپرسید

با سلام یا این فرقه را نمی شناسید یا تعصب وتجاهل می کنید از سال ۱۳۵۶ قبل از انقلاب می شناسم وارتباط داشته ام بسیار زیرک کاملاسیاسی وریاکارند اگر بخواهم به ریز کنم حتما خسته کننده است. از دزفول

مادراویش آقای دکتر نورعلی تابنده برای مشرف شدن نیازی به اجازه ازکسی نداریم ولی بعداز مشرف شدن اگربخواهیم برویم مجالس حتما باید شوهرمان یاپدرمان راضی باشد.

برادران عزیزی که در مورد عرفان و تصوف جبهه گیری میکنند بنده تاحدودی به آنها حق میدهم چونکه انسان دشمن چیزی است که نمیداند از این رو بر این باور هست که حق با اوست .من به شما دوستان عزیزی که انشاا... بدون غرض وفقط براساس ناآگاهی به نقد سلاسل حقه تصوف میپردازند .آلبته نقد صوفی نه همه صوفی بیغش باشد/ای بسا خرقه که موستوجب آتش باد. دعوت میکنم که کتاب عرفای معاصر خود که هیچکس بر حقانیت انها شک ندارند چه در حوزه چه در دانشگاه وچه در میان متصوفه را بادقت بخوانند مانند کتاب نشانی از بی نشانها که در مورد زندگانی سالک الی الله وشیخ عالی قدر حضرت آقای حسنعلی نخودکی طاب الثراه می باشد که نویسنده این کتاب فرزند ایشان است که خود از اهل حوزه میباشند ببینید این بزرگ که امام خمینی ره ارادت بسیاری به ایشان داشت در مورد تصوف چه نظری دارند .یا کتابهای ملامحسن فیض کاشانی که هیچ کس در حقانیت وی شکی ندارد .همچنین امام خمینی در حاشیه تفسیر سوره حمد نام سه عالم طراز اول را بعنوان بهترین مفسر قران نام میبرد:۱-محی الدین عربی ۲-عبدالرزاق کاشانی ۳-ملا سلطانعلی که در صوفی بودن این سه هیچ شکی نیست .اماجالب این جاست که نفر سوم جد بزرگوار آقای دکتر تابنده میباشد که قطب سلسله نعمت اللهی گنابادی است . پس ای برادر من بجای این همه قیل وقال چندی هم به دنبال حق برو البته حق را فقط از خدا بخواه ولاغیر تنها اوست که انسان راهنمایی وارشاد میکنه البته از طریق وسیله واو هم با کمی همت ما حق را از غیر حق نشان میدهد.موفق باشید انشاالله

سلام به شما عزیزانی که برای آگاهی و بیداری ما جوانان ایران زمین زحمت میکشید.خیلی پایگاه جالبی دارید باور کنید اصلا فکرش هم نمیکردم که اینجور سایتی وجود داشته باشه که به تمام ادیان و فرق و مذاهب بپردازد و شبهه ها رو دفع کند.تمامی مطالبتان در تمامی گروه ها عالی است دستتان درد نکنه.اگه امکان داره به سوال من پاسخ دهید.آیا درسته که میگن علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان صوفی بوده؟؟ باتشکر

با سلام و عرض ادب خدمت دوست و برادر عزیزم آقا رحیم.ممنون که این پایگاه را برای مطالعه خود انتخاب کردید و تشکر میکنم که ما را مورد لطف و محبت خود قرار دادید در مورد سوالی که کردید باید بگویم که علامه طباطبایی با تمامی سلوک تصوف مخالف بود تا جای که در تفسیر شریف المیزان جلد ۵ صفحه ۲۸۲ میفرماید: صوفیه برای سیر و سلوک اداب و رسوم خاصی دارند که اصلا در شریعت وجود نداشته و دراویش انها را به وجود اوردند و راه های جدیدی را پیوسته به ان افزودند و شرع را کنار کذاشتند و در محرمات غوطه ور شدند و واجبات را ترک کردند و در اخر منتهی به تکدی و استعمال بنگ و افیون شدند که این حالت اخرین حالت تصوف است که به ان مقام فنا میگویند.

واقعا ممنون از سایت خوبتون تمام مطالبتون مفیده در ضمن کسایی که از این اقا حمایت می کنند به نظرم فقط کافیه فیلم قران خوندن شو گوش کیند تا ماهیت واقعی شو بفهمید

