کوششی مستمر اما بی‌ثمر

  • 1396/10/24 - 20:54
ابن‌تیمیه حرّانی که در راستای پیروی از سیره بنی‌امیه، مبنی بر کاستن از جایگاه والای اهل‌بیت (علیهم السّلام) کوششی مستمر، امّا بی‌ثمر دارد به حزن حضرت زهرا (علیها السّلام) در فراق پدر بزرگوارش اعتراض و آن را مورد نکوهش قرار داده و گفته بر فرض هم بنا باشد این حزن ممدوح باشد به حزن ابوبکر در غار برای پیامبر نمی‌رسد.

ابن‌تیمیه حرّانی که در راستای پیروی از سیره بنی‌امیه، مبنی بر کاستن از جایگاه والای اهل‌بیت (علیهم السّلام) کوششی مستمر، امّا بی‌ثمر دارد به حزن حضرت زهرا (علیها السّلام) در فراق پدر بزرگوارش اعتراض و آن را مورد نکوهش قرار داده و گفته بر فرض هم بنا باشد این حزن ممدوح باشد به حزن ابوبکر در غار برای پیامبر نمی‌رسد.

و امّا این که ابن‌تیمیه حزن ابوبکر را نه به خاطر ترس از جان خویش، بلکه به خاطر نگرانی و ترس از جان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و به همین‌روی، آن را برتر و کامل‌تر از حزن حضرت زهرا (علیها السّلام) در فراق پدر بزرگوارش دانسته، از ابن‌تیمیه می‌پرسیم پس چرا در منابع اهل‌سنت به عنوان مثال ابوبکرهیثمی و محمد بن علی شوکانی از علمای اهل‌سنت درباره رسیدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آستانه غار و حزن شدید ابوبکر نوشته‌اند: «قریشیان به غاری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابوبکر درآن بودند، رسیدند تا جایی که به بالای کوه ثوررسیدند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صدای آنها را شنید، در این هنگام ابوبکر ترسید و بیم و ترس به او روی آورد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: نترس که خداوند با ماست.»[1]

و هنگامی که مشرکین به بالای در غار رفتند، باز هم ابوبکر ترسید که مبادا زیر پایشان را نگاه کرده و آنان را ببینند. بخاری در صحیح خود می‌نویسد: «از ابوبکر نقل شده در آن زمان که در غار بودم، من به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتم: اگر یکی از آنها زیر پاهایش را نگاه کند، ما را خواهد دید، حضرت فرمود: چه خیال می‌کنی درباره دو نفری که نفر سوم آنها خداست.»[2] این روایت نشان می‌دهد که پیامبر با جملات گوناگون سعی در تسکین خاطر ابوبکر داشت.

همچنین محمد بن اسحاق فاکهی می‌نویسد: «اثر پای آن حضرت را دنبال کردن، تا این که به غاری رسیدند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابوبکر در آن بودند. حضرت فرمود: بارالها چشمان آنها را بر ما کور گردان؛ در حالی که ابوبکر بسیار غمگین بود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: نترس که خداوند با ماست.»[3]

پی‌نوشت:

[1]. «و أتوا علی ثور الّذی فیه الغار الّذی فیه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و أبوبکر حتّی طلعوا فوقه و سمع النّبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم)أصواتهم فأشفق أبوبکر عند ذلک... .» مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، دار الریان للتراث، قاهرة، ج 6، ص 52.
[2]. «حدّثنا محمّد بن سنان حدّثنا همّام عن ثابت عن أنس عن أبی بکر قال قلت للنّبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) و أنا فی الغار لو أنّ أحدهم نظر تحت قدمیه... .» صحیح بخاری، بخاری، دارالفکر، بیروت، ج 3، ص 1337.
[3]. «... یقفون الأثر فانقطع الأثر حین إنتهوا إلی الغار وفیه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و أبوبکر فقال النّبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) اللّهمّ عمّ عنّا أبصارهم و أبوبکر شدید الحزن... .» أخبار مکة فی قدیم الدهر و حدیثه، محمد بن إسحاق بن العباس الفاکهی، دار خضر، بیروت، ج 4، ص 81.

برچسب‌ها: 
تنظیم و تدوین

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.