مخالفت اعتقادی صوفیان با فروع دین اسلام

  • 1398/02/15 - 19:53
تبری و تولی دو فرع از فروع اسلام‌اند که اعتقاد و التزام به آن بر هر مسلمانی واجب است. اما متصوفه با اعتقاد به صلح کل و اینکه همهٔ عقاید و آموزه‌ها راهی به‌سوی خدا هستند و فرقی بین هندی و بودا و برهما و سیک و ترسا و جودا و آئین‌های خودساخته و شیطانی غربی نیست، رسماً «تبری» را که از فروع دین است، نقض کرده و التزام و اعتقادی به آن ندارند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ تبری و تولی دو فرع از فروع اسلام‌اند که اعتقاد و التزام به آن بر هر مسلمانی واجب است. دوستی دوستان خدا و دشمنی با دشمنان دین خدا بر هر مسلمانی در عقیده و عمل، چیزی است که خداوند آن را لازم و واجب ساخته است. بر این مبنا، بی‌تفاوتی نسبت به هر امری که مربوط به بحث تولی و تبری باشد، خلاف آموزه‌ها و عقاید و باورهای اسلامی است. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «محکم‌ترین دستگیرهٔ ایمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمنی کردن به خاطر خدا و دوستی با دوستان خدا و بیزاری از دشمنان خداوند است.» [1]

متصوفه با اعتقاد به صلح کل و اینکه همهٔ عقاید و آموزه‌ها راهی به‌سوی خدا هستند و فرقی بین هندی و بودا و برهما و سیک و ترسا و جودا و آئین‌های خودساخته و شیطانی غربی نیست، رسماً «تبری» را که از فروع دین است، نقض کرده و التزام و اعتقادی به آن ندارند. بعد از قرار دادن این پست در اینستاگرام، یکی از کاربران این پرسش را مطرح کردند که: دراویشی که خود را مسلمان می‌دانند و خود را مرید حضرت علی (علیه السلام) می‌دانند، چطور ساز دوستی با دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) را کوک کرده و حتی فراتر از آن، قائل به این هستند که حتی کفاری مثل هندوها و بودائیان نیز راهشان به خدا می‌رسد!!! سؤال اصلی اینجاست که اگر این‌طور است که این دراویش می‌گویند که هرکدام از این کفار بازهم راهشان به خدا می‌رسد، دیگر چه نیازی به این دراویش و اقطابشان است؟ پس چرا مردم را به‌سوی خودشان دعوت می‌کنند؟

یکی از دراویش در پاسخ گفتند: بله ما فقرا همگی مسلمان و شیعه مولا علی (علیه السلام) هستیم ولی تعامل ما با دیگر انسان‌ها و دیگر ادیان به خاطر نیاز جامعه امروزی است تا انسان‌ها به همدیگر نزدیک‌تر شده و انسانیت خود را فراموش نکنند. درواقع ما با این کار در پی این هستیم که انسانیت فراموش‌شده را احیاء کنیم. در این قرن، انسان‌ها باید دشمنی و کینه‌ها را کنار گذاشته و با تعامل و نوع‌دوستی دست مهر و محبت به همدیگر بدهند و الا دشمنی و کینه همیشه بوده ولی هیچ‌چیز تغییر نکرده.

من در جواب این درویش گفتم: میشه بفرمائید این نظریه و این ایده از چه کسی است و از کجا سرچشمه گرفته است؟

درویش: این ایده نیست که بخواهیم برایش یک شروع و پایانی متصور شویم. این عمل، برخواسته از روح تصوف است که همیشه برای انسان‌ها احترام قائل شده و سعی در نزدیکی بین انسان‌ها داشته، لذا صلح و صفای با تمام انسان‌ها سرلوحه تمام فقرا حتی در برخورد با مخالفین و دشمنان است.