با سلام.اولا در مورد جناب دکتر تابنده ابتدا تحقیق کنید سپس نظر بدهید.ایشان دارای دکترای حقوق از دانشگاه پاریس فرانسه و مدت کمتر از سی سال هم استاد دانشگاه تهران بوده اند.در زمان تدریس در دانشگاه هم دروس رشته حقوق و فقه را به دانشجویان و هم به طلاب تدریس می نمودند.جهت اطلاع حضرتعالی کسی که دروس فقه و اصول را تدریس می کند می بایستی مجتهد باشد و ایشان در این مورد(فقه و اصول) فقیه و مجتهد می باشند.اگر باور ندارید از مراجع عظامی همچون آیت اله صادقی تهرانی آیت اله غروی علیاری و آیت اله سیستانی (البته شاید بعضی رحلت کرده اند) مراجعه و کسب اطلاع کنید. ضمنا مطلبی که در مورد بیعت و تشرف در سخنرانی ایشان بیان کردید،بسیار مغرضانه بود چون شما از فرمایش ایشان تفسیر به رای کرده اید و گفتید که : "منظور ایشان این بوده" مطمئنا خودتان نسبت به فرمایش قرآن و معصومین در مورد تفسیر به رای اطلاع دارید.گرچه در مورد قرآن حکم سنگین تری دارد اما در مورد یک مسلمان همانند غیبت و تهمت گناهی دارد که تا از شخص حلالیت گرفته نشود این حق الناس به گردنت است.چون ایشان بیعت را در مورد حضرت علی بیان فرمودند. ضمنا فرمایش ایشان در مورد تشرف به فقر محمدی و طریقت مرتضوی به استناد آیات قرآن است که در جا های مختلف در مورد حقوق همسر و والدین فرموده است که تا آنجا که منافی اعتقادات دینی شما نباشد از پدر و مادر و یا همسر تبعیت کن و در مسائل مذهب به عهده خود شخص است چون جوابگوی اعمال و اعتقادات خود است. در مورد نداشتن شیخ در شیراز و یا در استان شیراز هم هر زمان که به فردی برای ارشاد فقرا نیاز باشد ایشان تعیین می کنند.با وجود ۳ ماذون نماز ، یکی در شیراز یکی در فسا و دیگری در ششده بعید می دانم نیاز به شخصی دیگر برای ارشاد باشد. در مورد سفر بزرگان سلسله هم بار ها شده که ایشان به شهر های مختلف سفر کرده اند که قبل از ورود آنها به شهر مقامات امنیتی از ورود آنها جلوگیری کرده اند که اگر خواستید آمار حداقل ۱۰ مورد آن را برایتان با ذکر شهر و میزبان ایشان قید کنم. در مورد تعداد دراویش همین قدر به شما بگویم که: روزی در خدمت ماذون فسا بودم .یکی از مقامات امنیتی (از مسئولین اطلاعات)پیش ایشان آمد."چون ایشان از نظر علم ظاهر(علوم فقهی)کاملا مطلع بوده و حتی در شیراز هم در مدرسه علمیه هاشمیه تدریس می نمودند،بسیار مورد احترام مقامات استان می باشند".در طی گفتگو از ایشان پرسید که: در حسینیه چند نفر پشت سر شما نماز می خوانند؟ ایشان در جواب فرمودند: ما که در هنگام نماز افراد پشت سرمان را نمی شماریم،شما خودتان بشمارید. این یعنی اینکه تعداد افراد حاضر در حسینیه برای مسئولین و امثال شما اهمیت حیاتی دارد. تو خود حدیث مفصل بخوان.... والسلام

شما هنوز معنای تصوف و تشیع را نمیدانید؟؟؟!!!! تصوف و تشیع یک معنی دارد حتی در مورد ولایت هم یک معنی بیان کردند. اگر تصوف نبود تشیع نبود و اگر تشیع نبود تصوف نبود

