فرافکنی بنیانگذار وهابیت نسبت به شیعه و عدم شناخت او درباره‌ی صحابه

  • 1398/05/31 - 18:29
ابن عبدالوهاب می‌نویسد: «از شمار اعتقادات شیعه، سبّ و دشنام صحابه است، و هر کسی که ناسزا بگوید به کسیکه خدا از وی راضی است، با خدا و رسول جنگیده و کافر است.» جواب: قرآن در مورد نفاق برخی صحابه هم گفته، و آیات مورد استناد شامل حال همه صحابه نمی‌شود؛ در کتب اهل سنت نیز تخلفاتشان ذکر شده است.

برخی معتقدند همه صحابه عادلند، در حالی‌که طبق نصوص وارده اصحاب نزد پیامبر یکسان نبودند، چراکه بعضی تخلفات عدیده‌ای داشتند و خود صحابه معتقد به عدالت دیگر صحابه نبودند؛ برخی بدعت‌گذار، بعضی منافق، و عده‌ی دیگر مرتد شده‌اند، اما بنیان‌گذار فرقه وهابیت، محمد بن عبدالوهاب، با تهمت و فرافکنی و دروغ از یک طرف و عدم شناخت صحابه از کتب فریقین، در کتاب خود می‌نویسد: «از شمار اعتقادات شیعه، سبّ و دشنام به صحابه، به‌ویژه خلفای سه‌گانه است، در حالی‌که خدا فرمود: «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ.[بقره/143] شما را امت میانه‌ای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید...» هر که کسی را ناسزا گوید که خدا از وی راضی است، با خدا و رسول جنگیده، خدا فرموده است: «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ...[فتح/18] خداوند از مؤمنان، هنگامی‌که در زیر درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد.» قرآن پر از ستایش صحابه است، هر که دشنامشان بدهد، با گرامی‌داشت آنان که خدا دستور فرموده، مخالفت کرده، هر که درباره‌ی همگی یا بیشتر صحابه اعتقاد بدی داشته باشد، و خدا را دروغ‌گو بداند، کافر است...»[1]
در جواب او و ردّ سخنانش باید گفت که، اولاً: مطالبی که او مطرح کرده بحث علمی و مبنایی ندارد.
ثانیاً: قرآن غیر آن چیزی را می‌گوید که او معتقد است، چون خداوند می‌فرماید: «وَعَدَاللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیما.[فتح/29] خداوند به کسانی‌که از میان آن‌ها ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده مغفرت و پاداش عظیم داده.» لذا همه صحابه عادل نبودند و این آیه در مورد برخی از ایشان نازل شده، نه همه‌ی آن‌ها.
ثالثاً: بحث در جایی می‌چرخد که عدالت تمامی صحابه باید مورد دقت قرار گیرد که از نگاه عالمان فریقین و نصوص وارده این‌گونه نبودند، چرا که برخی از صحابه پیامبر مرتکب گناه و... شده بودند که در کتب اهل سنت تخلفاتشان نوشته شده است.[2]
رابعاً: آیاتی که او متذکر می‌شود، مصداقش همه صحابه نیستند، چراکه افرادی مانند ابوالعادیه یسار بن سبع سلمی که در بیعت رضوان حضور داشت، بعدها قاتل عمار بود که در جنگ صفین شرکت کرد و در رکاب حضرت علی (علیه‌السلام) در جنگ صفین به شهادت رسید و پیامبر هم آن حدیث مشهور: «تقتله فئه الباغیه.[3] او را گروهی ظالم و سرکش می‌کشند.» را در توصیف عمار یاسر ذکر کرده بودند، لذا کشندگان او، معاویه و لشکریانش و ابوالعادیه، بر حق نبودند.
خامساً: اگر بخواهیم قواعد را نسبت به صحابه پیامبر اکرم جاری کنیم، آن هم با نگاه به مطالب مورد قبول از کتب اهل سنت، یقیناً به جهل و نادانی محمد بن عبدالوهاب بیشتر پی می‌بریم؛ جالب این‌که عده‌ای کورکورانه به دنبال عقاید و افکار باطل اویند.
سادساً: تفتازانی و دیگران می‌گویند: در میان صحابه پیامبر، آن‌چنان که در کتب تاریخ آمده، جنگ‌ها و مشاجراتی رخ داده که ظاهرش نشان می‌دهد که برخی از صحابه از راه حق منحرف شده‌اند و فاسق شده، دشمنی و حسادت کردند، برای این‌که به ریاست و ... برسند.[4]
در نتیجه با تهمت و فرافکنی و دروغ او نسبت به شیعه، دیدگاه کینه توزانه‌اش آشکار می‌شود و دیگر این‌که او شناخت دقیق که هیچ، بلکه سطحی هم از وقایع و تاریخ اسلام هم ندارد.
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. رساله فی الرّد علی الرافضه، محمد بن عبدالوهاب، دار الآثار، صنعاء، یمن، ص15.
[2]. کشاف، زمخشری، مکتب الاعلام الاسلامی، ج4 ص360.
[3]. البدایه و النهایه، ابن کثیر، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج4 ص538.
[4]. شرح المقاصد، تفتازانی، عالم الکتب، بیروت، لبنان، ص310.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.