من: این یک ادعای باطل است که با تمام انسان‌ها حتی مخالفین با صلح وصفا رفتار می‌کنید، چراکه نقض این حرف شما را مردم در غائله‌ای که دراویش در خیابان پاسداران تهران راه انداختند، دیدیم. اما سؤال من این است که مگر همین اسلامی که شما ادعای آن را دارید و تولی و تبری از فروعات آن به شمار می‌رود مگر قصدش نزدیکی و دوستی بین انسان‌ها نیست که شما با رها کردن تبری قصد دارید برخلاف اسلام عمل کنید؟

صوفی: اتفاقاً این هم‌نوع دوستی و صلح با تمام انسان‌ها، خلاف اسلام نیست، بلکه عین دستور اسلام و انسانیت است. شما اگر به صفات الهی مثل ستاریت توجه کنید می‌بینید که خدا هم چشمش را حتی بر روی کسی که دینی غیر از اسلام پذیرفته می‌بندد، بنابراین وقتی خداوند ستارالعیوب است، نیازی به دشمنی ما با او نیست. یا حتی در مورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که یک‌بار هم قوم خود را نفرین نکرد هم این نکته صادق است. چراکه ایشان حتی در حق غیرمسلمانان هم مهربان بودند و به‌زور آن‌ها را مسلمان نمی‌کردند.

من: اولاً ستاریت خداوند متعال در مورد گناهان انسان هست، نه انتخاب دین. چراکه به فرموده قرآن کریم، دین اسلام کامل‌ترین دینی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیام‌آور آن بودند. درنتیجه ادیان دیگر هم باید رو به‌سوی دین اسلام بیاورند. چون دین اسلام کامل‌ترین دین است و نواقص ادیان دیگر را ندارد. ثانیاً در مورد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نیز باید بگویم، درست است که آن حضرت مهربان‌ترین انسان بودند نسبت به تمام انسان‌ها بودند ولی همین پیامبر اسلام بارها با کفار و یهودیان و صاحبان ادیان دیگر جنگ کردند.

صوفی: ما منکر جنگ‌های پیامبر نیستیم ولی معتقدیم که پیامبر چون برای انسانیت انسان‌ها ارزش قائل بودند خودشان شروع‌کننده جنگ نبودند بلکه مدافع بودند.

من: لطفاً هر چیزی را به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت ندهید. حضرت، در برخی از جنگ‌ها خود شروع‌کننده جنگ بودند مثل همین فتح مکه و جنگ خیبر، جنگ تبوک، یا جنگ با رومیان، یا جنگی که مسلمانان تا یمن رفتند. متأسفانه این اسلامی که شما آن را ترویج می‌کنید اسلام منفعلانه‌ای است که سرچشمه‌اش همین تصوف است، درحالی‌که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اصحابشان أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ بودند.

صوفی: اگر این صحبت شما را قبول کنیم بازهم باید پذیرفت که شرایط الآن با گذشته تغییر کرده و دیگر نمی‌شود با سلاح، به جنگ قلوب و به دست آوردن آن‌ها رفت. ببینید مسیحیان چطور با مهربانی مردم را به خود جذب می‌کنند و چطور آیات مهربانی را از کتاب انجیل برای جذب مردم می‌خوانند.

من: اولاً اینکه مسیحیان برای شما از کتاب مقدس آیات مهربانی و مهرورزی را می‌خوانند دلیل بر حقانیت یا درستکاری آن‌ها نمی‌شود، چراکه در همین کتاب مقدس تحریف‌شده، آیاتی است که اشاره به کشتار گسترده تمام مردم از کودک و بزرگ گرفته تا هر موجود زنده در یک شهر یا روستایی را دارد که پیامبرانی مثل عیسی یا داوود به آن‌ها حمله کرده بودند.

ثانیاً درست است که زمان زیادی از صدر اسلام تابه‌حال گذشته است ولی دین اسلام که تغییر نکرده است، پیامبر جدیدی هم که نیامده است. دین اسلام نیز به خاطر کامل بودنش بنا به فرموده خود اهل بیت (علیهم السلام) تا روز قیامت تغییر نخواهد کرد. درنتیجه شما دراویش باید بدانید که اگر ما بخواهیم دشمنی خود را با دشمنان اسلام، کنار بگذاریم، باید دین خود را کنار گذاشته و دوستی با دشمنان خدا و اهل بیت (علیهم السلام) را بپذیریم.

پی‌نوشت:
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق غفاری، نشر دار الکتب الإسلامیة، ج ۲، ص ۱۲۵

برچسب‌ها: 
تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.