با سلام-اول باید تشکر کنم که این پایگاه را برای مطالعه خود انتخاب کردید و بعد خدمت شما دوست عزیزم عرض میکنم که تشیع از صدر اسلام تا کنون به یک معنی بوده است و طبق اجماع بزرگان تشیع و اهل سنت هیچگاه این معنی تغییر نکرده است ولی تصوف تقريباً از قرن دوم به صورت يک مسلک معيني درآمده و تا قرن هفتم رو به تکامل بوده و قرنهاي ۷ و ۸ اوج اين مکتب است و از قرن ۹ تاکنون رو به نزول و انحطاط داشته و اگر نگوييم که تعريفش غيرممکن است بايد اعتراف کرد که بسيار مشکل است. در روشن شدن اين مطلب کافي است که بدانيم که ابوالمنصور بغدادي حدود ۱۰۰۰ تعريف درباره تصوف جمع آوري کرده است و علت اين مطلب اين است که در تصوف در طول تاريخ دگرگوني هاي بسيار زيادي حاصل شده است علاوه بر اينکه در هر دوره در تصوف فرقه هاي گوناگون که حتي گاه در مقابل هم بودند پيدا شده اند که همين مکاتب متعدد و گاه متضاد نشان مي دهد که تصوف واقعاً داراي چهارچوب منظم و قابل تعريف نيست و رد کردن آن به صورت مطلق و يا قبول کردنش بنحو مطلق درست نيست لذا بايد آراء و عقايد فرقه خاصي از صوفيه را که ما شخصاً با آن مواجه هستيم مورد شناخت قرار دهيم تا بتوانيم به صورت مستدل آن را رد کنيم. ولي با تأمل و کنجکاوي در آثار و نوشته هاي صوفيه اشاره به دو مطلب بر مي خوريم: ۱. مطالبی که از مذاهب و اديان و انديشه هاي مختلف چه از اسلام، مسيحيت، بودا، خسرواني، زردشت و افلاطون و ديگران، گرفته اند. ۲. مطالبي نادرست و نابخردانه و خرافات آشکار و مطالب ضد دين و عقل و ادعاهاي عجيب و غريب که گاه به خواب پريشان بيشتر شباهت دارد مانند معراج نامه بايزيد بسطامي، شطحيات حلاج، دعاوي ابن عربي و کرامات شيخ احمد جامي که بسياري از اين مفاهيم در صورتي که به ظاهر آن اخذ کنيم با قرآن و حديث و حتي عقل در تضاد هستند و واضح است که با اين چند سطر نمي توان فرقه ها و عقايد و آداب و رسوم مصوفه را بيان کرد. بنابراين اگر خواسته باشيد به صورت کامل پي به حقيقت اين فرقه ببريد، به منابعي که در پايان مي آيد مراجعه فرمائيد. با اين حال به صورت مختصر بعضي کليات که تقريباً مورد قبول فرق گوناگون تصوف است را ذکر مي کنيم. يکي از ويژگي هاي اين فرقه که همه محققين به آن اعتراف کرده اند التقاطي بودن اين مکتب است. بدين معنا که مباني خود را از اديان و مذاهب و انديشه هاي گوناگون مانند اسلام، مسيحيت، هندو، بودا، زردشت گرفته و از مزج اينها تصوف ايجاد شده که همين التقاطي بودن باعث ايجاد تضادهاي در درون اين مکتب شده و اينکه بعضي دعاوي آنها با عقل و بعضي با دين و بعضي با هر دو در تضاد باشد که به مواردي اشاره مي کنيم. اين مخالفت با علم و دانش و اموري از علم و مدرسه و اينکه بشوي اوراق دفتر اگر هم درس مائي چنانچه جنيد بغدادي که از بزرگترين مشايخ تصوف است مي گويد: خواندن و نوشتن سبب پراکندگي انديشه صوفي مي شود. شيخ عطار در حالات بشر حافي که از عرفاي بزرگ است نقل مي کنند که هفت صندوق از کتب حديث داشت که همه را زير خاک پنهان کرد بگونه اي تعليم و تعلم بين آنها زشت بود که بدست گرفتن قلم را ننگ مي دانستند ب: شکستن حريم احکام دين برخي از گروه هاي صوفيان در زمينه هاي گوناگون احکام صريح و قطعي اسلام را زير پا مي نهند. مانند ترک نماز، رقص و سماع، ترک ازدواج، رياضت کشي هاي سخت، عزلت و گوشه نشيني، ايجاد خانقاه، خرقه پوشي، خرد کردن شخصيت خود. در کتاب اسرار التوحيد در حالات ابو سعيد ابوالخير که از بزرگان صوفيه است نوشته شده روزي بعد از دعوت به مهماني سماع کردند و شيخ ما را حالتي پديد آمد... مؤذن بانگ نماز ظهر گفت و شيخ همچنان در حال بود و جمع در وجد و رقص مي کردند. امام محمد قايني (ميزبان) گفت وقت نماز است شيخ گفت ما در نمازيم و همچنان در رقص بود امام ايشان را بگذاشت و در نماز شد. در رياضت کشيهاي ايشان درباره ابوبکر شبلي از بزرگان صوفيه نقل شده به اول که به مجاهده دست بر گرفت سالهاي دراز نمک در چشم کشيدي تا در خواب نشود و گويند که هفت من نمک در چشم کرده بود و داستان معروف لُص (دزد) حمام _ که غزالي از يکي از شيوخ بنام ابن کزيني نقل مي کند که: من زماني وارد يکي از مناطق شدم و در آنجا حسن سابقه اي پيدا کردم. براي نجات از اين حسن شهرت روزي به گرمابه اي رفتم و لباس گرانبهائي را دزديده از گرمابه خارج شدم مردم دويدند مرا گرفته جامعه هاي گرانبها از من برکندند پس از اين واقعه در ميان مردم به دزد حمام مشهور شدم و به اين وسيله نفس من راحت شد!! و غزالي هم اين عمل را تأييد کرده که باعث تعجب دانشمند بزرگ ابن جوزي شده که مي گويد آيا هيچ راهي صحيح براي اصلاح قلب نبود که به اين گونه امور بپردازند و آيا رواست که مسلمان بر خود نام دزد نهد. که بايد گفت اين نهايت شکستن حريم احکام دين است. اما از نظر دين حکم اين گروه چيست؟ کتابهايي در اين زمينه نوشته شده و به جمع آوري رواياتي که درباره صوفيه وارد شده پرداخته اند که از همه مهمتر ۲ کتاب است يکي کتاب حديقه الشيعه محقق اردبيلي و يکي کتاب الاثني عشريه شيخ حر عاملي که هر ۲ از دانشمندان بسيار معروف شيعه هستند. براي نمونه فقط يک حديث معتبر و صحيح که در هر ۲ کتاب ذکر شده بسنده مي کنيم. بزنطي و اسماعيل ابن بزيع از امام رضا(ع) نقل مي کنند، قال علي ابن موسي(ع) من ذکر عنده الصوفيه و لم ينکرهم بلسانه و قلبه فليس منا و من انکرهم فکانما جاهد الکفار بين يدي رسول الله(ص)، امام رضا(ع) فرمود هر کس در نزد او از صوفيه ذکري بشود و به زبان و دل ايشان را انکار ننمايد چنين کسي از ما نيست و هر کسي صوفيه را انکار کرد مانند کسي است که در راه خدا و در حضور رسول خدا(ص) جهاد کرده باشد، (الاثني عشريه، شيخ حر عاملي، ص ۳۲ و حديقه الشيعه، محقق اردبيلي، ص ۵۶۳). که به خاطر اين روايات و بعضي دعاوي بزرگان اين گروه، و فتاواي خاص آنها معمولاً علما و فقهاي شيعه با اين فرقه مخالفت کرده و به ابطال عقايد آنان پرداخته اند و در رد عقايد آنان کتاب نوشته اند. اما از نظر اعتقاد به امامان شيعه صوفيان به گروههاي مختلفي تقسيم مي شوند. برخي از آنان سني و برخي شيعه هستند. شيعيان صوفيه نيز برخي اثني عشري هستند. بنابراين آنان فرقه هايي با گرايش صوفيگري در بين شيعه به حساب مي آيند و تفاوت آنها با ديگر شيعيان نيز بستگي به نوع رويکرد آنها در التزام يا عدم التزام به شريعت و امثال اين امور باشد. جهت اطلاع بيشتر در اين زمينه ر.ك : ۱. تاريخ تصوف , عباسعلي عميد زنجاني ۲. عارف و صوفي چه مي گويد, جواد تهراني ۳. تصوف و تشيع , هاشم معروف الحسني , ترجمه : محمد صادق عارف ۴. عرفان و تصوف , داود الهامي ۵. فلسفه عرفان , دكتر سيد يحيي يثربي ۶. آشنائي با علوم اسلامي قسمت فلسفه و عرفان , شهيد مطهري ۷. دين عرفاني و عرفان ديني , علي شيرواني ۸. مجموعه پرسش ها و پاسخ ها، ج ۱۱، عرفان و تصوف، محمدرضا کاشفي ۹. آن سوي صوفيگري، احمد باقريان، قم، بوستان کتاب

