پذیرش خیالات راوی فاسق اهلسنت
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یعقوبِ بن اَبیسَلَمِه ماجَشون، از راویان کتابهای معتبر حدیثی اهل سنت است!
در شرح حال او آمده که اهل غِنا بود و کنیزان آوازخونی داشت. عُمَر بن عبدالعزیز تا قبل از خلافتش، با یعقوب رفیق بود.
نقل کردهاند که روزی روح از بدنش جدا شد؛ غَسّال دید رگى از زير پای او مىجنبد؛ غُسلش نداد. اين اتفاق سه روز تکرار شد و بعد سه روز یعقوب زنده شد و نوشیدنی خواست.
از او نقل کردهاند که گفت: روحَم از بَدَنَم جدا شد، فرشتهاى روحَم را به آسمان برد تا به آسمان هفتم رسيدیم. در باز نشد و به من گفتَند هنوز وقت مَرگِت فرا نرسيده است!
پيامبر(ص)، ابوبكر و عُمَر را دیدم، و عُمَر بن عبدالعزيز هم مقابل پیامبر(ص) نشسته بود. به فرشته گفتم: این فرد كیست؟ گفت: عُمَر بن عبدالعزيز! گفتم: به پيامبر(ص) نزديك است؟! گفت: او در روزگارِ ستم، حق را به كار بسته است!
کسی ایرادی به این خیالاتِ او نگرفته است، مثلاً چرا عزرائیل کسی را قبض روح کرده که وقت مرگش فرا نرسیده است!
معلوم نیست که بعدِ مرگ، سه روز صبرکردن، مخصوصِ ماجَشونِ است یا برای همه مردم خوب است این کار انجام شود!
در آسمان، پیامبر(ص) و دو خلیفه را که آنان را ندیده بود، شناخت، ولی عُمَر بن عبدالعزیز را که با او رفیق بود، نشناخت!
چطوری قول کسیکه اهل نوازندگی و فسق و فجور بوده که طبق روایات، باعث نفاق میشود میپذیرید؟! چه روایات او را و چه خیالات او را!
افزودن نظر جدید