توهین و جسارت ابن تیمیه به امام حسین(ع)

  • 1397/09/21 - 19:53
ابن تیمیه بر امام حسین (علیه‌السلام) خرده می‌گیرد و قیام ایشان را نه به مصلحت دین و نه به مصلحت دنیا می‌داند، بلکه آن را سبب ایجاد فتنه‌ها می‌پندارد، اما امام می‌فرماید: «کسی‌که سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال، عهد و پیمان خدا را شکسته و مخالف سنت پیامبر عمل کرده، ولی علیه او قیام نکند، بر خداوند است که وی را در جهنم با همان ظالم جای دهد.»

خلاصه مقاله
ابن تیمیه می‌نویسد: «در قیام -امام حسین (علیه‌السلام)- نه مصلحت دین و نه مصلحت دنیا وجود داشت، بلکه قیام او سبب شد که ظالمان قدرت پیدا کنند و سبط پیامبر کشته شود... فلذا با قیام او نه تنها آن‌چه او قصد داشت، در به‌دست آوردن نیکی‌ها و دفع بدی‌ها، حاصل نگشت، بلکه بالعکس به سبب قیام او بدی‌ها زیاد و خوبی‌ها کم شد، ... در نتیجه کشته شدن حسین سبب به‌وجود آمدن فتنه‌های زیادی گشت، همان‌طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه‌های بسیار گشت.»
اما امام حسین (علیه‌السلام) این‌گونه جواب فرمود: «کسی‌که سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال، عهد و پیمان خدا را شکسته و مخالف سنت پیامبر عمل کرده و با مردم به گناه و دشمنی رفتار می‌کند، ولی او با سخن و یا رفتار خود در برابر او قیام نکند، بر خداوند است که وی را در جایگاهی از جهنم قرار دهد، که همان ظالم را جای داده.»

متن مقاله
ابن تیمیه به ناصبی بودن معروف است، یعنی کسی‌که دشمن اهل بیت پیامبر است؛ لذا وقتی سخن از فضائل و مناقب اهل بیت پیامبر اکرم، خصوصاً حضرت علی (علیه‌السلام) می‌شود، بلافاصله تلاش می‌کند تا اشکال و خدشه وارد کند و این در کتب و نوشتجات او مشهود است که فضائل و مناقب اهل بیت را تکذیب و یا حداقل کم رنگ نشان می‌دهد، اما وقتی سخن از شجره‌ی ملعونه در قرآن می‌کند، چنان ارادت قلبی و خاصه‌ی خود را بروز می‌دهد که انگار اینان برحقند و اهل بیت پیامبر ناحق و بر باطلند؛ او در قسمتی از کتاب خود به امام حسین (علیه‌السلام) اهانت‌هایی را روا می‌دارد و می‌گوید: قیام امام حسین نامشروع و در مسیر شرّ و باطل بوده است و از یزید بن معاویه دفاع سرسختانه می‌کند تا این لکه ننگی که این خاندان خبیث بر اهل بیت پیامبر اسلام در واقعه عاشورا توسط یزید صورت گرفته را پاک کند و یا طوری جلوه می‌دهد که انگار هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است. لذا در کتاب خود ذیل این موضوع  می‌نویسد:
«و لم یکن فی الخروج لامصلحه دین و لامصلحه دنیا، بل تمکّن اولئک الظلمه الطغاه من سبط رسول الله حتی قتلوه... فانّ ما قصده من تحصیل الخیر و دفع الشرّ لم یحصل منه شیء بل زاد الشرّ بخروجه...[1] در قیام -امام حسین (علیه‌السلام)- نه مصلحت دین و نه مصلحت دنیا وجود داشت، بلکه قیام او سبب شد که ظالمان قدرت پیدا کنند و سبط پیامبر کشته شود... فلذا با قیام او نه تنها آن‌چه او قصد داشت، در به‌دست آوردن نیکی‌ها و دفع بدی‌ها، حاصل نگشت، بلکه بالعکس به سبب قیام او بدی‌ها زیاد و خوبی‌ها کم شد، ... در نتیجه کشته شدن حسین سبب به‌وجود آمدن فتنه‌های زیادی گشت، همان‌طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه‌های بسیار گشت.»
این دیدگاه و افکار باطل ابن‌تیمیه باعث گردید که پیروانش (وهابیت) نیز عمل فرزند پیامبر را اشتباهی آشکار بدانند و بر خاندان وحی و رسالت تعیین تکلیف کنند و این‌چنین بگویند که: «... الحسین-ع- أخطاء ما أخطاء... و الحسین رضی الله عنه و أرضاه فی خروجه کان الامر خلافاً مع عقیدته و کان عدم الخروج أولی، و البقاء هو الاولی و الدخول فیما دخل الناس هو أولی لکنّه کره عمّا قیل انّ العراق کلّه...[2]... حسین در قیامش بر علیه یزید اشتباه کرد و برای او بهتر و سزاوارتر بود که این کار را نمی‌کرد. باقی ماندن در مدینه و بر آن‌چه اجماع کرده بودند بهتر و شایسته‌تر بود. هر چه به او گفته شد، مردم عراق طرفدار و همراه تو نیستند، توجه نکرد و گوش نداد...»
از ظاهر این کلمات و سخنان اینان این‌طور استفاده می‌شود که امام حسین (علیه‌السلام) تشخیص نمی‌داد که -العیاذ بالله- چه چیزی مصلحت دارد و چه چیزی مفسده؟ اما بزرگان این فرقه، بیشتر از پسر پیامبر می‌فهمند و در حقیقت خود را عقل کل و پسر پیامبر را که سرور جوانان اهل بهشت به گفته پیامبر اکرم است را ناقص العقل و بی‌خرد می‌دانند.
البته خود حضرت پاسخ این‌گونه سخنان را در جاهای مختلفی دادند، از جمله آن زمانی که با لشکریان حرّ بن یزید ریاحی روبرو شدند، فرمود: «... ثمّ قال ایها الناس انّ رسول الله قال من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله ان یدخله مدخله... انا احقّ بخلافه من غیر... قد أتتنی کتبتکم و قدمت علیّ رسلکم ببیعتکم انّکم لاتسلّمونی...[3] ... کسی‌که سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال، عهد و پیمان خدا را شکسته و مخالف سنت پیامبر عمل کرده و با مردم به گناه و دشمنی رفتار می‌کند، ولی او با سخن و یا رفتار خود در برابر او قیام نکند، بر خداوند است که وی را در جایگاهی از جهنم قرار دهد، که همان ظالم را جای داده؛... من بر خلافت بر دیگران سزاوارترم و این در حالی است که شما برای من دعوت‌نامه و پیک فرستادید و با من بیعت کردید، اما با این وجود شما گردن نمی‌نهید...»
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج4 ص530.
[2]. «اظهارات مفتی اعظم عربستان در مشروعيت بيعت يزيد و حرمت قيام امام حسين (علیه‌السلام)»
[3]. تاریخ طبری، طبری، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص306.
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص408

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.