باسلام و عرض ادب خدمت شما مخاطب فهیم.اگر محبت میکردید و بیان میکردید چه کتابی مطالعه کردید و منبع صحبتتان چیست ما هم استفاده میکردیم ولی اجمالا خدمت شما عرض میکنم که در شیعه، ولایت به معنای زیر آمده است: ۱. محبت و مودت که واجب است و آن، محبت ذوی القربی است که شیعه و اهل سنت آن را قبول دارند. ۲. امامت که از نوع ولایت تشریعی است. خداوند این ولایت را بر عده‌ای خاص از بندگان خود عطاکرده و بر دیگران واجب است در امور دینی از آنان پیروی کنند. این نوع ولایت را نه اهل سنت و نه تصوف، هیچکدام قبول ندارند. ۳. زعامت، یعنی رهبری سیاسی جامعه‌ی اسلامی که از طرف خداوندبرای عده‌ای عطاشده که این ولایت و وصایت از آن علی(ع) و یازده امام بعد از ایشان است و غیر از اینها جایز نیست. ۴. ولایت تصوف که در خارج تاثیر گذار است و در نزد شیعه مخصوص دوازده امام است، اما اهل تسنن آن را قبول ندارند. تعریف ولایت در نزد تصوف: مقام ولایت، عبارت است از رتبه فنای فی الله؛ولی که همان قطب است در یک مرحله در تجلی خداوند محو و مستهلک شده و به علت شکر و استغراقی که بر او عارض می‌شود، تابیعت و عبودیت به حسب صورت (نماز و روزه) از او مرتفع می‌شود؛اما از نظر معنا او عین تابع و عابد است. تفاوت تصوف با شیعه در این باره، اقسامی است که متصوفه برای ولی قائل شده اند. اقسامی که تصوف برای ولی قائل شدند عبارتند از: ۱. قطب:مثل امام در نزد شیعه همیشه و در هر زمان یک نفر است. فناءفی الله و بقاء باالله، دو قیدی است که برای قطب قائلند. بالاترین مراحل سیر و سلوک نیز مال قطب است. ۲. افراد:سه نفر و گمنام هستند که کسی آنها را نمی شناسد. ۳. اوتاد:چهار نفرند ۴. بدلاء(ابدال):هفت نفرند ۵. نجباء:چهل نفرند ۶. نقباء:سیصد نفرند این مراتب در هیچ جای معارف شیعی به این سبک وجودندارد، و مسأله‌ی دیگر این که متصوفه ولایت را اکتسابی می‌دانند و هر کس می‌تواند خودش را به قطبیت برساند در حالیکه در نزد شیعه ولی فقط از طرف خدا منصوب می‌شود. تصوف می‌گوید: دست زن در دامن هر کو ولی است خواه از نسل عمر خواه از علی است (مولوی) شهرام پازوکی صوفی گنابادی می‌گوید:ولایت در تصوف باولایت در تشیع شباهت فراوان دارد و در جای دیگر می‌نویسد:اعتقاد به وجود امام به عنوان قطب عالم امکان، با مفهوم قطب در تصوف تقریباً یکسان است و یا می‌نویسد:قطب و امام هر دو مظهر یک حقیقت و دارای یک معنا و اشاره به یک شخص است البته این اندیشه ولایت، چهارچوب خاصی ندارد و در هر زمان برای هر کس ممکن است. اگر نظر شما غیر از این است بیان کنید تا استفاده کنیم.با تشکر فراوان

