فتنه خواندن جنگهای حضرت علی(ع) در دوران خلافتش از نگاه ابن تیمیه

  • 1398/02/25 - 15:08
دشمنی ابن تیمیه با اهل بیت آشکار است. او با دروغ پردازی و جسارت به امیرالمؤمنین، اوج خباثت و کینه‌ درونی خود را مشخص می‌کند که از جهل و نادانی او سرچشمه می‌گیرد٬ وی می‌گوید جنگهای امیرالمؤمنین بدون حجت بوده، درحالیکه در کتب اهل سنت صحابه‌ای که با ایشان همراهی نکردند، ابراز پشیمانی کردند.

ابن تیمیه علاوه بر این‌که دشمنی سرسختی با خاندان اهل بیت پیامبر٬ خصوصاً حضرت علی (علیه‌السلام) دارد، به دروغ مطالب و سخنانی را بیان می‌دارد که در حقیقت اوج خباثت او را آشکار می‌کند. او مثلاً در کتاب منهاج السنه درباره‌ی جنگ‌های حضرت علی (علیه‌السلام) می‌گوید: «علی هیچ‌گونه حجت و دلیلی برای جنگ نداشت و خود علی (علیه‌‌السلام) نیز به این مطلب اشاره کرده...»[۱] و در جای دیگر می‌نویسد: «علی برای این جنگید که مردم از او فرمانبرداری کنند...»[۲] و می‌نویسد: «جنگ او در جمل و صفین را اگر بخواهیم تأویلش کنیم، فتنه به شمار می‌آید...»[۳] و نیز می‌گوید: «او امر شده بود تا با خوارج بجنگد٬ اما جنگ جمل و صفین را به‌وجود آورد، در حالی‌که فتنه بود...»[۴] و در ادامه می‌گوید: «صحابه و تابعین و علمای دین همه از این جنگ ناراضی بودند.»[۵] و نهایتاً در کمال وقاحت و بی‌شرمی دروغی را به حضرت علی (علیه‌السلام) نسبت می‌دهد و می‌گوید: «علی از کارهایی که انجام داد، پشیمان بود.»[۶] وی می‌گوید: «حدیثی که پیامبر٬ علی (علیه‌السلام) را بر جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین امر کرده باشد، دروغ محض و ساخته و پرداخته دیگران است.»[۷]
در جواب او به چند سند تاریخی از کتب علمای اهل سنت اشاره می‌کنیم:
سند اول: از جابر بن عبدالله انصاری در مورد جنگ‌های علی (علیه‌السلام) سؤال شد و در پاسخ گفت: در مورد جنگ‌های علی (علیه‌السلام) کسی جز کافر شک نمی‌کند.[۸]
سند دوم: اگر حضرت علی (علیه‌السلام) پشیمان بود٬ چرا برخی از صحابه مانند: «سلیمان بن صرد خزاعی» به خاطر شرکت نکردن در جنگ جمل مورد سرزنش واقع شد و نهایتاً عذرخواهی کرد و از امام حسن (علیه‌السلام) خواست تا در پذیرفتن عذرش بین او و امام علی (علیه‌السلام) واسطه شود؟[۹]
سند سوم: علمای اهل سنت نام افرادی که همگی آن‌ها از همراهی نکردن با حضرت علی (علیه‌السلام) در جنگ‌هایش اظهار ندامت و پشیمانی کردند مانند: ابن‌عمر و سعد بن ابی وقاص و مسروق بن اجدع و... را در کتب خود بیان کردند.[۱۰]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[۱]. منهاج السنه النبویه٬ ابن تیمیه٬ موسسه قرطبه٬ قاهره٬ مصر٬ ج۴ ص۴۹۹.
[۲]. همان٬ ج۸ ص۵۷.
[۳]. همان٬ ج۷ ص۵۷.
[۴]. همان٬ ج۶ ص۳۵۶.
[۵]. همان٬ ج۵ ص۱۵۳.
[۶]. همان٬ ج۶ ص۲۰۹- ج۸ ص۵۲۶.
[۷]. همان٬ ج۶ ص۱۱۲.
[۸]. تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر٬ دارالفکر٬ بیروت٬ لبنان٬ ج۴۲ ص٬ ۴۴۴.
[۹]. انساب الاشراف٬ بلاذری٬ موسسه الاعلمی للمطبوعات٬ بیروت٬ لبنان٬ ج۳ ص۶۳.
[۱۰]. اسد الغابه٬ ابن اثیر٬ انتشارات اسماعلیان٬ تهران٬ ایران٬ ج۴ ص۳۳.
تفسیر قرطبی٬ قرطبی٬ دار احیا التراث العربی٬ بیروت٬ لبنان٬ ج۱۶ ص۳۱۹.
الاستیعاب٬ ابن عبدالبر٬ دارالجیل٬ بیروت٬ لبنان٬ ج۱ ص۳۴۴.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.