اسلام و مسلمانی در نگاه قرآن و روایات، پس تکفیر چرا؟

  • 1398/10/11 - 18:55
جبرئیل به صورت مردی ناشناس به محضر پیامبر اکرم رسید و از اسلام و ایمان سؤال کرد و حضرت فرمود: «اسلام این است که خدا را پرستش کنی و کسی را شریک او قرار ندهی و نماز بر پای داری و زکات پرداخت کنی و حج به‌جا آوری و روزه‌ی رمضان را بگیری.»

اسلام و مسلمانی، طبق نظر لغت‌شناسان به معنای، تسلیم اوامر خداوند بودن، انقیاد، ابراز خضوع و اظهار شریعت و التزام به سخنان پیامبر اکرم داشتن است. این واژه با ایمان به‌کار می‌رود، به معنای اظهار شهادتین و انجام عبادات ظاهری و هم‌چنین گاهی هم کلمه اسلام به صورت اسمی برای دینی که پیامبر خاتم حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آورده نیز به‌کار می‌رود.[1] فهم دقیق معنای اسلام، با بررسی آیات و روایات به‌دست می‌آید.
در آیات قرآن این‌گونه آمده است، حضرت نوح خطاب به قومش می‌گوید: «وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ[یونس/72] من مأمورم که از مسلمانان -تسلیم شدگان در برابر فرمان خداوند- باشم.» و درخواست حضرت ابراهیم از خداوند برای خود و فرزندان و نسل خودش این است که مسلمان باشند: «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ.[بقره/28] خداوندا، ما را تسلیم -فرمان- خود قرار بده و از نسل ما امتی که تسلیم -فرمان- تو باشند، به‌وجود آور.» و نیز آمده است: «فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ[بقره/132] و شما جز به آیین اسلام -تسلیم در برابر فرمان خدا- از دنیا نروید.» و یا این آیه که قبول دعوت حضرت موسی توسط قوم بنی‌اسرائیل و درخواست این قوم از خداوند را ذکر می‌کند: «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ[اعراف/126] خداوندا! صبر و استقامتی بر ما فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.» و قبول دعوت ملکه سبأ به اسلام، هنگامی‌که عظمت و بزرگی حضرت سلیمان را دید، این‌طور بیان شده است: «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ[نمل/44] با سلیمان به خداوندی که پروردگار جهانیان است، اسلام آوردم.»
در نتیجه این‌گونه آیات که در قرآن کم هم نیست، نشان می‌دهد که اسلام جوهره‌ی اصلی همه‌ی ادیان الهی است؛ منتها اسلام نیز در قرآن مراتبی دارد که گاهی بر اظهار تسلیم یا اسلام ظاهری و گاهی هم بر بالاترین درجات که همان اسلام حقیقی باشد، اطلاق می‌شود.
در روایات و سخنان پیامبر خاتم، گاهی به معنای لغوی و در اکثر موارد به معنای اصطلاحی مورد استعمال قرار گرفته است، چرا که این روایات گاهی به معرفی اسلام در مقایسه با ایمان و گاهی هم ارکان اسلام به همراه احکام و اعتقادات آن، توسط شخص پیامبر، تشریح و تبیین شده است. از جمله این روایات عبارت است از:
جبرئیل به صورت مردی ناشناس به محضر پیامبر اکرم رسید و از اسلام و ایمان -احسان- سؤال کرد و حضرت فرمود: «اسلام این است که خدا را پرستش کنی و کسی را شریک او قرار ندهی و نماز بر پای داری و زکات پرداخت کنی و حج به‌جا آوری و روزه‌ی رمضان را بگیری.»[2]
در برخی روایات دیگر شهادت به توحید و رسالت پیامبر خاتم، به جای عبادت خدا و پرهیز از شرک و در برخی دیگر اداء تکالیف و احکام مثل نماز و روزه و زکات و...وارد شده است؛ مثل این روایت که جبرئیل از پیامبر درباره‌ی اسلام پرسید و حضرت فرمود: «اسلام آن است که شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر از جانب خدا را انجام بدهی، و نماز را برپا داشته و زکات بپردازی و روزه‌ی رمضان را به‌جا آورده و حج خانه خدا را انجام دهی... جبرئیل گفت خبر بده مرا از ایمان، فرمود این‌که به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و رسولان خدا و روز قیامت ایمان آوری... جبرئیل گفت خبر بده مرا از احسان، فرمود این‌که خدا را عبادت کنی، چنان‌که گویا تو را می‌بیند و اگر تو او را نمی‌بینی، بدان که او تو را می‌بیند.»[3] هم‌چنین روایت شده که فرمود: «من مأمورم که با مشرکان بجنگم تا شهادت بدهند که خدایی جز الله نیست و محمد فرستاده اوست و نماز را برپا دارند و زکات بدهند، اگر چنین کردند جان و مالشان محترم است و حسابشان با خداست.»[4]
در نتیجه طبق این روایات، اسلام به دو صورت ظاهری و واقعی تقسیم می‌شود و در آیات و روایات این دو دسته بودن آشکار و مشهود است، اما چرا تکفیری‌های وهابی توجه به آن ندارند و خون و مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح می‌دانند؟ والله العالم.
مگر نه این است که اسلام ظاهری یعنی اقرار به توحید و رسالت پیامبر اسلام و آیا مسلمان معتقد به آن نیست؟ هم‌چنین اسلام واقعی یعنی اعتقاد قلبی و اقرار زبانی و التزام به شریعت اسلام که این هم مثل آن دیگری است و مسلمان به آن معتقد است. در هر دو صورت، شخص مسلمان است و باید محفوظ باشد. پس چرا تکفیری‌های وهابی با مسلمانان مانند مشرکان معامله می‌کنند؟ والله العالم.
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی، موسسه دارالهجره، قم، ایران، ج7 ص266.
معجم مقاییس اللغه، احمد بن فارس، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص90.
[2]. «الاسلام ان تعبدالله ولاتشرک به شیئآً و تقیم الصلاه و توتی الزکاه و تحجّ البیت و تصوم رمضان.» سنن، نسایی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج8 ص110.
[3]. «الاسلام ان تشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و تقیم الصلاه و توتی الزکاه و تصوم رمضان و تحج البیت... قال فاخبرنی عن الایمان؟ قال ان تومن بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر... قال فاخبرنی عن الاحسان؟ قال ان تعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک...» سنن، ابن ماجه، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، ج1 ص43. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
المصنف، ابن ابی شیبه، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص331. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. «امرت ان اقاتل الناس حتی یشهدوا ان لا اله الا الله و انّ محمداً رسول الله... فاذا فعلوه ذلک عصموا منی دماءههم و اموالهم الا بحق الاسلام و حسابهم علی الله.» صحیح بخاری، بخاری، دار طوق النجاه، بیروت، لبنان، ج1 ص14.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.