اگر دست علي دست خدا نيست/ چرا دست دگر مشگل گشا نيست

شما از بازمانده های بنی امیه و بنی عباس هستید تمامی بزرگان و علما قدیم درویش بودند و همیشه طریقت فقر محمدی بوده و هست و خواهد بود ما از فرزندان سلمان فارسی هستیم و افتخار میکنیم که مولایمان علیست و ادامه دهنده راه سلمان هستیم. یاحق

اون آئینی که از اهل بیت (ع) بدور هستند و خودشان رو امام زمان می نامند باطل است. امیدوارم امام زمان(عج) حجت ابن الحسن العسکری(ع) خودشان بساط این فرقه های ضاله را برچیند

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی. باید تشکر کنم از اینکه مطالب این پایگاه را مطالعه میکنید و سوالات خود را مطرح میکنید.اول اینکه برای بنده جای تعجب و سوال است که چرا لقبی که علما و مورخین به صوفی ها داده اند و با سند ثابت کرده اند که تشکیل فرقه های صوفی به وسیله بنی امیه و بنی عباس بوده تا مردم را از اهلبت دور کنند به ما نسبت میدهید؟ اگر با مدرک و سند ثابت کنید ممنون میشوم. درباره مطلب دومی که عرض کردید باید بگویم که اگر این بزرگان صوفی بوده اند چرا در هیچکدام از کتب رجالی و تاریخی این مطلب ذکر نشده و فقط اقطاب فرقه گنابادیه از زمان رضاعلیشاه چنین ادعای کرده اند و حتی از زمان قبل از ملاسلطان هیچ یک از بزرگان تصوف این مطلب را ذکر نکرده اند و جالب تر از این مطلب آنکه رضاعلیشاه و اقطاب بعد از آن برای ادعای خود هیچ مدرک و استدلالی ذکر نکرده اند و فقط در حد حرف این موضوع را بیان کرده اند. دوم آنکه طبق مدارک اصیل که در تاریخ تصوف جایگاه حقیقی دارد و اهل تحقیق نیز جملگی بر آن اتفاق نظر دارند خود سلمان و ابوذر در هیچ جای ادعا نکرده اند که صوفی هستند و حتی بزرگان تصوف برای اینکه کار اقطاب گذشته را به نحوی درست کنند بیان کرده اند که این بزرگان در حال تقیه بوده اند به همین علت بیان نمیکردند که صوفی هستند. سوم آنکه به گفته خود بزرگان تصوف راه و روش صوفیان به اصحاب صفه برمیگردد و در این مطلب اجماع دارند که تصوف در اعمال و رفتار طبق اصحاب صفه عمل میکنند در اینجا باید بیان کنیم که طبق کتب تاریخی و احادیث سلمان فارسی و دیگر بزرگان پیرو مکتب اهلبیتعلیهم السلام بوده اند و تمامی اعمال و رفتارشان از اهلبیتعلیهم السلام الگو میگرفتند و تا حدی پیش رفتند که اهل بیت علیهم السلام فرمودند سلمان از ماست البته این روش را تمامی فرقه های ضاله در پیش گرفته اند و برای مشروع جلوه دادن خود افراد سرشناس و افراد مهم تاریخی را به خود نسبت میدهند مرحوم صبحی قصه گویی تهران میگفت : آن روزها که بهائی بودم و ماموریت تبلیغی به عهده ام میگذاشتند به من تعلیم دادند که مدعی شوم فلانی هم بهائی بوده است حال فرقه ضاله گنابادیه پا در جای بهائیت گذاشته و بدون هیچ مدرک و دلیلی بزرگان دین را به خود نسبت میدهد.

