شواهد قرآنی بر ردّ ادعای وهابیت در بحث استغاثه به مخلوقات

  • 1398/12/11 - 17:37
وهابیت معتقدند که هیچ انسانی ولایتی در تکوین ندارد و درخواست‌های فراتر از قدرت بشر عادی از انبیاء و اولیاء شرک است، علوی مالکی پس از آیه‌ای که داستان درخواست حضرت سلیمان از اطرافیانش را نقل می‌کند، می‌گوید: آیا سلیمان به خاطر این طلب مشرک شده؟

در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که به اولیای الهی کارهای خارق العاده نسبت داده شده، اما آن‌چه حائز اهمیت است این است که این‌گونه کارهای خارق العاده به دست مخلوقات انجام می‌گیرد، و حال این‌که وهابیت معتقد است که این امور به دست ایشان «مخلوقات» نیست، بلکه در آن لحظه که این قدرت از طریق انبیاء الهی صادر می‌شود، از طرف خداوند است و این‌طور نیست که این امور در اختیار انبیاء و اولیا باشد که بتوان از آن‌ها درخواست کرد.[1] لذا معتقدند که اولیاء و انبیاء الهی ولایتی در تکوین ندارند و به تبع این اعتقاد، درخواست‌های فراتر از قدرت بشر عادی از انبیاء و اولیاء را شرک می‌خوانند، در حالی‌که خداوند در قرآن صراحتاً خلاف اعتقادات وهابیت را بیان می‌دارد که به برخی از آیات اشاره می‌کنیم.
از جمله شواهد قرآنی، داستان آصف بن برخیا، وصی سلیمان نبیّ است که تخت بلقیس را از سرزمین یمن تا بیت‌المقدس، در یک چشم به هم زدن حاضر کرد و در عین حال این کار را به شخص خود انتساب داد. خداوند این‌چنین می‌فرماید: «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ.[نمل/40] کسی‌که نزد او علم و دانشی از کتاب -الهی- بود گفت: من آن را پیش از آن‌که چشم خود را بر هم بزنی، برایت می‌آورم.» حال سؤالی که باید از وهابیت پرسید این است که آیا این آیه، صراحت در انجام عملی خارق العاده توسط مخلوق بوده و با کلمه -انا- به خود نسبت داده است کفایت برای فاعلیت شخص نیست؟ و این سخن عالم اهل سنت بعد از نقل جریان تخت بلقیس و ... که می‌گوید: «... أکفر نبیّ الله سلیمان بذلک الطلب و أشرک ولیّ الله بهذا الجواب حاشاهما من ذلک[2] آیا سلیمان نبیّ به خاطر این طلب کافر شده و وزیرش به خاطر آن جواب مشرک گردیده؟ اصلاً و ابداً که چنین باشد!»
هم‌چنین این آیه شریفه که افعال خارق العاده را به شخص پیامبری هم‌چون حضرت عیسی (علیه‌السلام) نسبت داده: «أَنِّي أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّينِ کَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَکُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتي‏ بِإِذْنِ اللَّه...[آل عمران/49] من از گل برای شما چیزی به شکل پرنده می‌سازم، آن‌گاه در آن می‌دمم پس به اذن خداوند پرنده‌ای می‌شود و به اذن خدا نابینایی مادرزاد و مرض پیسی را بهبود می‌بخشم و مردگان را زنده می‌گردانم و شما را از آن‌چه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم مسلماً در این -معجزات- برای شما عبرت است.» و باز سؤالی که از وهابیت باید پرسید این است که خلق پرنده و شفای بیماران و احیای اموات و اخبار غیبی، امر فرابشری است و اذن عام خداوند است که این افعال با اراده‌ی او انجام می‌شود، اما عیسی (علیه‌السلام) خود را فاعل این افعال معرفی می‌کند؛ به عبارت دیگر: (از فعل متکلم وحده استفاده کرده است.)
و این آیه شریفه که صراحت بیشتری در اثبات ولایت در تکوین برای اولیاء و انبیاء الهی دارد: «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْري بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ وَ الشَّياطينَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ..[ص/36و37] پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم گرفت به فرمان او نرم و روان باشد و شیاطین را از بنّا و غوّاص تحت اختیارش قرار دادیم.» این آیه نیز صراحت دارد که باد تحت امر شخص پیامبری مانند سلیمان بود که همان ولایت تکوینی است بدون آن‌که نامی از اذن بیاید، و آیاتی مانند: «نمل/38»، «اعراف/160»، «کهف/65و66»، «بقره/60» و ... همگی حاکی از این هستند که مخلوقات فاعلیت در امور را دارند. در نتیجه استغاثه و طلب درخواست چیزی از اولیاء و انبیاء الهی در امور فرابشری امری است که قرآن به آن تصریح دارد، در حالی‌که وهابیت این نوع درخواست‌ها را حتی در زمان حیات شرک و کفر می‌دانند.
بنابراین بدون نیاز به اثبات ولایت در تکوین برای انبیاء و اولیاء الهی، هم می‌توان استغاثه به ایشان را عملی صحیح دانست، و ارتباطی بین نفی ولایت تکوینی با شرک بودن استغاثه و درخواستِ چیزی نیست.

پی‌نوشت:

[1]. مجموع فتاوی و رسائل، ابن عثیمین، دارالوطن، ریاض، عربستان، ج5 ص110.
[2]. مفاهیم یجب ان تصحح، علوی المالکی، دارالکتب، بیروت، لبنان، ص181. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.