بی اعتنایی به امام در کرامت های معروف کرخی

  • 1397/06/18 - 12:03
فرق صوفیه برای معروف کرخی به عنوان دربان حضرت امام رضا (ع) احترام ویژه ای قائل هستند و کرامت‌هایی را به اینشان منسوب کرده. کرامت‌هایی که در آن‌ها بی‌توجهی به وجود مبارک حضرت امام رضا (ع) کاملا روشن است. چنانچه معروف کرخی را باوجود اینکه حضرت زنده هستند شفیع مردم در هنگام بلا و گرفتاری‌ها نزد خداوند معرفی کرده‌اند.

مطلب اجمالی_ معروف کرخی ازجمله صوفیانی است که کرامات مختلفی در کتب صوفیه برای او نقل شده است. ازجمله کرامت‌هایی که برای معروف کرخی نقل شده است این است که: «مردی دریانورد از کرخی تقاضا کرد که او را از سفرهای دریایی‌اش سالم و سلامت به خانه بازگرداند. کرخی دستور داد دوات و قلم آوردند و جملاتی بر کاغذ نوشت و به آن شخص داد و گفت: هرگاه دریا متلاطم شد، آنچه در این نامه نوشته شده است را بخوان. اتفاقاً دریا طوفانی شد و آن شخص نامه را بیرون آورد که بخواند. دید آنجا نوشته شده: ای دریا ترا به‌حق کرخی دربان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از تلاطم بازایست. آن مرد عصبانی گردید و نامه را به دریا انداخت و طولی نکشید که دریا از تلاطم و کولاک بازایستاد و معلوم شد که این به برکت خدمتگزاری و دربانی امام بوده است.» [مجالس المؤمنین، ج 2، ص 27 و 28]

ساختگی بودن این کرامت‌ها واضح و آشکار است. زیرا ادعای اسلام و دربانی معروف کرخی، 230 سال بعد از مرگ او توسط سلمی بدون ارائه هیچ مدرک و مستندی گفته شده. بنابراین چطور می‌توان کرامت‌های نقل شده برای او را پذیرفت؟ اگر هم بپذیریم که چنین شخصی وجود داشته است معروف کرخی یا هرکسی که قصد داشته برای او کرامت بسازد چطور امام رضا (علیه السلام) را در این کرامت نادیده گرفته است؟! چرا معروف کرخی باوجود امام رضا (علیه السلام) خود را به‌عنوان شفیع و شخصی آبرومند نزد خداوند متعال معرفی می‌کند؟

پی‌نوشت:
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ناشر اسلامیه، تهران، 1377 ش، ج 2، ص 27 و 28

مطلب تفصیلی_ نقل کرامت، جزء لاینفک تاریخ زندگی اقطاب و بزرگان صوفیه به شمار می‌رود. معروف کرخی ازجمله صوفیانی است که کرامات مختلفی در کتب صوفیه برای او نقل شده است. شخصیتی که بسیاری از فرقه صوفیه سلسله خود را به او می‌رسانند و معتقدند که معروف کرخی به‌واسطه دربانی برای امام رضا (علیه السلام) به مقام و منزلتی خاص نزد آن حضرت دست یافت و از طرف آن حضرت وظیفه دستگیری از طالبان حقیقت را بر عهده گرفت.

ازجمله کرامت‌هایی که برای معروف کرخی نقل شده است این است که: «آورده‌اند که شخصی قصد سفر داشت. نزد کرخی آمد که با وی وداع کند و به سفر رود. کرخی به آن شخص گفت: اگر حاجتی در این سفر داشتی و یا گرفتاری برای تو پیش آمد، به حرمت من آن را از خداوند طلب نما که مستجاب می‌شود. آن مرد در شگفت شد که چگونه کرخی از خودش تعریف می‌کند. کرخی از درون او مطلع شد و گفت: به تو بگویم که این سر و پیشانی را سال‌ها بر آستانه مقدس امام علی بن موسی‌الرضا نهاده‌ام.» [1]

همچنین نقل شده: «مردی دریانورد از کرخی تقاضا کرد که او را از سفرهای دریایی‌اش سالم و سلامت به خانه بازگرداند. کرخی دستور داد دوات و قلم آوردند و جملاتی بر کاغذ نوشت و به آن شخص داد و گفت: هرگاه دریا متلاطم شد، آنچه در این نامه نوشته شده است را بخوان. اتفاقاً دریا طوفانی شد و آن شخص نامه را بیرون آورد که بخواند. دید آنجا نوشته شده: ای دریا ترا به‌حق کرخی دربان علی بن موسی‌الرضا (علیه السلام) از تلاطم بازایست. آن مرد عصبانی گردید و نامه را به دریا انداخت و طولی نکشید که دریا از تلاطم و کولاک بازایستاد و معلوم شد که این به برکت خدمتگزاری و دربانی امام بوده است.» [2]

اما درباره کرامت‌های نقل شده درباره معروف کرخی باید گفت که ساختگی بودن این کرامت‌ها واضح و آشکار است زیرا وقتی مسئله اسلام آوردن معروف کرخی به دست امام رضا (ع) و ادعای دربانی او، برای اولین بار توسط ابو عبدالرحمن سلمی نیشابوری، متوفای 412 هجری قمری یعنی 230 سال بعد از مرگ معروف کرخی بدون ارائه مأخذ و مدرکی مطرح شده است. [3] چطور می‌توان کرامت‌های نقل شده برای او را پذیرفت؟ نکته دیگر اینکه اگر هم بپذیریم که چنین شخصی وجود داشته است معروف کرخی یا هرکسی که قصد داشته برای او کرامت بسازد چطور امام رضا (علیه السلام) را در این کرامت نادیده گرفته است؟! چرا معروف کرخی با وجود امام رضا (علیه السلام) خود را به‌عنوان شفیع و شخصی آبرومند نزد خداوند متعال معرفی می‌کند؟ چرا معروف کرخی بر روی کاغذ نام خود را نوشت، درحالی‌که اگر او دربان امام رضا (علیه السلام) و از یاران و اصحاب ایشان به شمار می‌رفت باید نام مبارک آن امام بزرگ، را بر روی کاغذ می‌نوشت، نه نام خود را. درواقع نقل این کرامت نشان دهنده نیت صوفیانی که برای بزرگ نشان دادن و

پی‌نوشت:
[1]. مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ صوفی و صوفی ‌ گری، انتشارات حر، تهران، ۱۳۷۶، ج 2، ص 622
[2]. شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ناشر اسلامیه، تهران، 1377 ش، ج 2، ص 27 و 28
[3]. سلمی، ابو عبدالرحمن، طبقات الصوفیه، نشر دار الکتب العلمیه، بیروت، 2003 م، ص 85

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.