با سلام دوست عزیز لطفا با دید معترضانه ننگرید که اگر اینگونه باشد تا آخر چشم واقع بینی نخواهید داشت وهیج وقت به سلسله جلیله نعمت الهی بدبین نباشید زیرا مشایخ میفرمایندکه ابتدا اعمال شریعت که علما میفرماییدباید عمل کرد سپس مشرف و شیعه به ولایت حضرت علی (ع) شد که این هم بگم شیعه یعنی قبول ولایت امیرالموءمنین که پیامبر جانشین قرار داده که گر قبول ولایت کنیم به حبل المتینی که خداوند فرموده چنگ زده ایم و این یعنی جهاد اکبر /راستی عید من در حسینیه حضور داشتم راست میگویید اما اگر معترضانه و نقادانه نگاه کنید نتیجه اش این میشود هر حرفی که ایشان میفرمایند باید با دل گوش کرد نه با وسوسه ها/ و حتی حضرت آقا فرمودند که باید از حضرت علی که شمشیرش را غلاف کرد و باید ما نیز ازیشان درس گرفت که این شمشیر و فتنه زبان را غلاف کرد و از فتنه ها پرهیز کرد / ندیدی حال آنانکه اندک بهره ای از علم کتاب یافتند خریدار ضلالت هستند و همی خواهند که شما اهل ایمان را به گمراهی اندازند(سوره النساء آیه ۴۳)

باسلام و عرض ادب خدمت شما خواهر بزرگوا مینا خانم. واقعا این پایگاه به خود میبالد که مخاطبین فهیمی مثل شما دارد جای خوشحالی است که قبول دارید شریعت و طریقت باید با هم باشند و اعتقاد دارید اول باید شریعت را از علما و فقها اموخت سپس مشرف شد!! سوال بنده این است کدام یک از مراجع و فقها فرقه گنابادیه را تایید میکنند؟؟ آیا تا کنون بدعت های که این فرقه از جمله عشریه سجده غسل اسلام و... بررسی کردید و به قول خودتان بدید معترضانه نگاه نکردید؟ بنده چند مورد بیان میکنم لطفا تحقیق کنید و بررسی کنید اگر حقیقت نداشت حق با شماست وگرنه باید قبول کنید این فرقه منحرف است و دور از مکتب اهلبیت است ۱-مسائلی همچون فقر و خرقه پوشی و ریاضتهای طولانی که انجام میدهند مربوط به آداب هندوهاست{۱} قابل ذکر است که به علت تنبلی در دراویش کنونی اقطاب گنابادیه ریاضتهای هندویی را حذف کرده اند و تنها به مسئله فقر زیاد تاکید دارند به طوری که نور علی تابنده قطب فعلی گنابادیه در شرح پند صالح باب ایمان چندین بار شدیدا روی کلمه فقر تاکید میکند.{۲} ۲-تشرف را از آیین میترایی گرفته اند.{۳}فرقه گنابادیه به حدی به این مسئله حساس است که تا شخص مشرف نشود او را درویش رسمی نمی دانند. ۳-غسل اسلام را از غسل تعمید مسیحیان اخذ کرده اند{۴}در فرقه گنابادیه شخصی که میخواهد درویش شود باید قبل از تشرف به قطب غسل اسلام کند و این به آن معنی است که این شخص تا کنون مسلمان نبوده و با این غسل مسلمان می شود.این غسل دقیقا کپی غسل تعمید مسیحیان است. ۴-پرسه و گدائی را از آیین برهمایی گرفته اند.{۵} ۵-بدل گیری قطب یا پیر به هنگام نماز یا عبادت یا ذکر را از زرتشتیان گرفته اند.{۶} ۶-عشریه را از مسیحیان گرفته اند.{۷}یعنی شخصی که درویش می شود به جای خمس و زکات باید به قطب یا شیخ خود عشریه پرداخت کند! متاسفانه در فرقه ضاله گنابادیه ده ها مورد از این آداب یا بدعت ها وجود دارد که بنده برای حفظ آبروی شیعیان به همین تعداد قناعت کردم زیرا این فرقه ضاله با وجود آنکه هیچ نشانی از تشیع در آداب و مسلکشان وجود ندارد ولی خود را در ذهن عوام شیعه جا داده اند و از نام و اعتبار ائمه در میان مردم سوء استفاده کرده اند. منابع: ۱-مالهند جلد اول صفحه ۲۵ ۲-شرح پند صالح باب ایمان صفحه۱الی ۲۲ ۳-آیین میترایی صفحه ۲۷ ۴-انجیل متی صفحه۵۶ ۵-مالهند جلد دوم صفحه ۱۸۱ ۶-ریاض السیاحه صفحه ۱۸۱ ۷-سعادت نامه صفحه ۱۲

کسی که الان سمت و سوی گمراهی را نشان میدهد نور علی تابنده و امثالهم است. لابد چند روز دیگه از شما خانمها میخواد برای جهاد نکاح به سوریه برید.شما هم که از خدا خواسته انجام دستور میکنید

