بهائیت وشیخیه

پس از کودتای 28 مرداد، نفوذ بهائیت در ارکان اداره‌ی ایران، گسترش یافت. در آن زمان حساس، آیت‌الله فلسفی با هماهنگی آیت‌الله بروجردی (ره) مبارزات خود را برعلیه بهائیت آغاز کرد. مرحوم فلسفی، پس از بررسی مبارزاتش با جریان بهائیت، این‌چنین نتیجه می‌گیرد که نفوذ بهائیت در ایران، با هدف ایجاد پایگاه دومی برای آمریکا در خاورمیانه بوده است.

تشکیلات بهائیت در آخرین اقدام خود در راستای مبارزه با حجاب زنان ایرانی، به ترویج کمپین چهارشنبه‌های بدون اجبار (مبارزه با حجاب) روی آورده است. اما آیا از آن جهت که زنان ایرانی حتی پیش از اسلام به رعایت حجاب شهره بودند، بهائیت به دنبال مبارزه با فرهنگ ایرانی است؟! حال آن‌که اسلام با تشریع حجاب، به دنبال حفظ کرامت انسانی زنان است.

کانال‌های تبلیغاتی بهائیت، با استناد به لایحه‌ی حقوق شهروندی و برخی شعارهای انتخاباتی رئیس دولت، درصدد تلاش برای به رسمیت شناختن بهائیت در ایران هستند. از همین سو شبکه‌های مجازی وابسته به بهائیت، با درخواست از بهائیان برای نگارش نامه‌هایی نمادین به رئیس جمهور، تلاش خود را برای به رسمیت شناخته شدن، علنی می‌کنند.

بر خلاف مظلوم‌نمایی‌هایی که بهائیت از خود در عصر پهلوی به نمایش می‌گزارد، دوران حکومت پهلوی، عصر رانت‌خواری و چپاول ملّت مسلمان ایران توسط بهائیت بوده است. نخست‌وزیر بهائی پهلوی با انتخاب دو شخصیت بهائی برای وزارت بازرگانی و کشاورزی ایران، رانت‌خواری و مکیدن خون ملّت مسلمان ایران را به اوج رسانده‌ است.

هژبر یزدانی از اهالی سنگسر و در یک خانواده‌ی متعصب بهائی متولد شد. وی که از حمایت عبدالکریم ایادی و به تبع شاه ایران برخوردار بود، با خط دهی بیت‌العدل و پول صهیونیست‌ها، اقدام به خرید زمین و سهام بانک‌های ایرانی کرده و مافیای بهائیت در ایران را راه‌اندازی کرد. بهائیت نیز از این طریق، به تصرف و چپاول گسترده‌ی ایران می‌پرداخت.

مهم‌ترین اصل ترقی بهائیت که پیشوایان این مسلک نیز تأکید بسیاری بر آن دارند، امر تبلیغ است. اما مانع بزرگی که بر سر راه بهائیت قرار داشته و دارد، تفکرات اصیل اسلامی است. از این‌رو تشکیلات بهائیت، تمرکز تبلیغی خود را بر افراد کم‌اطلاع از دین قرار داده و با سوء استفاده از نقاط ضعف افراد، تلاش برای جذب آنان دارد.

محفل بهائیان طی ابلاغیه‌ای در سال 1305 ش، دستور به احداث بنای حظیرة القدس در تهران می‌دهد. با پیگیری علما و مردم مسلمان، در سال 1334 ش، دستور به تخریب گنبد این بنا صادر می‌شود. اما بر خلاف آن‌چه بهائیت، تخریب گنبد این بنا را حکایت از مظلومیت خود در رژیم پهلوی معرفی می‌کند؛ این اقدام تنها عملی نمایشی جهت حفظ آرامش مردم بوده است.

در سال 1332 یک روحانی شیعه به نام شیخ محمد ذاکرزاده تولایی (معروف به شیخ محمود حلبی)، اقدام به تأسیس انجمنی ضدّ بهائی با نام «انجمن خیریه‌ی حجّتیه‌ی مهدویه» نمود. این انجمن در همه‌ی شهرهایی که اقلیّت بهائی در آن زندگی می‌کرد، فعال شد و فعالیت‌هایی عمدتاً فرهنگی را برای مقابله با بهائیت و منزوی کردن آن، سازماندهی کرد.

امیرعباس هویدا، فرزند عین‌الملک از خانواده‌های متعصب بهائی بود. وی در سال 1343 هم‌زمان با شروع حرکت امام خمینی (ره) به نخست‌وزیری رسید. هویدا با سوءاستفاده از قدرت خود، بسیاری از بهائیان را در پست‌های کلیدی گمارد و چنان خود و کابینه‌ی بهائی‌اش در چپاول کشور پیش رفتند که به کابینه‌ی چپاول‌گران مشهور شدند.

بر خلاف مظلوم‌نمایی‌های بهائیت در دوره‌ی پهلوی؛ عصر پهلوی را می‌توان عصر تاخت و تاز بهائیت بر ایران نامید. در این‌راستا عبدالکریم ایادی بهائی، با دارا بودن بیش از 80 شغل، کوشید تا تمام مصالح ایران را به نفع بهائیان تغییر دهد. تا جایی که فردوست می‌گوید: «می‌توان کتابی نوشت که آیا ایادی بهائی، بر ایران سلطنت می‌کرد یا محمدرضا پهلوی»

یکم تا دوازدهم اردیبهشت‌ماه، سالگرد ایام اظهار علنی دعوت به اصطلاح مدعی پیغمبری می‌باشد. بنا به فرمان پیشوایان بهائیت، بهائیان از اشتغال به هر شغلی در این ایام منع شده‌اند. اما به راستی که فراگیری عمل به چنین حکمی، موجب تعطیلی و هرج و مرج گسترده در جامعه می‌شود. حال آن‌که صدور چنین حکم غیرحکیمانه‌ای از خدای حکیم بعید است.

در گیر و دار تبلیغات انتخاباتی، برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، شعارهای دوپهلویی در خصوص به رسمیت شناختن حقوق اقلیّت‌ها سر داده که متأسفانه دشمنان اسلام و انقلاب را امیدوار ساخته‌اند. اما حقیقتاً آزادی عمل مکاتب غیرالهی از جمله بهائیت در انجام امور به ظاهر دینی‌شان، بر خلاف اصول قانون اساسی و مبانی دینی مردم کشورمان است.

واژه‌ی وطن و حفاظت و هراست از آن، نزد پیشوایان بهائی، نامأنوس و ناآشنا به شمار می‌رود. حال اگر قدرت دست خائنان با چنین تفکری نیز قرار گیرد، دیگر می‌بایست فاتحه‌ی استقلال آن کشور را خواند. ماجرای جدایی بحرین از ایران با بازی‌گری عوامل بهائی چون امیرعباس هویدا؛ نمونه‌ی بارزی از این وطن‌فروشی‌ها به شمار می‌رود.

هرچند که بهائیت به ترویج مظلوم‌نمایی خود "حتی در عصر پهلوی" می‌پردازد، اما به راستی که نمی‌تواند نفوذ خود را در این رژیم پنهان نماید. چرا که حتی پیش از تشکیل رژیم پهلوی، عوامل بهائی در روی‌کار آوردن رضاخان نقش داشته‌اند. لذا با روی کار آمدن رضاخان، نفوذ بهائیت در رژیم پهلوی گسترده و برای عادی‌ سازی اصلاحات ضددینی، از آن استفاده می‌شد.

صفحه‌ها