کسی که الان سمت و سوی گمراهی را نشان میدهد نور علی تابنده و امثالهم است. لابد چند روز دیگه از شما خانمها میخواد برای جهاد نکاح به سوریه برید.شما هم که از خدا خواسته انجام دستور میکنید

salam.man bitaraf hastam aslan tasavof ro ghabol nadaram vale ghbol konid titre ke entkhab kardid janjale hast age onvan jazb konande bashe behtar ast vale ghabol daram ke ba en onvan bazded konande beshtar dared va emroze tamam khabar gozarehae donya en kar ro anjam midan

غالبا آدمهایی که به حقیقت میرسند نیاز به درس و مشق نداشته اند آزادگان در مکتب تشیع ساده ترین بوده اند ای کاش به جای آن همه دنباله رویهای بی مورد انسانها تحقیق و تفکر در مکتب اهلبیت را سرلوحه کارشان قرار میدادند چرا که به بصیرت لازم برای تشخیص سره از ناسره دست می یافتند و به خدا قسم چراغ قرمز بدعتها را بسیار راحت میدیدند

من هم سالها به دنبال حقیقت بودم انواع کتاب رو مطالعه کردم وارد خیلی از این مجمع ها شدم اما خدا رو شکر از سایه سر ایمه اطهار و لطف خداوند منحرف نشدم و دریافتم حقیقت یعنی : یگانگی خدا و حقانیت قران و توسل به اِءمه اجمعین میزان کتاب خدا و ایمه اند هرکس به ریسمان دیگری حتی به نام این عزیزان چنگ زد گمراه شد چه بسیار خانمهای شوهر داری دیدم که افسوس عاشق پیر خود شده اند و به هزار بار بدتر از کاری که فواحش میکنند مشغول

سلام . ممنون از اطلاع رساني خوبتون. من راجع به عين القضات همداني سوالي دارم . آيا ايشون هم جزء صوفيان بودهاند؟ اگر بله . چرا هنوز در همدان ميداني بنام ايشان است ؟

باسلام و عرض ادب خدمت شما مخاطب گرامی و فهیمی که دنبال حقیقت هستید. در مورد عین القضات همدانی نظریات مختلفی وجود دارد ولی اکثریت قائل به صوفی بودن آن دارند زیرا از نظر صوفیه حکم شریعت تا آن­جا است که قالب و بشریت بر جای باشد که حکم خطاب و تکلیف بر قالب است، اما کسی­که قالب را بار گذاشته باشد و بشریت افکنده باشد و از خود بیرون آمده باشد، تکلیف و حکم خطاب برخیزد؛ کفر و ایمان بر قالب تعلق دارد. آن­کس که «تبدّل الارض غیر الارض» او را کشف شده باشد که زمین همان زمین نیست، قلم امر و تکلیف از او برداشته شود که «لیس علی الخراب خراج؛ در مالیات بر زمین خرابه مالیاتی نیست. این نظر عین القضات همدانی است که در تمهیدات آورده و بهتر است خود شما قضاوت کنید و در مورد نامگذاری میدان باید از مسئولین سوال کنید. به هر حال باید از شما تشکر کرد که مطالب این پایگاه رو مطالعه میکنید و نظر میدهید

آیه ای که در انتهای بیانیه نوروز ۹۲ قطب سلسله گنابادی نقل شده از کجاست؟

خسته نباشید انصافا پایگاه جامعی دارید جای تقدیر داره تمامی مطالب پایگاه مفید و کاربردی است.اگه زحمت بکشید تمامی سوالات را پاسخ بدهید خیلی خوب میشود چون جو خوبی ایجاد شده و حیف است سوالات بی پاسخ بماند چون همین پاسخ ها یعنی ارزش به مخاطبین سایت که انصافا تا کنون چنین سایتی مشاهده نکرده بودم که اینچنین به درخواست های مخاطبین احترام بگذارد و اینچنین جو زیبای ایجاد کند فقط تبعیض قائل نشوید و به تمامی سوالات پاسخ بدهید. اگر زحمتی نیست کمی درباره فعالیت این فرقه در شهرکرد توضیح دهید.باتشکر فراوان

باسلام و عرض ادب خدمت شما دوست و برادر عزیزم جناب اقای عقیل. ممنون از لطف و محبت شما نسبت به این پایگاه و بدون شک این پایگاه به خود می بالد که مخاطبین فهیم و دلسوزی مثل شما دارد. در ارتباط با سوالتان باید بگویم که در شهر کرد دو نفر به نامهای صفاریان و نوری زاده وجود دارند که یکی از انها مکانیک و دیگری طلا فروش است و شدیدا با هم بر سر مجاز نماز بودن اختلاف دارند به همین علت قطب این فرقه هیچکدام را انتخاب نکرده چون در صورت انتخاب نکردن طلا فروش منبع مالی این فرقه از بین میرود و در صورت انتخاب نکردن مکانیک افراد زیادی کنار میروند. اختلافات گنابادیه در این شهر از شدت بالای برخوردار است و هر لحظه امکان تنش شدید و فروپاشی این فرقه وجود دارد به همین خاطر از بروز ان جلوگیری میکنند.باتشکر

درد دین کشته شمارو . به جای گفتن اراجیف راجع به شخص یا گروه برید اول عیوب خودتونو برطرف کنید بعد بیاید به مردم برچسب بچسبونید .

اگر مطلبی بیان شده حتما سنجیده ودرست است وبرای فهمیدن مفهوم مطلب عقل عرفانی لازم است واگر انراداشته باشید مفهوم درست را متوجه می شوید

یک پیشنهاد دارم اگه انجام بدید دیگه کسی نمیتونه حرف بزنه و همه قبول میکنند.اگه امکان داره فایل صوتی سخنرانی تابنده بزارید سایت!قول میدهم تمام درویش ها دیگه حرفی برای گفتن ندارند.باتشکر

باسلام و تشکر از شما دوست عزیز.پیشنهاد جالب دادید در صورتی که مسئولین سایت این زمینه را فراهم کنند حتما انجام میشود چون فایل صوتی تمامی مطالب موجود است

ای دمت گرم درست گفتی نه این که میترسن :)

سلام.سایتتان را که دیدم شوکه شدم خیلی عالیه مطالبی هم که منتشر کردید واقعا شبهه ما جوانان را برطرف میکنه.به نظر من باید در دانشگاه ها این سایت به جوانان معرفی بشه حتی اگر در آموزش و پرورش بخشنامه بشود که به دانش آموزان معرفی بشه دیگه عالی عالی میشه.یک سوال داشتم:نظر رهبر انقلاب امام خامنه ای درباره سلوک و عرفان تصوف چیه؟

اگه امکان داره نظر امام خمینی (ره) و امام خامنه ای در ارتباط با این فرقه بیان کنید و درسته که بیان میکنند آیت الله حسن زاده آملی مسلک صوفی داره و این فرقه مورد تایید ایشان است

به عقیده من هر کس باید در انتخاب دینش ازاد باشه ، حال ان دین چه یهودی چه بهایی و چه شیطان پرستی یا الت پرستی باشه ... جوانان خود درک و شعور دارن و نیازی به افاضات جماعتی خشک مغزی چون نگارنده مطلب ندارد . به اعتقادات مردم احترام بگذارید ...

از تمام گفته های بالا بگزریم فقط این رو میگم تا حالا کذوم درویش آدم کشته ؟! کسی رو زندان کرده یک نگاه کوتاه به تاریخ انقلاب بکنین از اون روز تا به حال به اسم دین و اسلام چقدر آدم کشته شد یا در زندانن ؟!! چقدر ابراد دارین اون وقت بیاین تهمت بزنین و سفسطه کنین اگر این راه اشتباه بوذ و ایراد داشت این همه سال و دوران نیود چراغی را که ایزد بر فروزد با اراجیف شما و دشمنیهای سیاسی شما خاموش نمیشه این که گفتم سیاسی یه نگاه به متن سخنرانی سعید امامی در جمع امامان جمع بندازین اون وقت میبینین آمار شما چقدر خنده دار و بی پایه و اساس هست یکی از هزار مشکل شما یا این سلسله گرایش جوانان و دیگری حرام بودن استعمال مواد مخدر است که کلی از درامد های شما کم شده و دیگری پرداخت عشریه است و ندادن اون به شما ابن هم تو خوب میدونی هم من که حقیقت با این سلسله است و امام خمین یهم به این اذعان داشت شمایی که پی گیر آرمانهای امام هستین خوب تحقیق کن .

کجای قران و روایت نوشته آیه قران که درباره خمس گفته رو نادیده بگیر و بدعتی به نام عشریه درست کن؟؟؟؟؟ من کاری ندارم که خمس به اخوند جماعت بدی یا نه ولی حرفت خیلی مزخرف بود. بدعت درست کردید با ایه قران مخالفت کردید بعد ادعای دیانت میکنی؟ بخدا من نه طرفدار اخوند جماعت هستم نه طرفدار درویش ولی حرفت الکی بود اگه یکم به دراویش اعتقاد داشتم با این حرفت همون هم از بین رفت و دیگه ندارم

از خدا بترسید انقد حرف الکی پشت سر این بنده خدا نزنید چرا تحقیق نکرده دوس دارید حرف بزنید

به نظر من شما در اشتباه هستيد دكتر تابنده واقعيتي را فرمودند كه در پند صالح نيز نوشته شده است ضمن اينكه در قران نيز اين موضوع وجود دارد كه دين شخصي است. بياييم بي دليل به كسي احانت نكنيم

سلام خسته نباشید من امروز بطور تصادفی با سایت شما اشنا شدم هچوقت فکر نمیکردم همچین سایتی رو بدون فیلتر بشه پیدا کرد از اینکه هر کسی نظر خودش میگه و شما هم اون نقد وبررسی میکنید خوشحال شدم الان ۴ ساعتی هست که دارم سایتتون بررسی میکنم واقعا جالب بود خسته نباشید فقط میخواستم بدونم این دراویش که مورد بحث شماست ایا با علی اللهی یا یا حقی ها هم در ارتباط هستند و ایا در شهرستان ساوه هم حضور دارند؟